بهتر است به گذشته سی ساله افغانستا نگاه نکنیم

مدبریت ۱۱:۰۲ ب.ظ ۱

چند روز پیش حامد کرزی ریس جمهور افغانستان به وعده خود مبنی بر اینکه دیگر مصلحت اندیشی نمی کنم وفا کرد در جمعی از جوانان کشور در رابط به ویرانی های کابل و عاملین آن سخن گفت و چند حزبی را نامبرد که در خرابی های کابل نقش داشتند. در مقابل سخنان رییس جمهور که عاری از هر نوع مصلحت اندیشی بود حزب جمعیت اسلام اعلامیه ای تحت عنوان «از سخنان دور از حقیقت کرزی متأسفیم» به نشر رساند که در شماره ۷۵۴ روزنامه ماندگار به نشر رسید.

از این اعلامیه چنین استفاده می شد که اعضای این حزب از سخنان عاری از مصلحت اندیشی رییس جمهور ناراحت است و اعضای این حزب مدعی است که جمعیت اسلامی از روز تأسیس خود در پی پیشرفت و ترقی افغانستان بوده و پیشرفت افغانستان مدیون زحمات شبانه روزی جمعیت اسلامی و همکاران شان است و جناب کرزی ویرانی های که توسط دشمنان افغانستان در این کشور به وجود آمده را به ناحق بدوش این حزب و همکاران شان انداخته است. در این نوشته قسمت های از این اعلامیه را می آورم تا خوانندگان محترم خود قضاوت کنند که آیا سخنان جناب کرزی دور از واقعیت است و یا اینکه ادعا های این حزب وهمکاران شان جز شیره به سر مردم مالیدن چیزی دیگری نیست و در عین حال دشمنان افغانستان که باعث ویرانی این کشور گردیده کی خواهد بود.

در بخش اول این اعلامیه آمده « محترم حامد کرزی ریس جمهوری کشور روز پنجشنبه ۱۵/سرطان ۱۳۹۱ زمانیکه در میان گروهی از اشتراک کنند گان جرگه صلح جوانان در قصر ریاست جمهوری سخن می گفت، در پاسخ به پرسشی در باره جنگ های دهه هفتاد کابل سخنانی ایراد کرد و ضمن اشاره به برخی از اسباب و عوامل این جنگ ها، جمعیت اسلامی را نیز یک عامل جنگ خواند» در این مورد چه جناب ریس جمهور بگوید یا نگوید تاریخ آن را بازگو می کنند و اذهان درد دیده ساکنین این شهر و وجدان های بیدار در مورد آن قضاوت می کنند.

در بخش دیگر این اعلامیه آمده است« جمعیت اسلامی افغانستان ضمن محکوم کردن عاملان این جنگ های خانمان سوز و ویرانگر، مراتب تآسف عمیق خود را به سخنان دور از حقیقت ریس جمهور که خود در آن وقت سمت معینت سیاسی وزارت خارجه دولت اسلامی اغانستان را به عهده داشت، ابراز می دارد» آیا به نظر شما اعضای این حزب واقعا از اعماق قلب خود عاملان اصلی این جنگ ها را محکوم می کنند یا فقط می خواهد که در پشت این محکوم کردن های نمادین خود را از دید حقیقت بین مردم که به داغ عزیزان شان ناله دارد پنهان کند و عذاب وجدان خود را التیام بشخد؟

در پاراگراف دیگر این اعلامیه آمده است« جمعیت اسلامی افغانستان نه تنها در هیچ زمانی و در هیچ جایی از افغانستان عامل جنگ های داخلی و قدرت طلبانه نبوده است، بلکه پیوسته در راستای آزادی و استقلال افغانستان، رفاه و سعادت مردم مسلمان و نجیب آن مبارزه کرده و در این راه قربانی های بی شمار تقدیم کرده است» اولا چنانچه بعدا اشاره خواهد شده معلوم نیست که منظور از مردم مسلمان چه کسانی هستند و مسلمانی از نظر جمعیت اسلامی بر چه معیار است و ثانیا اگر به جای مردم مسلمان، شهروندان افغانستان استفاده می شد به جا بود و تا حدی ادعای این حزب را توجیه می کرد.

 تبعه یک کشور تبعه است و از حقوق مساوی در مقابل قانون … برخوردار می باشد چنانچه حضرت علی علیه السلام در نامه خود به مالک اشتر می نویسد که ساکنین آن شهر یا برادران دینی تو است و یا این که در انسانیت با تو شریک اند. پس آیا یک حزبی که این ادعای بزرگی دارد چگونه می تواند جمعی از شهروندان این کشور را به فراموشی بسپارد و از حقوق انسانی آن ها منکر شود.
آنچه که به نظر جالب می رسد این بخش از اعلامیه جمعیت اسلامی افغانستان است« همگان می دانند که دولت اسلامی افغانستان پس از چهارده سال مبارزه و جهاد ملت شهید پرور افغانستان جهت تحقق آرمان های بزرگ جهاد، ایجاد یک نظام مردم سالار ، جامعه مبتنی بر عدالت اجتماعی و بر خوردار از رفاه و توسعه مستقر شد. استقرار دولت اسلامی افغانستان در طی توافق همه نیروهای جهادی به شمول حزب اسلامی افغانستان در پیمان پشاور و سپس شورای اهل حل و عقد صورت پذیرفت و در رهبری آن جمعیت اسلامی افغانستان قرار گرفت.».

 اولا ادعای مردم سالاری و مبتنی بر عدالت اجتماعی بودن دولت اسلامی افغانستان به رهبری جمعیت اسلامی را مسوده قانون اساسی این دولت ثابت می کند که در یک ماده آن آمده است { وزرای دولت اسلامی افغانستان باید حنفی مذهب باشد} قضاوت بدست خوانندگان محترم آیا دولتی که بر مبنای یک مذهب در کشوری که در آن چندین دین و مذهب پیرو دارد مبتنی بر عدالت اجتماعی است؟!

در این دولت مبتنی بر عدالت اجتماعی نه تنها که پیروان ادیان غیر اسلام حق ندارد بلکه مسلمان های غیر حنفی که کتله عظیم از جمعیت افغانستان را تشکیل می دهند از حقوق شهروندی خود محروم است. خیلی تلاش کردم که نسخه از این مسوده قانون اساسی را به دست بیاورم هنوز موفق نشدم و این تلاش ادآمه دارد و بزودی آن را بدست خواهم آورد و مطالب جالب آن را با شما شریک خواهم ساخت. و از جانب دیگر پیمان پشاور که بر مبنای آن دولت اسلامی افغانستان شکل گرفت ننگی است که مردم بیدار افغانستان از آن می شرمند و بی زارند.

در یک بخش آن اعلامیه چنین اشاره شده است « دشمنان استقلال و آزادی افغانستان جنگ های ویرانگر و نامقدس را از آغاز استقرار دولت اسلامی تا آخرین
وهله حضور رهبری این دولت در کابل به راه انداختند» قضاوت به دوستان که دشمن آزادی افغانستان چه کسانی بودند آیا دشمن افغانستان آن های هستند که یک جمعیت بزرگ از اتباع افغانستان را از حقوق انسانی شان محروم می کنند و یا کسانیسکه صدای حق خواهی را بلند نمود . در آینده نزدیک قسمت های از مسوده قانون اساسی دوست دل سوز این کشور و قسمت های از مسوده پیشنهادی آن های که دشمن نامیده می شود در اختیار شما قرار خواهم داد.

+;نوشته شده در ;یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۱ساعت;۲۳:۲ توسط;اسدالله عظیمی; |;

1,403بازدید

یک دیدگاه »

  1. haqeqat سرطان ۲۶, ۱۳۹۱ در ۱:۴۹ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۶ تیر۱۳۹۱ ساعت: ۱۳:۴۹

    salam bar jaghori 1 wa khaninda ha ……..nakhost arz konam ki man yak fard besawad astam ..wa faqat inra khob midanm ki dar afghanistan nah eslam wa nah insan nabuda wa hast anhai ki miguyad dawlat islami dawlat mardan ki ha astan ???????? yak eda duzd adam kosh ba anha miguyd eslami ? khak bar sar autur eslam shawa ki dar afghanistan jay gerfta shomara bh an khodai pak qasam ki nam eslam ra bad nakoned nam eslam ra ruy afghan namanid