برگرداندن اعتماد از دست رفته

عزیزالله جاغوری ۱۲:۰۵ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
برگرداندن اعتماد از دست رفته

برگرداندن اعتماد از دست رفته
یکی از دغدغه‌های جدی مردم ما، از دست رفتن اعتماد مردمی نسبت به حمایت‌های مالی گذشته است. در گذشته مردم ما، صادقانه و مسئولانه از همدیگر حمایت کردند؛ اما در این حمایت‌گری، گویا بخشی از پرداختی‌هایی آنان حیف‌ومیل شده است. از این‌رو، اکنون هیچ اعتمادی به نهادهای گیرندة حمایتی مالی ندارند. آنان در پی بازگرداندن اعتماد از دست رفته‌اند. برای برگرداندن اعتماد از دست رفته، بهتر است، یک‌بار به نحوة پرداخت و مصرف حمایت‌های مالی نگاه ‌کنیم و باتوجه به آسیب‌های قبلی، پیشنهاد می‌دهم تا چه در نظر آید:
۱٫ صادقانه عرض کنم که نزدیک به هشتاددرصد کمک‌های مردمی در طی چند سال گذشته، درست مصرف شدند. شاید بیست درصد آن، بد مصرف شده باشد. دلیل آن می‌تواند دو چیز باشد:
۲٫ یکی شرایط خاص رویدادهایی که باید حمایت می‌شدند و دوم عدم مدیریت دقیق مالی پرداخت‌کنندگان و مصرف‌کنندگان، چگونه؟
۳٫ کسانی که حمایت‌کننده بودند، منابع مالی را مدیریت‌شده پرداخت نکردند. آنان می‌توانستند از طریق صرافی یا حساب‌بانکی در کابل و جاهای دیگر، پول‌ را پرداخت می‌کردند و حساب و کتاب روشن و شفاف می‌داشتند. آنان پول را دستی پرداخت کردند و پول دستی بدون شک سوءمصرف در پی دارد. چنانچه به دوستی که پول از استرالیا آورده بود، گفتم که پول را به صرافی‌ها، بدهید و بر نحوة مصرف آن نظارت داشته باشید، گفتند شرایط اضطراری است. به ایشان یادآورشدم که فردا ممکن است، نگرانی از بدمصرفی به وجود بیاید، گفت در این شرایط نجات سریع جان یک نفر، مهم‌تر از کاغذبازی اداری است.
۴٫ شرایط برخی از رویدادها ویژه بودند و در این شرایط، توقع حساب و کتاب دقیق مالی کمی ناممکن به نظر می‌رسید، می‌شد که خطای مصرف را کم‌تر ‌کرد؛ اما شرایط اضطرار و عدم تجربة مصرف‌کنندگان باعث نگرانی از نحوة مصرف حمایت‌های مالی شدند.
۵٫ بدون شک، کاستی‌هایی بدمصرف کردن حمایت‌های مالی باتوجه به شرایط آن روز افغانستان، بی‌تجربگی مصرف‌کنندگان و حمایت‌گران و نخستین تجربة حمایتی سراسری و گستردة مردم ما، کمی طبیعی به نظر می‌رسد.
۶٫ می‌شود با توجه به تجربة گذشته، هم حمایت‌گران و هم گیرندگان مالی و نحوة مصرف آن که هیچ‌گونه سوءمصرف را به وجود نیاورد، مدیریت مالی دقیق و سازوکار شفاف و روشن باشد، تا ‌اعتماد از دست رفته را برگرداند. لازم نیست که یک بار خطا کردیم، برای همیشه دست از حمایت مردم‌مان برداریم. فکر نمی‌کنم تهدید گذشته، مردم ما را رها کرده باشد. ممکن است فردا دوباره در شرایط اضطراری گذشته قرار بگیریم. پس بهتر است، باتوجه به تجربة گذشته، بیاییم، نخست به کمک هم راهکار عملی برای حمایت‌های سراسری‌مان بسازیم و با ایجاد راهکار و سازوکار شفاف و روشن، (صندوق خیریه و حمایتی هزاره‌گی)، سراسری به وجود بیاوریم و پس از گردآوری منابع مالی، بر نحوة مصارف آن دقت بالایی داشته باشیم. فکر نمی‌کنم این کار سخت باشد، اگر ناامیدی و سیاه‌نگری راه برما نبندند.
۷٫ من پیشنهاد «مالیات هزاره‌گی» یا (صندوق خیریه و حمایتی هزاره‌گی) را داده بودم. می‌دانم که به ناچار دیر یا زود ما به یک «بنگاه‌مالی سراسری» نیازمندیم. چه بهتر که اکنون دست به کار شویم و به کمک هم راهنمای عملی و سازوکار مدیرتی آن را به صورت نقشة راه آیندة حمایت‌مالی مان، بسازیم. به یادداشته باشیم که فردا دیر است.
۸٫ خواهشمندم برای پخته‌شدن طرح پیشنهادی، راهکارهای عملی‌تان را همگانی بسازید. چشم به راهیم.
باهم باشیم.
یاهو!

دکتر شریعتی

***

نوت :

اعتماد از دست رفته فقط در یک صورت قابل باز گشت وترمیم است وان ترمیم اعتماد شورایی عالی جنبش روشتایی است .
افرادی هستند بجای اینکه شکاف بوجود امده در شورایی عالی را ترمیم کند خود غرق در لجنزار دو دستگی شدند . با این وضع به کی اعتماد کند وبه چه اعتماد کند .
گر چند خود دکتر شریعتی استثنا وانسان متفاوت است ولی حرف اساسی این اعتماد ویا اعتماد از دست رفته درد مشترک است به تنهایی قابل درمان نیست .
شما به شورایی جهانی هزاره نگاه کنید ب این همه دابیداد ، مغز متفکر اتمی ، خروجی اش یک پست ناقابل دولتی شخصی به بهانه مخالفت به جنبش عدالت خواهی شد .
یا خود شورای عالی را نگاه کنید وقتی به جان کلام هر دوطرف جان می سپارند ادم متوجه می شود که بجز محور گرایی ویا خود محوری چیزی در جنته ندارد . قصه عدالت خواهی مفت مفت است .
ان وقت شما نگاه کنید به ادم های که در شورایی عالی بودند وادم های که در شورای جهانی هزاره بودند . وبه این اعضا تازه تاسیس منابع مالی ویا صندوق هزارگی نگاه کنید . گرچند هنوز نه اعضا دارد نه مشخصات . ولی هر چه باشد در مقایسه با افراد چنین چنان ، اصلا قابل مقابسه نیست . پس با این نوشته دست گذاشتید روی درد .
با اعضا وتشکیلات جدید دردقالب هر نام هیچ مشکل را حل نمی کند. . مشکل در جنبش های هزاره گی نبود ساختار دقیق ودیموکراتیک است که همه خود را ملزم به پاسخ گوی بداند . تا زمان که این ساختار درست تعریف نشود که هر کس در مقابل قانون پاسخ گو باشد همیشه زمینه استفاده جوی وفرصت طلبی هست در نتیجه همان اعتماد نیم بند هم دیگر نیست نخواهند بود .
در نتیجه حل مشکل در تشکیل گروه جدید افراد جدید نیست حل مشکل در تعریف ساختار قانون مدار وعمل به قانون است .
البته نفس قانون ساختار خود بخود تضمین کننده منافع یک تشکیلات نبست عمل به ان می تواند منافع را تضمین کند .

 

97بازدید

کامنت بسته شده است.