به بهانه ای طراحی تذکره ملی (پشتونی) !؟

مدبریت ۹:۴۷ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش

 به نام نامی بزرگ حضرت دوست

 چرا افغان شویم ما !؟

((پیرمرگی را چه موگی رخنه مرگ واز موشه ! ))

پیش سخن : سالها پیش(دردهه سی و چهل خورشیدی)وقتی نهضت پشتونیزه کردن افغانستان ، با حمایت مستقیم دربار شروع شد، کسی را توان مخالفت و موضعگیری مستقیم در برابر آن نبود. زیرا، هیچ کسی را یارای آن نبود که با دربار درافتد، حتی کسانی همچون داکتر عبدالواحد سرابی ناچار بود، ناخواسته بدام پشتونیست ها بیفتد و به زعم خودش برای تثبیت موقعیت متزلزل قوم اش تأیید کند که ((هرکس در افغانستان زندگی می کند افغان است !؟ )). همه نیک می دانستند که :

((هرکس با دربار شاهی درافتد برافتد!؟))

شنای مخالف جریان دربار، از طرف هرشخصی، بدون تردید، از دست دادن جایگاه های شغلی، اجتماعی و سیاسی وی را بدنبال داشت. شاید این حداقل تنبیهی بوده باشد، که دربار برای شخص مخالف در نظر می گرفت، وگرنه چه بسا بند و زندان و… نیز در انتظارش بود. کافی بود بهانه ای ساخته شود تا سرِ سربداری به راحتی! بر سر دار رود !. در آن زمان ((دری زدایان)) درباری همچون عبدالحی حبیبی که خود از ((دری نویسان)) بنام کشور بود، با حمایت مستقیم دربار جماعتی از افغان های پشتونخواه را زیر پوشش ((انجمن تاریخ)) جمع آوری کرد. نهضت عظیمی برای واژه سازی و ادبیات پردازی زبان پشتو به راه افتاد، که دربار وقت مصارف آن را بی تول می پرداخت. دست اندرکاران این طرح در برابر ساخت یا معادل سازی هر واژه ((من درآوردی)) برای زبان و ادبیات پشتو، چه بسا تشویقیه های بی شمار و گرانبهائی را نصیب خود می کردند.

حبیبی از پژوهندگان بنام تاریخ در کشور، به خوبی دریافته بود که، جااندازی((پشتو)) به جای ((دری))با آن پیشینه ای درخشان و غنامندی بی نظیر، به این سادگی ها ممکن نیست و لاجرم باید برای زبان پشتو سابقه ای تاریخی تراشیده شود، که اگر به قدمت تاریخ زبان دری(فارسی) نباشد، حداقل نزدیک به آن زمان باشد. وی در این مورد می نویسد: ((باید به همین اساس که تحول زبان دری را قبول کردیم زبان پشتو را هم قرن ها قبل از ورود اسلام بدانیم[۱])). حال آنکه خودش نیک می دانست که برای نخستین بار قرن ها پس از اسلام (عصر غزنویان)، واژه((افغان)) توسط البیرونی در کتاب((تحقیق ماللهند))نام برده شده است. تا آن تاریخ اصلاً از وجود قومی بنام ((افغان)) در منابع تاریخی خبری نیست که نیست چه رسد به زبان و ادبیات پشتو!؟.

حکایت ناشیانه ای ساخت تاریخ جعلی با پیدا شدن کتابی مجهولی بنام ((پُته خزانه))یا گنج پنهان و نسبت دادن آن به محمد هوتک (سال۱۱۴۲هجری) با اشعاری نقل شده از یک شاهزاده ای ناشناخته ای غوری از سلسله غوریان، به زبان پشتو، دقیقاً آن چیزی بود که دری ستیزان درباری ساختند و بدان پرداخته و در بوق و کرنا دمیدند که چنین گنج پنهانی را کشف کرده اند[۲]. این داستان که با مهارت تام طراحی شده بود، سازندگان آن در پی((یک تیر و چند نشان))، با احتیاط تمام آن را به اجرا گذاشتند !.

 اینان درگام نخست، با ساختن ((پُته خزانه)) سابقه دیرینه ای را برای زبان و ادبیات پشتو تراشیدند، تا ارزش و اهمیت این زبان را همطراز زبان و ادبیات دری (فارسی) مطرح کنند. از سوی دیگر، نسبت برخی از اشعار پشتو در((پُته خزانه)) به یک شاهزاده غوری، خودش به طور غیر مستقیم این مطلب را به جامعه فرهنگی کشور و خواننده ها القأ می کرد، که گویا سراینده ای اشعار پشتو در این اثر(پته خزانه)، باید خود افغان (پشتون) باشد. از جانبی دیگر می خواستند به همه بفهمانند که افغان ها از ساکنان بومی این سرزمین بوده و از قرن ها پیش در قلب کشور(منطقه غور) سکونت داشته اند، نه اینکه متجاوزان مهاجری از شبه قاره هند و از اطراف کوه های سلیمان بوده و بدین سرزمین از مسیر تهاجم و تجاوز، آمده باشند! . در نهایت اینکه چون سراینده اشعار ((پُته خزانه)) یک شاهزاده غوری است، پس سلسله غوریان باید از قوم افغان و پشتون باشند.

باوجود این، زبان و ادبیات ساختگی و بی ریشه ای پشتو هرگز نتوانست با زبان و ادبیات غنی دری با آن قدمت و دیرینه گی برابری و همآوردی کند. بویژه آنکه کتاب جعلی ((پُته خزانه)) شک همه ای حق بینان و حقیقت اندیشان را برانگیخت و با این ((شک مقدس))تمام رشته های بافته شده ای سازندگان آن، به راحتی پنبه شد. به گونه ای که حتی نویسندگان و اندیشمندان واقع بین پشتون نیز، که منتی از دربار شاهی به گردن نداشتند، هرگز این دروغ بزرگ را باور نکردند. به خصوص آنکه هیچ کسی غیر از حبیبی و همکارانش این گنج پنهان را ندیدند !. این جماعت در برابر خواست پژوهندگان خارجی و داخلی، هیچگاهی حاضر نشدند که نسخه ای اصلی((پُته خزانه))را در اختیار پژوهندگان عرصه تاریخ و نسخه شناسان دیرین شناس قرار دهند، تا صحت و سُقم اصالت آن مورد بررسی قرار گیرد[۳]. بدین صورت ((پُته خزانه)) همچنان ((پُت و پوشیده)) ماند و برای همیشه پُت و پنهان شد !؟ .

تردیدی نیست که هرگاه غنامندی بی مانند زبان و ادب

613بازدید

کامنت بسته شده است.