«««اعترافات!؟»»»(۳)

مصطفی خرمی ۳:۰۴ ب.ظ ۳
«««اعترافات!؟»»»(۳)

«««اعترافات!؟»»»

(۳)

تمام داستان دیشب یعنی «شب اربعین» در جمع «دکاتیرالعلما» همان بود که نگاشتم! پس منتظر چه استید؟ بلی شاید گپ های ناگفته بسیار در این مقوله مانده باشد که حقیر با استفاده از خانه نشینی «روز اربعین» به دست آورده و به دلنوشته هایم ادامه دهم و… !؟

th (16)«حدیث حرارت حسین!؟»
سالها پیش در منزل یکی از اقوام ناگهانی گیر آمدم که ناچارم کردند برای شان گپرانی کنم! آخر این جماعت فکر نمی کنند که اگر برای «خاشه» به «کوه ماگوو» ام بروی آمادگی لازم دارد: باید خر و پالانش را وارسی کنی، باید چبچور را تیز کنی، باید پتگ را پر آب کنی، باید بغل جوالی نان آماده باشه! از همه مهمتر باید پوشتره کش را آماده و نم بدهی و… غیره … اما، برای شان قابل قبول نیست که یک گپرانی نیز آمادگی لازم دارد!!؟
خوب چاره نبود رفتم روی پستره خواب که گویا نقش منبر را بازی میکرد! راستش ذهنم داشت مثل «اوگره آجی» قُل قُل می جوشید که از کجا آغاز کنم و کدام آیه یا حدیث شریف را به قرائت گیرم وگرنه این جماعت در «بی سوادی!؟» یا «بی دینی!؟»» حقیر شک نخواهند کرد!؟؟
ناخودآگاه حدیث مشهور و منسوب به پیامبر اکرم به زبانم جاری گشت:

«ان للحسین فی قلوب المؤمنین حراره لم یبرد یا لم تبرد ابداً»
(برای حسین در دل های مؤمنان، شور و حرارتی جاری است که هرگز سرد نخواهد شد!)

جای تان خالی! شکر خدا به برکت این حدیث حسینی، از خجالت آن جماعت حسابی درآمدم و … بعد ها مخ تاریخی ام تیر کشید و بارها از خود پرسیدم: «آیا این حدیث سند دارد یا نه؟» آنقدر این پرسش کذایی در ذهنم تکرار شد که آخرش رفتم سراغ «سرچ و کنکاش» در نرم افزار های حدیثی فریقین،(سنی و شیعه) بگذریم که به عین حدیث نرسیدم، اما، مشابه آنرا یافتم … ذهنم قانع نشد که نشد!؟

«چشم دل!؟»
th (6)اولین «اربعین حسینی» پس از سقوط صدام، چنان با شکوه، عجیب و عظیم برگزار شد، که بهت و حیرت همگان از دوست و دشمن را در پی داشت!! انگار جماعت عاشق اش بعد قرن ها، بغض فرو خورده شان یک باره ترکیده باشد! همه پای پیاده از سراسر کشور عراق به سوی یک نقطه در حرکت بودند: پیر و جوان، زن و مرد، کوچک و بزرگ، سنی و شیعه، حتی مسلمان و غیر مسلمان و… موکب ها بدون درنگ در راه ها مستقر شده بود، پذیرایی کاملاً مجانی آن هم با زاری و التماس که حتماً زایری در موکب شان استراحتی بکنن تا آنها به ثواب و افتخار خادمان زایر حسین نایل آمده باشند و… !؟

خلاصه، چنان اوج فداکاری، همکاری و همدلی را در ضمن این گزارش سریالی مستند شاهد بودی که ناخودآگاه از خودت می پرسیدی آیا این صحنه های بدیع در دنیایی وانفسایی کنونی حقیقت دارند؟ یک باره جرقه ای به ذهنم خورد و آتش گرفتم! حدیث مشهور که به سند اش نرسیده بودم یادم افتاد! تازه معنای واقعی آنرا در روزگار خودم بعد سده های متوالی با چشم سر شاهد بودم! به عقل نهیب زدم که سندی از این بالا تر وجود دارد؟؟ دیگه چه میخواهی؟؟ اگر چشم دل بگشایی هم اکنون خودت شاهد سند زنده و گویا در عصر خودت استی برای چه دنبال سند در میان کتاب های کهن تاریخی می گردی!؟ همین جا عشق حسین موجود است! همین جا شور حسینی در دل های عاشقان زایر و خادم جاری است! هم اکنون حرارت حسین است که این جماعت میلیونی را بعد قرن ها به میدان آورده است؟ اگر چشم دل بگشایییییییییییییییییییییییییییییییی!!؟؟

««حکایت زایر و داعش!؟»»
th (13)سالهای بعد که گروه های تروریستی ظهور نمود و کاروان های زایران را هدف گرفتند، همگان را تصور بر این بود که به یقین «سفر برای زیارت کربلا » در چنان شرایطی، بی گمان سفر معصیت است و دیگر ترس از انفجار و انتحار جلو موج زوار را خواهد گرفت. منی ترسو که قیاس به نفس میکردم و بیشتر همه چیز را به عقل تاریخی ام به سنجش می گرفتم، با عقل گرایان هم نوا گشتم که نه تنها تعداد زوار کاهش خواهد یافت؛ بلکه، مطمئن بودم که دیگر «شاهد شکوه عشاق حسین در اربعین حسینی» دیگری نخواهیم بود. اما، ترور ها و تخویف ها بی نتیجه ماند و نه تنها از تعداد زایران حسینی کم نشد، بلکه، اربعین بعدی با شور و حرارت بیشتری برپا گردید!؟
سالهای بعد که حکایت «داعش» به میدان آمد، با آن همه قساوت و بی رحمی و خونریزی و کشتار و آنگاه نشر کلیپ های وحشتناک که از دیدن اش مو بر تن آدم سیخ می شد و…
حکایت داعش چیزی دیگری است «اوج جهالت خوارج با نهایت قساوت اموی» که در وجود این موجودات عجیب و غریب مجسم گشته است و از این آدم نما ها موجودات ساخته است که حتی درنده ترین موجود روی زمین در برابرش سر تعظیم فرود آورده و عرق شرم بر جبین خواهند داشت!!؟؟
باز عقل شک پذیر به سراغ من و امثال من آمد که این دفعه دیگه شوخی بردار نیست! اگر این بار اربعین دیگری شکل گیرد یقیناً سیلاب خون به راه خواهد افتاد و از کشته های زایران در مسیر کربلا thپشته ها خواهند ساخت و… باز شک کردیم و شک کردیم و به نهیب عقل توجه نمودیم! خود که نرفتیم و از «قافله عشق» عقب ماندیم که هیچ! تا میتوانستیم به دیگران نیز توصیه کردیم که دست از پا خطا نکنن که این بار در برابر «زایر» «داعش» است !! اما دیدیم باز نشده و «عشاق حسین» نترسیدند و «حرارت حسینی» باز دل های شان را شعله ور نمود!؟
رفتند و رفتند و با رفتن شان، نه تنها تروریستان موجود و «داعش»، که همه ای تروریستان و دژخیمان تاریخ را به چالش کشیده بودند!!؟ جماعت میلیونی که هرگز مثل و مانند آن در تاریخ دیده نشده است!؟ چنین انسان های عاشق با چنان شور و شوق با وجود تمام خطر های انتحاری و انفجاری، دست از جان شسته، نه تنها از تعداد شان کم نگردید، که جمعیت شان به چند برابر افزایش یافت! و… !؟
ما ماندیم و عرقی بر جبین که باز از کاروان عشاق عقب ماندیم!؟

دیگر یقین کردم که «عشق همیشه بر عقل پیروز است!؟»
زیرا، کاری که از عشق ساخته است، هرگز از عقل ساخته نیست!!؟

مصطفی خرّمی- اربعین حسینی ۹۳

1,240بازدید

۳ دیدگاه »

  1. شفایی قوس ۲۲, ۱۳۹۳ در ۵:۵۲ ب.ظ -

    عاشق نمیترسد . هدف عاشق رسیدن به معشوق است ولی به قیمت جان و مالش تمام شود . کسان که داعش را مانع رفتن به کربلا می پندارنند به دیده مادی و دنیوی مسله نګاه میکنند. به راستی اګر به دیده معنوی و الهی مسله نګاه نشود و تنها بعد مادی و دنیوی کربلا و اربعین را مد نظر بیګیریم ، حرف اغایون (اخوند دکتر) که میګویند داعش خطر بزرګ است ؛ واقعیت دارد . اما اګر میخواهید تجمع ملیون ها انسان عاشق و دل باخته را در اربعین حسینی توجیه نمای باید حسین را از ترازوی دینی و الهی در نظر بیګیریم در غیر ان او هم مانند هزاران فرد دیګری عرب بود که در زمانش در یک جنګ نا برابر با یزید کشته شد .

  2. ص- فنلاند قوس ۲۲, ۱۳۹۳ در ۹:۳۱ ب.ظ -

    عشق واقعی و عقل واقعی‌ هماهنگ و موافق هم اند. عشق انحرافی و عقل واقعی‌ و بر عکس مخالف هم هستند.
    عشق به امام حسین (ع) از نوع اوّل است، چون ریشهٔ الهی دارد٬ مردم به امام حسین (ع) عشق می ورزند چون او بندهٔ خاص خداوند است و در راه خدا آنگونه به شهادت رسید. شدّت عشق مردم به امام حسین (ع) از شدّت عشق امام به خدای بزرگ نشأت می گیرد.

  3. shahab قوس ۲۵, ۱۳۹۳ در ۹:۵۸ ب.ظ -

    مردم جاغوری تصمیم گرفته اند که دیگر دین را از اخند نخرند حالا تو خود دانی.