افغانستان کوچک در قلب بریتانیا خوش درخشید

مدبریت ۷:۰۳ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
افغانستان کوچک در قلب بریتانیا خوش درخشید

http://jaghori2.persiangig.com/jaghori1/ashkhas/kuoram.jpg

گزارش از مراسم تقدیر/تشویقی دانشجویان فارغ التحصیل در بریتانیا

اندیشه نو، انگیزه عالی و اراده قاطع، ممکن می سازد، اما زمانیکه ذهنیت ها مثبت، دلها یار، و باورها یاور هم باشند. روز شنبه، ۲۴ نوامبر سال جاری عمل و تلاش جمعی، با ابتکار کم نظیرو میزبانی مهرنواز شورای هزاره های بریتا نیا، مراسم هدفمند و شکوهمند علمی، اکادمیک و دانشجویی تحت عنوان (سمینار رشد و همدلی)  در سیمای روشن افغانستان کوچک در قلب بریتانیا برگزار گردید و خوش درخشید.

مراسم پرشکوهی تقدیر و نیکو داشت ازدانشجویان افغانی/افغانستانی مقیم بریتانیا که در چند سال اخیر از دانشگاه های بریتانیا در مقاطع مختلف دکترا، فوق لیسانس (ماستری) و لیسانس فارغ التحصیل گردیده اند، آخرین کارکرد موفق و تلاش جمعی شورای هزاره های بریتانیا با همکاری نهاد ها و انجمن های پر نفوذ افغانستانی مقیم، از قبیل: انجمن دوستی افغانها، سایت وزین جمهوری سکوت، انجمن ترکهای افغانستان، انجمن پشتون، بورد مشورتی آفغان ها (آب)، افغان سوشیل کلب، و ده ها انجمن دیگربا استقبال گرم و گسترده مردم، بزرگان، دانشمندان، روشنفکران، نخبگان، دانشجویان و جوانان برگزار گردید.

قابل یاد آوری اینکه شورای هزاره های بریتانیا در کوتاه عمر دوساله اش، کارکرد ها و دست آورد های، عالی و سازنده ی فرهنگی، تحقیقی/تاریخی، اجتماعی، ورزشی و دانشجویی را در ایام مختلف در سراسر بریتانیا با موفقیت بر گزار کرده اند، که یکی از کارکردهای تاریخی، تلاش و تحقیق تاریخی کمیته فرهنگی این شورا در مورد سربازان هزاره که در جنگ جهانی اول در مرز فرانسه و بلژیک به دفاع و مقابله بر خاسته بودند، می باشد، که هیئت شورا با مدیریت تاریخ نویس کشور جناب گلزاری و فعال فرهنگی/اجتماعی جناب نصرالله شیخزاده از نزدیک از منطقه دیدن نموده و مقبره یکی از این سربازان را بنام علی حسین، شناسایی و با خیلی از اهالی منطقه (فرانسه) صحبت کرده اند، چنانچه مردم محل از دفاع جانانه و قهرمانانه هزاره پنییر تحت فرماندهی فرقه میشر علی دوست، حکایت و داستانها گفته اند و هم کتبا و هم سینه به سینه نقل و به نسل جدید خود منتقل کرده اند.

مراسم ساعت ۲:۳۰ بعد از ظهربا سرود ملی آغاز گردید و تا ساعات هفت شام باتوضیح تقدیر نامه ها و ضیافت شام ادامه داشت.

سید رضا محمدی، شاعرشوخ طبع  نام آشنای کشور، دیروز ناخدای خوش سلیقهء ما بود، کشتی علمی/فرهنگی و دانشجویی را بسوی ساحل سخن و سخنوری، شعرو شاعری، تقدیراز دست آورد ها وتقدیرنامه ها خوب مدیریت و رهنمایی کرد. شاعر با دکلمه زیبا شعر آغازگر شد و در امتداد اشعارش، شخصیت های علمی، روشنفکران و دانشجویان را به سخن و سخنرانی های ارزشمند و مفید علمی، و تجربه های اکادمیک دانشجویی فراخواند و فرصت فراهم کرد.

جناب معلم عزیزی فعال فرهنگی/اجتماعی یکی از بانیان مجلس به نمایندگی از شورای هزاره های بریتانیا، صحبت مقدماتی خود رابا خیر مقدم و خوش آمد گویی میهمانان شروع کردند و با سخنان پر احساس چنین گفتند: خوش حالم امروز در جمع فرهیختگان، روشنفکران و دانشجویان عزیز قرار دارم، من عاشق سخن گفتن با دانشجویان هستم، با دانشجویان بزرگ شده ام و با دانشجویان به پیری رسیده ام، و لی افتخار می کنم که همیشه به عنوان یک معلم در خدمت دانشجویان بوده ام و امروز میزبان دانشجویان هستیم که بر قله های بلند توانایی و آگاهی رسیده و به عنوان مدیران دانایی برادری و برابری عرض اندام نموده اند.  امیدوارم در آینده با حس مسولیت و درک روشن از جامعه و کشور شان، در خدمت مردم و کشور قرار گیرند.

سخنران دوم،  عالی جناب دکتر داوود یارسفیر محترم دولت اسلامی افغانستان در لندن، به سخنرانی آموزنده علمی/تخصصی پرداختند.  از آنجای که ایشان در رشته اقتصاد به درجه اعلی دکترا رسیده اند و سالیان دراز تجربه استادی دارند، توانستند با سخنان عالمانه و اکادمیک شان پیوند عمیق علمی/معنوی با حاضران، بخصوص دانشجویان بر قرار کنند، چنانچه ایشان خود توضیح دادند که از جوانی تا حالا وظیفه مقدس معلمی داشته اند و بنا همیشه یک رابطه قوی، دوستانه ی علمی و آموزشی میان خود و دانشجویان احساس می کند.

داکترداوود  یار سفیر محترم جمهوری اسلامی افغانستان در بریتانیا که به حیث میهمان خصوصی دعوت شده بودند، در خلال سخنان خود، اهمیت تحصیل و آموزش را در پیشرفت و توسعه جوامع بشری و هم چنان نقش تحصیل کردگان و دانش آموختگان را در مدیریت کلان کشوری و ملت ها حایز اهمیت کلیدی دانسته و با برشمردن مثال های گوناگون در عرصه های مختلف زندگی روزمره، نقش تحصیل و تحصیل کردگان را درامرباز سازی، روشنگری و تأمین صلح در جامعه و ایجاد جامعه آباد و مرفه، به بحث و برسی گرفتند. جناب داکتر یار، برعلاوه نقش روشنفکران و دانشجویان، اهمیت حکومت و دولتداری خوب را در امر ایجاد تسهیلات و تقویه نهاد هایی تعلیمی وتحصیلی با اهمیت خواند و بر اهمیت تعلیم و تحصیل زنان در جامعه تاکید ورزیدند.

جناب مجیب الرحمن رحیمی که به تازگی از پایان نامه اش در مقطع دکترا موفقانه دفاع کرده اند، شخصیت پر تلاش، روشنگر و سخت کوش هستند، بنا نیکو باشد اگر لقب افتخاری “دکتر” را رسما از همین حالا پیشوند نام ایشان کنیم تا برایش صمیمانه تبریک گفته باشیم.   دکتر رحیمی با ارائه معلومات جامع و مفید و باز گویی تجربه ایشان در مقاطع مختلف تحصیلی، بخصوص دوره سخت و پر فراز و نشیب دکترا، به تشریحات و توضیحات آموزنده پر داختند، که بدون شک برای همه دانشجویان بخصوص برای آن تعداد که عزم شان را برای دکترا جزم کرده اند، مفید و سازنده تمام گردید.

ایشان گزینه های مهمی را از جمله سکالرشیپ را قدم مهمی برای دوره دکترا دانست، اما خاطر نشان کردند که سکالرشیپ با مشکلات زیادی حاصل می گردد، بنا پیشنهاد کردند که انجمن ها، نهاد های علمی با همکاری سفارت، صندوق قرض الحسنه ایجاد کنند، تا دانشجویان مستحق با استفاد از این امکانات دوره دکترا را به پایان برسانند.

ایشان ازتجربه متفاوت تحصیلی شان در بریتانیا اظهار داشتند که: اینجا میتودولوجی، دانشجو محوری، تفکر انتقادی، باعث رشد اندیشه ها و باورها می شود و از طرفی فرصت خوبی را برای باز نگری به گذشته خود وفرار از قید تفکر سنتی و اسارتگر، فراهم می سازد.  اضافه کردند که، بدون شک منابع غنی درسی و تحقیقاتی در کتابخانه ها و مراکز علمی/دانشجویی وافر در اختیار دانش پژوهان قرار دارد، که خود باعث تشویق، موفقیت و دلگرمی دانشجویان به ادامه تحصیل می شوند.  در پایان سخنانش اشاره خوبی داشتند در مورد کاریابی، که چه بهتر اگر زمینه جلب فارغین در وزارت خانه های داخل کشورفراهم شود.

خانم خدیجه عباسی شخصیت فعال و دانشجوی سخت کوش در مقطع دکترا در رشته انسان شناسی، اولین خانم بودند که در جایگاه حضور یافتند. خانم عباسی سخنانش را با طرح یک سوال بنیادی در ادامه یک شکایت سازنده آغاز کردند؟ که ایا امکان جذب این همه نیروی کار و متخصص در داخل وجود دارد؟ در ادامه از تجربه نه چندان خوشش از سالهای اول دور جدید افغانستان، که با صد ها امید و شوق، ایران را به مقصد افغانستان ترک می گوید، اما بر خلاف میل و توقع شان، با فضا و روش تلخ مهاجر ستیزی و تحقیر آنان که با لهجه های مختلف از ایران و یا کشور های دیگر بر گشته بودند، بر می خورد.  ایشان با نقد سازنده به روش کهنه، امید به اینده روشن بستند و در ادامه از تجربه تحصیلی بخصوص در مقطع حاضر دکترایش معلومات مفید را تقدیم حضار کردند.

جناب محب مدثر فارغ التحصیل علوم سیاسی سخنران دیگر بود که از مشکلات، اقتصادی، کاری دانشجویان مهاجر در غربت معلومات مفید ارائه کردند، در ادامه به نکته جالب اشاره کردند اینکه:  نسل اول دانشجویان مهاجر” جوان نشده پیر می شوند”  به این معنی که این نسل دانشجویان، هم باید درس بخوانند و هم کار نمایند و هم خود و خانواده هایشان را در مشکلات اقتصادی و مالی کمک کنند، ولی آنانیکه با بورسیه های تحصیلی دولتی حمایت و کمک می شوند از جمله خوشبختان هستند، که امید واریم از فرصت ها و زمینه های فراهم شده ، بهتر و خوبتر استفاده نمایند.

خانم راحله محبی فارغ التحصیل رشته حقوق بشر، سخنران دیگر بود که از اعتماد بنفس و خود باوری و امکان هر امر ممکن، سخنان تشویقی زدند و معلومات خوبی دوره ماستری دانشجویی شان را با همه شریک ساختند.  خانم محبی تاکید بر اینکه تصمیم و اراده قاطع هر نا ممکن را ممکن می سازد،  و مثال زیبا آوردند که حتی ” صلح در افغانستان ممکن است”  اگر تصمیم قاطع و اراده عالی داشته باشیم و زحمت بکشیم و تلاش نماییم.

داوود ناجی…! ناجی با طبع شوخ، لبخند بیخ گوشی، دیگر گونه می اندیشد، اما اکثرا عمیق و دقیق و گاها انقلابی و ویرانگر، داوود + ناجی + خبرنگار + بی بی سی، این مخلوق عجیب و پرحرف، اما خوش حرف را اکثرا می شناسید، نیاز به قیل و قال نگارنده نیست.

جناب داوود ناجی سخنانش را از یک انتظار آغاز کرد، انتظار نسل سوخته ی که آرزو داشتند، اما به دانشگاه نرسیدند، و شاید هیچگاه آن آروزو ها بخیه به واقعیت های زندگی نخورند.  در ادامه، سخنان ارزنده ، سازنده، درعین حال سخت ویران کننده داشت.  نظریهء فکری داوود از ویرنگری آغاز می شود، اما ریشه در زیر بنا دارد، که باید از نو ستون بندی کرد و درست و سالم و پایداراز نو ساخت و آباد کرد.  ناجی: در بیش از صد سال گذشته، فقط یک نبرد ادامه دارد، سنت ماندن و توقف و استبداد، ولی امروز ها جامعه مدنی، نیروی وسیع تحصیل کردگان و دانشجویان در افغانستان امید ایجاد می کند، که افغانستان برگشت به گذشته نخواهد کرد، اما نسل روشن حاضر باید با تغییر نگرش و روش، سنت های خرافاتی، دیوار های عقبگرایی و بارخرافات سنت و مذهب را خراش جدی زنند و ویران کنند، و با خشت پخته تجدد، دیوار مستحکم عقلانیت، خرد و آگاهی را از نو بنا سازند.

در اخیر داوود از همه فرهنگیان و روشنفکران ( نمی دانم + یا – ) خودش، سخت گلایه کرد: فرهنگیان ما با مصلحت و سکوت سخت عاجزو در مانده شده اند، که حتی اندک خراش را بر سنت کهنه و خرافات تحمیلی که مانع ترقی و سعادت کشور شده اند، نتوانسته اند وارد کنند.  ناجی اما از بعضی کار کرد های دوره کمونیستی در افغانستان بخوبی یاد کرد اینکه: نیروی چپی ها در افغانستان بد هنگام امدند و خیلی اشتباهات هم داشتند، اما شهامت یک کار خوب و مهمی را کردند، در آن دور لامحال، توانستند دیوار های زمخت و محکم سنت و تبعیض و خرافات را ویران کنند. اما شرائط آنوقت با حالا زمین و اسمان فرق دارد.  آنوقت مردم پول و رشوت می دادند که بچه های شان را از مکتب و درس مانع شوند و بیرون کنند، اما امروز هزاران دانشجو، میلیونها پول مصرف درس، کورس و برنامه های درسی شان می کنند.

محترم انجنییر وهاب سپاند نماینده انجمن ( آب) به زبان پشتو ایراد سخن کردند، که متاسفانه نگارنده به ادبیات و زبان پشتو خوب بلدیت ندارد، بنا با عرض معذرت از جناب سپاند و شما خوانندگان گرامی، این بخش را مختصرا گذر می کنیم، اما جناب سپاند دانشجویان را مورد تقدیر و تشویق قرار دادند و بر اتحاد و همدلی و کارهای مشترک همه افغانها/افغانستانیها و انجمن های مقیم تاکید ورزیدند.  البته نا گفته نباید گذاشت که انجمن آب، در گذشته فعالیتهای فرهنگی/اجتماعی مفید و سازنده را در شهر لندن میزبانی کرده اند که قابل تقدیر و تمجید است.

جناب دکتر عبدالخالق لعلزاد پژوهشگر، از بانیان مرکز تحقیقاتی خراسان،  سخنان اش را با یک سوال احتمالا تنقیدی/تشویقی اغاز کردند، اینکه: آیا در قرن بیست تشکیل انجمن های قومی، زیر نام پشتون انجمن، شورای هزاره ها، انجمن ترکتباران و یا افغان و غیره ضروری است؟  ایشان با دو فرضیه ء احتمالی این بحث را کمی بیشتر موشگافی کردند، که اگر با روحیه و ذهنیت جدایی اقوام باهم برادر افغانستان باشد، گام خطر ناک است بسوی نفاق، چند پارچگی، تعصب، تبعیض و بلاخره فاشسیم.  ولی اگر برای شناخت اقوام و ملیتها و فرهنگهای متنوع باشد، گام مثبت و موثر خواهد بود.  احتمالا جناب لعلزاد خواستند با طرح این سوال، هم زنگ خطر و بیدار باشی را به صدا در آورند و هم تاکید بر وحدت، اخوت و همپزیری و برابری اقوام داشته باشند.

دکتر لعلزاد در قسمت از سخنان خود اظهار داشتند که نسل امروزی، نسل خوشبخت هستند، که در فضای باز با امکانات بهتر درس می خوانند، اما ما در فضای بسته و خفقانی فقط جزوه های اندک و سانسور شده ها را می خواندیم، حتی سخن و فکر و اندیشه ما سانسور می شد، اما امروز نه تنها سانسور می شود بلکه ازادی بیان، تفکر های انتقادی و مضامین درسی چه بسا رشد کرده اند و از غنایی و و ظرفیت علمی خوب برخوردار شده اند. در اخیر سخنانش را با پیشنهاد خوب و سازنده خاتمه دادند: چه خوب همه ساله سمینار ها و کنفرانس های علمی/تحقیقی در مورد پایان نامه ها صورت گیرد.

محترم اسدالله شفایی، چهره ارام، اما پهلوان خوش نام درحرفه ی ترجمه و خبرنگاری، فارغ التحصیل مقطع ماستری در رشته ی ناسیونالسیم، یکی از سخنران بخش آخر این سمینار بودند. ایشان در مورد نهادینه شدن فرهنگ تحصیل و آموزشی در افغانستان ابراز امیدواری کردند و اشارات مفید در مورد تاءسیس مراکز تحقیقاتی، دانشگاه های خصوصی، مراکز و کورس های آموزشی شبانه روزی داشتند.  ایشان این تغییرات مثبت را در سالهای اخیر در میان مردم و جامعه امید وارکننده دانست، اما تاکید کردند که نیاز جدی و مبرم به باز شناسی وضعیت فرهنگی /سیاسی/ اجتماعی، و شناخت علمی از جامعه و مشکلات و جود دارد، که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرند.  و اما در مورد سخنان اقای لعلزاد، افزودند: راه حل منطقی فرار از مشکلات و اختلاف ها نیست، کی می گوید میان اقوام ساکن در افغانستان هیچ اختلاف و مشکلات وجود ندارد، نباید با خوشبینی و یا غفلت، روی این مشکلات سرپوش گذاشت، بیاییم راه حل بهتر و منطقی و عملی تر پیدا کنیم و در صدد حل آن باشیم نه سر پوش گذاشتن.

جناب شفائی در بخش دیگری از سخنانش، تعریف مشخص از هویت مهاجرین در جامعه میزبان داشتند، به باور ایشان روابط گسترده اجتماعی/فرهنگی میان جامعه میزبان و جامعه مبدا بوجود نیامده است، کم اشنایی و بیگانگی از تمدن و فرهنگ میزبان درز این فاصله ها را نسبتا زیاد کرده است، که در اینده امید می رود که فاصله ها کمتر شود و شناخت و هماهنگی بیشتر و خوبتر میان جامعه میزبان و مهاجرین صورت گیرد.

جناب سید اکرم پیگیر سخنران دیگر بخش آخر بودند که از تمدن هزاران ساله افغانستان یاد آوری کردند و سخنان ارزشمند تاریخی را در مورد حال و گذشته ابراز داشتند.  نکته ی جالب اینکه بخش محوری سخنان ایشان، یاد آوری و زنده نگهداشتن نام و خاطرات بزرگان، مورخین، روشنفکران، علما، دانشمندان، شاعران و سیاستمداران افغانستانی که در گذشته های دور و نزدیک خدمت کردند و افتخار بخشیده اند ولی فعلا در قید حیات نیستند، مفصل نام گرفتند و یکبار دیگر نام و خاطرات ارزنده آنان را زنده و روشن ساختند.

آقای حفیظ ا لله خرم فعال فرهنگی/مدنی فارغ التحصیل مقطع ماستری در رشته علوم سیاسی و روابط بین المللی سخنران اخیر بودند که به نمایندگی ازدانشجویان فارغ التحصیل در مقاطع دکترا، ماستری و لیسانس سخنانش را با تقدیر و تشکر از ابتکار جالب و کم نظیر شورای هزاره های بریتانیا اغاز کردند.

حفیظ ا لله خرم در سه محور مرتبط به هم ” فرصت، قدرت و مسولیت” سخنان جالب را چنین بیان داشتند: در فرایند رشد و تکامل جوامع بشری، قدرت همیشه در محور همه ساز و کار ها، چالشها و فرصت ها، جنگها، ویرانی ها و ساز و ساخت ها بوده است.  زندگی چیزی جز جنگ قدرت، توازن قدرت، تعامل قدرت، تقسیم قدرت، تبادل قدرت، انحصاری ساختن قدرت و یا اشتراکی ساختن قدرت و بلاخره گرفتن قدرت برای قدرت نبوده است. حتی تاریخ ساخته کشمکشهای قدرت است، به عبارت دیگر ” تاریخ چیزی نیست جز نبرد قدرت برای بقا و تداوم قدرت”.

مفاهیم قدرت و تاثیر یک سویه و پیشرو قدرت همیشه نقش محوری در جهان داشته است، اما فرماندهان و ستراتیژیست های بزرگ قاره ها، جهان گشایان، امپراطوران و سیاستمداران زیرک، قدرت را در گذشته، نظر به موقعیت به انواع قدرت تقسیم کرده بودند. در قرون وسطی و قبل از انقلاب صنعتی و جنگهای مدرن، چنین باور داشتند که هر کی از نوع نیروی سخت افزار جنگی بیشتر و سرزمین خشکه بیشتر را در اختیار داشته باشد، قدرت و آینده جهان را کنترول خواهد کرد، اما در قرن ۱۹ میلادی آقای الفبرد تییر ماهان مهمترین استراتیژیست و فرمانده نیروی دریایی آمریکا نظریه جدید را در حوزه موقعیت “قدرت” ارائه دادند. به باور ایشان هر کی بجای خشکه، جغرافیای وسیع آبی و اقیانوس ها را در اختیار داشته باشد، کشور مقتدر جهان خواهد شد.   نظر به تیوری ماهان، نوع قدرت تغییر نکرد، یعنی داشتن ابزار سخت افزار مدرن جنگی همچنان ضروری است، اما موقعیت “قدرت” از خشکه به آب و اقیانوس عوض گردید، یعنی هر کشوری که نیروی عظیم دریایی داشته باشد قدرت از آن او خواهد بود.

اما امروز نظر به شرائط و تغییرات جدی و برحسته در حوزه های روش، رفتاری، اصولی و اخلاقی قدرت،  نه تنها موقعیت قدرت بلکه هم نوع قدرت، هم مفاهیم قدرت، موقعیت قدرت و هم ابزارهای قدرت تغییر کرده اند.  امروز نوع قدرت ، قدرت نرم افزار علم، دانش، اقتصاد، تکنالوژی، تخصص، تفکر و فرهنگ و هنرهای انتقادی،  قدرتمند تر از هر “نوع” قدرت سخت افزار دیگر وارد میدان شده اند.  موقعیت و صحنه نبرد، دیگر نیاز به خشکه وسیع و اقیانوس ها نیست، موقعیت قدرت دانشگاه ها، رسانه های جمعی، دنیای مجازی اینترنیت، شبکه های اجتماعی ، افکار عمومی، اذهان جمعی، و بلاخره همه جایی و همگانی شده است.  بنا امروز قدرت واقعی در اختیار دانشگا هیان، دانشجویان، دانشمندان، و متخصصین در رشته های مهم و مختلف علمی و فرهنگی می باشد که می توانند در کمترین وقت و با کم ترین هزینه در عمق افکار و اذهان نسل حاضر بشر و نسل های آینده نفوذ کنند و تاثیر و تغییرات جدی بوجود آورند.

حفیظ خرم سخنان پایانی اش را با پیام به فارغین هم مسلک اش، چنین توضیح داد: قبل از فراغت،  دانشجویان اکثرا مسولیت فردی دارند که از مشغولیت دانشگاهی و دانشجویی ریشه می گیرد، اما بعد از فراغت ، در کنار اینکه مسولیت فردی خود را حفظ می کنند، ولی مهمتراز همه اضافه بار رسالت و مسولیت اجتماعی هم می شوند. در واقع آغاز کاراصلی و فعالیت بنیادی اجتماعی حالا شروع شده است، به عبارت دیگر ” هنوز اول عشق است، سفر دنباله دارد” .   امید وارم یک ” ترس مقدس” در ذهن و دل همه فارغین و دانشجویان خانه کند، تا همیشه انگیزه و دغدغه اصلی بعد از فراغت، تلاش و تکاپو برای خدمت به خود، خانواده و مردم و جامعه باشد، تا هم بتوانند و بتوانیم از حوزه اندیشه و مسولیت فردی به جمع رسیم و هم ازحصار خانه های شخصی به فضای باز اجتماع پیوند زده شویم، و هم در سایه همین ترس مقدس، بر مبنای عقلانیت، تعامل، همپزیری و آگاهی ، قدرت فکری، تخصصی و اعتبار علمی/ اکادمیک حاصله را در اختیار و خدمت مردم، کشور و جامعه قرار داده و به عنوان نسل تاثیر گذار در جامعه، “قدرت” و روش اعمال قدرت را در حوزه عمل و رفتا، اخلاقی و مردمی سازیم.  بنا آغاز مسولیت جمعی و اجتماعی ما با کسب قدرت علمی و تخصصی توام با ” قدرت اخلاقی/مسولیتی” بعد از فراغت، تازه شروع شده است.  پس در این راستای روشن و روشنگری موفقیت و پیروزی همه شما را ارزومندم.

در اخیر آقای علی جعفری به زبان انگلیسی و آقای اسماعیل دانش به زبان فارسی به نمایندگی از شهر میزبان، بزرگ شهر صنعتی بیرمنگهام،  پیام پایانی را خواندند و از همه شرکت کنندگان تشکر و قدردانی به عمل آوردند و برای فارغین در مقطع محتلف دانشگاهی تبریک گفتند واروزوی پیروزی و موفقیت بیشتر کردند.

بازهم داوووود ناجی….!

بخش پایانی و لی مهم، توضیح تقدیر نامه به شصت و نو نفر فارغ التحصیل در مقاطع مختلف دکترا، ماستری و لیسانس با گردانندگی سخنور بلیغ و پهلوان بی بی سی، حضرت داوود ناجی در فضای مملو از شورو شوق و هلهله و کف زدن های حضاربخوبی انجام پزیرفت. فارغین تقدیر نامه های زیبا که از سوی شورای هزاره های بریتانیا با انگیزه و هدف عالی و سلیقه خوب،  زیبا طرح و تهیه شده بودند، از دستان شخصیت ها و بزرگان دریافت کردند.

در مرز گفتن و خوردن، شاعر خوش آوازه ما، رضا محممممممدی با شعرانتقادی و غوغایی ” آدمی” ، دل و هوش از همه ربود، همه چشمان به دهان رضا دوخته شده بود و چشمان رضا نگاهی رو به پائین بر فرش داشت، شاید رضا هم با شعرش انتقادی اش بررفتار و کردار انسان می تاخت و هم با نگاه حسابگر شاعرانه اش نقد می زد، که شاید، انسان مورد نظر شاعر، شایستگی بلندی و نگاه بلند بسوی آسمان سبز و افق روشن را ندارد، به هر حال شعرآخر رضا محمدی واقعا خستگی پر حرفی آنروز را از مغز و جان ها بدر کرد. در اخیر جای تان خالی، یاران دریا دل شهر بیرمنگهام کمر همت بسته،  جمع کثیری از میهمانان و میزبانان را با ضیافت شام خوش مزه خوب پزیرای گرم کرده و ثواب دارین حاصل نمودند.

نوت:

این گزارش، چنانچه بر اصل پیام رسانی صحیح، کتبی شده است، بنا نگارنده با احترام به حفظ این اصول، تلاش آخرش را کرده است تا مفهوم موضع سخنرانان درست پیام رسانی شود، اما شنیدن کی بود مانند متن در اختیار داشتن.  با نبود متن سخنرانی ها، نگارنده با جملات و کلمات متنوع احتمالا تصرفات و مداخلات در نوع پیام رسانی داشته است نه در اصلیت موضع. اگر چنین شده باشد، بزرگان و صاحبان سخن با دریا دلی شان ما را غرق سخاوت نموده از تقصیر ما در گذر شوند.

تقدیر و تشکر:  حفیظ ا لله خرم  – ۲۵ نوامبر ۲۰۱۳

882بازدید

کامنت بسته شده است.