به مناسبت سالروز شهادت امام حسین(ع)

مدبریت ۷:۲۹ ب.ظ ۷

بنام خدا

بررسی تاریخی ریشه های واقعه عاشورا

گرنداری دین به عالم لا اقل آزاد باش **** که این کلام نغز می باشد زگفتار حسین

بین الحرمین

دوستان خوب جهان مجازی سلام ،  فرا رسیدن ماه محرم و ایام عزاداری سالار شهیدان امام حسین) و یاران و فرزندانش بر شما و همه ای شیعیان تسلیت باد !  چنانچه میدانید رحلت ناگهانی مرحوم ابوی همچون زلزله ای ویرانگری تمام ارکان زندگی من و خانواده ام را سخت تکان داد طوریکه تا هنوز پس لرزه های آن باقیست ! بخصوص برای بنده بیش از همه دشوار و طاقت فرسا بود و همین مسأله باعث شد مدتی از دنیای شما دوستان خوب بدور مانده و نتوانم مطالب پیشین در مورد معرفی منطقه داوود را ادامه داده و یا مطلبی دیگری را بر نوشته های پیشینم بیفزایم .

بین الحرمین

فرارسیدن ماه خونین محرم و ایام عزاداری امام حسین(ع) نیروی از دست رفته را باز آورد و بر آن شدم که به همین بهانه و با استعانت از روح عظیم و ملکوتی سالار شهیدان ، مطالبی مختصری را در مورد بررسی و ریشه یابی تاریخی حادثة خونین عاشورا به نگارش درآورم تا هم اجری و مزدی معنوی را کمائی نموده و هم آغاز مبارکی باشد بر ورود مجدد به دنیای مجازی و هم امید است که دوستان با شناخت بیشتر آن امام شهید بیش از پیش به زوایای تاریک این واقعه ای جانسوز پی برده و درس و عبرتی باشد برای شناخت بیشتر از یزید تاریخی و یزیدیان جهان کنونی ! و نیز بدنبال فرا گیری درس فداکاری ، آزادگی و جوانمردی  از این قیام و نهضت بی مانند ! این نوشته قرار بود در اولین روزهای محرم نشر شود که بدلائلی به تأخیر افتاد .

چرا و چگونه واقعه ای خونین عاشورا به وجود آمد ؟

در پاسخ به این پرسش لازم است به بررسی این حادثة جانسوز و خونین پرداخته و ریشه های تاریخی آن را مورد کنکاش و جستجو قرار دهیم . برای نیل به این مقصد پس از دقت و بررسی تاریخ اسلام می توان به شرح زیر به ریشه یابی  آن پرداخته مطالب لازم در این مورد را این گونه دسته بندی نمود تا  بیتوانیم  زوایای کمتر شناخته شده ای این واقعه ای عظیم را بهتر و بیشتر به شناسائی بگیریم  :

الف – ریشه های دور :

بدون تردید نمی توان رقابت و تضاد تاریخی دو خاندان مهم قریش ( بنی هاشم و بنی امیه ) را در ظهور این کشتار ظالمانه و بی مانند نادیده گرفت ! بد نیست بدانیم که پیش از ظهور آیین اسلام در شبه جزیره ای عربستان نه حکومت مستقل و متمرکزی حاکمیت داشت و نه دین واحدی وجود داشت در حقیقت این شبه جزیره از نداشتن دولت متمرکز و نیز نظام شرک و چند خدائی در رنج بود . فقر ، بیسوادی ، تعصب کور و خشک قبیله ای ، شرک و بت پرستی ، زنده بگور کردن دختران و… سنت آبائی و اجدادی این مردم را تشکیل میداد طوریکه تمام شئون زندگی مردم از آن به شدت متأثر شده بود که قرآن کریم به ظرافت و زیبائی تمام از این دوران به « عصر جاهلیت » یا د میکند ! در چنین فضائی تنها کسانی که از وضع موجود سود کامل میبردند کاهنان ، اشراف و ثروتمندان بودند ؛ کاهنان و اشراف تنها کسانی بودند که در یک تقابل و تعامل دو سویه از حاکمیت نظام شرک و چند خدائی بهره ای فروان عاید شان می شد . زیرا کاهنان مبلّغ و مروّج نظام دینی و آیینی مردم و جامعه بوده و بر حفظ وضع موجود می کوشیدند و آن را اراده ای خدایان و تقدیر ایشان قلمداد می کردند و هرگونه تغیر در وضع  موجود را خلاف خواست خدایان می دانستند ! و این همان چیزی بود که اشراف لازم داشتند تا منافع نامشروع شان همچنان ثابت و پایدار باقی بماند و از آن طرف اشراف کاملاً خواسته های کاهنان را برآورده نموده و در خفا هم کاسه ای هم بودند .

خاندان های حکومت گر :

جای خالی دولت و حکومت را که ضرورت ونیاز هر جامعه ای است در جامعه ای جاهلی عربی ، قبیله ای بزرگ قریش پر کرده بود طوریکه تمام اعراب حاکمیت خود خوانده ایشان را خواسته یا ناخواسته پذیرفته و به آن گردن نهاده بودند ، در میان قریش هم این حاکمیت به شکل سنتی از گذشته های دور تقسیم شده بود طوریکه میتوان از خاندان های حاکم بر قریش و شهر مکّه به خاندان های حاکم یا حکومتگر تعبیر کرد .

در این میان دو خاندان برزگ« بنی هاشم » و« بنی امیّه » از خاندان های بودند که هر کدام در میان قریش و اعراب از قداست و احترام خاص و ویژه ای برخودار بودند که میتوان به نحوی با توجه به قدرت و قداست این دو خاندان آنها را حاکمان واقعی اعراب ، قریش و شهر مکه دانست ! همین رقابت بر سر بدست آوری مقام بالاتر ووالاتر و قدرت تک خاندانی در میان این دو خاندان که از یک نژاد اند ریشه ای تاریخی دارد ، داستان اسطوره ای تولد برادر های دوقلو بنام هاشم و امیه  نقطه ای آغازین این رقابت قلمداد شده است ؛ گویند : این دو برادر همزاد از ناحیه ای کتف به هم چسپیده بودند و جدا سازی آندو توسط کاهن یا جادوگر قبیله با کارد و خونریزی صورت گرفت که  بر اثر آن و… پیشگوئی کاهن مبنی ب

793بازدید

۷ دیدگاه »

  1. حسینی جدی ۸, ۱۳۸۸ در ۹:۰۴ ب.ظ -

    سه شنبه ۸ دی۱۳۸۸ ساعت: ۲۱:۴

    سلام خسته نباشید. شما با ما همکاری تبلیغاتی نمیکنید؟ من بازدید شما رو دیدم که روزی ۶۰۰ تا است . به هر حال خوشحال میشوم به ما جواب بدهید

  2. ناروی جدی ۹, ۱۳۸۸ در ۲:۱۶ ب.ظ -

    چهارشنبه ۹ دی۱۳۸۸ ساعت: ۱۴:۱۶

    سلام قومای گل . خواندن این داستان ترا ژدی درواقع یک سوژه بود برایم !!
    خدا بر قوم ظالم لعنت کند .

  3. خرمی جدی ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۹ ق.ظ -

    پنجشنبه ۱۷ دی۱۳۸۸ ساعت: ۱۰:۱۹

    برادر دانشمند و با احساس آقای ناروی عزیز سلام بر شما ! ببخشید از اینکه دیر تر به نظر تان پاسخ میدهم بهر صورت خوشحالم که همچنان از مهمانان دایمی این سایت هستید و کمی از وقت با ارزش تان را به مطالب مطرح در این اینجا اختصاص میدهید ، و با اظهار نظر لطف و نوازش تان را از ما دریغ نکرده و باعث تشویق مان در ادامه ای راهی که در پیش داریم میشوید امید که همچنان شما و نظرات مثبت تان را با خود داشته باشیم . موفق و پایدار باشید ………. یا حق

  4. عبدالله نورین جدی ۱۷, ۱۳۸۸ در ۲:۰۷ ب.ظ -

    پنجشنبه ۱۷ دی۱۳۸۸ ساعت: ۱۴:۷

    گرچه کوشش نویسنده در گردآوری اطلاعات تاریخی ستودنی است، اما با نگاه به مطالبی که در پی "نتیجه" آمده، نکاتی را بایست بدان نگریست:
    ۱٫ رخداد محرم یا عاشورا که در دیدگاه امامیه از تقدس و حرمت ویژه ای برخوردار است، نه بدان معنی است که در این برهه ای از زمان بر گروهی از سوی گروه دیگری ستم روا داشته شده و اینک در همنوایی با ستمدیده، اشک تمساح باید ریخت تا صوابی را برای دنیای دیگر خویش به ارمغان گیریم. مسئله را باید فراتر از این نگریست و به تحلیل و موشکافی آن پرداخت. حسین یک جریان تاریخی است که در تسلسل جریان هابیلی در روزگار مشخصی عاشورا را آفرید و استراتژی ویژه ی آن روزگار را به شکل شهادت و اسارت در راستای باروری اندیشه ی ناب توحیدی برگزید. اگر با این دید به عاشورا نگریسته شود، پیام آن نیز برای بشریت قابل درک خواهد بود. اما اگر به گونه ی نویسنده و با بررسی تنها پیشینه ی تضاد قبایلی اعراب بدان بنگریم، حسین را به فردی نهایتاَ رییس قبیله ای از اعراب تبدیل خواهیم کرد که به انتقام نیاکانش دست به شمشیر برد و در یک جنگ نابرابر و نافرجام، خود را قربانی ساخت. اگر باور داشته باشیم که ایدئولوژی ما از چنان توانمندی ای برخوردار است که بر پایه ی نیاز زمان ما را به اتخاذ استراتژی متناسب فرا می خواند، یقیناَ موضعگیری های سیاسی دیگر امامان را نیز در همان راستایی میدانیم که به موضعگیری شهادت پذیری حسین و اسارت پذیری زینب انجامید. در این صورت عاشورا حامل پیامی نه تنها برای ما که برای همه ی بشریت دربند ستم خواهد بود. این نوع نگرش است که به فرهنگ عاشورا پویایی و تحرک می بخشد و دامنه ی زمانی و مکانی کاربرد آن را از محدوده ی تفکر محدود ما نیز فراتر می برد. امیدوارم خامه بدستان عزیزی که در عرصه و زمینه ی فرهنگ و اندیشه عاشورا و آفریدگار آن گام می نهند، آن را در قالب واقعه نگاری تاریخی به تحلیل و بررسی نگیرند، بلکه بدان به عنوان یک برشی از تسلسل جریان متحرک تاریخ بنگرند که از آغاز بشریت شروع و تا بی نهایت به پیش خواهد رفت. با آرزوی توفیق همراهی و همگامی با این جریان۰

  5. خرمی جدی ۱۹, ۱۳۸۸ در ۱:۵۴ ق.ظ -

    شنبه ۱۹ دی۱۳۸۸ ساعت: ۱:۵۴

    برادر دانشمند آقای عبدالله نورین سلام درود بی پایان نثار تان باد ! بنده با شما کاملاَ هم اندیشه ام ، اما به قول طلبه ها اثبات شی نفی ما عدا نمیکند ، آن نوشته در سدد این نیست که حماسه ای عظیم عاشورا را تا سرحد رویاوی دو قبیله فرو کشد بلکه با در نظر داشت فرهنگ و اندیشه ای انسان ساز و آزادی پرور عاشورا ، تنها کنکاشی کوتاه در ریشه یابی تاریخی ، واقعه ای عاشورا است و بس و نه بیشتر ! و این قطعا به منزله ای انکار جنبه های اصلی نهضت عاشورا نیست !؟ نقش قبیله ای بنی امیه رقیب تاریخی و دیرینه ای بنی هاشم در فاجعه ای عاشورا آن قدر برجسته است که به هیج عنوان نمیتوان آن را نادیده گرفت ! پس شاید با نگارنده موافق باشید که نهضت عظیم عاشورا به هیچ وجه تک جنبه ای نیست بلکه دارائی ابعاد و جنبه های گوناگون است که نوشتار حاضر تنها نیم نگاهی به یک جنبه ای خاص آن داشته است ! امیدکه متوجه منظورم شده باشید . موفق باشید .

  6. عبدالله نورین جدی ۱۹, ۱۳۸۸ در ۱:۵۸ ب.ظ -

    شنبه ۱۹ دی۱۳۸۸ ساعت: ۱۳:۵۸

    خرمی عزیز سلام، احتمالاً توفیق مصاحبت جناب عالی در زمان کوتاهی از گذشته ها برایم پیش آمده باشد و ازین رو احساس آشنایی با شیوه گفتار و نوشتار شما را می کنم. اما خوب میدانم که نیک میدانید چی بگویید و از چی زاویه و از ورای چی عینکی به رخداد بی مانند عاشورای حسینی بنگرید. طرز نگرش شما یقیناً متأثر از آبشخوری است که از آن تغذیه شده و داشته های فکری تان را از آن کسب کرده اید. ببین عزیز، بدیهی است در تحلیل و بررسی پدیده ای به بزرگی پدیده عاشورا بایست پوشیده ترین زوایای تاریخی و بویژه عوامل زمینه ساز آن را به تحلیل و بررسی گرفت، اما شیوه نگاه و نگریستن بدان عوامل هم اغلباً بی تأثیر از رنگ و بوی چهارچوب زندگی دوران گذار به مرحله ی برون داد و تبارز اندوخته ها نیست. گرچه یقین دارم به گفته شما که با من حقیر شاید تا بخشی از راه، هم اندیشی داشته باشید، ولی طرز نگاه طالبانه و تحلیل و بررسی ملاگونه ی شما در برخی موارد، مسیر هردوی ما را دوگانه میسازد. چنانچه بخش هایی از نبشته های تان، گویای این گفته است. ولی از این همه که بگذریم، بخاطر بردباری شما در پذیرش اندیشه ی دیگران، هرچند در تقابل با اندیشه ی جنابعالی قرار گیرد، دوستت دارم.
    شاد باشید و دیر زیید.
    آنکه شاید نشناسیش یا بشناسیش

  7. خرمی جدی ۲۰, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۷ ب.ظ -

    یکشنبه ۲۰ دی۱۳۸۸ ساعت: ۱۲:۱۷

    آقای نورین عزیز سلام دوباره ! خوشحالم که در عالم ناآشنائی احساس آشنائی میکنیم گرچه به قول شما ممکن است که آبشخور ما یکی نباشد . برادر محترم متاسفانه یادم نیست که پیش از این افتخار آشنائی حضوری جناب شما را داشته باشم ! با وجود این از اینکه پاره ای از وقت ارزشمند خود را به خوانش نوشته های ما اختصاص میدهید صمیمانه از شما متشکریم و شما را دوست خود دانسته و از دوست نما های که گاه گداری بر سر ما بیچاره گان ناصواب تاخته و عقد گشائی میکنند حساب تان را جدا میدانیم ! البته بنده بر خلاف نظریه شما خود را هم عقیده ای شما در باره ای عاشورا میدانم ولی باز هم تآکید میکنم که نوشته های من تک بعدی نیست و در سدد قضاوت هم نبوده ام بلکه فقط ریشه های تاریخی آن نهضت را به بررسی گرفته ام ! نظر شما هم برای خود تان محترم است خداکندکه آبشخور ما تفاوت چندانی نداشته باشد و یا عینک های مان خیلی دودی و رامبوئی نباشد !!؟ در نهایت متوجه نشدم که تحلیل تاریخی چه ربطی به مسیر ملا گونه دارد ؟ از بس که توهین و تهمت وافترا و فحش شینیده ایم دیگر سیلی زدن شما را نوازش به شمار می آوریم در بردباری ما شک نکنید اما امید که پا را از جاده عفت و صداقت بیرون نگذارید !!؟ سبز سبز باشید ………….. یاحق