افغانستان و مشق دموکراسی!

مدبریت ۱۱:۴۰ ب.ظ ۱۱

بنام خداوند!

افغانستان و مشق دموکراسی!

 آزادی حرف،  کلمه،  واژه مقدسی است  به قداست بهشت.   که ماسوای آزادی، بهشتی موجودیت حقیقی نه می تواند داشته باشد!

آزادی واژه مقدس است به قداست خداوندی! که اصالت ذات حضرت وی در شالوده و اساس مقدس آزادی همچون طلیعه خورشید گونه در حیات هستی جاودانه به تبارز نشسته است!

اساس و شالوده خلقت بر بنیان آزادی نهفته است؛ و مابقی امر و نهی ها  فسون و فسانه بشری بیش نمی باشد!

آزادی خون بهای شریف ترین فرزندان بشریت در پهنای گستره تاریخ میباشد! آزادی شیرازه حیات، جوهر حیات و نفس زنده گی است!

آزادی نسیمی جانبخش ی است برای روئیدن  و شکفتن؛ شکفتن دموکراسی!

آزادی درخت تنومند و مقدس ایدیال های مبارزاتی هزاران ساله بشریت است. و،  دموکراسی میوه و محصول این درخت مقدس !

آزادی و دموکراسی؛ دموکراسی و آزادی دو بال پرواز بشریت به سوی ” شدن ”  انسانی وی میباشد!

آزادی و دموکراسی لازم و ملزم هم اند، همچون تن و روح در کالبد بشریت زنده و پر تکاپو.

در فضای جانبخش آزادی و دموکراسی، جامعه و انسان دیگر نه میپوسد. و اگر هم پوسیدن ی هست، میتوان به علاج اش پرداخت.   فضا و اتمسفر آزادی جایگاه عروج انسان والا همت به سوی پهنه سرنوشت ساز و تعیین کننده دموکراسی است!

 که؛ آزادی ودیعه مقدس  از جانب خالق اعجاز برانگیز، بر مخلوق اعجاز گر،عجین بر سرشت بشریت خدا گونه؛ میباشد و….

و حال؛ افغانستان در زیر پاشنه های استبداد گوناگون، دارد به مشق دموکراسی و آزادی میپردازد!

خجسته باد  نسل نوظهور کشور و مملکت من، این مشق فرخنده تاریخی بر شما نسل دوران ساز!

طالب و طالب نماها  با تمام وقاهت و بی شرمی میخواهند تا یک بار دیگر این سرزمین و مملکت را در کام مرگ و وحشت مطلق اندیشه های قرون وسطایی ارتجاع،  به خاموشی قبرستان گونه یی تبدیل ش بنمایند. و،  ارتجاع با چهره دجال گونه خویش در قالب های گوناگون جاده های ورود برادران طالب ش را در  مرکز قدرت و تصمیم گیری کشور مذبوحانه مهیا می نماید.

طالب میداند که وی تا به کجا های ارگ ریاست جمهوری ریشه دارد و ارگ نشینان طالب نیز،  نیک میدانند که ان ها تا به اعماق قبیله از حمایت اندیشه های فاشیستی و ارتجاعی برخوردار میباشند!

سرزمین افغانستان، امروز صحنه نبرد مقدسی است. نبرد نور و ظلمت، نبرد زنده گی و مرگ،نبرد میان شکفتن و پوسیدن. و در این نبرد تاریخی دوران ساز، اندیشه، نیرو و توان جامعه جهانی در کنار فرزندان دردمند این سرزمین قرار گرفته است.

افغانستان نقطه مکانی خط قرمز نبرد میان  دهشت و دموکراسی!

افغانستان نقطه تعیین خط زمانی نبرد میان مرگ و زنده گی!

در این مقطع حساس و تعیین کننده، بیش از هر زمان دیگر هوشیاری و توانمندی نسل نو سرزمینم را ضرورت ها ی عینی و حیاتی جامعه میطلبد.

در این کشاکش سخت سرنوشت ساز و تعیین کننده، شخصیت های همچون ” معنوی ” از سینه تاریخ این سرزمین به خون نشسته باید قامت راست بنماید. که عقیم بودن دامان این سرزمین را باید پایانی باشد!

نیاز زمان بر این است تا کسی درفش کاویانی برافرازد و سقف افلاک بشکافد و طرح نوی در اندازد….

نسل نو، بیدار شو، خانه استبداد بر آتش افکن! ور نه؛ تو نیز همچون نیاکان ت  در زنجیر استبداد  خواهی پوسید.

+;نوشته شده در ;شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۰ساعت;۲۳:۴۰ توسط;میر احمد لومانی; |;

1,037بازدید

۱۱ دیدگاه »

  1. رهگذر اسد ۲۳, ۱۳۹۰ در ۱۱:۴۷ ق.ظ -

    یکشنبه ۲۳ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۱:۴۷

    سلام به همه بازدیدکنندگان ودوستان گرامی و جناب نویسنده! آقای لومانی دوباره با دقت نوشته هایت رابخوان ومرور کن که چه نوشته ای ؟ این چه مزخرفاتی است که با ژست شاعریگری به کفر گوی پرداخته ای؟آزادی به قداست خداوند و…. خونبهای انسان…. اصلا تعریف درستی از آزادی داری که این همه مهمل بافی کرده ای؟نمی خواهم به تک تک یاوه سرای تو بپردازم امیدوارم خودت این نوشته را از صفحه حذف و یا درست اصلاح کنی و الا….

  2. وبگرد اسد ۲۳, ۱۳۹۰ در ۳:۴۹ ب.ظ -

    یکشنبه ۲۳ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۵:۴۹

    جناب رهگذر از چی بیم دارید!! براستی که اساس خلقت انسان بر پایه آزادی مطلق استوار میباشد. خداوند انسان را افریده است و نفس خلقت وی بر اساس اختیار استوار میباشد. اصل گناه و صواب یک امر هنجاری بوده که در انتخاب ان بشر ازاد گذاشسته شده است.
    درورد بر لومانی بزرگ!!

  3. بختاور اسد ۲۳, ۱۳۹۰ در ۴:۰۳ ب.ظ -

    یکشنبه ۲۳ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۶:۳

    رهگذر جان مامور امر به معروف ملا عمر خونیستی؟

  4. بخت بیگم! اسد ۲۴, ۱۳۹۰ در ۱۱:۱۳ ق.ظ -

    دوشنبه ۲۴ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۱:۱۳

    رهگذر -> راه گیر = تروریست!

  5. میراحمد لومانی اسد ۲۵, ۱۳۹۰ در ۳:۲۹ ب.ظ -

    سه شنبه ۲۵ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۵:۲۹

    بنام خداوند
    جناب رهگذر سلام حقیر را نیز بپذیرید!
    نمیدانم کومنت حضرت عالی را توصیه بدانم یا تهدید، به هر صورت، ممنون شما!
    برادر؛ در افغانستان که در زیر پاشنه چپلک استبداد مذهبی و قبیله یی له شده است، گفتن از آزادی حقیقتاً کفر گویی بیش محسوب نه خواهد شد. این جا جولان گه بیداد است که مردم به ان خو گرفته اند. این جا کسی قهرمان و بابا است که خوب کشته باشد و به گونه یی خود نیز کشته شده باشد. زیرا جامعه استبداد زده بغیر از خون و استبداد چیزی دیگری را نمیشناسند. بوی آزادی و آزاد اندیشی برای مشام ارباب استبداد خفه کننده است. زیرا با وزیدن آن مرگ خویش را احساس مینماید.لذا حق وی است که بر آزادی و ازاد اندیشی نهیب بزند…

  6. نصیر اسد ۲۶, ۱۳۹۰ در ۱۰:۲۹ ق.ظ -

    چهارشنبه ۲۶ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۰:۲۹

    با سلام و ادب به همه دوستان!
    جناب لومانی صاحب نوشته تان در مورد آزادی، بسیار جالب است و همانگونه که گفته اید، هرکسی آزاداست که اندیشه خودرا تبارز بدهد و نهی و نهیبی درکار نباشد.
    اما به نظر من حقیر در مورد دموکراسی خیلی غلو کرده اید. دموکراسی و آزادی لازم و ملزوم هم نیست. آزادی میتواند همه آن تعریفهایی باشد که شما گفته و ذکر کرده اید؛ اما دموکراسی همه آن چیزها نیست. دموکراسی در زندگی بشر شاید تاحال بهترین نظام سیاسی در اداره امور جامعه برای بخشی از مردم جهان باشد؛ اما قطعا نمیتواند همبال آزادی باشد. آزادی ظرفیت بسیار بالاتر و فراگیرتر از دموکراسی دارد و غیر از جامعه انسانی، به همه موجودات از نور و هوا گرفته تا حیوان و نبات همه را شامل میشود؛ اما هنوز نیمی از مردم دنیا دموکراسی را نپذیرفته اند؛ درحالیکه آزادی دارند و آن را میستایند.
    وانگهی دموکراسی فعلا شمشیری در دست نظام سرمایه داری غرب است که میخواهد با آن دنیا را قربانی هوسهای کلان کلان خود کند و ارباب جهان باشد. بخصوص دموکراسی در افغانستان که شما مطرح کرده اید، شرم است که در ردیف آزادی گذاشته شود؛ اینکه در سایه بی پنجاه و دوی دموکراسی وارداتی، حتی نمیتوانیم از دشت قره باغ به جرم هزاره بودن عبور کنیم، کجایش به آزادی تعلق می رساند و قابل تقدیس و تعریف است! و آقای معنوی هم فعلا برسر مقام و موقعیت خود به معامله نشسته و بر تمام گفته ها و گذشته هایش تف می اندازد!
    احساسات شما از آزادی قابل قدر و ستایش است؛ اما مصداق آن را در افغانستان آدرس ندهید؛ افغانستانی که حتی دموکراسی سالاران غرب هم، همه چیز حتی آزادی و دموکراسی را به نفع قبیله و القاعده و طالب و تروریزم مصادره نموده و من و توی مدنی و صلح طلب و آزادییخواه را قربانی کرده است!
    باید نگاهی هم به عملکردهای بانیان دموکراسی در ده سال گذشته افغانستان و کارکردهای شان در دیگرنقاط جهان نیز داشته باشیم و برایند به اصطلاح دموکراسی در افغانستان خودرا نیز ارزیابی کنیم.

  7. Merahmad Lomani اسد ۲۶, ۱۳۹۰ در ۱۰:۵۵ ق.ظ -

    چهارشنبه ۲۶ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۰:۵۵

    سلام دوستان
    جناب لومانی حقیقت راکفته برای رهکذر تلخ است چون انکیزه او باملا عمر مطابقت دارد جناب رهکذر هرانسان حق ازادی دارد

  8. میراحمد لومانی اسد ۲۶, ۱۳۹۰ در ۱۲:۳۲ ب.ظ -

    چهارشنبه ۲۶ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۲:۳۲

    عرض سلام خدمت همه شما خوبان؛ بخصوص جناب نصیر!
    جناب نصیر همانطوریکه عرض نموده ام آزادی و دموکراسی لازم و ملزم هم اند. که؛ آزادی بدون دموکراسی شعار و فریبی بیش نمیباشد.
    پروسه مبارزه برای کسب آزادی در کشور های متمدن جهانی منجر به حاکمیت دموکراسی گردیده است. و حاکمیت دموکراسی زمینه ساز رشد و غنا مندی ملت ها در گستره تاریخ بوده است. در کجای دنیا کشور متمدن و مردم سعادت مند بدون چنین حاکمیت ها را میتوان سراغ گرفت. از دشت قره باغ به عنوان باز تاب حاکمیت دموکراسی نام برده اید؛ هم خنده ام گرفت و هم گریه ام. ما همیشه به اشتباه میرویم. همیشه ادرس را گم مینماییم ،خوب بلد هستیم لجن مال بنماییم. دشت قره باغ باز تاب اندیشه های ارتجاعی به اندرون جامعه ما میباشد برادر؛ نی حاکمیت دموکراسی!!

  9. نصیر اسد ۲۷, ۱۳۹۰ در ۹:۳۵ ق.ظ -

    پنجشنبه ۲۷ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۹:۳۵

    جناب لومانی با سلام مجدد به شما و خوانندگان محترم این نظرات.
    از لازمه دموکراسی آزادی هست و شکی نیست؛ اما اینکه از لازمه آزادی دموکراسی باشد، همچنان تردید دارم و قانع نشدم. آیا دموکراسی با دین و خدا نسبتی می رساند و در تضاد قرار نمیگیرد؟ با اینحال شما که در مقاله تان؛ ذات مقدس حضرت خداوندی را در شالوده و اساس مقدس آزادی جاری می دانید، آیا همین ذات اقدس در دموکراسی هم جاری هست؟
    آیا سردمداران دموکراسی، به حضور و ظهور خدا در دموکراسی محل میگذارند؟ اگر چنین است، منباب مثال: خداوند روزه و نماز و حجاب و… را واجب دانسته؛ آیا این ارزشهای خدایی و دینی با ارزشهای دموکراسی در تضاد قرار نمیگیرد و آزادی مورد تعریف شما به چالش کشیده نمیشود.
    طرح یک نقد و نظر، به معنای خصومت و لجن مال کردن نیست. تنها به به و چه چه باعث رشد نمیشود. سعه صدر داشته باشید. میتوانید مارا با نظرات مستدل تان آگاه و بینا کنید اما متهم نفرمایید. ما خیلی محتاج دانایی و توانایی هستیم. تشکر

  10. میراحمد لومانی اسد ۲۷, ۱۳۹۰ در ۱:۱۹ ب.ظ -

    پنجشنبه ۲۷ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۳:۱۹

    سلام مجدد به شما عزیزان!
    نصیر گرامی از این که این بحث دارد به مرحله جالب و پرمحتوای خویش وارد میشود، نوعی لذت توام با مسئولیت بر وجودم مستولی میگردد. لذت بدان جهت که چنین بحث هایی را دوست میدارم. و مسئولیت از ان سبب که در این اقیانوس پر عظمت ، حقیر زره یی بیش نمیباشم… ما اگر از دید فلسفی به جهان خلقت نظری بیندازیم، در زره زره خلقت حضور مطلق و بدون چون چرا خداوند را باچشم بصیرت به مشاهده مینشینیم.خلقت خود رمزو راز هزار توی قدرت خداوندی است؛ اما اساس خلقت برای انسان که اشرف مخلوقات محسوب میگردد، بر مبنای ازادی مطلق استوار میباشد. اگردر خلقت انسان نیازی به جبر و قید، ضرور و لازم میبود، بدون شک در شالوده خلقت از جانب حضرت حق (خداوند) این جبر در نهاد ادمی بر انسان تکلیف میگردید. که؛ خلقت خداوندی در حد اعلای کمال خویش در قالب انسان به ظهور نشسته است. اختیار دموکراسی ترین هدیه خداوندی برای بشریت میباشد.

  11. میراحمد لومانی اسد ۲۷, ۱۳۹۰ در ۱۱:۴۱ ب.ظ -

    پنجشنبه ۲۷ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۲۳:۴۱

    … اختیار، دموکراسی ترین هدیه خداوندی برای بشریت میباشد.
    اعتقاد به خداوند، و یا اینکه باور به نیروی ماورا طبیعت و قدرت مافوق قدرت بشری در تمام اعصار و ادوار تاریخ به گونه نسبی ان در باور های مردم موجود بوده است. و حال نیز ملا عمر به گونه یی معتقد به خداوند میباشد و باراک اوباما به گونه دیگر. اما شالوده ساختار شناخت و باور هر فرد، بر مبنای رشد درک و شعور وی میباشد.
    دنیای دموکراسی هرگز موجودیت خداوند را به نفی نگرفته است. بلکه در این سیستم معتقد بودن به مذاهب و یا نفی ان یک امر شخصی به تلقی گرفته شده است. که از ان جمله اجرای مناسک مذهبی نیز یک امر شخصی و اختیاری میباشد.
    در حاکمیت دموکراسی اساس و بنیان حاکمیت بر اساس رعایت حقوق فرد در جامعه استوار میباشد ..