از گرگ های انسان نما تا گرگ های کشمیری

مدبریت ۱۰:۱۳ ب.ظ ۲

از گرگ های انسان نما تا گرگ های کشمیری

گب نخست :

گرگ کشمیری یکی از بد ترین و بیرحم ترین ترفند ظالمانه حکومتکابل درگذشته هزاره ها بود که خواب و زندگی را برای مدت زیادی از آن هاربوده بود. گماشتگان دولت شاهی کابل با کمک دولت انگلیس دیدن و مردن درچنین نمایش تلخی را برای مدت طولانی بر هزاره ها تحمیل کردند. این ترفندبیرحمانه و غم انگیز با سابقه افسانه ای در اروپا و آسیا برای خاموش کردنصدای هزاره ها؛ می توانست ابزار خوبی باشد. شگوفتا اینکه گرگ های کشمیریشب ها به شکار هزاره ها برون می آمدند و شکار خود را بیشتر از میانسرشناسان هزاره انتخاب می کردند. ترس از گرگ در بین هزاره ها و سیاهی شببرای اجرای این بازی تلخ مجال خوبی بود.

گرگ

گرگ حیوانی است از خانواده‌ی سگسانان، شبیه سگ اما بزرگتر از آن که بهصورت وحشی در محدوده‌ی جغرافیایی بسیار گسترده‌ای زندگی می‌کند. هوش وحواسی قوی دارد؛ اما در مواقع عادی به تنهایی به شکار نمی‌رود. زیرا درعین درنده خویی طبعی جبون و ترسو دارد و از این رو با مشاهده‌ی اولیناقدام انسان، صحنه را خالی می‌کند. اما در عوض به هنگام شدت گرسنگی، بسیاردرنده خو و بی‌باک است و از حمله به انسان نیز ابایی ندارد. گرگها بیشتروقت ها بصورت گروهی به گوسفندان حمله می‌برد و بیش از آنچه می‌خورند،می‌درند.( پاتوق – گرگ نما(موجودات افسانه ای قسمت۱)

انسان گرگ‌نما

حتی آنکه با اخلاص

در دل شبها می‌خواند دعا

هنگامی که در بدر کامل است ماه

می‌تواند به جانوری مبدل شود

به انسان گرگ نما

شعری که در بالا می‌بینید از یک ترانه قدیمی انگلیسی ترجمه شده است ودر آن به چگونگی گرگ شدن انسان اشاره دارد. تصویری که قرنها از گرگ انساننما وجود دارد: دارای ابروی پرپشت، که روی برامدگی بینی به هم رسیده اند،ناخنهای بلند خون آلود، لبها و چشمهای خشکیده و تشنه به خون، گوشهایی بلندو باریک، پوستی زمخت و پر از مو با رنگی مایل به زرد است. از نظر روانیشبها را به روز و تنهایی را به در جمع بودن ترجیح می دهد.

با توجه به نوشته‌های کهن انسان گرگ نما به انسانهایی گفته می‌‌شده کهدر شبهایی که قرص ماه کامل است می‌توانند به گرگ مبدل شوند. در چنین حالتیپنجه جایگزین ناخنها می‌شود و دل شب زوزه های وحشتناکی سر می دهند. به آغلگوسفندان حمله کرده و آنها را می‌درند.

انسانهایی که شبهای مهتابی تحت تاثیر نور ماه در زمان کاملشدن قرص آن تغییر شکل می دهند و تبدیل به موجودی نیمه انسان و نیمه گرگ میشوند، در افسانه ها فراوان است. در کتاب های کهن موثرترین راه تبدیل شدنبه انسان گرگ نما، برهنه غلتیدن بروی شنهای ساحل در زیر نور ماه شب چهاردهاست.

این باور دیرینه پیش از اینکه افسانه ای باشد، باور هاینماد شناختی دارد. چنین نمودی ریشه در فساد روانی بشر دارد که خوی انسانیاو به درندگی و گرگ صفتی بدل می شود. ضرب المثل ( دنیا گرگ است) اشاره بهچنین باوری است. چنین کسی احساس می‌کند گرگ شده است. این حالت، بیماریروانی است. بیمار فکر می کند که گرگ است و مانند آنها زوزه می‌کشد و گازمی‌گیرد. به این افراد در زبان انگلیسی Lycanthrope می‌گویند.

طبق افسانه ها این انسانها که بیشتر توسط گرک نمای دیگری زخمی و یاگزیده شده اند تا زمان مرگشان اسیر این نفرین یا طلسم شیطانی هستند، که بهنظریه انسان ها گرگ خویش و دیگرند اشاره دارد. یا نمود انسانی است که میتواند خصوصیات جسمی خود را تغییر دهد و به گرگ تبدیل شود که بیشتر درافسانه‌ها وجود دارد. این انسان گرگ نما را در زبان انگلیسی(وایر ولف) میگویند. گرگ های کشمیری در هزارستان از این نوع اند اما با کینه های سیاسی،قومی و مذهبی گره خورده اند.( انسان گرگ‌نما نوشته: دکتر سینوحه)

گرگ نما ها در افسانه های یونان باستان

در اسطوره های یونان نیز رگه هایی از وجود گرگ نما ها را میبینیم. روزی زئوس به عنوان مسافری گمنام به دربار شاه لیکائون بدجنس پاگذاشت. شاه زئوس را شناخت و تصمیم گرفت زئوس خدای خدایان را نابود کند وخود بر جای زئوس تکیه زند اما زئوس با ترفندی گریخت، قصر شاه را ویران کردو او را محکوم کرد تا بقیه عمر را در قالب یک گرگ زندگی کند و جالب استبدانید که خاستگاه واژه Lycanthrope که در توصیف پدیده گرگ انسان به کارمی رود از نام این پادشاه گرفته شده است.( گرگ نما ها در افسانه های یونانباستان نوشته: محمد برفامی).

خاستگاه افسانه گرگ انسان نما

خاستگاه افسانه گرگ انسان نما به سال ۱۵۹۱ میلادی درروستاهای اطراف شهرهای آلمانی کلانگن و بدبرگ برمی گردد. در این زماناروپا زیر سایه تاریک جهل و بیسوادی قرار داشت. شهر ها عقب افتاده بودند ومردم در نزدیکی جنگل ها زندگی می کردند. بنابراین ترس از گرگ چون کابوسیهمواره با آنان بود. حمله این حیوان ها به انسان مکرر دیده می شد. طوری کهمردم می ترسیدند از نقطه ای به نقطه ای مسافرت کنند. آنها هر روز صبح جسدانسان نیم خورده را در زمین های کشاورزی پیدا می کردند. اما یک روزحقیقتی بر ساکنان کلانگن و بدبرگ آشکار شد که همه چیز را دگرگون کرد: براساس سندی قدیمی آن روز چند نفر گرفتار یک گرگ وحشی شدند و سگهای شکاریخود را به جنگ او روانه ساختند و خود نیز با نیزه های تیز به او حملهکردند. ا

1,100بازدید

۲ دیدگاه »

  1. norwy قوس ۱۸, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۴ ب.ظ -

    چهارشنبه ۱۸ آذر۱۳۸۸ ساعت: ۱۲:۳۴

    salam Qawma.jalib va khandani bud , dar in mawred mekhastam matalibi zyad benvesam , amma kampyotaram kami dar naweshtane farsi mushkil paida karda ast , ba shad baraie roze bad

  2. امید ازره قوس ۱۸, ۱۳۸۸ در ۵:۱۱ ب.ظ -

    چهارشنبه ۱۸ آذر۱۳۸۸ ساعت: ۱۷:۱۱

    تاریخ هزاره واقعا درد اور است ولی کو ان گوش شنوا که از ان پند گیرد. خوب است که هزاره های سراسر جهان به هم احترام گذارند و در سختی ها به کمک یگدیگر بشتابند.

    حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت–اری به اتفاق میتوان جهان گرفت.