اصل ماجرا چگونه بوده ?!

عزیزالله جاغوری ۱۱:۴۹ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
اصل ماجرا چگونه بوده ?!

اصل ماجرا چگونه بوده ?!FB_IMG_1592494257060

بعد از فوت قاضی، پسرش چندین بار به دانش زنگ میزند دانش جواب نمی دهد. به دریور دانش زنگ میزند، دریور دانش می گوید، استاد خواب است. بعد به امان فصیحی زنگ میزند امان می گوید فردا گپ میزنیم. پسر قاضی به هر کارمند و مشاور که زنگ میزند یا بی جواب میماند یا به جواب منفی روبرو میشود. آخر مجبور میشود دنبال تابوت و موتر برود. تابوت و موتر را که نصف شب آماده می کند مجبور میشود جنازه را به طرف جاغوری انتقال بدهد.
دیروز تمام کارها در صدارت عادی پیش میرود و هیچکس به خانواده قاضی تماس نمی گیرد تا رسیدن جنازه قاضی به جاغوری و دانش فقط به یک پیام تسلیت اکتفا می کند و امان رفته دفتر قاضی را باز می کند که اجناس و لوازم دفتر قاضی موجود است یا خیر و سپس عکسهای آنرا در صفحه فیسبوک خود پست می کند و چند مخته برای قاضی می نویسد. موضوع انتقال پیکر قاضی زمانی در فضای مجازی حاد میشود که عکس پیکر بی جان آن بالای سر یک سراچه کهنه در جاغوری دیده میشود.
دانش و حواریونش بجای عذر خواهی از خانواده قاضی و مردم شریف جاغوری، کسانی که او را به انتقاد می گیرند آنان را متهم به سوء استفاده سیاسی می کنند و همینقدر هم فکر نمی کند که کم کاری و بی مهری از خود شان بوده نه از مردم و تقصیر را هم به گردن خانواده قاضی میاندازند و آخر کار وظیفه ای که به قاضی داده بوده آنرا به رخ رقیبان سیاسی و مردم می کشد که اوج نامردی اش را میرساند!!

مرتضی خرمی

133بازدید

کامنت بسته شده است.