به یاد چهلمین روز آن یار سفر کرده

مدبریت ۱۲:۲۵ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش

به یاد  چهلمین روز آن یار سفر کردهمراسم چهلم درقم

روز جمعه مورخ ۲۰ /۱۲ /۱۳۸۹ چهلمین روز در گذشت حجه الاسلام والمسلمین حاج آقای محقق بود . محققی که چهره ی آشنا و لب خندانش را بیش از چهل روز است که ندیدیم .مردی  که  دنیایی از مهربانی  عطوفت انسانیت و خدمت به خلق خدا را در کار نامه خود داشت و ما از لطف آن  یار سفر کرده محروم شدیم. چقدر سخت است تصور ندیدن او  وچه قدر دشوار است زندگی بدون حاجی اقای محقق .

دخترم  برسری بابا یزرگش

 کاش ما مثل دختر کوچکم  حمیده می بودم  با دنیای کودکانه تفکر دیدن  حاجی را در سرمی داشتیم  . روزی من تابلوی تسلیت همکاران ام را که برایم آورده بود ازدیوار پایین می اوردم حمیده گفت بابا این تابلو را وقتی که بابابزرگ آمد و دوباره فوت کرد دوباره به دیوار میزنی ؟ من جواب برای گفتن نداشتم سکوت کردم حیفم آمد که این تصویر زیبا یی را که از مرگ داشت  بشکنم . گفتم آری عزیزم . حاجی ما که آمد دوباره فوت کرد دوبار همین تابلو به دیوار می زنم . یک لحظه غبطه خوردم  و گفتم کاش من هم کودک می بودم  و در آرزوی دیدن پدر و حاجی می ماندم . و مثل حالا غم ندیدن او بر شانه هایم سنگینی نمی کرد. محقق رفت . مردی که همه زندگی اش را فدای فدا کاریهایش کرد . آن مرد خدایی که نمونه بارز تقوا و عطوفت انسانی بود . آن مرد مهربان دقیقا چهل روز پیش دل از این دار فانی کند و به سوی معبودخویش شتافت .

مراسم چهلمین روز در گذشت حاجی محقق در قم

 حاجی ما در این اواخر در یک  دو راهی قرار گرفته بود که بسیار آزارش می داد . یا باید دل از این دوستان بر می داشت  بسوی  معبود خود و به دیدار پدر مادر و… میرفت  . یا اینکه محبت این دنیا  و ما فیها را  انتخاب کند بماند . ولی گو اینکه برای دیدن معبود و عزیزانش بسیار کم حوصله شده بود . فراق آنها سخت حاجی ما را آزار می داد . این را در روزهای اخر عمرش در بستر بیمارستان در سیمای نازنین اش مشاهده می کردیم.  مادر ، پدر ، برادر  و دایی  که بسیار دوست شان داشت با شوق  منتظرش هستند  . دل حاجی ما را نیز این محبت ها ربوده بود و بی تابی می کرد برای عزیزان که سالها است ندیده بودند ولی آنها خوشحال منتظرش هستند و به انتظارش نشسته اند.  شوق دیدار معبود و عزیزان بر دنیای کذایی  غلبه کرد  و چنان بی صبرانه پرواز کرد  که بسیار ی از  دوستان به خدا حافظی اش  هم  نرسیدند و برفت .

حجه الاسلام والمسلمین حاج اقای علیزاده

مراسم چهلمین روز حاجی ما دقیقا مثل بقیه مراسمش با شکوه برگزار شد. دوستان از راه دور  و نزدیک در مسجد نو  گرد هم آمده بودند، ضمن ختم قران و فاتحه خوانی به پای صحبت های یکی از دوستان حاجی که در زمان حیات شان بسیار دوست شان داشت نشستند . جناب حجه الاسلام والمسلمین اقای علی زاده را می گویم . آقای علیزاده که خوشبختانه هم دوست حاجی ما بود و هم سخنران این محفل . مردی که خود در کسوت روحانی نمونه است . عالمی که هم علمش را دارد و هم  عملش را و مایه افتخار دوستانش . بی تردید یکی از فضلا ء  این مرز و بوم است. او که از بسیاری جهات  از دوست خودش (حاجی ما) کمی ندارد .  آقای علی زاده صحبت هایش را در مورد موقعیت جایگاه  عالم دینی ، در جامعه دینی و فضلیت آن آغاز نمود  و زیبا سخن گفت :  

ایشان فرمود : مجلس در باره چهلمین روز درگذشت یک عالم  عامل ، عبد صالح ، جلیل القدر و ربانی  مرحوم حجه الاسلام والمسلین حاج آقای محقق برگزار شده است . سخن گفتن در چنین مجلسی که بزرگان و اساتید حضور دارند متناسب با شان مجلس باشد  کاری است بس دشوار. چون  دستور فرموده اند لحظات اندک که مزاهم شما هستم  مطالب کوتاه متناسب با حال و هوای مجلس  را خدمت شما سروران گرامی به عرض می رسانم   .

مراسم چهلمین روزدر گذشت حاج اقای محقق درقم

 ابتدا  در باره موقعیت جایگاه عالم دینی در یک جامعه دینی می خواهم سخن بگویم  . سپس در یک بحث تطبیقی سلوک و رفتار  و نظام رفتاری  عزیز از دست رفته و عالم ربانی  حجه الاسلام والامسلمین  حاج اقای محقق را  میخواهم محک بزنم  که  تاچه اندازه ایشان  به مصابه یک عالم دینی سلوک یک عالم دینی را در زندگی شخصی خودش تطبیق نموده اند . آقای علیزاده با توجه به آیات و روایات مطرح شده  در موضوع  ، مطالب مبسوط را ارائه کرد  .

در فراز دوم از سخنانش در مورد حجه الاسلام والمسلمین حا

691بازدید

کامنت بسته شده است.