««بررسی ریشه های تاریخی فاجعه افشار»»(۴)

مصطفی خرمی ۸:۳۵ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
««بررسی ریشه های تاریخی فاجعه افشار»»(۴)

««بررسی ریشه های تاریخی فاجعه افشار»»

(۴)

برو قوی شو، گر راحت جهان طلبی

که در نظام طبیعت، ضعیف پامال است!؟

 

««برگ سوم عصر عبدالرحمان خانی »»

عصر «عبدالرحمان جابر» به دلیل وجود عوامل خاص خودش، برای ما بسیار شناخته شده تر از دیگر دوره های تاریخی است. زیرا از طرفی تحولات و دگرگونی های سیاسی نظامی در هزارستان آن دوره چندان گسترده و عمیق بوده، که فراموشی آن برای نسل های متوالی هزاره ها تقریباً غیر ممکن است. به خصوص نسل کشی های این زمان به اندازه ای بی رحمانه و وحشیانه صورت گرفت که تقریباً ۶۲% مردم هزاره در یلغار عبدالرحمان خانی، کاملاً نابود شدند! هزاران زن و دختر هزاره به اسارت رفته و در بازار های داخلی و خارجی، هر کدام به یک قران و یا یک روپیه به کنیزی فروخته شدند! هزاران تن از مردم ستمدیده هزاره اسیر و در زندان ها جان سپردند و یا به بردگی فروخته شدند! چه ماه پیکرانی که جسم نازین خود را نثار صخره ها و آب های خروشان نمودند، تا دست دژخیمان خونخوار با بدن پاک شان تماس پیدا نکرده و عصمت شان را آلوده نکند! در هر صورت مثنوی این غمنامه آنقدر تلخ و سوزنده است که زبان از بیان آن ناتوان و خامه از نگارش آن عاجز است!؟

خوشبختانه به همت و پشت کار پدر تاریخ نویسی کشور مرحوم «ملا فیض محمد کاتب هزاره» به گونه ای ماهرانه ای وقایع جانسوز این قتل عام های وحشتناک و پیآمدهای ویرانگر آن، در قالب کلمات پیچانده شده و به عنوان ارزشمندترین و مهمترین آثار برای نسل های بعد به یادگار گذاشته شده است. بکارگیری مهارت های ویژه توسط مرحوم کاتب هنگام نگارش، این آثار عظیم و بی مانند را از دستبرد سانسورچی های دربار محفوظ نگهداشته است. خوشبختانه پاره های مهمی از آن آثار ارزشمند در دو کتاب «وقایع افغانستان و سراج التواریخ» امروزه موجود، چاپ گردیده و در دسترس همگان قرار دارد.

امیرعبدالرحمان خان پادشاه خونریز افغان قرن19

««فاجعه نسل کشی عبدالرحمان خانی ریشه های ناتوانی هزاره ها !؟»»

بدون تردید ریشه های فاجعه خونین افشار را میتوان به عصر سیاه عبدالرحمان خانی بازگرداند، زیرا ناتوانی و ضعف هزاره ها که در آن ایام کلید خورد، بعد ها فجایع بی شماری دیگری را برای هزاره ها رقم زده است!؟ گرچند در جایگاه رهبری و قوماندانی فاجعه دردناک افشار کسانی دیگر و از قوم دیگر قرار داشتند و ظاهراً هیچ ربطی به عبدالرحمان و بازماندگان وی ندارند؛ اما، با یک بررسی عمیق و دقیق از«هلوکاست» عبدالرحمان خانی و آثار و پیآمد های ویرانگر آن، به راحتی میتوان به این نتیجه رسید که یکی از ریشه های دور این نسل کشی را باید در کشتار های وحشیانه دوران عبدالرحمان خانی جستجو کرد! زیرا، هلوکاست عبدالرحمان خانی از یک سو باعث نابودی و حذف فزیکی بخشی زیادی از مردم هزاره گردید و از سوی دیگر هویت، شخصیت، منیت و غرور ملی هزاره ها را به گونه ای نابود و پامال نمودند که انسان هزاره را برای سده های متوالی در نگاه تمامی هموطنان تا سرحد جوالی و غلام و برده پایین کشیده و پایین نگهداشته اند!؟ به خصوص استقاده گسترده از دو عامل تعصب خشک قومی و مذهبی که از آن روزگار تا کنون به یادگار مانده و همچنان همچون دو لبه یک قیچی، حیات سیاسی اجتماعی، هویت ملی و فردی مردم هزاره را در دوره های گوناگون تاریخ تاریک وطن، نشانه رفته و تکه تکه نموده و همچنان از این قوم ستمدیده قربانی می گیرد.

متأسفانه فتوا های مولوی های درباری، به مشروعیت کشتار هزاره ها، این گونه فجایع و قتل عام های وحشتناک را، به راحتی رنگ شرعی داده اند. حتی مشروعیت بخشی به فجایع مشابه همچون: «فاجعه خونین افشار» و کشتارهای خونبار«عصر طالبانی» نیز با فتواهای مشابه عملی گردید!؟ به عبارت دیگر؛ مردم هزارستان در آن زمان چنان از حیات سیاسی و اجتماعی، هویت فردی و جمعی، خودباوری و شخصیت ملی و مذهبی تهی گشتند که دیگر هرگز نتوانستند کمر خمیده شان را از آثار این بار گران ستم زا و ستم افزا راست کنند! شوربختانه همین «ضعف و ناتوانی» هزاره ها که در آن دوران کلید خورده؛ امروزه و از جمله در«فاجعه افشار» یگانه عامل نادیده انگاری ملت و مردم هزاره و مهمترین انگیزه و عامل برای تاخت و تاز به ملیت و قوم هزاره؛ از سوی دیگر هموطنان، بوده است.

در این میان؛ مهمترین عوامل عصر عبدالرحمان خانی را میتوان این گونه به شمارش گرفت :

الف) عوامل داخلی

  • فروپاشی نظام ملوک الطوائفی و پایان دوره استقلال نسبی هزارستان .
  • گسست شیرازه وحدت هزارستان با موضع گیری های منفی خان ها، بیک ها و مردم در برابر هم.
  • حمایت برخی خان ها و میرها از طرح های حکومت مرکزی و همراهی با دولت عبدالرحمان خانی.
  • خیانت برخی از خوانین و اتحاد همکاری با حکومت مرکزی بر علیه خان ها و اقوام دیگر.
  • موقعیت جغرافیای ویژه و محدودیت های بسیار، بدلیل کوهستانی بودن هزارستان.
  • کمبود مواد غذایی و امکانات بدلیل خشکسالی ها و نداشتن مرز ارتباطی با جهان خارج و… .

ب) عوامل خارجی

  • تلاش پیگیر حکومت مرکزی، برای تسلط بر هزارستان .
  • استفاده از حربه های تعصب خشک مذهبی و ملی بر علیه مردم هزارستان .
  • فتوای مولوی های درباری، منبی بر کفریت مخالفان امیر عبدالرحمان(مردم هزارستان) .
  • محاصره اقتصادی کامل هزارستان و قطع راه های ارتباطی این منطقه .
  • خیانت برخی از شیعیان غیرهزاره: سادات، قزلباشان و… در فریب هزاره ها با تعهد و قسم و قرآن.
  • ایجاد جنگهای خانمانسوز و استفاده از توان نظامی اقوام دیگر، بر علیه هزارستان .
  • راه اندازی عملیات های سنگین و بی امان همراه با غارت، ویرانی، آتش افروزی و نسل کشی های غیرانسانی.
  • تلاش روزافزون، برای حذف فزیکی هزاره ها از صحنه های سیاسی، اجتماعی و… !؟

ادامه دارد… .

1,271بازدید

کامنت بسته شده است.