« بررسی ریشه های تاریخی واقعه عاشورا»(۳)

مصطفی خرمی ۵:۲۴ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
« بررسی ریشه های تاریخی واقعه عاشورا»(۳)
« بررسی ریشه های تاریخی واقعه عاشورا»
(۳)
گرنداری دین به عالم لا اقل آزاد باش
که این کلام نغز می باشد زگفتار حسین
*****
ب- ریشه های نزدیک
یکم= کودتایی سفید سقیفه؛ نخستین انحراف در تاریخ اسلام
میدانیم که اصلی ترین، اساسی ترین و مهم ترین مسأله در تاریخ اسلام، همانا مسأله «امامت»، خلافت و جانشینی پیامبر اعظم(ص)بوده است. بی گمان ریشه تمام اختلافات، فرقه سازی ها، مکتب های کلامی متعدد، مذاهب فقهی گوناگون، دشمنی ها، کشتار ها، و… در یک کلام از هم پاشیدگی «امت واحده اسلامی»، یقیناً پیآمد حزن انگیز اختلاف در خلافت و جانشینی پیامبراکرم(ص)بوده است. اختلافاتی که همگام با تاریخ اسلام پیش رفته و همراه با فراز و فرود بسیار، همیش دامنگیر جامعه اسلامی بوده است!
اختلافی که تخم ابدی نفاق میان تمام فرقه ها و مذاهب بویژه دو فرقه مهم «سنی» و«شیعه» پاشید، قربانی های بی شمار گرفت! نیروها و توان های پیشرفت تمدن اسلامی را به ضعف و زوال کشاند! عقب گرد و در جا زدگی را برای مسلمانان به ارمغان آورد! ما را از همدیگر بیگانه ساخت، برچم دشمنی بر علیه همدیگر برآفراشتیم! اسیر تعصب های کور مذهبی گشتیم، آنگاه کشتیم و کشته گشتیم!! pc560289dc8949ad59f664792f860adb9a_de479159-790c-41a2-ac71-14eb4b7ab09L
مُهر «فرقه ناجیه» را تنها مناسب جبین فرقه و مذهب خود یافتیم! هر مذهبی سنگ «فرقه ناجیه» را بر سینه زده و دیگران را گمراه و بدعت گذار خواندند و سرانجام به تکفیر، کشتار و حذف فزیکی همدیگر روی آوردیم! پیآمد تلخ، ناگوار، خشن، خونین و ویرانگری که تا روزگار ما با شدت و ضعف ادامه یافته و همچنان با تحمیق مذهبی از «امت محمد(ص)» قربانی می گیرد؟!
در نخستین لحظه های پس از رحلت رسول خدا(ص) هنگامی که بنی هاشم و اهلبیت(ع) مشغول غسل، تکفین و تدفین بدن مبارک پیامبراکرم(ص) بودند، جماعتی از انصار در «سقیفه بنی ساعده» گرد آمدند و ناشیانه موجی را برای دست یابی به قدرت ایجاد کردند که دیگران سوار آن شده و از این سواری به طور تام و تمام بهرمند گشتند. نتیجه این «موج» اندازی ناآگاهانه و ناشیانه در جریان«کودتای سفید سقیفه» توسط انصار، همانا به خلافت رسیدن افرادی همچون: ابوبکر از خاندان تیم و عمر از بنی عدی از خاندان های دون پایه قریش بودند. گویا این حرکت ناشیانه انصار، «کودتای سفیدی» بود که در یک «توطئه» کم نظیر، به برکناری «بنی هاشم» از قدرت انجامید!
بیعت با خلیفه اول(ابوبکر) چنان ناپخته و ناسنجیده صورت گرفت که خلیفه دوم(عمر) مرد شماره دو نظام خلافت، که خود نقش اساسی و محوری در ظهور اسلام خلافتی و به قدرت رسیدن خلیفه اول داشت؛ بعدها به صراحت تمام این حرکت را، فلته (ناگهانی و ناسنجیده) خوانده و تصریح نمود این خطایی خطرناکی بود که خدا شرّ اش را از ما برداشت و دیگر هرگز نباید میان مسلمانان تکرار گردد. وی دستور داد هرگاه بیعتی همانند بیعت با خلیفه اول، پیش آید فوراً آن خلیفه خود خوانده را، بکشید!؟
با این حرکت «امامت منصوص» که به دستور خداوند توسط رسول اکرم(ص) در ۷۲ یا ۷۶ روز پیشترک در «یوم الغدیر» ابلاغ شده بود به کنار نهاده شد. زیرا، بقول خلیفه دوم: «… عرب نمی توانست تحمل کند که نبوت و امامت هر دو در یک خاندان(بنی هاشم) متمرکز گردد و… !!». از دیگرسو؛ از آنجای که هنوز «بنی امیه» در «بایکوت سیاسی» از جانب پیامبر(ص) قرار داشتند، نمی توانستند ادعای برای قدرت یابی داشته باشند! زیرا، پیامبر در روز فتح مکه پس از بخشیدن قریش و بنی امیه که بعد ها به«طلقا» یا «آزاد شدگان» شهرت یافتند، تصریح کرد که دیگر هرگز این جماعت(امویان) حق حاکمیت را ندارند. برای همین، حاکمیت سلب شده از امام علی(ع) و بنی هاشم به فردی برجسته از اصحاب (ابوبکر) از خاندان دون پایه قریش(بنی تیم) تعلق گرفت.
این حرکت برای سران قریش و خاندان های حکومتگر، بقدری تکان دهنده و غیر قابل قبول بود که حتی رقیب و دشمن دیرینه بنی هاشم، ابوسفیان بزرگ بنی امیه، به امام علی(ع) مصداق کامل امامت منصوص و تنها فرد برجسته خاندان هاشمی، پیشنهاد داد که باید به هر قمیتی حاکمیت از خاندان دون پایه قریش(بنی تیم) ستانده شود و به خاندان و اشراف قریش(بنی هاشم) بازگردانده شود! وی ضمن درخواست بیعت با امام، گفت: «هرگاه او (امام علی) اجازه دهد حاضر است برای باز پس گیری حق اش، مدینه را پر از سپاهی نماید!؟». ولی، از این پیشنهاد جاهلانه، چنان بوی توطئه آشکاری به مشام می رسید، که می توانست اصل اسلام را به خطر انداخته نابود کند! لذا علی(ع) چنان پیشنهاد گول زننده ای را نپذیرفت.
بدون تردید، «کودتای سفید سقیفه» را باید نخستین و مهمترین ریشه نزدیک تاریخی، برای « واقعه خونین کربلا» به شمار آورد. همانگونه که بزرگترین و نخستین انحراف در مسیر امامت و خلافت منصوص نیز به شمار می رود. شک نباید کرد که هرگاه «امامت منصوص» طرح شده در «یوم الغدیر» طبق خواست خدا و رسول اش، مسیر طبیعی خویش را طی می نمود و حاکمیت دنیوی که جزی از امامت الهی است، از بدنه «امامت الهی» سلب و به دیگران واگذار نمی گردید؛ هرگز واقعه خونین، تاریک و جانگدازی همانند «حادثه عاشورا» در سال شصت و یک هجری، پیش نمی آمد!؟
غصب حق خلافت و حکومت از امام علی(ع) و نامشروع بودن «اسلام خلافتی» به قدری آشکار بود که حتی بعدها معاویه بن ابی سفیان اموی در پاسخ محمد بن ابی بکر فرزند خلیفه اول، بدان تصریح نموده این گونه نوشت: «… اگر مرا به طغیان علیه علی متهم میکنی و علی را به حق میدانی، این کاریست که نخستین بار پدر تو در سقیفه بنی ساعده بدان مبادرت ورزید پس باید اول پدرت را بدان عمل محکوم کنی! اگر عملکرد پدرت درست بوده است، پس مخالفت من نیز درست است…!؟» این سخن معاویه بدان معناست که گویا، سرکشی وی بر علیه خلافت امام علی(ع) ریشه در«کودتای سفید سقیفه» دارد؛ کودتای که پدیداری اسلام خلافتی و خانه نشینی امام علی(ع) را به دنبال داشت. ادامه دارد… .
*****
م، خرّمی
هشتم محرم الحرام ۱۴۳۹
هفتم میزان ۱۳۹۶
بیست و نهم سپتمبر۲۰۱۷
69بازدید

کامنت بسته شده است.