بیانیه مجمع فرهنگی علماء و طلاب جاغوری به مناسبت سالروز شهادت شهید مزاری

مدبریت ۷:۱۴ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
بیانیه مجمع فرهنگی علماء و طلاب جاغوری به مناسبت سالروز شهادت شهید مزاری

باسم رب الشهداء والصدقین

وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ

در هجدهمین سالگرد شهادت ألمناک، اما افتخارآمیز بزرگ مصلح اجتماعی و  رهبر شهید حضرت حجه الاسلام و المسلمین استاد عبدالعلی مزاری و یاران با وفایش قرار داریم. روحانی آگاه و دردمندی که معادلات قدرت و روابط غیر عادلانة «فرادستی و فرودستی» حاکم بر مناسبات سیاسی-اجتماعی افغانستان را به چالش کشید و در مقابل، مقدس‌ترین مفاهیم دینی و انسانی همچون «عدالت»،  «آزادی» «برابری» و «برادری» را، به‌صورت جدی در آن سرزمین مطرح نمود. فریاد عدالتخواهی او بغض فروخفته و متراکم یک تاریخ سکوت و ستم را در هم شکست و ستمدیدگان این سرزمین، بخصوص ملت قهرمان هزاره را به بازخوانی و باز اندیشی فراخواند و بدینسان امیدواری و اعتماد به نفس را به‌مثابة اصلی‌ترین سرمایة فردی و اجتماعی، در ذهنیت آحاد ملت زنده کرد و ریشه‌های نا امیدی و ضعف انگاری را به‌مثابة بزرگترین بلای فکری و اجتماعی، برای همیشه خشکاند. او این ذهنیت را که هزاره‌ها شأنیت و توان حاکمیت بر سرنوشت خویش را ندارند، فرآوردة روابط نا عادلانة سیاسی- اجتماعی حاکم بر مناسبات تاریخی کشور می‌دانست و با شهامت و صلابت بی‌نظیر آن را از ذهن همگان محو کرد و در عوض ناب‌ترین گفتمان دینی و انسانی، یعنی برابری و عدالت اجتماعی را به صورت برگشت‌ناپذیر در افغانستان مطرح ساخت. چیزی که یار و هم‌سنگر دیرین او ستر جنرال شهید ابوذر غزنوی همواره بر آن تأکید داشت و می‌گفت«ما افتخار می‌کنیم که پرچمدار عدالت اجتماعی در افغانستان هستیم».
درواقع، شکوفا شدن خودباوری و خوداندیشی بزرگترین ره‌آورد رهبر شهید برای محرومین افغانستان بود که به هویت‌یابی ستمدیدگان این سرزمین، مخصوصاً ملت مظلوم و قهرمان هزاره، منجر شد. این ره‌آورد، همان چیزی بود که رهبر شهید تمام عمر برای آن مجاهدت و تلاش نمود و از این نگاه بزرگترین آرزو و آرمان خویش را تحقق یافته می‌دید. بدون هیچ‌گونه اغراق، رهبر شهید و مقاوت عدالت‌خواهانة او در غرب کابل، رفیع‌ترین قلة تاریخ کشور ما است که از فراز آن هم می‌توان قرن‌ها محرومیت و ستم‌های غیر انسانی روا رفته بر اقلیت‌های محروم، بخصوص ملت مظلوم هزاره را درک کرد و هم‌ می‌توان افق‌های روشن و پیروزی‌های پی در پی آینده مردم خویش را شهود کرد. رهبر شهید، با جسارت و صلابت تاریخی خویش، ساختار انحصاری و فاشیستی حاکم بر افغانستان را در هم کوبید و مردم مظلوم اما قهرمان هزاره و دیگر اقلیت‌های ستمدیده را وارد قلمرو قدرت و سیاست کرد. او به دولت به مثابة بستر نظام حقوقی-سیاسی که در آن اشتراک زندگی یک ملت عینیت می‌یابد می‌نگریست و با جرأت و هیبت مقاومت ناپذیر، می‌گفت «ما عاشق قیافه هیچکس نیستیم سه چیزدر این مملکت در آینده می‌خواهیم یکی رسمیت مذهب ما، دیگر اینکه تشکیلات گذشته ظالمانه بوده باید تغییر کند. سوم اینکه شیعه در تصمیم گیری شریک باشد». بر هیچ‌کس قابل کتمان نیست که در اثر صلابت و پایمردی رهبر شهید، هویت مذهبی ما به رسمیت شناخته شده و فرهنگ سیاسی و اجتماعی، نیز دچار تغییرات ژرف و عمیقی گشته و از حالت بسته و انفعالی به فرهنگ فعال و مشارکت‌جو تغییر یافته است.
گره خوردن اندیشه‌های شهید مزاری با دینی‌ترین و انسانی‌ترین مقوله‌ها همچون عدالت، برابری، برادری و آزادی، او را جاودانه و شایسته رهبری ملی ساخته است. از این‌رو، شناخت و تجلیل از شخصیت شخیص رهبر شهید و پایبندی به اهداف و آرمان‌های بلند الهی و ملی او، وظیفة دینی و ملی آحاد ملت مسلمان افغانستان، بخصوص مردم هزاره به‌حساب می‌آید. اینک در هجدهمین سالیاد آن فرزانة شهید و یاران غیورش، مردم قهرمان خود را، به بازخوانی مجدد خویش و توجه عمیق نسبت به مسولیت سنگینی که در قبال اهداف و آرمان‌های بلند رهبر شهید و تحولات بس سترگ و سرنوشت‌سازی که در پیش‌رو دارند فرا می‌خوانیم و در همین راستا بیان نکاتی چند را ضروری می‌دانیم.
۱- توجه به ‌ابعاد شخصیتی و ظرفیت‌های فکری رهبر شهید
بدون تردید، رهبر شهید همانند سایر مصلحان بزرگ اجتماعی از توانمندی‌های بس شگرف و ظرفیت‌های ذهنی و شخصیتی وسیع برخوردار است. تقوی و پارسایی،‎ علمیت و فرزانگی، غیرت و بلند نظری، مجاهدت و ازخود گذشتگی، صداقت و عدالت‌خواهی از مهمترین ویژگی‌های رهبر شهید است که دوست و دشمن به آن اعتراف دارند. همین ویژگی‌های ممتاز رهبر شهید است که از او یک رهبر سیاسی و اجتماعی کاملا مشروع و محبوب برای همة ستمدیدگان و عدالت خواهان افغانستان ساخته است. مزاری حصارهای تنگ رهبری حزبی و قومی را درهم شکست و به حیث رهبر همة عدالت‌خواهان افغانستان چهره بست. با توجه به ظرفیت وسیع شخصیت رهبر شهید، رهروان آگاه و دردمند او باید توجه داشته باشند که، موضع گیری‌هایشان واقع‌بینانه و متناسب با اوضاع افغانستان و جهان و سازگار با آرمان‌ها و اهداف بلند شهید مزاری باشد. محصور کردن شهید مزاری در چارچوب تنگ تفکر قومی و حزبی و دامن زدن به تعصبات نژادی و مذهبی، جز آب در آسیاب دشمن ریختن، نتیجة دیگری نخواهد داشت.
۲- تلاش برای وحدت ملی بر مبنای برابری و عدالت اجتماعی
رهبر شهید، نه تنها موفق شد با تشکیل حزب وحدت اسلامی افغانستان گروه‌های متخاصم شیعی را متحد سازد، بلکه در جهت تأمین وحدت ملی و از بین بردن خصومت‌های مذهبی، قومی و لسانی نیز گام‌های تاریخی و بسیار بلندی برداشت. او نه فقط پرچمدار عدالت‌خواهی، بلکه پیشوا و بزرگ منادی برابری و برادری و وحدت ملی نیز بود. در شرایط کنونی که برخی از کشورهای خارجی و عناصر وابستة آن‌ها در داخل به تعصبات نژادی، مذهبی و زبانی، دامن می‌زنند، نخبگان و دولت‌مردان بیش از همه مسولیت دارند تا در راستای تعمیق و گسترش هرچه بیشتر وحدت ملی و جلوگیری از اقداماتی که به تخریب وحدت ملی منجر می‌گردد تلاش نمایند. امیدواریم دولتمردان با درک این واقعیت که حاکمیت دوبارة تفکر قومی و فاشیستی در افغانستان قابل تکرار نیست، بجای فرافکنی‌های سیاسی، حقیقتاً به فکر اجرای قانون اساسی و وحدت ملی بر پایة برابری، برادری و عدالت‌اجتماعی باشند.
۳ -انکشاف متوازن ملی بر مبنای عدالت اجتماعی
همان‌گونه که قانون اساسی افغانستان تاکید دارد «دولت مکلف به ایجاد جامعه مرفه و مترقی بر اساس عدالت اجتماعی، حفظ کرامت انسانی، حمایت از حقوق مردم، برابری بین همة اقوام وقبایل و انکشاف متوازن در همة مناطق کشور شده است» در شرایط کنونی، اصل انکشاف متوازن ملی بر اساس عدالت‌ اجتماعی، از محوری ترین نیازهای است که باید به درستی و در کمال صداقت به مرحلة اجرا گذاشته شود. متأسفانه تاکنون، میلیاردها دلار کمک های بین المللی که برای کل افغانستان منظور شده است اولاً، توسط مافیای قدرت حیف ومیل شده؛ ثانیاً ظالمانه و برخلاف مصالح ملی، در جهت مقابل عدالت اجتماعی وتوسعة متوازن ملی هدایت شده است. هزارستان که محروم‌ترین منطقة کشور به ‌حساب می‌آید و مردم آن بیشترین سهم را در افتخارات ملی و حمایت از دولت مرکزی داشته است، بی‌بهره‌ترین منطقه‌ای است که اساسا جایگاه شان در طرح مدیریت انکشافی و توسعه‌ کشور کاملا مفقود است. این درحالی است که هزارستان هیچ‌گونه مشکل و مانعی امنیتی برای راه اندازی و اجرای پروژه‌های انکشافی ندارد. دولت باید در قبال این مسأله پاسخگو باشد که چرا پروژه‌های عمرانی یکسره به مناطق جنوبی که نا امن‌ترین مناطق کشور به حساب می‌آید و مردم آن کمترین همکاری را با دولت مرکزی ندارند سوق داده می‌شود. رهروان شهید مزاری، بخصوص نمایندگان اقلیت‌های محروم در پارلمان باید حقوق خود را به صورت جدی از دولت و مجامع بین المللی مطالبه نمایند. زیرا همان‌گونه که رهبر شهید، به خوبی درک کرده بود، در افغانستان «حق گرفتنی است نه دادنی».
۴-اصلاحات اداری بر مبنای عدالت اجتماعی
درحالیکه انتظار می‌رفت براساس قانون اساسی و اقتضای عدالت اجتماعی،‌ اصلاحات اداری در رأس کار دولت قرار گیرد و اقلیت‌های محروم، مخصوصاً هزاره‌ها،‌ از این تبعیض نابخشودنی و تاریخی نجات یابند، متأسفانه روند تغییرات اداری نیز مانند پروسة انکشاف ملی بر خلاف عدالت اجتماعی سوق داده می‌شود. به عنوان نمونه، در حالی‌که در دیگر نقاط افغانستان چندین ولایت و ولسوالی جدید منظور شده است، درخواست‌های مکرر مردم هزاره در این خصوص، همواره نادیده گرفته می‌شود. از آن‌جائی‌که اصلاحات اداری بیشترین نقش را در محرومیت زدایی و اشتراک اقلیت‌های محروم در قدرت وامتیازات کلان ملی دارد، از دولت و مجامع جهانی می‌خواهیم که به مطالبات برحق مردم محروم به صورت جدی توجه کنند.
۵- توکل برخدا و باورکردن توانمندی مردم
توکل بر خداوند و باورمندی به توانمندی‌های شگرف انسانی اقلیت‌های محروم از مهمترین استراتژی رهبر شهید و رمز موفقیت او به‌حساب می‌آید. او همواره تأکید داشت که «ما لطف الهی را با چشم سر دیدیم و باید هیچ وقت خدا و قدرت او را فراموش نکنیم» و با توجه به همین باور مندی با قاطعیت می‌گفت که «انشاء الله در آینده کسی شما را حذف کرده نمی‌تواند». اینک که در آستانة تحولات جدی سال ۲۰۱۴ میلادی قرار داریم، به جای ناامیدی و تضعیف روحیة مردم، باید با توکل بر خداوند متعال و باورمندی نسبت به نیروهای انسانی، از تجارب گذشته درس بگیریم و با آمادگی کامل، تهدیدهای پیش‌رو را تبدیل به فرصت کنیم. نخبگان ما باید بدانند که رمز موفقیت در ایمان به خدا و بودن در میان مردم و با مردم است. مقاومت بحق مردم ما در غرب کابل اثبات کرد که عزت رهبران و نخبگان در مردمی بودن و ذلت آن‌ها در بریدن از مردم است. روشن است که مردمی بودن و توجه به حقوق مردم خویش نه تنها هیچ منافاتی با همبستگی و وحدت ملی ندارد، بلکه وحدت ملی بدون توجه به حقوق مردم امکان پذیر نیست.
۶-وحدت وانسجام احزاب و نخبگان شیعه و هزاره
رهبر شهید تنها راه استیفای حقوق اقلیت‌های محروم، ازجمله هزاره ها را توانمندی و قدرت می‌دانست و تأکید داشت که برای توانمند شدن وحدت همة احزاب، نهادها، اصناف و شخصیت های شیعی و پرهیز از هرگونه اختلاف و موضع گیری‌های افراطی و تفرقه انگیز ضروری ولازم است. به‌همین دلیل، در دکتورین سیاسی او، وحدت احزاب شیعی از اصول بنیادین و زیربنائی به حساب می‌آید. حزب وحدت اسلامی افغانستان که از گروه‌ها واشخاص متخاصم شیعی شکل گرفت از ابتکارات و شاهکارهای تاریخی و میراث گران‌بهای رهبر شهید برای مردم ما است، که با سعة صدر و بلند نظری او ویاران صدیقش به وجود آمد. خواست ما از رهبران و بزرگان شیعه و هزاره این است که بجای تکروی و خودخواهی، منافع و سرنوشت مردم خویش را در نظر داشته باشند و بیش از این فرصت سوزی نکنند. رهبران ما باید بدانند که تاریخ هرگز گرفتار آلزایمر و فراموشی نخواهد شد و مردم هرگز سهل انگاری‌ها را نخواهد بخشید. آنانکه مدعی رهروی و میراث داری رهبر شهید هستند باید همواره این فریاد رسای رهبر شهید را به یاد داشته باشند که”من تعهد کرده ام نسبت به سرنوشت شما مردم معامله و خیانت نکنم”. رهبر شهید، لحظة مردم خویش را تنها نگذاشت و در دریای خون وآتش در کنار مردم ماند و در نهایت به‌بزرگترین آرزوی خویش که شهادت در راه حق و در میان مردم بود نایل آمد.
در اخیر یاد و خاطره همه شهدای مقاومت غرب کابل؛ شهید مزاری، شهید ابوذر، شهید اخلاصی، و همه هم‎رزمان و هم‎سنگران شان را گرامی می‎داریم.
بیانیة مجمع فرهنگی علماء و طلاب جاغوری
ضمن معذرت از این که بیانیه کمی دیر منتشر شد؛ علت آن بود که قرار بود  جمعه ۲۵/۱۲/۱۳۹۱٫ همزمان با اجلاس سالانه عمومی مجمع بیانیه منتشر شود اما به دلایلی این اجلاس تاخیر شد.

1,421بازدید

کامنت بسته شده است.