ادامه ای معرفی منطقه داوود (2)

 

بنام آنکه هستی نام از او یافت

اقتصاد :
دوستان عزیز سلام  و درود بی پایان بر شما باد . خوشحالم که این بار و در ادامه ای مطالب پیشین ،   نوشته ای تازه ای  در همان راستا خدمت تقدیم داشته و اقتصاد منطقه داوود را به بررسی میگیریم امید که مورد پسند تان واقع گردد و همچنان انتقادات و پیشنهادات سازنده ای تان را با آغوش باز پذیرفته و به کار خواهیم بست :

اقتصاد منطقه داوود و ناوه گری همچون دیگر مناطق جاغوری و هزارستان هنوز یک اقتصاد روستائی بوده و بر دو رکن مهم کشاورزی و مالداری ( دامداری) استوار است ، گرچه امروزه بدلیل های گونا گونی همچون : کثرت نفوس ، تقلیل منابع آبی و خشکسالی های ویرانگر سالهای اخیر ، مهاجرت به خارج از کشور ، روی آوری به شغل های دیگر همچون تجارت و دکانداری ، رانندگی و حمل ونقل مدرن ، کار های کوچک تولیدی همانند : بلوک زنی ، موزاییک سازی و اخیرا یک مورد سنگ بری در منطقه داوود و مرغداری در دست احداث نیز در همین منطقه و…  متداول گشته است .  در این میان ؛ بازار  انگوری ، بازار اشکه داوود و بازار آسیه داوود  مهم ترین جایگاه های تجاری و دکانداری ، بیشترین محل های تردد ،  تجمع و خرید روزانه ای مردم این منطقه را تشکیل میدهند .

کارخانه سنگبری - داوود جاغوری

باوجود این ؛  بدلیل تدوام جنگ های خانمانسوز ، ناامنی و آشوب راه ها  و آسیب دیدگی شدید  زراعت و دامداری که ارکان اساسی اقتصاد منطقه بوده اند ، بیکاری و فقر رفیق همیشگی اکثریت مردم گردیده و همین بیکاری باعث شده که بسیاری از نیروی کار کشور و از جمله داوود و ناوه گری همراه با جوانان دیگر مناطق جاغوری ،  به تمام جهان پراکنده شوند و با کار های طاقت فرسا و سخت در خارج ، مخارج خود و خانواده ای شان را تأمین کنند ،  در حال حاضر بیشترین بار زندگی بر دوش این جوانان است که طی سالها خارج از وطن و زادگاه شان بسر میبرند و روزانه میلیون ها پول بصورت های گوناگون از سراسر جهان به کشور و مناطق مختلف آن از جمله داوود و دیگر مناطق جاغوری ، حواله گردیده و مصارف روزانه ای خانواده ها را تأمین میکنند .

 پس از سقوط رژیم طالبان و برقراری نظام جدید ، متأسفانه مردم خواسته یا ناخواسته در دام مصرف و مصرف گرائی تمدن غربی افتاده و بدترین حالت ممکن در اسراف و مصرف گرائی بر زندگی لرزان شان حاکم گشته و ناخودآگاه بسوی تمدن غربی و مظاهر آن کشیده شده اند ، ورود این مظاهر همچون : تلویزیون ، ویدئو ، آنتن های ماهواره ای ( دیش ) ، ماشین های شخصی دسته دوم جاپانی ، موبایل و… گرچه چهره ای زندگی سنتی مذهبی مردم را به شدت تغیر داده وظاهر آرایش کرده و به اصطلاح جلجلی به آن داده است ولی همین ظاهر زیبا و بزک کرده ، قوز بالا قوز گردیده و بر سرعت و میزان مصرف گرائی افزوده است .  استفاده نابجا و منفی از آنها تمام ارکان زندگی سنتی مذهبی شان را متأثر ساخته و ارکان خانواده ها و اخلاق را به شدت متزلزل ساخته است !  طوریکه تمام کشور و مناطق آن از جمله جاغوری بدون اینکه کمترین سهم را در تولید داشته باشند بالاترین درجه ای از مصرف را دارند در حال حاضر تمام وطن یک بازار مصرف قوی با سهم بسیار بالا برای کالا های کشور های همسایه تبدیل شده است آنهم کالا و اجناسی با کمترین کیفیت در سطح جهانی ! درست به همین دلیل است که هر چه پول و ارز میلیونی که با خون دل و صرف عمر و نیروی جوانان مهاجر تهیه میشود وارد منطقه و کشور میشود ، با بی خردی تمام در مصرف گرائی ، انجام مراسم های تشریفاتی میلیونی ،  رقابت های منفی ، استفاده ای منفی از مظاهر تمدن ، دعوا های حقوقی و رشوه های میلیونی و… به باد داده شده و تنها نفع میلیاردی آن به جیب کشور های همسایه و کمپنی های وابسته به خارج  و خارجی ها میرود . با جاری بودن چنین فاجعه ای و تسلط غول اسراف و مصرف گرائی بر زندگی متزلزل مردم  و اقتصاد نابسمان و فلج کشور ، راستی چه باید کرد ؟ آیا این دوران گذر است و ناگذیر باید طی شود ؟ یا راه حلی برای  بیداری و آگاهی مردم وجود دارد و آن راه حل چیست ؟  مسؤلیت این آگاهی بخشی بدوش چه کسانی است ؟ و… !؟  راستی تا کی باید این نسل سوخته ای  قربانی شده  ( جوانان مهاجر )  با صرف عمر ، انرژی و با گیرو گذاشتن عزّت ، آبرو ، جسم و جان شان بار سنگین این اسراف های ویرانگر را بر دوش بکشند !؟ راستی خانواده های بی انصاف مصرفگرا لحظه ای هنگام مصرف های نابجا ، به پولی دردست داشته ای شان  اندیشیده اند که چگونه و از کجا آمده است ؟ کاش میشد از زندگی کارگران مهاجر در خارج فیلمی تهیه کرد و بجای سریال های آنچنانی ماهواره ای برای خانواده ها پخش کرد تا شاید هنگام مصرف کمی تأمل بخرج داده و اندکی دست ودل شان بلرزد و این قدر بی پروا خرج نکنند!؟ از رواج های مزخرف با مصارف کمر شکن کمی بکاهند . در نهایت اینکه در حال حاضر بیشترین بار اقتصادی خانواده ها بر دوش کارگران درو از وطن و دسترنج آنان استوار است .

کار خانه سنگبری - داوود جاغوری

گرچه در حال حاضر خوشبختانه برمیزان بارندگی سالانه طی دو سال اخیر افزوده شده که باعث سرسبزی و شادابی دوباره ای مناطق جاغو
ری ومنطقه داوود گردیده ، با وجود این ؛ دیگر نه زمین ها حاصلات سابق را دارند و نه از دامداری سابق خبری در میان است ،  سرزمین جاغوری که تا سی سال پیش بدلیل وفور دام ، گوشت و دام صادراتی داشت امروزه باید گوشت یخ زده و تاریخ تیر شده ای  فیل مرغ برزیلی را با گوشت بوفالوی پاکستانی وارد نموده و مصرف کنند . لبنیات ایرانی وپاکستانی با تخم مرغ هندی هم که بر سفره های مردم جاخوش کرده است ! حتی نسوار چینی دهن مبارک ناسی ها را نوازش میکند !؟ گرچه به جای الاغ و گاو ، چارپای آهنی کار های قلبه ، باربری ، خرمن کوبی و… انجام میدهند اما قیمت انواع تیل آنقدر گران است که به اصطلاح : بای خر کافون خر هم نمیشود !  زمینی که تا نیم قرن مربوط به یک خانوار بود و قوت لایموت آن ها را فراهم میکرد امروزه بدلیل کثرت نفوس دیگر « پیش خوری » هم نمیشود زیرا همان یک خانوار به چهار یا پنج خانواده گسترش یافته است و زمین نیم شبانه روز آب  و زمین  پس از تقسیم به پاو و چارک  و به ساعت و نیم ساعت رسیده است .

در حالیکه تا 10 سال پیش بسیار از خانه ها حداقل 10 تا 15 ریزپای ( بز و گوسفند ) داشتند امروزه به ندرت گوسفندی برای قدید ( گوشت لاندی ) زمستان شان نگه میدارند . اگر تا چند سال قبل تقریبا هر خانه گاوی ، ماده گاوی ، اسپی ، قاطری ویا الاغی داشتند امروزه در تمام منطقه بندرت اثری از این حیوانات مفید و ضروری برای یک زندگی روستائی دیده میشود . این حکایت از یک فاجعه زیست محیطی دارد که بر اثر خشکسالی های سال های گذشته به وجود آمده و بخصوص منطقه داوود بخاطر کم آبی زیان های جبران ناپذیری از این مسأله دیده است ، چون مهم ترین منبع آبی منطقه قول آو بوده است که شاه جوی ها در گذشته منطقه را مشروب و زراعت را سیراب میکردند وکاریز های منطقه هم بخشی دیگری از آب زراعی و شرب مناطق و آغیل ها را تأمین میکردند  که بر اثر کمی بارش دیگر هرگز توان گذشته ای شان را بازنیافته اند .

مهمترین کاریزهای منطقه داوود ، کاریز بوم بیلو ، گردن داوود ، کاریزمیانه و… هستند اما همین کاریز ها که روزگاری بیشترین آب را داشتند و مشهور بودند امروزه نصف آب سابق را هم ندارند . نتیجه اینکه : اقتصاد منطقه داوود ، ناوه گری و بسیاری از مناطق جاغوری که در گذشته های نچندان دور ، یک اقتصاد کاملا روستائی و بر دو پایه ای زراعت ومالداری استوار بود ، امروزه به دلایل مذکور شکل سنتی روستائی را اندک اندک دارد از دست میدهد و بسوی یک «اقتصاد معجون » از نظام اقتصاد شهری و روستائی پیش میرود که در آن متأسفانه «مصرف» در اوج قرار دارد  ولی «تولید »زیر صفر قرار دارد و بصورت روز افزونی رسم و رواج های کمر شکن و منفی ، مصارف گزاف و غیر قابل باوری را بر مردم تحمیل میکند ، در این نوشتار تنها به گوشه های از این اسراف و مصرف گرائی اشاره شده است  ، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ! البته : این درد مشترک تمام جاغوری و  سراسر وطن است که متاسفانه کشور به یک بازار مصرف تولیدات خارجی تبدیل شده  و روز به روز به میزان آن افزوده میشود ، شایسته است که اهل قلم  بخصوص اقتصاد دانان کشور کمی هم دراین مورد قلم فرسائی نموده و بر این درد مرحم گذارند . راستی به نظر شما هم وطن عزیر چه باید کرد ؟؟ علاج این درد چگونه ممکن است !!؟
پایدار و پیروز باشید .         ادامه دارد ………………..    یاحق                          خرمی

+;نوشته شده در ;جمعه هفدهم مهر 1388ساعت;21:21 توسط;مدیریت بخش داود – خرمی; |;


3 دیدگاه برای “ادامه ای معرفی منطقه داوود (2)
  1. شنبه 18 مهر1388 ساعت: 16:29

    با سلام به شما دوست عزيز

    اميد وارم اين وب لاگ هميشه با همت شما دوست عزيز ايراني‌ به روز بماند ، به طور کاملا اتفاقي از اين وبلاگ سر در اوردم ولي‌ از اين اتفاق بسيار خوش حالم ، و خوش حالم از اين که وقتم را صرف خواندن مطلب‌هاي شما کردم
    از وب لاگ جالب ممنون دوست عزيز . با اميد ايراني‌ سبز و خرّم

    http://www.chatpersian.net

    http://www.chatchat.ir

  2. دوشنبه 20 مهر1388 ساعت: 20:8

    دوست عزیز آقای ناروی سلام برشما ، از اینکه همیشه به این خانه ای مجازی عنایت دارید و به مطالب دوستان توجه داشته با نظرات تان تشویق مان میفرمایید ممنونیم .
    همواره موفق و پیروز باشید . یاحق . خرمی