«اود قل» و «کوه اود»/ «وود قل» و «کوه وود»

شوکت محمدی شاری ۱۲:۲۷ ب.ظ ۴

تاملی در جغرافیای تاریخی غور وغرجستان

«اود قل» و «کوه اود»/ «وود قل» و «کوه وود»

«اود قل» و «کوه اود»، دو منطقه ای در جاغوری است.اولی در سمت جنوب شرق و دومی در تقریبا در ناوه اصلی و منطقه حصار خدایداد قراردارد.  در قله کوه اود، قلعه مستحکمی قرار دارد که تسخیر نا ۱پذیر است و تا هنوز کمتر کسی توانسته بر قله آن برود. افسانه های زیادی از تسخیر ناپذیری این قلعه در زبان مردم محل جاری است که نیازمند ثبت است.

یکی از راه های درست و قابل اعتماد شناخت واژه هایهزارگی و به تبع آن هویت مردم هزاره، رجوع به فرهنگ گفتاری و زبانی خود هزاره هااست. برخی از نویسندگان ما با پیش فرض ترک پنداری هزاره ها، واژه هایی را کهنتوانند در منابع دم دست و خزانه ی ذهنی شان پیدا کنند فورا، حکم می دهند که اینواژه ترکی است. دو واژ ای که هم زمان در زبان هزاره ها و ترک ها و مغول ها وجوددارد؛ باید از راه های علمی تعیین اصالت کرد. باید منابع قدیمی هر دو زبان را دیدکه کدام در منابع قدیمی تر آمده است. متاسفانه، برخی بدون مراجعه به فرهنگ شفاهی وگفتاری و یا منابع قابل اعتماد علمی اصالت واژه ها تعیین می کنند.

هزاره ها، وارث اصلی زبان ودایی و اوستایی اند واصیل ترین لهجه زبان پارسی دری، متعلق به هزاره ها است. به دلیل آن که هزاره هاگوینده اصلی این زبان اند، دارای دو زبان گفتاری و نوشتاری اند. به این معنا کهبخشی از واژگان زبان هزاره ها وارد زبان نوشتاری شده و به فرهنگ مکتوب تبدیل شده وبه دیگران – که این زبان را از راه متن های مقدس ودا و اوستا یاد گرفته اند- منتقلشده است. بخش مهمی از زبان هزاره ها وارد زبان نوشتاری نشده و تنها در سینه هایمردم هزاره ذخیره شده است. زبان پدیده ی پویا و تحول پذیر است. چه بسا با پیشرفتزمانه، برخی از واژه ها از رونق بیافتد. برخی از واژه در نام مناطق محفوظ مانده کهنشانگر هویت تاریخی و فرهنگی ما است.

یکی از این گونه واژه ها، «اود قل» و «کوه اود» است.جناب حاج کاظم یزدانی، این واژه را به گونه «اوت قل» نوشته و آن را ترکی دانستهاست. مدرک و استدلالی هم نیاورده که چگونه تعیین اصالت کرده است؟ سال ها یافتن معنایواقعی این واژه ذهنم را مشغول کرده بود. حدود یک سال پیش، یک مرتبه، جرقه ای بهذهنم زد، که راهگشای کشف معنای آن بود. دقت در فرهنگ گفتاری مردم، معنای این کلمه را روشن می کند. هنگامی که کسی بخواهد حرف کسی را مخفیانهبشنود؛ می گویند گوش خود را وود [یا ووج] کرده است. حیوانات هم که احساس خطر کنند،گفته می می شود، «گوش خود را وود کرده است.» این معنا، به حالت ترصد و نگهبانیاشاره دارد. ممکن است این دو منطقه که در جاغوری قرار دارند؛ جایی برای ترصدنگهبانی و سوق الجیشی بوده باشد، که چنین احتمالی دور از ذهن نیست. در فرهنگ هزارهها، این واژه کاربرد دیگری هم دارد که ریشه تاریخی این منطقه و واژه را به دورههای بسیار دور می برد. هنگامی که گوسفند، بز و حیوانات، شب بیرون بمانند و گمشوند، چاقویی را ووده می کنند؛ یعنی دعا و وردی می خوانند تا حیوان گم شده، محفوظبمانند. اگر کسی را حشره ای گزیده باشد نیز آدم با سواد و کاربلد، آن را ووده میکند تا از شر زهر آن در امان باشد. هر ددو معنا به هم مربوط است. این واژه به نظرنگارنده با واژه ودا ارتباط دارد. ودا هم به معنای ارتباط ماورایی و دعا است. دراین معنا، ممکن است این دو منطقه، جایی برای نیایش و دعا بوده است. ممکن است دردوره های پیش، دین ودایی حضور داشته و این دو منطقه نیاشگاه بوده باشد. این واژه،از واژگان اصیل دری است که ریشه در دوره تاریخی ودایی دارد. این واژه در زبانهزاره ها به هر دو شکل اوده و ووده آمده است.

اوده: دم و افسون. کسی را زیر اوده در آوردن: کنایه[از] کسیرا به حیله رام کردن. مار بی اوده: کنایه از شخص سرکش. (افغانی نویس، ۱۳۶۹: ۲۶)

اوده دار، اوده گر: کسی که دم و دعا دهد.(همان).

این واژه، با کلمه­ی ودا، وید، ووده و… ارتباط معنایی دارد. ووده، در فرهنگرایج هزاره­ها به معنای دعای ویژه خواندن برای محفوظ ماندن و یک نوع ارتباطماورایی است. دین ودایی، دین سرزمین آریان بوده و کتابمقدس ریگ ودا یا ریگ­بید در سرچشمه­ی رود سروسوتی (هیرمند کنونی) یعنی بخش اولبهسود سروده است. گفته­اند ودا، به معنای دانش است. واژه « ودا» از ریشه «وید» به معنای دانش است؛ اما به طور اخص به معنای دانش الهی  یا  علم الهی  است. علم ودیک رسیس vedic rsis  از یک دانش هدایتگر و مرموز وبرگرفته از یک حقیقت عالی به دست می آید. ودا به معنی دانستن است و از ریشه ویدمشتق شده و مقصود از ودا یعنی معرفت ودانایی ممتاز و ویژه و عرفان شهودی و مرموز است. ودا را آپاورشیا یا غیر انسانىومافوق انسانى مى­دانند. زیرا این سرودها، زائیده طبعشاعرانه­ی هیچ مخلوقى نیست، بلکه از مبداء غیر انسانىوحى شده است. وداى اولیه، مشتمل بر صد هزار بیت بوده که به چهار قسمت تقسیم مى­شده است. اما در آغاز عصر دوم کریشنا دوىپایانا ودا را از نو احیاء کرد و بدان حیات نوبخشید و تقسیم بندى سابق را که شامل: ریگ یاجور ساما واتهاروابود، از نو برقرار ساخت… سرودهاى ریگ ودا از سایر وداها معتبرتر است. هم از لحاظ دیرینگى و هم از لحاظ اهمیت وارزندگى مطالب بر آنان حق تقدم دارد. این وداشامل هزار و بیست و هشت سرود است. محتواى ودا؛ اشعارریگودا سرودهایى را شامل اند که در مدح و جلال خدایان و موجودات گوناگون گفته شده اند. سرودهاى ریگ ودا بیشتر در مدحخدایان بزرگ آریانى سروده شده­اند.

 آیین ودایی در سرزمین اصلی آریان­ها و در جنوب هندوکش پدیدآمده و مانند سایر ادیان، مرزهای خاک آریان را درنوردیده، به هند رفته و ماندگارشده است. بخش مهمی از فرهنگ و زبان آریان­ها با متن مقدس ریگ­بید یا ریگ­ودا، بههند منتشر شده است. ودایی دین مشترک بین آریانیان و اقوام مهاجر به هند است. زبانسنانسکریت به معنای تلقین شده به غیر است. این مساله گویای این حقیقت است که باآموزه­ های ودایی، کلمات بومی آریانی نیز به هند منتقل شده است که بسیاری گمان می­کنندزبان دری و هندی ریشه­ی مشترک دارند.

بر اساسروایات ویاساvyasa به چهار ودا: راج (rag) یا ریک (rik) یاجور (yajar) سما واتروا(atharva)  تقسیم می­شوند. ریگ­ودا یک ودایروحانی است. یاجورودا مربوط به وردهائی است که مخصوص قربانی کردن نوشته شده است.سماودا با مناجات و آترواودا با آئین ودیک، فلسفه، تمرین و ورزش سروکار دارد.

ریگ ­ودا، در بر گیرنده ی سرودهای مذهبی آریان ­ها و کهن‌ترینودا است. ریگ‌ودا شامل ۱۰۱۷ قطعه شعر و ۱۰۵۰۰ بیت است و در ۱۰ کتاب تنظیم شده است. ریگ­ودا، از نظر لفظ و معنا شباهتبسیاری با اوستا  دارد. بخش بیشتر یجورودا و ساماودا بر گرفته شده از ریگ ودا است.سرودها(سمیت­ها) Samhita و دعاهای وداهاخطاب به ایزدان بسیاری هستند. از مهمترین ایزدان این سرودها اگنی (Agni) است. اگنی خدای آتش است و پیغام بر بین انسان­ها وباقی ایزدان است. به همین سبب است که قربانی‌ها را در مراسم مذهبی بر روی آتشمی گذاشتند.

+;نوشته شده در ;سه شنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۰ساعت;۱۲:۲۷ توسط;مدیریت بخش المیتو – شوکت محمدی; |;

1,804بازدید

۴ دیدگاه »

  1. متذکر سرطان ۲۲, ۱۳۹۰ در ۱۱:۵۶ ق.ظ -

    چهارشنبه ۲۲ تیر۱۳۹۰ ساعت: ۱۱:۵۶

    سلام برادر عزیز از زحمات تان ممنونیم و لی چرا صفحه را خراب می کنی و …

  2. faqat farssi سرطان ۲۲, ۱۳۹۰ در ۸:۲۶ ب.ظ -

    چهارشنبه ۲۲ تیر۱۳۹۰ ساعت: ۲۰:۲۶

    salam baradari khob wa zahmat kash yak swall dashtam aya zaban ma farssi ast ya parssi ya dari ?????? dar donya zaban 3 kishwar farssi shinakhta shuda ast ki az jomla 3 kishwar an yaki shan afgh…..ast lutfan pasukh ra drust benawsid tashakor

  3. حمید رسولی سرطان ۲۲, ۱۳۹۰ در ۱۱:۰۷ ب.ظ -

    چهارشنبه ۲۲ تیر۱۳۹۰ ساعت: ۲۳:۷

    سلام عرض ادب خدمت دانشمند توانا وزحمت کش جناب مهترم اقای محمدی . پیش از پیش تولد دوازدهمین اختر تابناک امامت مهدی (عج) را به شما وهمه ای خوانیندگان وتمام مردم عزیز جاغوری تبریک عرض میکنم امید از خدای پاک همیشه سالم وسربلند باشی . میلاد حضرت مهدی بر همه ای مسلمانان جهان تبریک باد

  4. lمحمدی سرطان ۲۳, ۱۳۹۰ در ۱۲:۲۷ ب.ظ -

    پنجشنبه ۲۳ تیر۱۳۹۰ ساعت: ۱۲:۲۷

    سلام بر دوستان عزیز متذکر، فقط فارسی، و حمید رسولی و دیگر دوستان عزیز!
    دوست عزیزی که از هویت زبان سوال کرده اند؛ باید عرض کنم که هویت و ماهیت اصلی زبا افغانستان، ایران و تاجیکستان یکی است که ممکن است با نام های دری، فارسی و تاجیکی خوانده شود. تعبیر دری اصیل تر از پارسی و یا تاجیکی است. در بسیاری از منابع فارسی را با پسوند دری می شناسند. پس از اسلام و دری نو را نوعا با پسوند دری و به گونه پارسی دری یاد می کنند. البته نا گفته نماند که زبان ما با کتاب مقدس اوستا به سرزمین های دیگر منتقل شده است. کوه «اپارسنه انا» سرچشمه رود هیرمند است. امروزه این کلمه تراش خورده و به شکل پارس درامده است. دین پارسی (زردشتی) چون از «اپارسنه انا» برخاسته؛ به دین پارسی معروف شده است. به نظر من می شود پارسی دری گفت که هویت و شهرت جهانی خود را محفوظ بدارد.