از نیرنگ کاخی تا برچسب های خیابانی

azimiجامعه افغانستانی یک جامعه چندین ملیتی است که در آن اقوام و فرهنگ های ( زبان، رسومات و عقاید)مختلف جا دارند و این امر باعث تعارض میان فرهنگ ها گردید و صاحبان فرهنگ نسبتا بزرگ همیشه در پی تحمیل فرهنگ خود بر صاحبان دیگر فرهنگ ها بوده اند و این مشکل در طول تاریخ افغانستان از مردم افغانستانی قربانی های بی شماری را گرفته است. در عصر مدرن با آن که جوامع دیگر تکثر فرهنگی را به عنوان یک اصل پذیرفته و زبایی یک جامعه را در فرهنگهای مختلف آن می بینند و همیشه در پی زنده نگهداشتن همه فرهنگ های جامعه خود می باشد اما در افغانستان هنوز تعصبات قومی و فرهنگی که زاده گذشته تاریک این سرزمین بوده است از مردم افغانستانی قربانی می گیرد.این بیماری مهلک نه تنها که دست و پا گیر افراد غرق در بازار سیاست شده است بلکه نهاد های علمی و اکادمیک ما را نیز به اسارت گرفته است و همه ساله قربانیهای را از جامعه اکادمیک ما می گیرد.0

از روز روشن تر است که دانشجویان متعلق به فرهنگی که به مزاق استاد، رییس و حتی دانشجویانی که خود را موجود برتر می داند خوش نمی آید در محیط درسی و دانشگاهی دچار مشکل است و از هر سو مورد توهین و تحقیر قرار می گیرد  و حتی محیط اکادمیک افغانستان به گونه خفقانی است که دانشجو حق تکلم به زبان مادری خود را ندارد و اگر کسی جسارت کند و کلمه ای را که معدل فارسی اصطلاحات فعلی (پوهنتون و …) می باشد به زبان آورد استاد و رییس ابزار های را در دست دارد که به راحتی می تواند او را از این سرزمین پرماجرا بیرون اندازد.alom

بعد از دها سال قربانی و استعداد کشی در درون دانشگاها و نهاد های به اصطلاح اکادمیک افغانستان فرصت بسیار کوچک بدست آمد که از آن می توان اولین جوانه مبارزه مدنی  با تبعیض، تعصب و بی عدالتی یاد کرد؛ دانشجویان دانشگاه کابل بعد از آن که کاسه صبر شان لبریز شد و از فضای خفقانی و استبدادی دانشگاه کابل جان شان به لب رسیده بودند دست به مدنی ترین و تاریخی ترین مبارزه علیه تبعیض و بی عدالتی در نهاد های اکادمیک زدند مبارزه ای که از همه جوانب با مبارزات رایج در کشور متفاوت بود زیرا این دانشجویان آنقدر نرم و معصومانه حرکت کردند که کوچک ترین ضرربه به کسی نرساند.این دانشجویان متعرض بر فضای بی عدالتی و تعصب آلود دانشگاه کابل چندین روز در مقابل در ورودی پارلمان کشور با شکم گرسنه اما اراده محکم مننتظر ماندند تا شاید گوشی پیدا شود که صدای معصومانه و عدالت خواهانه آن ها را بشنوند.

sharani بعد از چندین روز بالاخره داکتر اسپنتا و نعمت الله شهرانی دو مشاور نامدار رییس جمهور همراه با وزیر تحصیلات عالی در جمع محصلین معترض بر اوضاع آشفته دانشگاه کابل آمدند و جناب شهرانی که یک عالم برجسته دینی نیز می باشد از طریق بلندگو برای محصلان اعلان نموده که( همه خواسته های شما پذیرفته شد و در آن هیچ اختلاف وجود ندارد و از شما خواهش می کنم که به اعتصاب خود پایان دهید چیزی نوشجان  کنید و سر از فردا سر درس های تان حاضر شوید) و همچنین آقای عبید وزیر تحصیلات عالی با خبرنگار گفت: ما به مشکلات محصلین رسیدگی کردیم چون این ها جای فرزندان ماست و مه خیلی خوش هستم که به همه  خواست های آن ها رسیدگی شد.اما دریغا که یک روز از این فرزند خواندن نگذشته بود که در سایت رسمی وزارت تحصیلات عالی سخنان روز قبل نتنها که انکار شد بلکه برچسب های ناجوان مردانه نیز بر معصومانه ترین حرکت مدنی دانشجویان زده شد. در روز افتتاح اتحادیه استادان دانشگاه با آن که استادان در سخنان خود و حتی در ایام سخنرانی آقای عبید با صدای بلند گفته اند که شما دیگر وزیر نستید آقای عبید با بی شمری تمام برای خوش ساختن عده ای که همیشه شرارت را با پول خریدارند گفته است که یک و نیم ماه می شود که ما به اعتراضات و تقاضای های محصلان پاسخ مثبت ندادیم و حرکت دانشجویان را کار بی گانگان عنوان نمود که خود بهانه برزگی است برای دشمنان علم ودانش و این سخنان آقای عبید دانشگاه و نهاد های علمی را به سوی بحران سوق می دهد  .

در این جا سؤالی مطرح می شود که آیا واقعا ریاست جمهوری آن قدر درمانده است که حتی توان اجرای حکم خود را ندارد و یا اینکه این یک برنامه از قبل ساخته شده توسط ارگ نشینان بود که برای فریب دادن محصلان معترض و پایان دادن به اعتراضات آنها از آبروی بزرگترین انسان های این مملکت مایه بگذارد؟! و از جانب دیگر استادانی که متهم به تعصب، تبعیض و سؤ اخلاق می باشند برای بری ساختن خود دست به تحریک عده ای می زند که آن ها جز تعصب  چیز دیگر در مخیله شان راه ندارد . اگر قرار باشد که افراد یک جامعه با جامعه دیگر مشترکات فرهنگی داشته باشد جاسوس خطاب شود پس هیچ کسی در جامعه ما غیر جاسوس نیست و همه به یک نحوی با یک جامعه و کشور دیگر مشترکات فرهنگی دارد. و اگر قرار باشد یک حرکت نرم عدالت خواهی اغتشاش در جامعه به حساب آید پس حرکت های که در آن شعار مرگ بر بشریت و مرگ برزن سرداده می شود و دروازه های صنوف درسی بسته می شود چیست؟!

در نهایت پاسخ این سؤال هرچه باشد بر کرزی  و حکومت کرزیی ننگ باد

اسد الله عظیمی

در همین رابطه یکی از دوانشجویان با گزارش  مختصر از همین نیرنگ فتنه سازی ها در دانشگاه ها ی کابل می نویسد :

امروز هم تظاهرات ادامه دارد در دانشگاه مرکزی کابل این تظاهرات متاسفانه با تحریک استادان که عقده های شخصی دارند صورت می گیرد . مثلا فیض الله جلا ل یگ تن از استادان دانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه  کابل یکی از محرکین اصلی این تظاهرات دردانشگاه کابل می باشد.
دیروز که ما یگبار از آن جا دیدن کردیم از محصلین تعلیم وتربیه و بولیتخیک مستقیما دعوت می کرد که شما در دانشگاه مرکزی نیایید شما باید در خود دانشگاه تان تظاهرات را برگذار کنید.

ل  ش  دانشگاه کایل



دیدگاهها بسته شده است.