بروایت تصویر

جاغوری ناشناس ۱۰:۱۴ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
بروایت تصویر

  هزاره‌ها بار جنازه‌های رهبران را بر دوش می‌کشند

 نسل کشی مجدد هزاره‌ها پیش از این اگر شایعه و جنگ روانی به نظر می‌رسید، حالا واقعیت یافته است. اکنون پیام روشنی بدست هزاره‌ها رسیده است. «فرصت اگر میسر شود، همه سلاخی‌ خواهد شد. » تفاوتی نمی‌کند، مرد یا زن، پیر یا جوان، پسر یا دختر، کودک یا بزرگسال، همه را از دم تیغ خواهد گذراند. فرقی میان هزارة خوب و هزارة بد هم نیست. آن که سلاخی میکند همه را به جرم «هزاره‌بودن» سر می‌برد و گردن می‌زند. در این جرم همه شریک‌اند. اسلم جوادی 

 در این میان هزاره‌ها چه کار می‌توانند؟ علی‌القاعده حکومت مسؤول حراست و حفاظت از جان و مال شهروندان است. اما واقعیت این است که به گفتة لنگستون هیوز، «این وطن هرگز برای هزاره وطن نبوده است». هزاره هم شهروند و باشندة این خاک و سرزمین است و در این خاک رگ و ریشه دارد و هم هرگز از این خاک و این وطن نبوده است. این سرزمین برای هزاره‌ها به گورستان بیشتر شباهت دارد تا وطن. به ندرت سرزمینی را می‌توان یافت که به آن اندازه که افغانستان تشنة خون هزاره‌هاست برای خون باشندگان خویش تشنه باشد. ggfگوشه گوشه‌ای این وطن نیست که خون هزاره در آن جاری نشده باشد و تکه‌ای در این سرزمین نمی‌توان یافت که در آن هزاره لحظه‌ای بدون دغدغه و دلهرة کشتار و قتل عام سر بر بالشت بگذارد. هزاره‌ای را نمی‌توان یافت که روان سالم و آرام داشته باشد و ترومای قتل عام و نسل کشی در آن خانه نکرده باشد. هرگز در این سرزمنین اشتها برای نسل‌کشی و پاکسازی هزاره‌ها فروکش نکرده است. اگر برای لحظه‌ای در تاریخ کشتار هزاره‌ها وقفه ایجاد می‌شود برای آن نیست که ارادة معطوف به حذف هزاره‌ها ازبین رفته باشد، بلکه برای آن است که شرایط برای نسل‌کشی و کشتار فراهم نیست.

 جرم هزاره چیست؟ می‌گویند در جنوب و شرق و شمال هم جنگ است و در آن جا هم مردم کشته می‌شوند. این درست، اما این تمامی واقعیت نیست. در آن جا ماهیت جنگ و کشتار و خشونت فرق می‌کند. نبرد بر سرقدرت و شریعت، هرچند به دلایل احمقانه، جاری است. کسی به جرم قیافه، هویت و قومیت خود کشته نمی‌شوند. انگیزة کشتار هزاره‌ها اساساً متفاوت است. هزاره به جرم «هزاره‌بودن» کشته می‌شود. هزاره با انگیزة حذف سیستماتیک و نسل‌کشی کشته می‌شوند. عطش این خاک هنوز از خون هزاره سیراب نشده است و هستی فیزیکی هزاره هنوز در این سرزمین تحمل‌ناپذیر است. هزاره جرمش «هزاره‌بودن» است. این جرم بر هر جرمی مقدم است و جز با حذف فیزیکی هزاره قابل مجازات و محو کردن نیست.

 چون بیوه گان ننگ سلامت ماند برما
تاوان این خون تا قیامت ماند بر ما
موقعیت ولایات مناسب نیست اما در شهرهای بزرگ باید کاری کرد. قاتل این طفل معصوم نه تروریستان وحشی زابلی، بلکه کرزی، غنی، عبدالله، محقق و دانش هستند که سیاست مماشات با تروریستان وحشی را در پیش گرفته اند. بعضی از دوستان از اقدامات جدی در کابل حرف زدند، باید کاری کرد و گرنه شرمنده خدا و وجدان خود بوده و ذلت موجود عمیق تر خواهد شد.  مختار حیدری

 مشکل در کجاست؟  مشکل این است که هزاره‌ها اینک، به لطف رهبران سیاسی و قومی خویش، در موقعیت تناقض‌آمیزی قرار دارند. هم در حکومت شریک‌اند و هم در حکومت نیستند. غیبت هزاره‌ها را حضور رهبرانی در حکومت پر می‌کنند که بودن‌شان تا کنون جز توجیه حذف هزاره‌ها، سلب حق شهروندی و اعمال تبعیض سیستماتیک سود دیگری به نفع هزاره‌ها نداشته است. این رهبران اکنون دست کمی از ستون پنجم در میان هزاره ندارند. خاری است در گلو و جنازه‌ای است بر دوش مردم. حضور آن‌ها در قدرت نه فقط در گذشته نیز که اکنون هم در قالب جنازه‌، اسارت و سلاخی برای مردم ترجمه شده است. آنان اکنون حکم خنجری از پشت را دارند که انسجام نیروی اعتراضی و سرکوب‌شدة هزاره‌ها را ناممکن ساخته است. آنان به سدی در برابر عدالت‌خواهی و مقاومت مردم تبدیل شده است. با حضور آن‌ها نه حکومت کاری می‌کند و نه مردم به جد می‌تواند از حکومت امنیت و حق شهروندی مطالبه کند. مردم تمرکز طبیعی خویش برای راه‌اندازی هسته‌های مقاومت و تدابیر دفاعی و حفاظتی به یمن حضور و نفوذ این رهبران در حکومت و جامعه از دست داده است. همه چشم به کسانی دوخته‌اند که نه در حکومت توان و ارادة کار دارد و نه می‌گذارد مردم به حال خود بماند. تمامی مطالبات تاریخی و میلیونی مردم به زنان و فرزندان بیشتر برای حاجی محمد محقق و کاخ و بارگاه برای سروردانش تقلیل یافته است.

 اکنون پیام نسل‌کشی به روشن‌ترین بیان به هزاره‌ها منتقل شده است. اما در این گیرودار هزاره‌ها سراسیمه و آشفته و ناتوان از تصمیم‌گیری مانده‌اند که چکار کنند. حساب‌شان با حکومت پاک نیست، چون حاجی محمدمحقق و سرور دانش بر مسند هیئت رهبری آن تکیه زده است. پناه‌گاه و ملجأ دیگری هم نیست. پیچیدن نسخه در شرایطی چنین دشوار کار آسانی نیست.

 

 اما هرچه هست، باید اندک اندک حسباب خود را با این رهبران پاک کرد و دست از آنان شست. 

 راه‌اندازی راهپیمای‌های اعتراضی در شهرها و به خصوص در کابل برای اعمال فشار بر حکومت و دادخواهی جهانی و تدارک تدابیر دفاعی برای مقاومت در برابر نسل‌کشی تمهیداتی ناگزیر است.

  تجربة تاریخی نشان داده است، در صورتی که خنجری از پشت نباشد، هزاره ها توان رویارویی و مقاومت در برابر سیاست حذف و نسل‌کشی را دارند و هراس از مرگ چیزی نیست که هزاره با آن آشنا نباشد و بتواند هزاره را از پای در آورد. به همان اندازه که سیاست حذف و نسل‌کشی جدی است به همان اندازه ارادة هزاره ها برای زندگی انسانی و برابر با سایر باشندگان افغانستان جدی است. این اراده برگشت ناپذیر است. نوشته  اسلم جوادی   خواندن تمام مقاله از دست ندهید 

چه می شد سال های درد می ماند

کبوتر با خزان سرد می ماند

میان این همه آدم نماها

یکی می ماند اما مرد می ماند!

وجدان های بیدار مردم عزادار گروگان های مظلوم اهل جاغوری که مظلومانه توسط تروریستان زابلی سر بریده شده اند و رهبران مصروف بگو و بخند در مهمانی حاجی آصف. شرم بر رهبران بی خاصیت مانند اینها!  مختار حیدری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بروایت تصویر

2,954بازدید

کامنت بسته شده است.