اطلاعات عمومی درباره هیچه – قسمت چهارم بخش دوم : مهاجرت اختیاری

مدبریت ۸:۱۷ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
اطلاعات عمومی درباره هیچه – قسمت چهارم  بخش دوم  : مهاجرت اختیاری

اطلاعات عمومی درباره هیچه

قسمت چهارم  بخش دوم  : مهاجرت اختیاری

غوغه هیچه

 مهاجرت اختیاری نیز خود انواع و اقسام دارد :

 مهاجرت برای تحصیل علم   و مهاجرت برای سیر سفر  و مهاجرت برای کسب و امرار  معاش  و یا به تعبیر مناسب تر  مهاجرانی اقتصادی  و . .  . 

 مهاجران اقتصادی به کسی می گویند  که به هر دلیل از وضعیت زندگی خود  در محل  خودشان راضی نیست  و دست به مهاجرت می زند . که این خود انواع و اقسام دارد که ما در صدد بیان  آن نیستم.

 اما   آن چه  ما می خواستم  توجه شما دوستان را به آن جلب کنم  مسله خود مهاجرت  است . که یک امری منطقی معقول و از قدیم الایام رایج بوده و الان نیز وجود دارد بعضی وقت ها واجب است .

 و مهاجر ت مردم هیچه در خارج از  منطقه  :

۱- مهاجرت مردم هیچه به کشورهای غربی :

متاسفانه سهم مردم هیچه  از مهاجرت بسیار ناچیز است  آماری که مادر زمستان گذشته تهیه کرده ایم  از کل مناطق هیچه  در خارج  به شصت نفر نمی رسد  این رقم  تا توجه به جمعیت ۶۰۰۰ نفری  هیچه  بسیار ناچیز است .

 گرچند  رشد مهاجرت هزاره های جاغوری  به کویته بسیار بیشتر از مناطق داخل کشور است  به همین دلیل خوشبختانه  هزاره های جاغوری نسبتا از وضعیت سیاسی  واقتصادی خوبی در کویته برخوردار است  به طوریکه اکثرا وزیر و استاندار ها  و . .  در بین مردم هزاره  از مردم هزاره جاغوری انتخاب می شده است  و اتحاد تاجران را به اتفاق ارا  از همین مردم جاغوری تشکیل می دهند . لذا می شود  هزاره های کویته  را به عنوان موئید این مطلب نام برد .

 گرچند در سالهای اخیر اقدامات در این زمینه صورت گرفته است  ولی با توجه به نیاز جدی  جامعه ما  به مهاجرت  و نبود جای مناسب در محل زندگی شان  این روند  به سرعت بیشتر باید ادامه پیدا کند .

 ۴- مهاجرت به پاکستان و کویته :

نمونه نسل نو هزاره در کویته

مهاجرت از این منطقه به کشور های دیگر مخصوصا پاکستان کویته  آمار دقیق شان در دست نیست .  ولی تنها  از تعداد چنده های موجود قوم یارمحمد که در کویته ساکن هستند که به چهار چنده  می رسند.  بالغ بر ۵۰۰ خانوار می شوند . این در حالی است  که کل خانوار موجود در داخل شاید بیش از ۱۰۰ خانوار نشود  مهاجرت پنچ ،  ششم  به کویته آمار عجیب از مهاجرت را نشان می دهند. این نشان دهنده این است که سهم مهاجرت مردم هیچه  به پاکستان قابل توجه است .  در حال که  این مهاجرت در داخل کشور  به یک صدم هم نمی رسد . 

خالق هزاره جوان متعهد وفعال هزاره در کویته

خالق هزاره در حال سخنرانی

 ۳ – مهاجرت به ایران  :

آمار مهاجرت با خانواده در ایران از هیچه بسیار کم است  که شاید در کل ایران  به  ۳۰ خانوار نرسد . ولی آمار افراد مجرد مهاجر نواسانات زیاد دارد .

 امسال از جمله کارهای دیگر که صورت گرفته بود  آمار کاگران مجرد از منطق هیچه در ایران بود   . در این آمار مسایل از قبیل سن  نوع شغل  میزان سواد  اینکه ایا متاهل است یا مجرد  مورد پرس جو قرار گرفته و مشخص شده است .

 کل تعداد کارگر منطقه  در  ایران  از پشته هیچه  ۱۸۳  از  غوغه   ۱۸۸ از  هیچه پایین ۱۴۷ نفر می باشد  . جمع کل آن به   :  ۵۱۸  نفر می  رسند .

 البته این آمار کاملا در نواسانات است کاهی کم  و گاهی زیاد می شود . بستگی به وضعیت امنیتی این جا دارد . 

 ۴ – مهاجرت به داخل کشور  :

وضعیت مهاجرت در داخل کشور هم  تعریف ندارد در حد صفر است  .حالا ما نه میدانیم چرا برای  مردم هزاره  و مخصوصا مردم جاغوری نسبت به مناطق دیگر از هزارستان ، پدیده مهاجرت  مخصوصا در داخل کشور کمتر اتفاق افتاده است ؟  به طور  که ما شاهد  کمترین مهاجرت  از مناطق جاغوری در شهر های داخل کشور هستیم .

نکته قابل توجه اینکه : زمین های موجود  کل قوم یارمحمد  در منطقه شاید کفایت ۱۰ خانوار را نکند  ۹۰ خانوار آن بدون زمین و جایداد لازم است . این خبر از فاجعه بزرگ می دهند  که باید برای آن فکر اساسی شود . زمین وقتی نبود کار نیست کار وقتی نبود گرسنگی وبیچارگی به دنبال دارد گرسنگی وبچارگی اگر بود دیگه زمینه هم نوع بد بختی از قبیل دعوا سری پرشوت  زورتو  کمزوری و هزاران حق کشی دیگر اعمال می گردد . پس بیایم  ریشه همه ای این بد بختی ها
را از بین ببریم  .

ضمن پوزش از دوستان خوانندگان به علت مثال زدن زیاد قوم یارمحمد به این دیلیل است که نگارنده اطلاعات نسبتا کامل تر را  از آن آنها دارد . و مطمنا سرنوشت همه قومای هیچه از سرنوشت  قومای یار محمد جدا نیست و بعضی شاید وضعیت شان خراب تر و بعضی نسبتا بهتر باشد  ولی در کل تفاوت چندان ندارند .

در نتیجه  چون  مهاجرت  صورت نگرفته  لذا  حضوری جدی در شهر ها نیز  نداریم .  به همان میزان از حضور جدی  سرمایه داران ما  در شهر ها خبری نیست  و یا اصلا  سرمایه دار شهری نداریم .   این خود یکی از عوامل جدی نبود هزاره  ها در شهر می باشد .

من اعتقاد دارم جای خالی ما در عرضه سیاست نیز بی تاثیر از این گذینه نیست  در نتیجه  عامل اصلی همه کم وکاستی های ما  در عرصه سیاسی  و اقتصادی  عدم وجود فیزیکی ما  از قدیم الایام  در شهر ها بوده است .

 پس واقعا  چه باید کرد ؟ !!!

 معقول ترین راه حل که به ذهن انسان می رسد این است که بجای اینکه هزینه های  را  که خواسته و یاناخواسته باید در دهات بپردازیم  که سودی برای هیچ کسی  ندارد  و متاسفانه  گاهی چاره ای  جز پرداخت آن هزینه را نداریم ! بیام آن هزینه ها در شهر ها انجام بدهیم  . تا در این صورت هم هزینه ها پایین بیاید و ما نیز از مزای یک شهروند بتوانیم استفاده  نمایم .

 در نتیجه  –  راه حل برای این معضل  :

ما  باید دو گذینه را در دستور کار خود قرار بدهیم :

 یکی : اقدام برای  باز پس گیری زمین های بر باد رفته از طریق مجرا های قانونی.

 

 برای اجرایی این  کار ، دو راه بیشتر وجود ندارد  دولت مخیر است  یکی از ان دو  را انتخاب و عمل  نمایند :

 ۱ :  باز پس گیری زمین های مردم هزاره از دست اقوام غاصب و حرام خور  …  که البته این کار فکر می کنم  سر دراز دارد و درد سر های  فروان  . فکر نکنم  به این سادگی و زودی بجای برسد . آنهای که گوشت جان استخوان مال شان مهمتر از همه نطفه شان از حرام و مال مردم منعقد  شده به این راحتی حاضر نخواهند شد که زمین مزبور را پس بدهند. دولت هم چندان مایل به این کار نخواهند بود  که اگر پس می داد  باداران شان به انها وا گذار نمی کرد ؟…

 ۲ : راهی منطقی تر و از همه آسان تر و عملی تر به ذهن می رسد  این است که  معادل زمین های به تاراج رفته را ،  زمین در جای دیگر به صاحبان زمین وا گذار نمایند .  این چیزی است  که هم ممکین  و هم شدنی است  .

 دولت بدون این مسایل نیز  ، طبق قوانین اساسی کشور  وظیفه  دارند که برای بی زمین ها زمین بدهند و زمین مناسب در اختیار شان بگذارند  حالا  که این مسایل پیش آمده است دولت می تواند  با یک تیر دو نشان را هدف بگیرد با این کار  هم به بی زمین ها زمین داده شده  و هم به انسانهای که زمین شان به غارت برده شده به نحوی بر گرداننده شده است . و دولت  این را می تواند در جمله ای  کارنامه مثبت خود به ثبت برساند .

 اما اینکه این به چه صورت  میسر است  راههای قانونی آن چیست ؟ و از چه مجرا های باید پی گیری شود سوال است ؟  که پاسخ  آن را مدعیان رهبری و نماینده گان مردم و بزرگان  بیش از هر کسی دیگر ،   می دانند و به جواب آن وافق اند . البته و صد البته  اگر معاملات پنهانی آنها به آنها اجازه این کار را بدهند .

  این را بدان جهت عرض می کنم  که ظاهرا  در اویل حکومت کرزی یک همچی اقدام صورت گرفته بوده است  و در نتیجه با دلایل نامشخص پیگیری کنندگان را دولت راضی نموده و بعد از بر اورد کردن خواسته های شخصی آنان ، آنها این مسئله را رها نموده و دیگر کسی پیگیری نکردند. به این دلیل عرض می کنم که این بار باید حساب شده عمل شود  جلوی هر نوع معامله و اشتباهات باید گرفته شود .

با توجه با رشد فاشیزم آنهم از نوع کرزی اش انتظار نمی رود که این  پرونده ها به آسانی به نتیجه برسد. مخصوصا اینکه متاسفانه به اصطلاح رهبران ما  نیز برای باز پس گیری زمین های به تارج رفته مردم  کدام پروژه در دم دست ندارد. بیشتر درفکر حفظ کردن موقعیت نیم بند خود شان است که مبادا همین نیز به همین سادگی از دست بدهند . 

 نفس این کار باعث شده است تا زمینه وسوسه فاشیزم را برای به چنگ آوردن  زمین های بیشتر این مردم و گرفتن آنها از ازدست مردم هزاره هر روز بیشتر احساس شود.  نمونه بارز شان را می توان در منطقه بهسود مشاهده کرد . در نتیجه این پروژه  را نهایتا به عنوان یک اقدام باز دارنده می تواند روی دست گرفت که البته اگر در سطح کلان ملی مطرح شود بی تردید موفقیت آن حتمی خواهند بود .

 دوم  :  ولی راه حل اساسی اقدام های شخصی برای جابجای ارام  آبرومندانه در نقاط حساس شهر است  . این کار باید بسیار حساب شده صورت بگیرد . از افراد موجود در منطقه امید در این جابجایی نمی رود . آنها سالهای سال با این وضعیت زندگی کرده اند خود را قادر بر انجام چنین جابجایی نمی داند. نه تنها در این راستا اقدام نمی کند بلکه به مخالفت نیز  برمی خیزد  . در نتیجه روی افراد های موجود در منطقه نمی شود حساب باز کرد و یا انتظار داشت که در این مورد اقدام و یا کمکی بتواند بکند . آنها خود را محکوم به این سرنوشت می داند جر و بحث با انها کار بیهوده خواهند بود آنهای که  در این راستا می خواستند کاری انجام بدهند تا حالا انجام دادند . دیگر امید نمی رود . 

تنها امید نسل نو است نسل نو که دنیایی مدرن و مترقی روز را تا حدودی نیمه نصفی دیده و با متد  و روش های زندگی شهری و مزایایی آن تا حدودی آشنای پیدا کرده است . مخصوصا آنهای که در خارج زندگی می کند و منابع مالی آنها را تشکیل می دهند . برداشت من این است که این دسته از افراد نقش بسیار تعین کننده دارد و می تواند زمام این جا بجای و تغییرات را به دست گیرد و برای همیشه زمینه رشد و بالندگی این بخش از مردم هزارستان آماده کنند . امید وارم که جوانان غیور همه مردم هزارستان در این پروژه سهم بیسزایی داشته باشد و مردم جاغوری بالخصوص مردم سرفراز هیچه از پشگامان این طرح به حساب ایند . به امید آن روز  

نوشته شده توسط مدیریت بخش هیچه – رحیمی
1,323بازدید

کامنت بسته شده است.