ازسوی مجمع علما وطلاب جاغوری اطلاعیه ای منتشرشد.

مدبریت ۳:۱۵ ق.ظ ۲۵

شورا ی مرکزی مجمع علما و طلا ب جاغوری با لاترین نهاد تصمیم گیری و اجرایی است. همانطوری که استحضار دارید تا هنوز پانزده عضو آن توسط مجمع عمومی به صورت مستقیم و ده نفر آن از مناطق فاقد نماینده دعوت می­شدند.

با توجه به ملاحظات و پیشنهاد های جمعی از عزیزان، تشخیص داده شد بازنگری آن به معرض آرای مجمع عمومی گذاشته شود تا تصمیم مقتضی جهت بهبود و رفع نقایص آن اتخاذ شود از اینرو گزینه های پیشنهادی کمسیون بازنگری با اندک توضیح خدمت شما تقدیم می­گردد، تا فرصت کافی برای برای تامل داشته و با آگاهی بیشتر گزینه مورد نظر خود را در روز اجلاس سالانه انتخاب نمایید.

گزینه اول: حفظ وضع موجود؛یعنی ۱۵ نفر انتخاب مستقیم مجمع و ۱۰ نفر دعوت از مناطق فاقد نماینده،تا با ۱۵نفر شایسته سالاری و با۱۰ نفر دیگر جامعیت منطوی لحاظ گردد.

نقایص: ۱- عدم پوشش تمام مناطق با ۱۰ نفر . ۲- نبود تعریف معیارمند برای مناطق فاقد نماینده در حال حاضر.

گزینه دوم: افزایش شورای مرکزی از ۲۵ نفر به ۲۹ نفر بانتخاب ۱۵ نفر توسط مجمع عمومی و انتخاب ۱۴ نفر توسط مناطق فاقد نماینده ،تامحاسن گزینه قبلی حفظ و نقص کمبود نماینده مناطق فاقد نماینده کمترشود و از سوی با افزایش تعداد اعضای شورای مرکزی با مشارکت بیشتر،کارها نیز بهتر انجام شود.

گزینه سوم: همه ۲۵ نفر اعضای شورای مرکزی بارای مستقیم مجمع عمومی و بادادن هر نفر یک رای به یک نفر- نه به ۲۵ نفر- انتخاب شوند. تا اولا امکان شایسته سالاری و رای آوری افراد شایسته از مناطق مختلف فراهم شود ثانیا از هرگونه ایتلاف و زد و بندهای منطقه ای پرهیزشود.ثالثا در شمارش آرا تسهیل شود. رابعا فرهنگ عبور از منطقه و قول و قریه تقویت شود. خامسا شور و شوق انتخاباتی افزایش یابد

نقص: امکان عدم جامعیت منطقه ای با انتخاب نشدن نماینده مناطق دارای طلبه کمتر.

قابل یاد آوری است که هر گزینه با داشتن محاسن و خوبیهایی فراوان ممکن است از نقص نیز خالی نباشد،امید است با انتخاب احسن عزیزان، بهترین گزینه به تصویب برسد.

تذکر: ورقه رای دهی قبل از رای گیری در خود جلسه توزیع می شود.

 فردا با حضور فعال به  حول و قوه الهی و استعانت از حضرت ولی عصر (عج) ششمین اجلاس سالانه مجمع عمومی «مجمع علما و طلاب جاغوری) با برنامه های ذیل برگزار می گردد:

۱-  گزارش عملکرد سالانه،توسط دبیر مجمع

۲-  سخنران ویژه :حجت الاسلام والمسلمین حاج علیزاده

۳-  رای گیری پیرامون اصلاح ماده ۸ اساسنامه مبنی بر نحوه انتخاب اعضای شورای مرکزی

از عموم علما و طلاب جاغوری دعوت می­شود در این مراسم حضور بهم رسانیده برشکوه و عظمت اجلاس بیفزایید.

زمان :روز پنجشنبه ۲۶/ ۱۲/۸۹ ساعت ۹

مکان: قم،خیابان انقلاب (چهار مردان) کوچه ۱۰ کوی شهید حسن زایری پلاک ۴۴.

+;نوشته شده در ;چهارشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۸۹ساعت;۳:۱۵ توسط;مدیریت بخش خدای داد -غفوری; |;

1,686بازدید

۲۵ دیدگاه »

  1. محسن زردادی حوت ۲۵, ۱۳۸۹ در ۴:۱۴ ب.ظ -

    چهارشنبه ۲۵ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱۶:۱۴

    « بسمه تعالی

    شورا ی مرکزی مجمع علما و طلا ب جاغوری با لاترین نهاد تصمیم گیری و اجرایی است. »

    راست بگویم من درست نفهمیدم که همین شورای مرکزی مجمع.. بالاترین نهاد تصمیم گیری و اجرایی در کدام امور است. و از طرف کیها برایش این صلاحیت داده شده است؟؟
    موقف رسمی و یا اجتماعی این شورا چه است؟؟ و اعضای آن انتصابی است یا انتخابی و اگر انتخابی است از طرف کی انتخاب میشود و اگر انتصابی است به کدام حق خودرا یگانه مرجع تصمیم گیری و اجرایی میداند ؟؟
    والله هیچ نفهمیدم اگر کسی فهمیده باشد لطفاً برایم توضیح دهید.

  2. د... حوت ۲۵, ۱۳۸۹ در ۵:۲۲ ب.ظ -

    چهارشنبه ۲۵ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱۷:۲۲

    بارادر های ازیز بی هوده  وقت تان را تالاف ناکننید…..
    شورا ی مرکزی مجمع علما و طلا ب جاغوری با لاترین نهاد تصمیم گیری و اجرایی است…یعنی هامین کار ها بود کی اوال انقالب داسته گولل رابا ابدادی
    کمکهایزیاد از جاهایزیاد ….مردم را ماهروم کردید اخیر در اختیار وا در
    جیب کاسی دیگار رفت کی چندین دانشگاه درست کرد در پشاور برای 
    شاگیردا پول هم میداد کی خرج خود یاخاناواده کند مابادامجبور شود درکوره خشتمالی یا سنگبوری … باهاتر خرج روزگار ….

  3. طالب حوت ۲۵, ۱۳۸۹ در ۸:۴۱ ب.ظ -

    چهارشنبه ۲۵ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۲۰:۴۱

    اگرطلاب لومان والمیتو تا پایان عمر این مجمع زحمت آن را بکشند حتما دست شان را می بوسیم. نیاز به اصلاح نیست.

  4. عبدالکریم حوت ۲۵, ۱۳۸۹ در ۸:۵۵ ب.ظ -

    چهارشنبه ۲۵ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۲۰:۵۵

    سلام به همگی.

    بنظرم این شورا با لاترین نهاد تصمیم گیری در بین مهاجرین جاغوری در قم است.

    اگر این شورا بالاترین نهاد تصمیم گیری و اجرای در جاغوری است؟؟؟ پس چه غلط میکند که در قم تشکیل میشود؟؟ اگر این شورا برای مردم جاغوری است چرا در خود جاغوری تشکیل نمی شود؟؟ مگر ما از خود کشور نداریم؟؟
    این شورا بجز اینکه مردم جاغوری را وابسته به …… نشان میدهد دیگر هیج فایده ای ندارد.
    بیایید تا دیر نشده جلوی این …. هارا بگرید.
    این همه ادعای روشنفکری و با سواد بودن مردم جاغوری نتیجه اش همین است؟؟
    نگزاریم عده ای وطن …. باعس ابرو ریزی مردم ما شود

  5. ملا عوض لعلخیل حوت ۲۵, ۱۳۸۹ در ۱۱:۰۴ ب.ظ -

    چهارشنبه ۲۵ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۲۳:۴

    سلام خدمت دوستان، من فکر میکنم این بازی کودکانه است، و در عین حال گسترانیدن دامدین به هر راهی و تفرقه افگنی دوباره بین جامعه هزاره، جدائی بین تیپ دانشجو( روشنفکر) و (روحانی) چیز دیگری، حس و درک می شود دوباره کشاندن مردم زیر لیحاف بخبری، منظور از دین نیست از افکار متعصبانه ی بعضی ها و در فطرت خودم حس میکنم به ضرر ماست.

    حالا در گزارش عفوری صرف از (طلاب و علما) همان شیخ های که خلق الا را به انتظار خدا و در اتنظار چه خواهد شد دعوت میکنند کسی دیگری نیست. یک کلام از تیپ دانشجو نیامده. آقای زردادی سوالی خوبی را مطرح کرده، برای کی هست و در کجاهست؟ آیا جامعه هزاره غیر از اخوند کسی دیگر در ان زندگی نمیکند؟

    در گزارش عفوری بجای کلمه دانشجو یا کارگر اکثرا از واژه های عربی استفاده شده توده مردم یک جمله عربی را بشنوند فکر میکنند در بهشت میروند، آیا این دورغ و فریب است؟

    آقای عفوری این سوال را از شخصی شما دارم، آیا این حرکت و این گزارش تو و این عمل شما جدائی بین دانشجو و طلاب نیست؟ ایا این خط کشیدن دوباره بین دانشجو و طلاب نیست؟ آیا با سلاح زنگ زده و کهنه دیروزی در جنگ فردا میشود رفت؟ البته برداشت کج نشود منظور من دین نیست از همان فکر شخصی است، چگونه تفسیر از دین را دوست ندارم
    از همان فرهنگ قولی که شما نگهبان هستین. بجایکه جواب شیخ های سنی مزهب را بدهید جنگ فرهنگ قولی را میکند، تو دختر مویت دراز است تو بچه خنده کردی.

  6. ح حوت ۲۶, ۱۳۸۹ در ۱:۱۵ ق.ظ -

    پنجشنبه ۲۶ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱:۱۵

    سلام. هر وقت آخوند ها تحمل پزیری و واقع بینی و بینش سیاسی پیداکرد هر وقت منافع مردم را بر منافع شخصی خود تر جیح داد و دانش آن را پیداکرد که اساس منافع مردمش منافع خودش است بعد بیایند تصمیم بگیرند ..حویلی مشرف به شهر کابل بسازند ..

  7. ali حوت ۲۶, ۱۳۸۹ در ۶:۲۶ ق.ظ -

    پنجشنبه ۲۶ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۶:۲۶

    سلام دوستان! مجمع علما طلاب جاغوری یک شورای و تشکل صنفی است مانند همه سندی کاهای فرهنگی و یا کسبه دیگر!
    شورای مرکزی شورا ی مرکزی مجمع علما و طلا ب جاغوری با لاترین نهاد تصمیم گیری و اجرایی در ساختار خود مجمع است و هیچ ارتباط رسمی با هیچ جای دیگری ندارد. همان گونه که دانشجویان در کابل تشکل دانشجویی دارند و یا اصناف دیگر!
    تشکل صنفی داشتن به معنای نفاق و دو دستگی نیست، بلکه برای فعالیت هماهنگ لازم و ضروری است.
    از محس زردادی که این همه ادعای روشن فکری دارد طرح چنین سوالی جای تعجب دارد! مگر در بلا روس هیچ تشکل صنفی وجود ندارد؟ چه کسی به انها حق داده که تشکل داشته باشند؟ منظور از تشکل همان سازمان است آقای زردادی!
    متاسفانه برخی از دوستان خیلی متعصبانه و قشری برخورد می کنند! اگر نام روانی و آخوند را بشنوند چشم شان گرد می شود که چه شد و چه شد و…… تاکید بر قشری گری نشانه توقف ما در گذشته است. روحانیت یک بخش مهم جامعه ما و جامعه فرهنگی ما است، نمی شود انان را نا دیده گرفت. به قشرگرایی های معمول جوامع پس مانده باید از همه توایی های جامعه به نفع جامعه سود برد.
    برخی از اندیشه ها ماهیتا با ایجاد تضاد همراه است و بدون تنش و تضاد فلسفه شان از بین می رود مانند فلسفه کمونیزم! آقای زردادی تا حدی متاثر از گونه طرز فکر است و در برابر اقشار دیگر جامعه فورا تضاد را مطرح می کند تا تز و انتی تیز و سنتز شان بی معنا نباشد!

  8. محسن زردادی حوت ۲۶, ۱۳۸۹ در ۱:۰۳ ب.ظ -

    پنجشنبه ۲۶ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱۳:۳

    در شرایط کنونی یگانه مرجع تصمیم گیری در امور ملت همان شورای ملی یا پارلمان با تمام تشکیلات خورد وریز دیگرش از قبیل شورای ولایتی و شورای ولسوالی و .. است که از طرف مردم بصورت مستقیم انتخاب میگردند.
    اگر موضوع ارتباط میگیرد به اتحادیه صنفی و سندیکایی قسمیکه دوست خوب ماآقای علی میگویند موضوع جداگانه است که جای سوال را ندارد. هرقشر و هر صنف میتواند که از خود اتحادیه داشته باشد و لی این اتحادیه باید مطابق قانون کشور مرجع ویا میزبان بوده و خلاف منافع ملی و قانون این کشورها عمل ننماید. اگر هدف از ایجاد کدام سازمان اپوزیسیونی است هم باید اهدافش روشن باشد و در داخل کشور راجستر شده باشد و منابع تمویل مالی و طرز فعالیتش مشخص باشد.
    من مانند آقای علی که حتا در مقابل نامهای اشخاص و افراد حساسیت دارد ، در مقابل هیچکس و هیچسازمانی حساسیت ندارم و لی طرفدار شفافیت هستم چون میترسم که در زیر کاسه نیم کاسه ی وجود نداشته باشد.
    متن کنونی این اعلامیه هم با متن اولی اش فرق دارد که دقیقاً دست خورده و یا سانسور شده است که خود نیز سوال بر انگیز است.

  9. احمدزاده پاتو حوت ۲۶, ۱۳۸۹ در ۱:۴۹ ب.ظ -

    پنجشنبه ۲۶ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱۳:۴۹

    سلام من را هم بپذیرید
    از آخوند های قم خواهش می شود بیایید جا غوری به حرف بسنده نکنید عملا بین مردم کار کنید بین مردم خود باشید درد مردم خود را از نزدیک حس کنید و ببینید که مردم چه نیاز دارد و چه می خواهد من مخالف قشر روحانی یا هیچ کس نیستم و کسانیکه برای مردم خود خدمت کند دستش را می بوسم و مثل داکتر صاحب سیما سمر و آقای عرفانی که واقعا یک بخش از ضروریات زنده گی مردم را گرفته است در قم سازمان تشکیل بدهید بدرد مردم نمی خورد هزاره یک هزاره است آخوند ،دانشجو ،نداریم همه یک درد داریم از گذشته درس بگیریم و آینده را بسازیم

  10. رضا از نروژ حوت ۲۶, ۱۳۸۹ در ۲:۵۰ ب.ظ -

    پنجشنبه ۲۶ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱۴:۵۰

    سلام

    سالیان متمادی تمام هزارها افغانستان چوب نوکری ایران را بخواطر چند تا آخوند خورده اند. آخوندی کی‌ بهترین کارش در قرن حجر نگهداشتن مردم بوده است و بس، آخوندی کی‌ در طول تاریخ فقط و فقط از راه دکان دین و رشوه ستانی از مردم بد بخت، امرار معاش نموده است. ولی بد بختانه هنوزم کی‌ هنوزه این مردم در خوابند، هنوزم کی‌ هنوزه چند تا آخوند، کی‌ اصلا در افغانستان نیست، در قم نشسته خود را به‌‌ عنوان بالا ترین نهاد تصمیم گیری اجرأی قلمداد میکنند. کار اجرأی آخوند در طول تاریخ چی‌ بوده است (بجز ۱۴۰۰ سال روضه خواندن) چند تا آخوند را میشناسید کی‌، کدام سرک ، پول و پولچک، مکتب، دوا خانه و یا کدام کلینیک درست کرده باشد. بهترین کمک آخوند به‌‌ جامعه هزاره، همانا دخالت نکردن آنها در کارهای اجرأی است. کسانی‌ کی‌ دمبش زیر پای ایران و قم باشد، هج گاه کدام کمک به‌‌ جامعه هزاره افغانستان نخواهند توانست. فراموش نکنید کی‌ (شعار‌ها مذهبیست، ولی عملکرد‌ها نژادی) و این ثابت شده و ما‌ها هم بچشم خود دیدیم.

  11. غفوری حوت ۲۶, ۱۳۸۹ در ۵:۰۹ ب.ظ -

    پنجشنبه ۲۶ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱۷:۹

    یکی از خصوصیات ما افغانیها یا افغانستانی ها این است که به همه چیز با دید شک آلود نگاه می کنیم بدون هیچ مدرک و سندی حکم صادر می کنیم از کجای اطلاعیه این برداشت می شود که ما می خواهیم بین دانشجو و روحانی خط کشی نماییم مگر برادر عزیز دانشجو که تشکل دارند آنها میان روحانیون و خود شان خط کشی می کنند یا ما می توانیم بگوییم که چرا اعلامیه می دهی این مایه نفاق است . برادر عزیز ملا عوض من که افتخار طلبگی و دانشجویی را دارم از این اطلاعیه خط کشی را نمی فهمم مگر این که عینک بد بینی را در چشمم بزنم در کجایی دنیا نوشتن یک خبر به معنای دیوار کشیدن است تو که ادعای دموکراسی را داری باید به همه استلزمات و پیامدهای آن ملتزم باشی مگر در فرهنگ دموکراسی شنیدن صداهای مختلف و تحمل نظریات مختلف و احترام به آرای دیگران و آزادی فردی مردم و احترام به شخصیت آحاد ملت و جامعه و … از اساس و بنیان آن نیست پس چرا این همه که شعار دموکراسی سر می دهید به لوازم آن پای بند نیستید امید وارم که در کشور ما هم تشکلها و احزاب قانونی بوجود بیاید که از استبداد و خود کامه گی حاکمیت جلو گیری شود و هم آستانه تحمل ما بیشتر گردد که ضمن ادب و احترام به دیگران به خاسته های معقول و مشروع خود به همه اقشار این اجازه را بدهیم که برای رسیدن به اهداف انسانی و بشری خود برسند درست به همان میزان که حق شان است.

  12. غفوری حوت ۲۶, ۱۳۸۹ در ۵:۱۴ ب.ظ -

    پنجشنبه ۲۶ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱۷:۱۴

    از طرفی خوشحالم که برادران دارای احساس اند و نسبت به مسایل حساس می باشند کشور ما از بس مشکلات دیده و مردم ما از بس غم وغصه کشیده که آدم را به یاد این ضرب المثل می اندازد که مار گزیده از چوغ آله میترسه. اما برادران عزیز در هر مجموعه ای و هر صنفی در هر جای که باشند یک سری مشترکات دارد برای رسیدن اهداف خود نیازمند تشکل است به این معنا که کارها بهتر انجام شود کارها نظام مند صورت گیرد تقسیم کار صورت گیرد آن هم در محدوده کاری خود این کار در تمامی دنیا وجود دارد اصناف بازار اصناف تاکسی رانی اصناف کامیون داران اصناف صنعت گر و یا تشکلات فرهنگی از قبیل تکشکل دانشجویی تشکل دانش آموزی و از همین قبیل است تشکل مجمع علما و طلاب جاغوری که در محدوده کاری خود و برای نظم دهی کارهای خود تعدادی از برادران شما گرد هم آمده این به معنای موضع گیری در برابر هیچ صنفی نیست در راستای کارهای فرهنگی در حد توان و امکانات خود بوجود آمده است ماهیت آن مربوط به یک قشر خاص است نه ادعای تصمیم گیری در باره مردم دیگر را دارد ونه سر ستیز با هیچ قشر و تشکلی که در راستای منافع مردم فعالیت نماید دارد درست همانگونه که تشکل های دانشجویی زیادی ممکن است درکشور وجود داشته باشد که برای خود شان اساس نامه دارند براساس آن فعالیت می نماید و هیچ کسی حق ندارد تا بگوید چرا هست ونه من حق دارم که بگویم چرا نام من در آن نیامده و یا چرا تو وجود داری و سبب اختلاف شده ای بعض برادران نوشته اند که چرا از کلمات عربی استفاده شده است این مسله ممکن است تا اندازه غیر معمول به نظر آید اما برادر عزیر درست همان طور که یک نفر در طول تحصیل خود با کلمات خاص در ارتباط باشد و متن درس و محاورات و کتاب ها با زبان خاص باشد بدون شک در ادبیات گفتار و نوشتار بروز وظهرو می نماید ماهیت درس طلبگی طوری است که زبان و کتاب و همه عربی است

  13. غفوری حوت ۲۶, ۱۳۸۹ در ۵:۱۶ ب.ظ -

    پنجشنبه ۲۶ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱۷:۱۶

    در ادامه مطالب قبلی برادر عزیز مردم هزاره که در کویته زندگی می کند همان ادبیات مخصوص خود را دارد که غیر از ادبیات مردم داخل افغانستان است و ملامتی بر آن ها نیست که چرا آنطوری حرف می زند به علاوه امروز در افغانستان واژه های زبان خارجی در ادبیات مردم کم نیست اگر ملالتی هست باید در برابر همه زبانها باید باشد نه زبان خاص و جدای از این اگر ما از زبان باید استفاده نماییم محصولاتی دیگر را چکار نماییم از آب آشامیدنی گرفته تا نمک و نوشابه اگر در یک مهمانی بروی با ذره بین چیز ی را که محصول خود کشور باشد نمی توانی ببینی برادر عزیز چرا در این باره حساسیت نداری که حتی آب معدنی ما نیز از کشور دیگر می آید تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

  14. احمدرمزی حوت ۲۶, ۱۳۸۹ در ۱۱:۳۰ ب.ظ -

    پنجشنبه ۲۶ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۲۳:۳۰

    سعی کنیم در فضای مجازی به همدیگر توهین نکنیم.(نصیحت نبود بلکه یادآوری بود)
    بیاییم به صورت منطقی به همدیگر جواب بدهیم واز واژه ها واصطلاحات رکیک وزشت پرهیز کنیم. ما چرا به همدیگر با ادبیات زیبا وقشنگ گفتگو نکنیم؟
    من نه طرفدار مجمع علما وطلاب هستم ونه از مخالفین این مجمع. درواقع هرقشری وهر صنفی حق دارد برای این که فعالیت های شان منسجم تر انجام گیرد باید در اتحاد وهماهنگی درمیان شان به وجود بیاید تا درچنین بستری به فعالیت های شان ادامه دهد. از سوی دیگر اگرانتقادی هم بر مجمع می شود باید با روی گشاده و دل باز ودر قالب ادبیات خوب وزیبا پاسخگو باشد ودو طرف سعی کنند همدیگررا به این آن متهم نکنند.ممکن کسی بیاید مرا به عنوان محافظه کار متهم کند. ولی همین ادبیات من است وهیچ وقت به کسی اتهام وارد نمی سازم.

  15. نصیر حوت ۲۷, ۱۳۸۹ در ۲:۲۷ ق.ظ -

    جمعه ۲۷ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۲:۲۷

    سلام به همه دوستان اخند = خیرات خور

  16. احمدرمزی حوت ۲۷, ۱۳۸۹ در ۸:۴۴ ق.ظ -

    جمعه ۲۷ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۸:۴۴

    درود بر اندیشه ی باز مردم پاتو.
    ازجناب آقای احمدزاده که دوست قدیمی ماست نهایت سپاسگزارم. نظر خوبی دارید. همه مردم جاغوری متعلق به یک پیکر است که از اجزا مختلف تشکیل شده است برخی روحانی، برخی دانشجو، برخی کارگر، و… همه وهمه عزیزهستند.
    اما اینکه بیاییم یکی را خیرات خور بنامیم دیگری را لاشخور بنامیم وسومی راباج خور بنامیم وچهارمی را به صورت سربسته رشوه خور بنامیم کاری درست وپسندیده نیست واین مساله اولا درادبیات دینی محکوم وحرام است زیرا جز مصادیق اصلی توهین، تهمت وافترا است ودوما این مساله با اخلاق، فرهنگ ورفتار مردم جاغوری سازگار نیست.
    از سوی دیگر یکی را متهم به مزدور فلان کشور کنیم ودیگری را مزدور فلان حزب چپی وراستی کنیم باز کاری درست وپسندیده نیست. این ادبیات با فرهنگ مردم جاغوری سازگار نیست.
    همه وهمه تلاش کنیم تا برای کشور ومنطقه عزیز خود تاثیرگزار باشیم.
    به نظر من تشکیل مجمع برای علما وطلاب جاغوری ضرورت ندارد. زیرا مجموعه مذکور می تواند درقالب اهداف وارمان های شورای علمای جاغوری کار کند وهمه باهم درراستای اهداف وآرمان های واحد حرکت نماید و احیانانقص ها وکاستی هایی که درشورای علما دیده می شودباتعامل سالم وصحیح طرفین برطرف شوند. آن گونه که از گزارش آقای غفوری برداشت می شود، به نظر می رسد مجمع علما وطلاب جاغوری کاملا یک مجموعه ی فرهنگی است واین هیچ اشکال ندارد که بتواند فعالیت های فرهنگی خودرا در چنین قالبی سامان داده وبعد ارائه نماید. واین خودفایده های زیادی دارد. ازجمله ازتحکم وفرد گرایی کاسته می شود وفعالیت های علما وطلاب حساب شده و سنجیده تر انجام می گیرد واختلافات سلیقه ی وشخصی کمتر می شود.
    سخن آخراینکه تلاش کنیم باتمام لطالف الحیل درپی خذف همدیگر نباشیم.

  17. احمد حوت ۲۷, ۱۳۸۹ در ۱۱:۰۸ ق.ظ -

    جمعه ۲۷ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱۱:۸

    هه هه هه!!!!!!!!!
    از آخوند های قم خواهش می شود بیایید جا غوری به حرف بسنده نکنید عملا بین مردم کار کنید بین مردم خود باشید درد مردم خود را از نزدیک حس کنید ؟؟؟؟؟؟؟؟

    برادر گرامی!!!!!!!
    در جاغوری خیرات و شهریه حوزه ای از کجا شود که انها تغذیه کنند. ….. در قم کفاف زندگی و بی تفاوتی این قشر تنبل و گران جان را تا حدودی میدهد. پس چه جایی بهتر از ان
    به همین دلیل اگر به منطقه بیایند برای پر کردن شکم …. دست به هر کاری غیر………….. میزنند.

  18. خیر خواه حوت ۲۷, ۱۳۸۹ در ۴:۵۹ ب.ظ -

    جمعه ۲۷ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱۶:۵۹

    با سلام برادر عزیز ما امید وار بودیم برادرانیکه در کشور های خارج می روند به اصطلاح وطنی دنیادیده می شود جهان بینی شان وسیع می شود با مفاهیم و معانی دموکراسی احترام به شهروندان احترام به حقوق یکدیگر فرهنگ شهر نشینی و انسانی آگاه می شود ولی از سخنان بعضی برادران کلی مایوس می شویم این برادر که این همه کشور را دیده و تجربه کسب نموده انتظار می رود اهل دقت هم شده باشد ولی از سخنان شان معلوم می شود چنین اتفاقی نیفتاده نه در اطلاعیه دقت به خرج داده و نه در نقش نهاد های اجتماعی و کارکردها و و ظایف آن اندک تامل نموده. برادر که گفته که مجمع بالاترین نهاد تصمیم گیری برای کشور است این را که یک دهاتی بی سواد هم می فهمد که منظور از آن محدوده کاری خود شان است مسله بعدی این که عزیزم رضا هر نهاد در جامعه نقش ها و وظایفی خود را دارد نهاد آموزش کارش تعلیم و تربیت شهروندان است کار ارتش دفاع از تمامیت ارضی و کار قاضی دفاع از حقوق شهروندان و دادرسی است وکار هر نهاد بر اساس نقشی که دارد انجام می شود کار فرهنگیان و عالمان دینی تبلیغ آموزه های دینی است حال اگر از نهاد تعلیم و تربیت ما انتظار دفاع از کشور و جنگ داشته باشیم معقول نیست آیا در کشوری که دین مسیحیت در آن مرسوم است روحانیون و کلیسا کارش سرک ساز ی است و یا کارش ترویج آموزه های عیسی مسیح؟ اما این که نوشته ای آخوند ها در ایران و قم است اگر در خارج از کشور جرم باشد باید بیش از پنج ملیون شهروند افغانی از جمله خود جناب عالی باید مرتکب جرم شده باشید و یا این که گفته ای دمش زیر پای ایران است برادر عزیز آیا دم شمار زیر پای حکومت نروژ است ما که فکر نمی کنیم چنین باشد برادر عزیز من اگر ازتو توقع داشته باشم که چرا برای مردم سد و بند آب نمی سازی به نظر شما این توقع بیجا نیست؟ خودت قضاوت کن در طول تاریخ پول و امکانات در اختیار دولت بوده و همین الان که من وتو آوراه کشور بیگاه هستیم علت شان نبود امنیت و نبود کار و وسایل زندگی است و این کار را که باید انجام دهد؟ امید وارم که روزی باهم در کشور باشیم
    دست دردست خویش نهیم به مهر *** میهن خویش را کنیم آباد

  19. ملا عوض لعلخیل حوت ۲۷, ۱۳۸۹ در ۹:۰۳ ب.ظ -

    جمعه ۲۷ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۲۱:۳

    سلام دوستان بخصوص عفوری.

    من هیچ وقت از خودم دفاع نکردم و حالاکه دفاع هم میکنم خجالت میکشم.
    آقای عفوری مرا متهم میکند که این قدر از دموکراسی حرف به میان آوردی چرا پابند نمی باشید؟ چون آنها سلیقه ای حرکت کردند و ما مبارک باد نگفتیم.

    دیدگاه من در یک جامعه گریسنه که در ان هم حکومت دینی از نوع طالبانیزم، ربانی و یا از اندیشه اخوان المسلمین تراوش کند این است، در ان جامعه قحشا زیاد میشود و مردم همچنان از حق و آزادی هایش محروم میماند، چرا که آن جامعه برای پزیرش دموکراسی و نهاد های مدنی آماده نیست دموکراسی (سنگ ریشته) نیست در بین مردم تقسیم کرد. اگر در جامعه حکومت دینی باشد هم همانگونه باشد(دین منحصراَ همان حکم الا است) ( لااکراه فی الدین) ویا در ان جامعه علم گرائی، خرد گرائی انسان مداری ارزش برایش قایل باشند، اگر نه دموکراسی وارونه و ابتذال کشیده میشود. شما برداشت کردید که من دیندار نیستم، شاید دینمدار خشک باشم آما آزاد اندیش، شاید سکولار خشک باشم با گرایش دینی، شاید کمونیست باشم اما انعطاف پزیر.

    من دوست دارم در جامعه ما نه تنها دموکراسی بلکه اومانیسم، سکولار، شریعت، حتی تئوکراسی نهادینه شود و هر عقیده ئی که باشد و هر انجمن که برای پیوند مردم کار کنند مورد احترام قرار گیرد و شاید باعث برچیدن نظام های توتالیتری، موبوکراسی و موبوکرات و ناسیونالیستی قبیله سالاری شود.

    آقای عفوری! چرا هر چیز را شما توجه دینی میکند و هر کس که عقیده شما مخالفت کرد با دین متهم و محکوم میکنید؟
    دوم: آیا محور های شریعت حکم خدا است؟ اگر حکم خدا است ما میتوانیم امر و نهی یا حکم ( شیخ فصیحی …یا) در سنگماشه است، یا از سعیدی در غجور یا مولا عمر را تحت عنوان حکم خدا در روی زمین قبول کنیم؟

  20. ملا عوض لعلخیل حوت ۲۷, ۱۳۸۹ در ۱۰:۰۵ ب.ظ -

    جمعه ۲۷ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۲۲:۵

    در ادامه: تو دورست براداشت میکنی یک بار من را(عوضی) این بار (کور) صفت دادی مهم نیست من از یک عالم دینی و در عین حال افتخار دانشجوئی را هم دارد، دل خور نیستم چون نظام آمورشی ما خراب است، آموزگاران ما هم از همین واژه ها استفاده کرده.

    از همان متن چه برداشت دارید شورائی مرکزی طلاب و شیخ ها بالا ترین مرجع تصمیم گیری و اجرائی است.

    عفوری از ملتزم دموکراسی حرف زده شما کی به (لااکراه فی الدین) پابند هستین. من آیه های قرآن را بفروش میرسانم از کسانی پول میگیرم که نان شب خود را ندارند یک آیه ۱۰۰۰ افغانی. من هستم از جهل عام کباده ی علم کشیدم. در اولین اتنخابات پارلمانی من کمپاین گر علزاده بابه بودم او شیخ است در دوم از ناصری بودم،

    ولی شیخ های متعصب حضرت وهرز و خالق آزاد را به بدینی متهم کرد و شب نامه را پخش کرد آیا این کار آحترام گذاشتن به فرموده های خدا و پیامبر و حقوق شهروندی است؟ آیا این از آموزه های دینی است؟
    ما برای از بین بردن خط حایل چکار میکنیم و شما چه میکنید.

    عفوری در مورد زبان نوشته است، تو موقعیت زندگی خودت را با برادران ما در کویته زندگی میکنند واقعا از دید جامعه شناسی و ران شناسی برسی کن، نه مانند یک عالم و دانشجو مانند یک انسان غور کن زندگی در کویته تو را به کدام ریشه های استبداد و مستبدان مسبوق وصل میکند.

    اما خود مانند شیوخ عرب ها نه گرد داری نه تعصب و زجر دیده جز سهم امام. اگر برادرم و خواهرم در کویته حرف های عادیش خشونت و تند هست بخاطر هزاره بودنش بوده بخاطر شیعه بودنش بوده چون در محیط در مکتب دو جرم داشته است و فشار خوده است. اکثرا مکتب ندیده است…

    طرح من برای داد و ستد این است که! امروز کار خانه های کوچک، کوچک در وطن را اندازی شده است، از کفش تا بدنی و چایجوش و شامپو، خیشت و بلوک زنی و عیره وزارت تجارت ما و تجارانی گرامی ما لطف کنند از این قبیل ها را وارد نکنند تا به صنایع ما رونق داده شود.

    من هم از وآژه های عیر فارسی بکار بردم چون تو بکار بردی اگر نه، نه امید وارم در وطن ما فقط روی هنر کسی تمرکز شود نه در روی دانشجو بودن و شیخ بودن یا سنی بودن یا شیعه بودن، امید وارم که افکار ما با انسانیت آشنا شود نه به شیخ بودن نه دانشخود بودن نه به سید بودن.

  21. روشنفکرجاغوری حوت ۲۸, ۱۳۸۹ در ۱۲:۱۲ ب.ظ -

    شنبه ۲۸ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱۲:۱۲

    سلام به همه دوستان. قارتان نیاید از جاغوری ۱ هم رایسکل بین جورشده است. وطنداران ملا- قمی و اصفهانی ما تلاش کنند که این چیزهای چتی و پتی را اینجا نندازند.
    مجمع علما و طلاب هرچه میکنند بکنند اما در جاغوری ۱ که مربوط همه است دست نزنند یعنی این قسم اطلاعات به مفهوم که نه بدرد مردم میخورد و نه بدرد … اینجا پست نکنند.
    ممنون

  22. غفوری حوت ۲۹, ۱۳۸۹ در ۱:۱۰ ق.ظ -

    یکشنبه ۲۹ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱:۱۰

    برادر عزیزم ملا عوض از این که زحمت می کشی دست نوشته های بنده را می خوانی تشکر می کنم از این که بنده را نقد می کنی نیز ممنونم معتقدم که کجیها و کاستیهای انسان وقتی راست و سامان می یابد که به نقد کشیده شود فرهنگ نقد و نقد پزیری در سامان دادان اندیشه انسان موثر است. نبود فرهنگ نقد و نقد پذیری یکی از چالشهای جامعه و مردم ما است امید وارم که این مساله در جامعه نهادینه شود اما در کنار نقد این مسله را نیز نباید نادیده گرفت که نقد باید به دور از جهت گیری و یا بی انصافی باشد برادر عزیز! بنظرم، من و شما ر در خیلی مسایل توافق داریم اما نحوه گفتمان ما باهم متفاوت است ولی در بعض مورد مقداری یا دچار سوء تفاهم شده ای یا کمی بی انصافی نموده ای، بطور مثال شما بنده را متهم نموده ای که من شمار عوضی گفته ام، این یک بی انصافی است بنده گفتم اسم شما عوضی است و نام اصلی خود را اعلان نکرده ای انصاف دست خودت آیا بین عوضی بودن و نام عوضی داشتن فرق هست یانه

  23. غفوری حوت ۲۹, ۱۳۸۹ در ۱:۱۳ ق.ظ -

    یکشنبه ۲۹ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱:۱۳

    مسله بعدی که بنده را متهم نموده ای که شما را کور گفتم باز انصاف دست خودت از کدام عبارت من این معنا برداشت می شود بعد گفته ای من همه چیز را توجیهه دینی می نمایم این یک اتهام است از کجای عبارت من این مفهوم استنباط می شود ؟بعد گفته ای من شما را بی دین می دانم عزیز برادر! من به دین کسی کار ندارم زیرا نه صاحب دینم نه می توانم برای دین داران پاداش بدهم نه به بی دین جزا بدهم هر کسی در قبال رفتار و اندیشه خود در برابر خدایش پاسخ گو است از اینرو نه به عقیده کسی کار دارم و نه برای کسی تکلیف می توانم تعیین نمایم و در کاری که هیچ نقش نداشته باشم معقول نیست که دخالت نمایم همینطور من در قبال کارهای هیچ کسی پاسخگو نیستم این که فلان کس چکار کرده که، چکسی را متهم نموده به من ربطی ندارد من در قبال کارهای خود مسؤلم باز در مورد مردم کویته آنرا درست متوجه نشده ای منظورمن نحوه و لحن و متمایز بودن سخن گفتن آنها است که بالهجه خاص حرف می زنند و متاثر از جامعه آن جا است و شما آن را به استبداد گذشته ربط داده ای عزیز برادر چرا همه چیز را با یگدیگر قاطی می نمایی ؟

  24. غفوری حوت ۲۹, ۱۳۸۹ در ۱:۱۶ ق.ظ -

    یکشنبه ۲۹ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱:۱۶

    باز شما عبارت را آورده ای که از این چه فهمیده می شود ربطی به من ندارد بنده به دلیل امانت داری و دستور مدیریت جاغوری یک، عین آن چه را در اطلاعیه بود در وبلاگ قرار دادم و اگر لفظ شان عربی است اگر در تفهیم معنا ناقصی دارد ربطی به من ندارد امانت داری حکم می کند آن چه را در متن از طرف کسی و جمعی صادر شده عین همان را نقل کنم و اگر غیر از این باشد خیانت است و درقبلا همان مجموعه باید پاسخ گو بود . در اخیر تذکر اینکه در چند مورد اشتباه املایی بوده که باز عرض می کنم این نه نقض به شما است ونه از روی غرض در دو جا نوشته ای حق الا که مراد تان حق الله است و همینطور حکم الا که نظر تان شاید حکم الله است و باز نام بنده غفوری است نه عفوری چون تکرار شده بود و در جای گفته ای از نظر جامعه شناسی و ران شناسی که این را متوجه نشدم فکر می کنم روان شناسی باشد البته باز تاکید می کنم هیچ کس خالی از اشکال و اشتباه نیست از باب خورده گیری نیست احتمالا از دست من عصبانی شده ای چون بعض عبارت تان این موضوع را نشان می دهد به هر حال من نادیده و از این راه دور آن صورت تان را ماچ می کنم آه آه بنده را نقد نما اما از انصاف دور نشو.کاش روزی از خجالتی بودن در بیایی و خود را معرفی کنی که از نزدیک باهم حرف بزنیم.

  25. خیر خواه حوت ۲۹, ۱۳۸۹ در ۱:۲۱ ق.ظ -

    یکشنبه ۲۹ اسفند۱۳۸۹ ساعت: ۱:۲۱

    روشنفکر جاغوری! تورا خدا نام روشنفکری را خراب نکو تو ته باله خبر نداری که امی جاغوری یک از که استه ؟ مه که فکر می کنوم امی وبلاگ خودش هم از آخونده آلی تو خودگون شی را ده خانی شی نمی لی تو چه رقم روشنفکری رقم تو که نموخره