قربانى، قاتل را مى‌شناسد.

رسول حمیدی ۷:۳۰ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
قربانى، قاتل را مى‌شناسد.

unnamedقربانى، قاتل را مى‌شناسد

در واپسین روزهای سال گذشته بود که اولین بار داعش در افغانستان ۳۱ نفر از مردم هزاره را گروگان گرفت. این گروگان‌گیری با چه انگیزه‌ای صورت گرفت؟ داعش می‌خواست این عده را با چند تروریست ازبکستانی یا چچنی که در بازداشت سازمان «امنیت ملی» افغانستان قرار دارند، مبادله کند. تروریزم دشمن تنها مردم هزاره نیست بلکه دشمن تمام مردم افغانستان، منطقه و جهان است. پس در حقیقت هزاره‌ها در افغانستان قربانی امنیت و آرامش هموطنان است. جرم مردم هزاره این است که از نظام سیاسی در افغانستان پشتیبانی می‌کند و هیچ فردی از این مردم با اشرار مسلح و دشمنان افغانستان همکاری نمی‌کند. این حقیقت اما هیچ‌ گاه در افغانستان دیده نشده است. از حوادث غور، جلریز و… که بگذریم، در ماجرای چند بار گروگان‌گیری‌، از مردم جاغوری،‌ اقوام برادر ما این مسأله را مربوط به مردم هزاره دانسته نه مسؤولیتی احساس کردند و نه اهتمامی برای آزادی گروگان‌ها به خرج دادند.

دولت قبیله‌ای افغان ملتی هم نگاه و موضعی مشابه به مسأله دارد. از نگاه این حکومت مردم افغانستان در درجه شهروندی برابر نیست. (گیریم که هزاره شهروند باشد) در بازداشت چند کوچی در بهسود او گفت این مسأله را تحمل نمی‌کند و فرمان آزادی فوری صادر کرد. در رویداد گروگان‌گیری در زابل که هشت ماه طول کشید اشرف غنى فقط وقتی هیئت به جاغوری فرستاد که مردم جاغوری مجبور شدند اقدام مشابه انجام دهند. آمدن هیئت در واقع برای آزادی شهروندان درجه یک بود.

شاید بپرسید با این وصف، چرا «داعش» مردم هزاره را گروگان می‌گیرد؟ مگر داعش نمی‌داند که این مردم برای حکومت قبیله‌ای اشرف غنی و اسلاف او ارزشی ندارد؟ چرا داعش یک «اَوغان» را گروگان نمی‌گیرد که دولت «آوغان ملت» برای نجات جان ارزشمند او درِ تمام زندان‌ها را بروی تروریست‌ها بگشاید؟ جواب این است که اَوغان «میزبان» است و «مهمان» حق نمک میزبان را نگه می‌دارد. بنابر این «من از بیگانگان هرگز ننالم/ که بامن هرچه کرد آن آشنا کرد». در چنین صورتی مشکل نه داعش که «همسایه بد» است. اگر وطندار ما دیوث نباشد و غیرت افغانی داشته باشد، داعش بیگانه مزاحم ناموس نمی‌شود.
وقتی سربازان معاویه در «الانبار» عراق، خلخال از پای زن «یهودی» ربود علی بن ابیطالب (ع)، امام اول یا خلیفه چهارم فرمود، جا دارد یک مسلمان از غصه بمیرد که در قلمرو اسلام چنین اتفاقی برای زن یهودی می‌افتد. غیرت افغانی وطندار ما کجا رفته است که بیگانه را به خانه می‌آورد؟
طبق موازین شرعی و حقوقی، وقتی دزد از خانه همسایه می‌آید متهم و مسؤول ردیف اول همسایه است. از پشت بام هر خانه تیری پرتاب شود باید آن خانه را هدف گرفت. اگر همسایه بد شریک، رفیق یا راهنمای دزد نشود، دزد بی‌چراغ یا نمی‌آید یا به کاهدان می‌زند.
داعش ما وطندار «ازخود‌کش بیگانه پرور» ماست. نامش را «گرگ کشمیر» بگذارد «طالب»، «داعش» یا «کوچی» فرقی نمی‌کند؛ ما او را می‌شناسیم. ما پوستین را نگاه نمی‌کنیم، مگر پیش از داعش، ما امنیت داشتیم؟ مگر کشتارهای «کندِ پشت» و دها مورد دیگر کار داعش بود؟ وطنداران ما از اهرم کهنه «فرافکنی» استفاده نکنند. صد قسم شاعباسی بخورند، وقتی دم خروس را می‌بینیم، باور نمی‌کنیم.

قاتل برادران و خوهران ما بدلایل گفته شده اولا، همسایه ماست. ثانیا، اشرف غنی است که حاضر نشد برای نجات جان آنها بهایی پرداخت کند. ثالثا، هیئت اعزامی است که اگر بندیان طرف مقابل را آزاد نمی‌کرد داعش برای نجات جان میزبانانش یقینا، از کشتن گروگان‌ها اجتناب می‌کرد.
این احتمال هم هست که برادران زابلی ما برای تکمیل پیروزی خود در داوری اخیر، در این کار نقش داشته باشد ولی این احتمال را نادیده می‌گیریم.

عده‌ای از دوستان، مانند سخیداد هاتف و … که در کشورهای دموکراتیک نشسته و تالرانس و پلورالیزم را در تمام ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و نژادی آن جامعه تنفس می‌کنند، برای افغانستان هم در همان حال و هوا نسخه می‌پیچند. غافل از این که این جا افغانستان است و منطق پیروز در اینجا با جایی که زندگی می‌کنند، فرق می‌کند.
یکی از کاندیداهای شورای ولایتی غزنی می‌گفت، در آستانه انتخابات در جلسه‌ای با حضور همه کاندیداها شرکت داشتیم. در این جلسه یک خانمی که همه می‌شناسیم از تساوی حقوق زن و مرد سخن گفت و یک مولوی سخن او را رد کرد. بحثی میان آنها در گرفت که در آن هردو طرف بر مدعای خود تأکید می‌کرد تا این که یک «لوی» از برداران جنوبی به حمایت از مولوی پیش خزید و دوزانو پیش روی خانم نشست، بادی به غبغب انداخت و گفت «اوی خوار، اگر تو گپ مولوی صابَ کبول نمی‌کنی خیر اس ما گپ تو را کبول می‌کنیم، باد ازی یک سال تو بچه بزای یک سال مه می‌زایوم، یک سال نرگاو غُلبه (قلبه) بُرَوَ یک سال ماده‌گاو … » به این صورت بود منطق پیروز مشخص شد و خانم، که منطقش در برابر منطق قوی طرف مقابل کم آمده بود جلسه را ترک کرد. در تمام جامعه افغانستان منطق غالب همین است. برای ما ادا و اطوار عقلانیت در نیارید.
در تمام افغانستان فقط یک نفر داریم که لااقل در سیاست، ملی و انسانی فکر می‌کند و آن «بشردوست» است که گفته، هر هزاره‌ای که به خاطر هزاره بودن به من رای داده است غلط کرده. چه کسی در افغانستان او را جدی گرفته است؟ همه او را دیوانه می‌گوید و در پارلمان یکی هم با او یار نیست بلکه به او تَشَر می‌زنند. بلی، از خدای ماست که جامعه افغانستان به آن سطح از عقلانیت برسد و ما هم در نوشته‌های خود از آن سخن گفته‌ایم. اما چه کنیم که بر واقعیات جامعه افغانستان منطق عقلانی حاکم نیست. بنابر این،
۱- مردم ما باید خود را آماده و قوی کند که در افغانستان ما «اشک کباب باعث طغیان آتش است».
۲- از گذشته‌ و رویدادهای آن عبرت بگیریم که پیامبر اسلام می‌گوید «لاَ یُلْدَغُ الْمُؤْمِنُ مِنْ جُحْرٍ وَاحِدٍ مَرَّتَیْنِ» مؤمن  [زرنگ است] از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌شود.
۳- نسبت و حساب خود را باهمسایه‌ها، حکومت و همچنین، رهبران جامعه خود که در دوران رویداد اخیر جاغوری فقط مشغول خوردن و خندیدن عکس یادگاری انداختن بودند، روشن کنیم.

۴- به سرک ها مى‌ریزیم و صداى خود را بگوش جهانیان مى‌رسانیم.
رسول حمیدی
۹۴/۸/۱۸

893بازدید

کامنت بسته شده است.