بازگشت استبداد!

مدبریت ۷:۲۰ ق.ظ ۵

بنام خداوند!

 طالبان«استبداد» باز خواهند گشت؟!

 از اوان سقوط امارت اسلامی  طالبان در سال ۲۰۰۱ و گزینش  آقای حامد کرزی به عنوان رئیس جمهور در افغانستان، همواره تلاش های مرموز، پیگیر و خزنده یی درسطح ملی و بین المللی جهت بازگرداندن دوباره طالبان بر محور قدرت و       معاد لات سیاست  در افغانستان صورت گرفته است! که صدالبته این تلاش ها کم و بیش در درون ارگ ریاست جمهوری متمرکز بوده و از جانب حلقه خاصی از دولت مردان کنونی افغانستان پی گیری گردیده شده است!

آزاد سازی زندانیان وابسته به جریان طالبانیزم، جابجایی شخصیت های ناشناخته و درجه چندم این گروه در ارگانهای کلیدی حاکمیت دولتی و محدود نمودن عملیات  نظامی قوت های خارجی بر علیه نیرو های شبه نظامی شورشی طالبان، موارد هستند که به کرات دولت مردان ارگ نشین کابل به آن  اقدام ورزیده اند!!

به عنوان مثال: در بلوا غارت تانکر های نفتی توسط شورشیان  طالب در ولایت کندوز و عملیات نظامی قوت های خارجی و کشته شدن  تعدادی از طالبان، برنامه تبلیغاتی به گونه از درون ارگ و حلقات وابسته آن سازمان دهی گردید که، در کشور آلمان تا به سطح وزارت دفاع این کشور از این بلوا مصون نماندند!

در حالیکه در دیگر مناطق این کشور، بخصوص مناطق هزاره نشین هرچند گاهی مسافر هزاره در مسیر راه توسط گروه فاشیستی طالبانیزم گردن بریده میشوند. که در این باب حتی کوچک ترین واکنش ی از جانب ارگ نشینان کابل صورت نه میگیرد. گو یی هزاره در این کشور انسان نیستند و به اندازه یک دزد هم ارزشی ندارد؟؟! 

 پس از آغاز عملیات نظامی ایالات متحده امریکا و متحدین وی در افغانستان، جنبش طالبان در افغانستان از هم پاشیده شده به نظر میرسید. و باور ها بر این بود  که: این جریان متحجر و استبدادی به زباله دان تاریخ دفن گردیده  است!

اما با گذشت زمان و ایام، این جریان نی تنها از پا نیفتاد، بلکه قدرت مند تر و کار ساز تر از گذشته ها در عرصه سیاسی و نظامی به قدرت نمایی خویش ادامه داده است!

طالبان شکست خورده، متواری و مفتضح دیروزی، امروز به عنوان سازمان قدرت مند سیاسی و نظامی در عرصه ملی و بین المللی به تبارز نشسته اند! به گونه یی که برای طرف های خارجی  درگیر در مسایل افغانستان امروز، طالبان  نی تنها مهره های عادی نه بوده، بلکه به عنوان شاه دانه های اصلی در بازی سیاست ها مطرح بحث میباشند!

 هرچند افغانستان از جمله معدود  کشور ها یی است که در ان جنایت کاران جنگی و عاملین ژنو ساید «نسل کشی ها» هیچگاه به محاکمه گرفته نه شده اند، اما با وضعیت پیش آمده ملی و بین المللی  بعد از سقوط طالبان، انتظار ها به گونه بود تا رهبران این گروه به پای میز محاکم ملی و بین المللی کشانید شوند!

حال این رهبران جنایت پیشه نی تنها به محاکمه گرفته نه شده اند، بلکه به عنوان طرف های اصلی تعیین  سرنوشت مملکت و کشور وارد بازی جدید سیاسی میگردند! 

 برای هر سیاست پیشه رئالیست  و واقعیت نگر، امروز طالبان به عنوان یک فا کت و موازنه اصلی بازی قدرت و سیاست در افغانستان مطرح بحث میباشند!   اگر از همین پس منظر واقعیت  و کار برد ها در عمل و تاثیر گذاری شخصیت های سیاسی موجود در افغانستان امروزی، شخصیت های مطرح در سیاست های جاری این کشور را  سبک و سنگین بنمایم؛ بدون شک آنها یی که در جبهه طالبان و هوا داری از این جریان، حضور سیاسی و نظامی را دارا میباشند، کاملا موازنه های سنگینی را در بازی سیاست و قدرت از آن خود مینمایند! و یا به عبارت دیگر امروز ایالات متحده امریکا و متحدین وی بعد از گذشت ده سال حضور پر هزینه در افغانستان،بر اساس فا کت های عینی ساختار قدرت و سیاست در افغانستان  به این نتیجه رسیده اند که: افغانستان سرزمین افغان ها بوده و طالبان پیکره تفکیک نا پذیر مجموع افغان ها را تشکیل میدهند، و شخصیت های  تاثیر گذار در سیاست ها نیز از میان همین لایه اجتماعی « افغان ها- پشتون ها» میباشند!   لذا؛   موضوع مذاکرات و سهیم ساختن رهبران این گروه در قدرت دولتی و حذف نام آنها از لیست سیاه سازمان استخباراتی ایالات متحده و …عوامل و پیامد این واقعیت نگری ها در تصمیم گیری های  سیاسی روز میباشند!

 طالبان امروزی، به عنوان بدنه اصلی حیثیت، غرور و اعتبار ملی « قومی» لایه های خاص از قشر اجتماعی مردم  افغانستان را شکل میبخشند. لایه ها یی که در روند حاکمیت، کم از کم تجربه بیش ار سه صد سال را دارا میباشند!

 امروز ایالات متحده و کشور های غربی را جهت روند مذاکره و گفتگو با طالبان، این دشمنان قسم خورده ستمدیده ترین نسل ها در افغانستان، نه باید به باد انتقاد  گرفته و ملامت نمود؛ که؛ هرچه هست از قامت نا موزون خود ما است!! در روند بازی سیاست ها  ملیت های تحت ستم چه بسا که به گونه مضحک و خام وارد عمل گردیده اند!!

 رهبران هزاره و تاجیک، به فکر بلند منزل و شهرک های خویش اند تا سرنوشت نسل های آتی  کشور و مملکت! روشنفکران هزاره، در باب سید و هزاره گلو پاره مینمایند و….!!؟ در حالیکه طالبان درون ارگ ریاست جمهوری، و هر دو سوی مرز دیورند سیاست گذاری های استراتیژیکی را دنبال مینمایند!

رهبران هزاره و تاجیک در فرعیات  مصروف بوده و هستند، اما حریفان کار کشته، بنیادی و اصولی کار های شان را به پیش میبرند!!

 امروز 
ایالات متحده امریکا و یا هر کشوری  دیگری اگر بخواهد در تعاملات سیاست گزاری های دور و نزدیک در افغانستان سهم تاثیر گذار و قطعی را داشته باشند؛ به نظر شما خواننده گان  عزیز با کی ها باید در تعامل و گفتگو بنشینند؟؟!!

در یک مثال ساده تر از خواننده گان این مقاله سوال میگردد که:  در وضعیت پیش آمده  کنونی برای افغانستان؛ شما خود اگر به نماینده گی یکی از کشور های خارجی دخیل در  موضوع افغانستان وارد عمل میشدید؛ برای اعاده صلح و ثبات در این کشور، و حفظ منافع کشور خودتان، با  کی ها وارد مذاکره و گفتگو می گردیدید؟؟!

شما در یک طرف جبهه آقایان قانونی، محقق، خلیلی، رشید دستم، عبدالله، رمضان بشر دوست و… را در نظر بگیرید،  در  جانب دیگر حریفان کار کشته دیگری را؟؟!!     به ساده گی قاعده کار دست تان خواهد آمد!!

 تجارب سه صد سال حاکمیت، تعدادی را مجرب تر از آنکه ستمدیده گان این سرزمین فکر بنمایند، به بار آورده اند!

در میدان عمل؛ کار کشته ترین سیاست مدار زیرک، پخته و کاردانی را میطلبد، تا از سپاه از هم پاشیده، سرخورده و بد نامی بنام طالبان، جبهه تازه نفس، مقتدر و تعیین کننده یی را به ارمغان آورد!

بار سنگینی فشار ملی و بین المللی که بر طالبان وارد گردیده است، اگر بالای هریک از جریان های سیاسی موجود در افغانستان کنونی وارد میگردید، بدون شک تا حال از صحنه سیاست و قدرت حذف میگردیدند!

 طالبان و جریان فکری مربوط به آنها، هم چنانکه هم اکنون کم و بیش در محور قدرت قرار دارند، در اتیه های نی چندان دور با در نظر داشت واقعیت های موجود، عریان تر و قدرت مند تر بر اریکه قدرت و حاکمیت، جلوس خواهند نمود!! زیرا زور قالب نه میشناسد!!!

 یگانه گزینه باز دارنده باز گشت مطلق طالبان بر حیات و سرنوشت مان، اتحاد و یکپارچگی بدون  قید و شرط ملیت های تحت ستم در محوریت هزاره و تاجیک میباشد!! همان گونه که قبایل دو سوی مرز دیورند در موقع حساس تاریخی متحد  و منسجم عمل مینمایند!!

برچسب‌ها: طالبان طالب +;نوشته شده در ;شنبه هفدهم دی ۱۳۹۰ساعت;۷:۲۰ توسط;میر احمد لومانی; |;

995بازدید

۵ دیدگاه »

  1. حسین جدی ۱۷, ۱۳۹۰ در ۱۱:۵۷ ق.ظ -

    شنبه ۱۷ دی۱۳۹۰ ساعت: ۱۱:۵۷

    تحلیل شما به جاست. اما ….

  2. تقوی جدی ۱۷, ۱۳۹۰ در ۸:۱۱ ب.ظ -

    شنبه ۱۷ دی۱۳۹۰ ساعت: ۲۰:۱۱

    او بیلک به موره از شری امزی ذوارو خلاص کنه

  3. Ahad Noori جدی ۱۹, ۱۳۹۰ در ۲:۲۱ ق.ظ -

    دوشنبه ۱۹ دی۱۳۹۰ ساعت: ۲:۲۱

    ma Kheli az nazari fekri wa siyasi Zayeef hastem. Taliban Gorohi bood ki Nasli Hazara ra mekhast ba kooli nabood konad. whay Bahali tan ki shomaha az nasli kaseefi Talib himayat konid ba khoda qassam nasli Hazara ra nabood mekonad Amali zishty Talib dar guzashta neshan dad marg bar Talib kaseef wa doshmani Hazara. magar yadi tan rafta gozashtayee na chandan door? Ahad Noori

  4. قربانی جدی ۲۴, ۱۳۹۰ در ۷:۳۸ ب.ظ -

    شنبه ۲۴ دی۱۳۹۰ ساعت: ۱۹:۳۸

    زنده باشی لومانی عزیز سایت جاغوری یک باید جای اینگونه تحلیلها و مطالب اثر گذار باشد بازهم ممنون عالی بود

  5. رحمت الله جدی ۲۴, ۱۳۹۰ در ۸:۴۶ ب.ظ -

    شنبه ۲۴ دی۱۳۹۰ ساعت: ۲۰:۴۶

    هزار آفرین بر قلم و اندیشه ای شما محترم.