“بعضی زخم ها ” در تهران سر باز کرد

مدبریت ۸:۲۶ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش

خانه ادبیات افغانستان در چهلمین نشست نقد و بررسی ادبیات افغانستان در تهران، با همکاری مرکز آفرینش های ادبی حوزه‌ هنری مجموعه شعر”بعضی زخم ها” را مورد نقد و بررسی قرار داد.
 مجموعه شعر ” بعضی زخم ها” دومین  مجموعه شعر  سید الیاس علوی شاعر جوان کشور است که شماری  از طرحهای متناسب با شعر  این شاعر را نیز در بر دارد. این مجموعه توسط انتشارات تاک در تابستان سال گذشته در کابل به چاپ رسیده است.

در آغاز چهلمین نشست نقد و بررسی ادبیات افغانستان، محمدسرور رجایی مدیر خانه ادبیات افغانستان به عنوان مجری،  ضمن خیر مقدم به  حضار ، او را چنین معرفی کرد. سید الیاس علوی در سال ۱۳۶۰  در ولسوالی خدیر ولایت دایکندی چشم به جهان گشود. وی پس از مهاجرت به ایران، ساکن شهر مشهد شد و از دوران دبیرستان زیر نظر استاد مظفری و استادکاظمی ، سرودن شعر را آغاز کرد. علوی، شاعری است نقاش که ذهن نوگرایی دارد وشعرهایش را در قالب سپید می‏سراید.

اولین مجموعه شعر علوی توسط نشر “آهنگ دیگر” در سال ۱۳۸۷، «من گرگ خیال‌بافی هستم» از منتشر شد که در دومین دوره جایزه کتاب سال شعر جوان موسوم به قیصر امین‌پور، عنوان دوم را از آن خود. علوی، مقام‌های زیادی در جشنواره‌های شعر شاعران ایران و افغانستان کسب کرده که مقام اول چهارمین جشنواره ادبی قند پارسی یکی از آن‌هاست.
 الیاس علوی  در حال حاضر ساکن استرالیا است و لیسانس خود را در رشته نقاشی از دانشگاهی در جنوب این کشور به دست آورده است. 

رجایی در بخش دیگر سخنان خود افزود، الیاس در مجموعه اولش شاعری است  با فضای ذهنی یاس آلود که جنگ  و مرگ و واژه های مرتبط با مرگ بسامد بالایی در اشعار او دارد. اما همین شاعر وقتی از ایران خارج می‏شود به نوعی از فضای ذهنی خود خارج می شود و  به فضای جدیدی می رسد. او در ابتدا از وبلاگش شروع می‏گند و نام آن را از “مرده‏های بی برکت” به برکت تغییر می‏دهد. اگر چه تغییرات  ذهنی مختص الیاس نیست، بسیاری از شاعران افغانستانی و ایرانی را می‏شناسیم،  که بعد از مهاجرت به کشورهای غربی خاسته یا ناخاسته به چنین ذهنیتی رسیده اند. ذهنیتی که سرشار است از سرگشتگی شاعر، اما به نوع دیگرش. در این نشست ادبی از دوستان  منتقد خود هر یک  قنبر علی تابش که در این روزها با سرودن اشعار زیبایی ثابت کرده است که زبان فرهنگی مردم خود است و زهیر توکلی که بارها نقدهایی ارزشمندی از او در مطبوعات ایران خوانده‏ایم؛  می‏خواهم که بیشتر با نگاه مقایسه‏ای  به سراغ هر دو مجموعه جدید سید الیاس علوی بروند. چرا؟ چون الیاس پیش از این شاعری خود را ثابت کرده است. .

سخنران اول این نشست، قنبرعلی تابش بود. وی سخنان خود را در باره کتاب “بعضی زخم ها” با سه محور، محتوا، زبان  و  مقایسه دو مجموعه شعر الیاس علوی آغاز کرد.
به گفته تابش، شعر کارکرد شخصی ندارد و  شاعر با  سرودن  شعر مشغول کنش اجتماعی است. هنرمند بر اساس خلق هنری خود نسبت به جامعه انجام وظیفه می‏کند و در این کنش اجتماعی سهم می‏گیرد. ممکن است این سهم گیری گاه به صورت فعال و گاهی به صورت منفعل باشد. 
تابش گفت، من سعی می کنم بعضی زخمهای علوی را  بر اساس نظریه اروس و تمدن فروید تحلیل کنم. بر اساس نظریه فروید  ریشه رنجهای بشر در زندگی سه چیز است: یکی از رنجهای تن است. چون تن، خواهشها و تمایلاتی دارد، وقتی بر آورده نشد منجر به رنج می‏شود. رنج دوم  وابستگی است. وابستگی  انسان به انسان های دیگر، به خانواده، دوستان و همنوعانش. دوریها، عواطف  اختلافات و … می‏تواند برای انسان رنج آفرین باشد. ، رنج سوم جهان بیرونی است. حکومت ها، رژیم‏ها و محیط های سیاسی اجتماعی  که مطابق میل انسان نباشد نیز رنج آفرین است.

این منتقد راهکارهای مقابله با این رنجها را از نظریات فروید بیان کرد و گفت: بر اساس راه حل فروید باید اندام ها را مهار کرد. برای این کار دو راه وجود دارد یکی  مواد شیمیایی ونیز مواد مخدر که این راه خوبی نیست و برای بدن زیان بار است.در شعر الیاس هم پناه بردن به این  مواد دیده می‏شود.الیاس گاهی می‏کوشد برای فرار از غمهایش به این نوع مواد متوجه شود. آوردن کلماتی چون سیگار، کدُئین، مستی و شراب و… در همین ردیف قرار میگیرند.

من تنها می توانم
شربت افسردگی ام را از یاد نبرم
و در اتاق سیمانی، تمام دنیا را بخوابم
راهکار دوم فروید برای رهایی از رنجهای تن جانشینهای نیروی شهوانی و هدایت خواستهای غریزی به سمت لذت های دیگر مانند هنر ،حل مسایل وکشف حقایق است. این راهکار هم در شعر و اندیشه الیاس مشاهده می شود
گفتی تنها دلتنگی می تواند چنین کند
تو را به پل برساند
به برج
می تواند هل دهد به پایین
اما تو از آن شعر بساز.
زندگی عملی شاعر موید این راه است.
فروید معتقد است که  این ارضاء برتر وبهتر است اما محدود که تنها اندکی از انسانهای می تواند به آن برسد.
.برای مقابله با رنجی ناشی از روابط با انسانهای دیگر از نظر فروید یک راه راه گوشه گیری و انزوا است. یوگا
، عرفان و غیره که این راه حل هم نمود های زیادی در شعر علوی دارد.راه دوم پیوستن به یک جامعه انسانی و تشکیل یک نظام مدنی است که در آن روابط انسانها درچارچوب قانون تعریف شده باشد و ظلمی صورت نگییرد.به  نظر فروید این بهترین راه حل ممکن است. اگر این راه حل را معیار قرار دهیم در شعر الیاس به آن کم پرداخته شده است. و یکی از ضعف های جدی شعر علوی همین عدم تصویر مهندسی اجتماعی است. تا نظام اجتماعی ما سرو سامان نگیرد دیگر رنجهای که شاعران ما از آن شکایت دارند مانند آوراگی، ظلم، ستم بر محبوب و زن و… پایان نخواهد پذیرفت. 
تابش در بخشی دیگری از سخنان خود، زبان این مجموعه را علی رغم سلامت زبانی و شگردهای شاعرانه شاعر، متاثر از بوف کور صادق هدایت عنوان کرد و غیر از آن زبان مجموعه  شعر بعضی زخمها را متاثر از زبان شاملو و نیما گرفته تا زبان شعر حجم و موج نو دانست.
شاعر مجموعه شعر دل خونین انار، با بیان این که الیاس شاعر توانمندی است در ارتباط با محتوای این کتاب بیان داشت، علوی در بخشی از شعرهای خود پناه بردن به محبت و عشق را به عنوان یک راه حل انتخاب کرده و به آن هم رسیده است.
این منتقد، با برشمردن برخی از تکنیکها ساختاری شعر علوی، او را یکی از شاعران خوب کشور  دانست. اگر چه در آخر گفت مشکل اصلی مجموعه  شعر  بعضی زخمها در این است که از مهندسی جامعه خود غافل مانده و مدام گریه و زاری می‏کند.
زهیر توکلی سخنران دوم این نشست با این توصیف که شاعران  افغانستانی در سرودن شعر  نسبت به شاعران ایرانی غریزی تر عمل می‏کنند و از پس ساختار شعر خوب بر می‏آیند. چون ذهنیت فرهنگ بومی بیشتری دارند. به سخن آغاز کرد و گفت: من دوستان افغانستانی زیادی دارم و آنها را با دو ویژگی می‏شناسم. یکی روحیه شاد آنها و دیگری روحیه ستیزندگی. اما به نظر من این دو ویژگی در این کتاب  اصلا دیده نمی‏شود، مخاطب در این کتاب همه اش با ناله و آه مواجه است. آن چنان که من مجبور شدم بعد از خواندن بخشی از این مجموعه به سراغ اشعار مسعود سعد سلمان بروم.
به گفته توکلی، زبان فارسی نه مال ایرانی ها است و نه افغانستانی ها، متعلق به جهان فارسی است. فرهنگ فارسی روزگاری از سمرقند تا ترکیه را در اختیار داشته است. امروزه متاسفانه زبان فارسی مهجور شده و این فاجعه‏ای مشترک است برای زبان فارسی. ظلم مضاعفی است که بیشتر از سوی دولتمردان نادیده گرفته می‏شود.
 
توکلی گفت: الیاس علوی شاعر بسیار خوبی است که من بارها با شعر ملا ممد جانش که در مجموعه اول او به چاپ رسیده بود، گریه کردم، راز موفقیت علوی در داشتن عاطفه بسیار قوی شعرش است. اگر الیاس به عاطفه شعری اش عمق بدهد و به آن معنی ببخشد از شاعران مطرح روزگار ما می‏شود. اما علوی در این مجموعه‏ی خود گرفتار فضای ذهنی خاصی شده است که بیشتر حول حقوق اجتماعی زن و … می‏چرخد. این درست است که در افغانستان به زن ها ظلم می‏شود، در ایران به زن ها ظلم می‏شود ولی همیشه سایه مردی را بالای سر دارد. در غرب به نوعی دیگری بر زن ظلم می‏شود، حق شان پامال می‏شود.
این منتقد ایرانی گفت، من نمی دانم شاعری با این همه توانمندی چرا به دنبال شعر آزاد رفته است، آن هم از نوع شمس لنگرودی، شعر سانتی مانتال و از نظر ادبی کم ثروت.  در حالی که در فرهنگ زبان فارسی با شعر یک پله  کمتر از وحی برخورد شده، اما شاعر بعضی زخمها چه پیامی برای مردمش دارد. جز بازی زبانی که با روسپی و رو سپید در این کتاب شده است، بیشترین شعرهای  این کتاب نثر است. نثری که تقطیع شده است.
به باور توکلی “پورنوگرافی”  و انتخاب کلمات نامناسب که سلیقه‏ای است،  سلیقه مخاطب عام آن را نمی‏پذیرد، از دیگر مشکلات این مجموعه است. وی با اشاره به شعر “لولیتای” این مجموعه  آن را احتمالا متاثر از لولیتای ناباکوف عنوان کرد و گفت:  در این که الیاس علوی شاعر است شکی نیست، شاعر خوبی هم است. این صحبتها انکار ارزش شاعری  این شاعر نیست، سید الیاس علوی باید درک کند که عاطفه  ممکن است در کوتاه مدت گل کند ولی در دراز مدت فراموش خواهد شد. شعر باید از اول شعر باشد.
بهترین شعر این مجموعه از نظر قنبر علی تابش
مولانا در بلخ بمان

مولانا در بلخ بمان
هوای شیراز مکن
 به انجیرهای زخمی
سایه‌های لاغر ناجوها
حمله‌های انتحاری
 تاریکی
به گرسنگی قناعت کن
 هوای شیراز مکن
زمانه فرق می‌کند 
“حافظ ” از هفت خط گذشته‌است
و “سعدی” گلستانی دارد
پربارتر از “باغ بالا”
بزرگ‌تر از بارگاه سلطان محمود
زیباتر از  “مسجد شاه دوشمشیره “
و  تنها پاکان می‌توانند نماز کنند
امّا تو سِل داری
طاعونی 
دزدی
و بیچاره‌گی از انگشتانت می‌چکد
 تو را به “تلّ‌سیاه” می‌برند
تا موهایت سفید شود
و خرچنگ‌ها گردنت را ببوسند
“انسانت آرزوست؟”


 بر ما چه گذشته است
که چنین شدیم
چه شادمانه سینه‌ی هم را می‌دریم
چه با افتخار یکدیگر را سنگسار می‌کنیم
 
آیا چنگیزی باید؟
از سمرقند تا قندهار
از بلخ تا شیراز 
را بتازد
و آن گاه
همه به یک درد بگرییم.
بهترین شعر از نظر زهیر توکلی
گاو ِ تنهایی
 به کوچه نگاه می کنم
به راهی که تو از آن می‌آیی
می آیی
می آیی
پرستار پرده را پایین می کشد
می گوید
باید استراحت کنم
سرم را روی بالشت ِ نرم بگذارم
و به چیزی فکر نکنم.
 به کوچه نگاه می کنم
به راهی که تو از آن می
‌آیی
می آیی
می آیی
گوسفندهایم تمام شده اند
اما خوابم نمی برد
خوابم نمی برد
دلتنگم
اندازه یک گاو دلتنگم.
 به کوچه نگاه می کنم
به راهی که تو از آن می آیی
می آیی
می آیی
به تکرار این جمله عادت می کنی
چون تکرارِ آب در رودخانه
صدای ِ آمدن پاها از کوچه
یا تکرار همین قطره های سرخ بر کاشی.
 پرستار پلکم را پایین می کشد
می گوید
باید استراحت کنم. 
تهیه و تنظیم گزارش: علی مدد رضوانی

+;نوشته شده در ;سه شنبه سوم مرداد ۱۳۹۱ساعت;۲۰:۲۶ توسط;قنبرعلی تابش; |;

1,232بازدید

کامنت بسته شده است.