اولین برف و افتتاح لیسه شبانه در جاغوری

مدبریت ۷:۳۹ ب.ظ ۱۶
اولین برف و افتتاح لیسه شبانه در جاغوری

سلام دوستان

مردم جاغوری خرسند است  از اولین نزول آسمانی که جاغوری را سفید پوش کرد است

اولین  برف  در زمستان ۱۳۹۱ سرزمین جاغوری را سفید پوش کرد ، بارش برف از ساعت ۳:۰۰ بامداد به وقت محلی آغاز و تا ساعت ۴:۰۰ بعد از ظهر امروز چهار شنبه مورخه ۸ /۹ /۹۱ ادامه داشت . این بارندگی چون به صورت تر برف است ، میزان دقیق آن مشخص نیست ، چون برف پس از  نشستن برزمین آب می شود و می خواهد  وجود تشنه زمین را پس از یک عطش چندین ماهه سیراب کند . اما با این حال هم اکنون در حدود ۶ الی ۸ سانتی برف برسطح زمین جاخوش کرده است . در ارتفاعات که هوا سرد تر است بطور طبیعی میزان آن بیش از این خواهد بود . با این حال  امید وارم زمستان پر برکت و پربرف را شاهد باشیم البته باید گفت که  هوا سرد و آسمان ابری می باشد نه به اندازه ی زمستان سال های گذشته که سرمای  ویخبندان  آن بیاد ماندنی بود .

با بلند رفتن اسعار خارجی نرخ مواد اولیه بشدت رشد کرد و با آنکه چند روز است که نرخ اسعار پاین آمده اما نرخ های مواد خوراکه و سوخت  بالا است .

اولین برف زمستانی در جاغوری

از اعمال بازسازی ها در جاغوری خبری نیست . بنظر می رسد که جاغوری به کلی فراموش شده است ، پخته شدن سرک جاغوری الی قره باغ ، ارتقا ولسوالی جاغوری به ولایت و باقی خواست های مردم دیگه تبدیل به یک کابوس شده است .

سال تعلیمی ۱۳۹۱ هم دارد به پایان میرسد این روز ها امتحان پایان سال (سالانه ) جریان دارد . جاغوری امسال بالای ۱۶۰۰ نفر فارغ صنف ۱۲ خواهند داشت .

خبر دیگر اینکه :

لیسه شبانه با داشتن ۴۰ شاگرد و ۴ نفر اساتید طی یک مراسم در جاغوری بازگشایی و به کار های تعلیمی اش رسما آغاز نمود .

به شمول لیسه مسلکی زراعت و با افتتاح رسمی لیسه شبانه در جاغوری تعداد لیسه ها  به ۵۷ باب می رسد .

در اخیر عرض دوستانه :

تعداد زیاد از دوستان بخاطر کم کاریهایم در سایت و دیر بروز رسانی شدن مطالب در سایت توسط ایمیل ها شکایت کردند و روی این موضوع انتقاد های هم دارند . من کم کاری در قسمت به روز رسانی سایت را قبول دارم و اعتراف می کنم که چنین است که دوستان می فرمایند . اما با ایجاد رادیو پیام جوان مصروفیتم زیاد شده و برای اولین بار است  که  فکر می کنم در یک جای گیر کرده ام !

و نیز در زمستان فرصت زیاد است و باید بگویم که درپلان داریم که نشرات رادیو را بطور زنده و تا حد المکان اوضاع اجتماعی و سیاسی منطقه گزارش های ویدیوی از سراسر جاغوری تهیه و ترتیب  داده توسط سایت خدمت علاقه مندان پیشکش نماییم اما این کار بدون همکاری شما دوستان امکان ندارد .

من از دوستان و بویژه دوستانیکه در کشور های توسعه یافته و فرنگ اند انتظار دارم که رادیو پیام جوان را حمایت کنند تا حداقل جواب گوی نیاز های جامعه و خودشان باشد .

از بد روزگاری اینترنت که ما در کافی نت از آن استفاده می کنیم وضعیت خوبی ندارد و حالا برای همین سرعت فی ماه ۴۰۰ دالر امریکایی می پردازم . اگر کافی نت را جمع کنم این انترنت که فعلا استفاده می کنیم برای نشرات زنده رادیو از طریق سایت و آبدیت ویدیو ها در سایت کفایت نه می کند

با این حال کافی نت هم نیاز مبرم جامعه احساس می شود چون یگانه کافی نت در جاغوری است . اگر احیانا کافی نت را تعطیل کنم با تعطیل شدنش باید مردم جاغوری  برای یک ورق  ایمیل تا ولایت غزنی بروند و ما نیز مجبور هستیم که با تعطیلی کافی نت از وب سایت های انترنتی و  دنیا مجازی خدا حافظی کنم .

می خواهم صادقانه عرض کنم که  ۴۰۰ دالر امریکای شاید معاش ۳ نفر از کارمندان رادیو پیام جوان شود هیچ منبع تمویل کننده برای رادیو وجود ندارد.  من هم دار و ندارم را به خاطر تهیه دستگاه فرستننده و ساختن استیشن رادیو پیام جوان دادم با آنکه ۱۵ نفر کارمند فعلا کار مند رسمی رادیو پیام جوان هستند . اینها معاش می خواهد .

 با این حساب حتی مبلغ ۲۰ دالر امریکایی یا معادل آن مبلغ هزار افغانی هم می تواند در به روز رسانی سایت و کار های مقدماتی رادیو پیام جوان موثر باشد و این مبلغ می تواند سایت  را دوباره با آبدیت روزانه و نشرات رادیو پیام جوان را نیز بطور زنده از طریق سایت خدمت شما دوستان ارائه دهد .

اگر دوستان و خوانندگان سایت حمایت کنند در عوض به طور صد در صد سایت با عکس و مطالب و فیلم نو به روز رسانی خواهد شد . اگر دوستان حمایت مالی خود را دریغ نکنند این حقیر بر خود واجب و لازم خواهد دانست که بخاطر اجرای وظیفه ام هماره دست به کار شوم تا بلکی آنهای که در دیار غربت به سر می برند با دیدن نوشته ، تصاویر ، فیلم و حتی فایل صوتی از زادگاهشان خرسند گردند .

درصورت تمایل به تماس به این حقیر از این آدرس و ایمیل و شماره تلیفون استفاده کنید :

Rpj.jaghori@yahoo.com

Rpj.jaghori@gmail.com

+93 (0)790 49 43 49

ارادت مند تان مومن زاده

الا ای برف!
چه می ‏باری بر این دنیای ناپاکی؟
بر این دنیا که هر جایش رد پا از خبیثی است
مبار ای برف!
تو روح آسمان همراه خود داری
تو پیوندی میان عشق و پروازی
تو را حیف است باریدن
به ایوان سیاهی‏ها
تو که فصل سپیدی را سرآغازی
مبار ای برف! مبار ای برف !

نوت  : دوست عزیز که بنام محمود در بخش نظرات بنده را تهدید به مرگ نموده بود نیز می تواند از طریق شماره ذیل با این حقیر در تماس شده جواب حرف های خود را دریافت کند .

+;نوشته شده در ;چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۱ساعت;۱۹:۳۹ توسط;مدیریت مرکز – مومن زاده; |;

2,474بازدید

۱۶ دیدگاه »

  1. زکی از وین قوس ۹, ۱۳۹۱ در ۵:۳۱ ب.ظ -

    پنجشنبه ۹ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۱۷:۳۱

    برتمام جاغوریان عزیز سلام خصوصا برادرگرانقدر و پرتلاش مومئین زاده عزیز شما واقعا قابل قدر هستید هرکسی که شما را تهدید کرده حتما نابینا هستد یاکدام مریضی دیگه دارند خداوند انها را شفا بدهد تاکه چشم حسود و نظرتنگی از انها دور شود . امیدواریم این نیت نیک تان باعث شود رادیوی شما تبدیل به ایشتشن تلویزون گردد درجاغوری ازخدا موافقیت بشتر شما را میخواهم چشم بخیل کور شود

  2. hazara قوس ۱۰, ۱۳۹۱ در ۱۱:۲۸ ق.ظ -

    جمعه ۱۰ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۱۱:۲۸

    اقای مومن زاده سلام . ارتقای ولسوالی جاغوری و باز سازی و غیره چیز ها را از چهار نماینده بیکفایت جاغوری باید سوال شود که طی ۵ سال در پارلمان لا اقل برای جاغوری صدای خودرا کشیده یانه و یا هم فقط در زد وبندهای سیاسی خودشان میباشد …

  3. Mohsin Zardadi قوس ۱۰, ۱۳۹۱ در ۱:۴۱ ب.ظ -

    جمعه ۱۰ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۱۳:۴۱

    آقای مومن زاده محترم! هیچ فکر نمیکنم که در تمام جاغوری یک نفر با سواد نمانده باشد که حد اقل عنوان همین رادیو را درست بنویسد. در جمله کم از کم سه غلطی دارد:
    ۱- ورکشاپ به عوض ورکشاب..
    ۲- ورکشاپ هم یک کلمه ی انگیسی است و به عوض آن از کلمه ی " محل کار" یا "دفتر" باید استفاده میشد..
    ۳- "جذب "به عوض جزب شما..
    ۴- بعد از رادیو" پیام جوان" دش و یا فاصله و بعد هم جاغوری ضرور نیست نوشته شود.
    ۵- به عوض کارمند باید کارمندان نوشته شود زیرا هیچ رادیو نمی تواند فقط یک نفر کارمند داشته باشد .
    فکر میکنم که اگر در یک جمله ی عنوان پنج- شش کلمه ی اینقدر اشتباهات وجود داشته باشد خدا خیر رادیو و برنامه هایش را پیش کند..
    به نظر من این عنوان باید میبود:
    محل کار و جذب کارمندان "رادیو پیام جوان "
    با وجودیکه پیام جوان یک نام ناب و نو نیست و بهمین نام خیلی زیاد است.
    بهر صورت موفق باشید
    ========
    جناب زرداری اولا سلام
    وقت در فیسبوک نظر دادی گفتم خیر اگر جواب تان بدهم شاید خفه شوید من با توجه به وضعیت که دارم و نیز با توجه نظرات این چینینی دوستان خودی اصلا دوست ندارم جواب بدهیم در شما از جهات فرق می کنید ونیز گفتن پاسخ به شما شاید پاسخ بسیاری از عزیزان نیز باشد . باید عرض کنم که من هیچ وقت نگفتم که یک نویسنده هستم ونه ادعای شان را نیز دارم . در همین جاغوری که بیرون شان دیگرو کشته درون شان ما یک نفر از بهتران پیدا نشد که این کار را انجام بدهند ولی در یک جلسه خورد برد ویک تیبشی کلان باشد از هر کنج گوشه دنیا که شده خود را میرساند ان وقت از دکتر حجت الاسلام ایت الله دیگر اندیش روشن فکر راه یافت نمی شود . ولی وقتی پای خزینه کردن از وقت حیب در میان آید یک دفعه نگاه کنی که همه رفتند شما تنها ماندی .

  4. ادامه قوس ۱۰, ۱۳۹۱ در ۲:۱۱ ب.ظ -

    جمعه ۱۰ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۱۴:۱۱

    با این وضع حال وظیفه خودم دانستم در حد توان و چیزی که از عهده آن بر آمده می توانم را با دوستانم به موقع ورزود شریک سازم با نقطه یا بی نقطه .
    از نماینده با سواد گفته اید!! مقصر اصلی کی است ؟ من افتخار می کنم که دوستان بنده مورد نقد قرار بدهند اما باید کم انگشت طرف خودم آدم هم بالا شود
    با سواد ها آنها که چیز به سر دارند چه وقت به وارد جامعه شده ؟ همه بلد هستند که به یک شکلی منطقه را رها کرده به کشور های توسعه یافته و فرنگ بروند ! و یا به عبارت دیگر فرار کنند . و از آن جا با در اختیار امکانات بکوید چرا جذب را جزب توشه خوب جذب نکردی ؟!!! فکر کنم من اگر فرصت مرور این کار را داشته باشم اشتباهات تایپی را اصلاح کنم . با این حال راه حل که از دست خود تان بر می اید ارائه بدهید فکر می کسی غیر از شما این را نفهمیدند ؟ چرا ؟ خودم نیز در فرصت بر می کردم همه این را اصلاح می کنم ولی اگر کسی دم نمی زند به این دلیل است که راه حل که از دست خود شان و لو برمی اید انجام نمی دهند ساکت می ماند .
    کجا است آن با سواد ها ؟ آیا با سواد ها از خود سوال کرده که چرا این مردم بد بخت سواد ندارند ؟ بخدا قسم که با سواد ها صرف بلد هستند که انگشت شان را بالا کنند . که چرا نقطه فلان جمله ننوشتی . من می دانم قصد شما را که خیر خواهانه است . ولی برادر نقد بدون راه حل را جامعه امروز نمی پزیرد این نکته را نیز به علومت اضافه کنید .
    ادامه دارد

  5. ادامه قوس ۱۰, ۱۳۹۱ در ۲:۲۷ ب.ظ -

    جمعه ۱۰ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۱۴:۲۷

    جناب اقای رزدادی همه آنچه را گفتید درست است ولی اگر در وضعیت من نیستی می توانی چشم هاییت را روی هم بگزاری تصور کنی :
    وضعیت که بسیاری وقت گزارش ها را از طریق موبایل ثبت می کنم اگر آن وقت و آن امکانات را که شما در اخیار دارید اگر من می داشتم شاید وضعیت از جهات فرق می کرد . اگر برای یک گزارش با خیال راحت و با مروز دوباره و آپلود عکس و بقیه کارهای شان را انجان بدهم نزدیک دوساعت وقت می برد دو ساعت جنا تور اگر روشن کنیم به نظر شما چند لیتر پطرول خرج خواهند شد ؟ آن وقت برای یک گزارش اگر هزینه ای تلفن ها رفت آمد ها اضافه کنیم باید برای یک گزارش مختصر چند صد افغانی را باید هزینه کنیم .
    من کی هیچی تا توان داشتم کردم ولی فکر نکنم کسی تا به حال چنین کاری را کرده باشد . اری این چنین است ای برادر .
    باید خاطر نشان کنم که پول را که بخاطر رادیو مصرف کردم شاید ۲ بار مرا نیز به کشور های فرنگ می رساند کشور های که فعلا جناب عالی هست اما فکر جا خالی دادن انتقاد بدون راه حل ارئه کردن کاری هر پبر زن کنار دبد گو خواهند بود اشکال شما بجا مردم هم فهمید که شما در فرصت درک چنین مطلب را دارید راه حل تان کجا است راه حل برای مردم لطها ندهید کارب که در این راستا از خود تان بر می اید چیست ؟ من به ان راه حل نباز دارم …
    بهر صورت بنده روی شما حیلی حساب می کردم که شاید در آینده ما را و رادیو پیام جوان را یاری کنید و از سواد خود برای ما و مردم ما از طریق رادیو و از هر طریق ممکن مطالب را داشته باشید تا آنهای که در داخل جاغوری هستند از سواد تان بهره گرفته باشند ولی شور بختانه شما نیز مثل بقیه دیگر اندیش این مرز بوم فقط یاد دارید انتقاد بدون راه حل ارائه بدهید بازم عرض می کنم راه حل که خود تان به اندازه من از خود تان وقت بگزارید نه برای دیگران که نمی خواهند ثانیه از هیچ چیز هزینه کند راه حل ارائه بدهید . چون وقتی قرار است کسی کاری انجام ندهید از تعین تکلیف برای دیگران اصلا خوشم نمی اید این ما شما این میدان اعلام امادگی کنید تا من مقدمات کار را فراهم کنم چه کاری در این راستا از دست تان بر می اید ؟ … موفق باشید
    مومن زاده جاغوری

  6. زردادی قوس ۱۰, ۱۳۹۱ در ۵:۱۴ ب.ظ -

    جمعه ۱۰ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۱۷:۱۴

    آقای مومن زاده هیچ فکر نمیکردم که یک پیشنهاد ساده وسازنده و یک نظر اصلاحی من که بگذار نامش را شما انتقاد گذاشته اید برای شما اینقدر درد آور و آزار دهنده باشد. میدانم که شما هدف نیک یعنی روشنگری مردم وجامعه از ایجاد رادیو پیام جوان دارید و لی آنچه را که من توقع وتقاضا از این همه باسوادان جاغوری چه در رنگ و جامه ِ شیخ و ملا و چه محصل و دانش آموز که سر وصدایش دنیا را کر کرده است دارم اینست که با شما از نزدیک همکاری کنند. باور کنید در دفعه ی اول که چند هفته قبل این خبر تاسیس رادیو را با همین سرلوحه و عنوان نشر کردید ، بخود جرئت ندادم که نظر بدهم زیرا فکر کردم عجله ی در کار بوده حتماً اصلاح میکنند ولی وقتیکه دیدم این اشتباه تکرار شد بخود به قول سعدی که اگر بینی که نابینا وچاهست .. جراات دادم که صرف یک نظر اصلاحی بدهم و پیشنهاد هم کردم که کدام نام مناسب است . از دیدگاه من تمام کارهای تان قابل تقدیر است ولی یک موضوع را شما هم قبول کنید که هیچکس عقل کل نیست بناءً وقتی به مشکل برمیخورید نشرمید وبا دیگر دوستان مشوره نمایید متیقین هستم که هرکس به اندازه ی توان خود با شما کمک خواهد کرد. من عنوان ویا سرلوحه ی رادیو جوان جاغوری را به همان شکلی که نوشته شده است توهین به تمام باسوادان جاغوری اعم از ملا وروشنفکرش میدانم و بهمین خاطر جهت رفع آبرو ریزی تمام جاغوری ها به شما پشنهاد کردم که سرلوحه چگونه باید باشد . باوجودیکه لازم میدانم تا شما در انتخاب نام رادیو هم اگر یک نظر خواهی از طریق جاغوری یک میکردید بد نبود. ولی آنچه ارتباط میگیرد به ملک فرنگ ، آب در کوزه وما تشنه لبان میگردیم یار در خانه وما گرد جهان میگیردیم .. تمام فرنگستان امروز در خدمت شما است .. زنده وموفق باشید!!
    گذشته ازهمه خلاف اخلاق ، قواعد و قوانین ژورنالیستی میدانم که نظر فیسبوکی مرا در سایت جاغوری یک بدون اجازه ی خودم وکاملاَ بدون ارتباط با مطلب نشرکرده اید.. من بخود اجازه میدهم تا لوحه ی شما را باز نویس کنم تا دوستان قضاوت کنند:
    "ورکشاب جزب کارمند رادیو پیام جوان – جاغوری "

  7. مومن زاده قوس ۱۰, ۱۳۹۱ در ۹:۵۵ ب.ظ -

    جمعه ۱۰ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۲۱:۵۵

    آقای زردادی سلام باید عرض کنم که من توقع یک تشکر خشک و خالی را هم از کسی ندارم و نمی خواهم حرفهایم را دوباره تکرار کنم و می توانستید گفته های خود را به سایت جاغوری یک و یا از طریق مسنجر و ایمیل مطرح می کردید فیسبوک درست است که سایت اجتماعی است و شاید آن کومنت به نظر شما جالب بوده باشد ولی منظور تان با آن چه که شما می گوید مطابقت می داشتید حد اقل این کامنت را از طریق مرسوم معمول (ایمیل ویا نظرات خصوصی نه جار زدن در بین عام وغیر جاغوری ها ( ونهایتا در سایت جاغوری یک انجام می دادید بسیاری از دوستان که نظر لطف دارند از همین طریق اقدام میکنند فکر می کنم ذکر همین نکته برای صداقت در ادعا کافی باشد . اما برای من اصلاقابل توجیه نیست . وانگهی اگر راه از این نبود حرف شما را می پزرفتم این را باید بدانید همان طوری شکل قیافه بسیاری از مسایل ما ادم ها شبیه هم نیستند به همان میزان سواد درک شعور ادم ها متفاوت است . چون همه که مانند شما سواد دار نیستند . و شاید از همین حرف شما هزار حرف دیگر برخزد وانگهی به خاطره همین جمع مفرد حکم اعدامم را صادر کند چون من تهدید به … می کند من که دیگر کاری نکردم نقطه فلا ن جمله از یادم ویا …. وقت از کسی توقع یک تشکر خشک و خالی نداشته باشم بجای آن توهین و امثال آن نیز را نه می پذیرم .
    به گفته شما پیشنهاد ساده و سازنده و یک نظر اصلاحی و یا نقد کردن فیسبوکی هرچه که شما نامش را گذاشته اید ، باید عرض کنم که شعار من همیشه " کی با من " است نه من باکی ! و در این مدت آنقدر حرف شنیدم که مبدل به یک عادت و کار روزانه ام شده ! حرف های شما انهم جار زدن در فضای غیر خودی نمی شود نام را یک پیشنهاد ساده گذاشت نه به درد من می خورد و نه بدون راه حل منطقی دری دیگران را دوا می کند !

  8. ادامه قوس ۱۰, ۱۳۹۱ در ۹:۵۶ ب.ظ -

    جمعه ۱۰ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۲۱:۵۶

    از همکار گفته بودید ، یک اش خود شما هستید همکار ما در جاغوری یک آن بجای حرف های به اصطلاح دوستانه خود را بجای که خصوصی ویا در محافل خودی سایت جاغوری یک نشر کنید می روید در بیت عموم جار می زنید وبعد می گوید از همکاران تان کمک بگیرید . وگویا از این که چرا نظر تان را در بین عموم جار زده شده بود از این که در محافل خودی جاغوری یک نشر شده نیز دلگبر شده اید این هم دیلیل دیگر بر صداقت تان .
    کاش می بودی و میدی بعضی ها هستند به جای اینکه همکاری کنند شروع می کنند به تخریب کردن آن وقت نامش را می گزارد یک پیشنهاد ساده اگر واقعا ادعای تان درست باشد لااقل یم نکته را از کم سواد ها یاد گرفتی که یم پیشنهاد را ساده راه درستش چیست ؟!
    البته می خواهم تکرارا خدمت عرض کنم که این همان مطلب سابقه است فکر کنم شما تازه می خوانید !

    ادامه دارد

  9. ادامه قوس ۱۱, ۱۳۹۱ در ۹:۰۱ ق.ظ -

    شنبه ۱۱ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۹:۱

    جناب زردادی فکر کنم این مسئله آنقدر که شما کش می دهید هم نیست مسئله از این بزرگتر این نیز وجود دارد که توهین به بی سواد و با سواد است .و به قول شما آبروی با سواد و بی سواد را برده و مطمن باشید با این جار زدن از این بشتر هم بره می شود .
    کسانیکه همیشه داد از اصلاحات میزنند چرا مستقیما وارد جامعه نمی شوند ؟
    در مورد اسم رادیو : من بادوستان در دست رس مشوره کردم مشکلات جدی این قدر زیاد بود مه من فکر نمی کردم این رویا به حقیقت برسد گفتم شاید سر صدای زیاد درست نباشد . امدیم سروصدا راه انداختیم به هر دلیل نشد این بود که با مشوره یم اسم که در ظاره بد هم نیست انتخاب شد .
    اسم عالی گر چند خوب است ولی جناب اقای زردادی زمانه عوض شده اسم بی محتوا ولو خیلی قشنگ باشد درد را دوا نمی کند
    انتظار ما از با سوادا ها اندیشه های نو ومتد های عملی است نه حرف . من افتخار می کنم که هزاره هستم و فرزند جاغوری
    آقای زردادی شاید باور نکنید من حتی فرصت این را ندارم که بیایم نظر دوستان را تائید کنم چه رسد به این که بیایم کومنت بنویسم .
    ما قواعد بسیاری مسایل را از اول هم گفته ایم بلد نیست ولی و قواعد و قوانین ژورنالیستی شما را نیز باید عطف به قواعد پیشنهاد ساده ای تان بکنیم .
    بعضی وقت ها ضرب المثل ها هم عجب اند!
    یک ضرب المثل هزاره گی هست که میگوید ؛ دختر خان به نام پدربه خانه شوهر میرود. آیا این چنین است!
    هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم.
    و نیز
    شاید کسی باشد که درخم یک کوچه اند ، ماکه هنوز کوچه را نیافتیم !!
    راستی داشت یادم می رفت پیشنهاد عملی که خود تان دست بالا بزنید چه شد؟
    مومن زاده

  10. زردادی قوس ۱۱, ۱۳۹۱ در ۷:۵۴ ب.ظ -

    شنبه ۱۱ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۱۹:۵۴

    آقای مومن زاده محترم!
    وقتیکه در دوقدمی شما در همان ناوه ی گری که شما تشریف دارید به کرامت بشری دختری توهین و در انظار عامه به جرم سخن گفتن با پسری در بازار دره (قمچین) زده میشود و بالای این عمل غیر انسانی هم نام "جاری کردن شریعت" را میگذارند و شما که از ریزش هر قطره ی برف و باران گزارش تهیه کرده و به سایت جاغوری یک تقدیم دوستان میکنید ، آیا جای نداشت که یک گزارش مختصر بدون قضاوت خوبی و بدی این ماجرا در سایت نوشته میکردید؟؟ بگذار خوانندگان قضاوت میکردند تا شما صدمه نمی دیدید.. میدانم که محافظت کاری ویا به اصطلاح آخوندها تقیه هم کار بد نیست ولی هر چیز ازخود حد وسرحد دارد که اگر ازان بگذرد رسوا شود.
    تمام دنیا و تمام رسانه های جهان این عمل را محکوم کردند و شما مانند همیشه در همچو موارد خاموش بودید.. میدانم باشی حبیب قوماندان حزب اسلامی ، و یا کسی دیگری که با طالبان هم صدهاگونه رشته وبافته دارد مانند واثق ما در جاغوری زیاد هستند ولی درینصورت شما نباید لاف روشنگری و خدمت را هم بزنید. من نمیدانم که شما در خدمت کی هستید؟؟
    از طرف دیگر از شما نباید گلایه داشت زیرا وقتیکه اقتصاد بازاری میشود تمام چیزها اعم از مادیات ومعنویات بازاری میشود وبناءً نان هم به نرخ روز خورده میشود.. لذا صداقت هم معنای مطلق خودرا ازدست میدهد خصوصاً برای آنهاییکه به دروغ مصلحت آمیز جواز شرعی داده اند..
    دیگر اینکه من نه وقت ونه میل به ادامه ی همچو مسایل بی مفهوم را دارم زیرا میدانم که مرغ شما همیشه یک لنگ دارد و با تمام مسایل ولو اینکه اگر کسی بگوید که بالای چشم شما ابرو است بازهم قبول نمیکنید و عقده ی برخورد میکنید . حس خودخواهی ما جاغوری ها آنقدر زیاد است که همیشه خودرا حقیقت مطلق می پنداریم و میخواهیم تا دیگران با ما باشد نه با حقیقت..

  11. قاضی قوس ۱۱, ۱۳۹۱ در ۱۰:۱۴ ب.ظ -

    شنبه ۱۱ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۲۲:۱۴

    سلام دوستان

    چیزی که من لذت بردم صرف نظر از بحث های جالب دوستان نظرات آزاد وبحث مفید است که ادم لذت می برد .

    واقعا چه زیبا است که همه می تواند ایده ای خود را به تضویر بکشد . ممکین است که هر کس خود را قاتح میدان بداند . ولی این خوانند ها هستند که قضاوت خواهند کرد .

    به هر صورت بعضی ها که کم می اورند مستمسک ان را خیلی جالب است نمی دانم قضیه ان بد بخت بیچاره چه ربط به این بحث داشت . آن چه که بیاد دارم اقای مومن راده آن زمان توضیح مفصل را در این خصوص ارائه کرد که حالب وقانع کننده بود

    به هر صورت این داستان مرا به یاد یک داستان دیگر انداخت .

    می گویند روزی دو دانش اموزی میان شان بحث علمی در گرفت در نتیجه یکی ار آنها ضربی فنی شد ولی طرف برای جبران این ضربه علمی رو به دیگران کرد گفت :
    این ادم را می شناسید این پسر همان مرد است که نوبت چوپان در خانه اش بوده به او شکم سیر غذا تداده است و .هه هه هه

  12. بابا قوس ۱۳, ۱۳۹۱ در ۱۲:۲۶ ق.ظ -

    دوشنبه ۱۳ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۰:۲۶

    امروز در تمام گروپ فسبوکهای جاغوری اوازه است که میگوید جاغوری ولایت شده و بعضی ها میگوید که قرار است به زودی ولایت شود, ایا این خبر راست است یا خیر؟

  13. جاوید قوس ۱۳, ۱۳۹۱ در ۴:۰۸ ق.ظ -

    دوشنبه ۱۳ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۴:۸

    در باره ولایت شدن من هم شنیدم لطفا واقعیت را بیان کنید
    تشکر

  14. نصیر قوس ۱۳, ۱۳۹۱ در ۱۱:۱۹ ق.ظ -

    دوشنبه ۱۳ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۱۱:۱۹

    باتقدیر و سپاس از زحمات و تلاشهای جناب مومن زاده، که نمیتوان نادیده گرفت و ارج نگذاشت؛ گذشته از بحث های دیگر اما من در دو نکته با جناب زردادی موافقم. یکی نظرات اصلاحی شان در رعایت صحت املا و انشا، و دیگری سکوت در قضیه دختر مورد نظر در انگوری. در زمانی که قضیه در رسانه ها داغ و سخن روز بود، من بارها به جاغوری یک مراجعه کردم تا گزارشی را در مورد بخوانم؛ اما هرگز نیافتم و نخواندم. این سکوت با رسالت خبررسانی، همخوانی ندارد. لازم نیست در گزارش حتما طرف یکی گرفته شود و طرف دیگر مذمت و محکوم گردد؛ بلکه با بیطرفی کامل، نظر هردوطرف در گزارش آورده شود و قضاوت به خواننده واگذار گردد. اما سکوت و صرفنظر، به معنای همسویی با یکطرف قضیه است.

  15. قاضی قوس ۱۳, ۱۳۹۱ در ۳:۴۳ ب.ظ -

    دوشنبه ۱۳ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۱۵:۴۳

    ما نمی فامیم چرا یکی مطلب را نمی گیرد . اقای نصیر شما دیگه چرا ؟ این ها غال مغال شان سری نکته های مشخص است . اصل کپ که هردو قبول دارند فکر کنم چیزی که هر دو قبول دارند موافقت شما درد را دوا نکرد .

    اقای مومن زاده می گوند اگر ابوالفضلی به حرف که می گی اعتقاد داری باید دو نکته در نظر بگیری :

    ۱ ایا برای راه اصلاح راه دیگر وجود داشت یانه ؟

    دوما اینکه از ایشان همین مقدار از دست شان بر می اید ؟ شما چه ؟

    غیر از نظر اصلاحی در فالب امر نهی کاری دیگر از دست تان بر می اید یانه ؟

    اما در مورد قضیه دیگر که اشاره کرده اید باید عرض کنم بسیاری از مسایل خورد که در منطقه صورت می گیرد که یعضی های شان ادم احساس می کند که حساب شده طراحی شده است لازم نیست آن را ادم جار بزند .

    انهم از این نوع شان همه شان باعث ابرو بری است ان نمی دانم چرا بعضی این را متوجه نیستند .
    شما دیدید که حتی مسولین نیز به چکنم چکنم افتاده بود . فکر کنم ان وقت اقای مومن زاده با دلیل که مطرح کرده بود قانع کننده بود . این طور مسایل را هر چه داد فریاد کنی گندش بیشتر بالا می زند .

  16. نصیر قوس ۱۴, ۱۳۹۱ در ۱:۴۳ ب.ظ -

    سه شنبه ۱۴ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۱۳:۴۳

    تشکر جناب قاضی از ارشادات مفید تان. اما من با توجه به کمنت های طولانی که رد و بدل شده و کوشش به عمل آمده تا به نحوی فرافگنی مسوولیتی به عمل آید، فضولی کردم و چیزی نوشتم؛ فکر کردم این دریچه برای اظهار نظر است و اختصاصی نیست.
    درمورد دوم، اینکه ما گوش خودرا کر و چشم خودرا کور بگیریم، فقط خودرا فریب داده ایم و چیزی از جار و جنجال رسانه یی آن نمیکاهد. آیا اگر جاغوری یک، سکوت کرد و چیزی به خوانندگانش ننوشت، توانست از رسانه یی شدن و جهانی شدن قضیه بکاهد و دهان کابینه و پارلمان و وزارت داخله و محاکم و دانشگاهیان و نهادهای مدنی و سازمانهای مدافع حقوق زن در کشور را ببندد؟ مگر خود دختر و خواهر و خانواده اش را در تلویزیونها ندیدید که جار میزدند!؟ بالاتر از آن چه میخواست بشود جناب قاضی! با این همه موبایل و انترنت و وسایل سمعی و بصری و این همه رسانه و سامانه، شما میخواهید با سکوت جاغوری یک، قضیه ای به آن بزرگی را پنهان کنید!!
    متاسفم که بنای تان بر خفقان و اختناق است!!!