تأملی در جغرافیای تاریخی غور – پشین

مدبریت ۸:۱۴ ب.ظ ۸

             تأملی در جغرافیای تاریخی غور؛ پشین

بخش ­های پیشین این نوشته با عنوان «تأملی در هزارستان شناسی» منتشر شده است که ریشه­ های تاریخی سرزمین هزاره نشین را -برای دست­یابی به حقیقت تاریخی و هویت واقعی هزاره ­ها- بررسی می­ کند. اما نویسنده در ادامه­ ی مسیر به این نتیجه رسیده است که هزاره­ شناسی راه بی­راهه­ ای را پیموده که اضافه کردن واژه­ های جدیدی مانند «هزارستان» این مسیر را با ابهام بیشتری مواجه خواهد کرد. سرزمین  هزاره­ ها در ادوار تاریخی أئیران وئیجه، زابلستان، غور و هزاره جات یاد شده است. واژه­ ی هزارستان جدید است که ریشه تاریخی ندارد. این سرزمین در تاریخ هزاره اخیر به «غور» و «غرجستان» معروف است. به همین دلیل عنوان اصلی نوشته به «تأملی در جغرافیای غور» تغییر نام یافت.

قصد این نوشته معرفی سرزمین­ های هزاره نشین نیست، بلکه تلاشی برای یافتن ریشه­ های تاریخی این سرزمین­ ها و هویت شناسی باشندگان آن است. این قلم در این نوشتار سراغ مناطقی را گرفته است که ارتباط روشن تاریخی با گذشته­ ی تاریخی باشندگان آن دارد. برای آن که بدانیم سرزمین تاریخی «پشین» در کجا واقع شده و پیوست تاریخی به چه تمدن و مردمی دارد؛ نا گزیر، سرزمین «پشی» کنونی را معرفی می­کنم. پیش از همه، دو نکته­ی روش شناسی فهم و رمز گشایی کتاب­های تاریخی – به ویژه دوره­ی اسلامی- را یاد آوری می­کنم؛

 ۱-  به دلیل آن در گذشته حرف­های نوشتاری نقطه نداشته، حرف­هایی که شبیه همند و تنها از روی نقطه شناخته می­شوند؛ اشتباه می­شده و به همین دلیل نوشته­های قدیمی دارای چند احتمال ذکر شده است.

۲ – با تسلط عرب­ ها و عربی نویس­ ها؛ بسیاری از واژه­ های دری، که دارای حروفی بوده­ اند که در زبان عربی نیست؛ آن را به گویش و تلفظ عربی آن نوشته­ اند؛ مثلا حرف «پ» را «ب»؛ حرف «چ» را «ج»؛ حرف «گ» را «ج» و حرف «ژ» را «ز» نوشته­ اند. مثلا: منظقه ­ی «پشین» تاریخی را «بشین»؛ منطقه­ ی «پُشت» را «بُست»؛ نام «کی­ پشین» را «کی­ بشین»؛ و…. نوشته ­اند. بدون توجه به این نکات ریز و ظریف نمی­توان حقایق تاریخی را فهم و کشف کرد.

معرفی مختصری از منطقه­ ی کنونی پشین:

این منطقه در اصطلاح مردم محلی به صورت «پشی» گفته و نوشته می­شود؛ اما به استنباط من، این منطقه، نام تاریخی ولایت «پشین» تاریخی را در خود محفوظ داشته و بخش کوچک شده­ی همان ولایت «پشین» و یا به تعبیر عربی نویسان، «بشین » است. مردم این منطقه از نظر قومی، از قوم جاغوری و در کل، زیر مجموعه­ی قوم «دای میرکشه» هستند اما از نظر اداری، مربوظ به ولسوالی «مالستان» است.

حدود جغرافیایی این منطقه در نوشته­ی یکی از اهالی آن چنین آمده است: «منطقه “پشی” از سمت مشرق از سلسله کوه­هـای چهل بـاغتوی پشی و چهل بـاغتوی اوقی، مشرف به قریه­ی چهل دختران المیتو و دهن دوره از توابع ولسوای جاغوری، و از سمت شمال ازسلسله کوه­های مرآدینه و زردگ مربوطه ولسوالی مالستان، و پییگ ازتـوابع ورازگان خاص، و از غرب متصل به منطقه شیرداغ، چوره، سلسله کوه­های جاغ، خیرو؛ ازتوابع ولسوای مالستان. ازسمت جنوب امتداد پیدا می­کند به دره رودبار غوغه، ایچه و سلسله کوه­های مرتفع آن از توابع ولسوای جاغوری. منطقه”پشی” از نظرتشکیلات اداری در زمان­های قبل مربوط به مرکز جاغوری بوده، ولی در تشکیلات اخیر حکومت ظاهر شاه، از نظر بست اداری، مربوط بـه ولسوای مـالستان گردیده است. مرکز”پشی”(جاکه) تا مرکز ولسوای مالستان(مرادینه) ۳۰ کیلو متر فاصله دارد، و از مرکز ولسوالی جاغوری (سنگ­ماشه) ۳۹ کیلو متر فاصله دارد.  منطقه “پشی” در نقشه به شکل  ذوذ نقه مانند واقع شده است، کـه طـول آن تقریباً ۵۵ کیلو متر می­باشد.»

پشین/ بشین/ابشین/ افشین/ نشین/ بشیر/ پشی

این کلمه در متون تاریخی به صورت­های گوناگون ثبت شده است. به دلیل همان مشکل بی نقطق بودن حرف­ها و نیز عربی نویسی نویسندگان آن روزگار، واژه­ی «پشین»، «بشین»  ثبت شده است.

در متون تاریخی، دو ولایت برای غرجستان ذکر شده، یکی سورمین و دیگری «بشین». به دلیل این که آن زمان حروف نقطه نداشته­اند و نیز به دلیل آن که صنعت چاپ گسترش نداشته؛ واژه­های بسیاری با این مشکل موجه شده است.

در باره­ی املای درست  «پشین» یا «بشین»، با همه­ی اختلافاتی که ذکر شده، یک نکته روشن است و آن غرجستانی بودن و هزاره نشین بودن آن است. این نکته از آن جهت ذکر شد که در صحبت­های شفاهی، دوستانی، پشین تاریخی را با منطقه­ی «پیشین» اشتباه می­گرفته و بر من خرده می­گرفتند. آقای عبدالحی حبیبی در حاشه­ی کتاب ارزشمند ظبقات ناصری، اختلاف املایی این کلمه را یاد آور شده است: «مخفى نماند: که در نسخه مطبوع مسالک الممالک اصطخرى (لی

942بازدید

۸ دیدگاه »

  1. علی جوزا ۵, ۱۳۸۹ در ۴:۴۷ ب.ظ -

    چهارشنبه ۵ خرداد۱۳۸۹ ساعت: ۱۶:۴۷

    سلام دوست خوبم
    به روزم
    و منتظر نظرات ارزشمند شما

  2. باقری جوزا ۵, ۱۳۸۹ در ۸:۲۲ ب.ظ -

    چهارشنبه ۵ خرداد۱۳۸۹ ساعت: ۲۰:۲۲

    ما مثل بچّه ای هستیم که پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می کنند . بچّه جلب ویترین مغازه ها می شود و دست پدر را رها می کند و در بازار گم می شود و وقتی متوجّه می شود که دیگر پدر را نمی بیند ، گمان می کند پدرش گم شده است ، در حالی که در واقع خودش گم شده است .

    انبیاء و اولیاء پدران خلقند و دست خلایق را می گیرند تا آنها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند . غالب خلایق جلب متاعهای دنیا شده اند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنیا گم شده اند . امام زمــــان ( ع ) گم و غائب نشده است ، ما گم و محجـــوب گشته ایم .
    گفتاری از حاج میرزا اسماعیل دولابی

  3. یک دوست جوزا ۵, ۱۳۸۹ در ۸:۲۶ ب.ظ -

    چهارشنبه ۵ خرداد۱۳۸۹ ساعت: ۲۰:۲۶

    باسلام خدمت اقای محمدی از انتشار مطلب شما تشکر می شود اما قلم متنی شان خیلی بد است وقابل خواندن نیست امید است که دوباره ان را اصلاح کنید برای تان آرزوی موفقیت وبهروزی دارم

  4. دوست دیگر جوزا ۶, ۱۳۸۹ در ۷:۵۷ ق.ظ -

    پنجشنبه ۶ خرداد۱۳۸۹ ساعت: ۷:۵۷

    با سلام اقای محمدی تشکر بی کران از زحمات قابل قدر شما . امید است که دوستان بطور منسجم در این باره بحث نماید و گرهی واقعیت های منطقه را باز نماید امید که تحلیل های مثبت درین ارتباط از طرف اگاهان عزیز ما اراه گردد. تشکر

  5. میر احمد لومانی جوزا ۶, ۱۳۸۹ در ۱:۰۴ ب.ظ -

    پنجشنبه ۶ خرداد۱۳۸۹ ساعت: ۱۳:۴

    جناب محمدی عزیز سلام ! باور مند هستم که ، باز شناسی اصالت مان ، گره گشا خیلی از معما ها خواهد بود . شما و استاد بزرگوار جناب کیانی ، دارید کار ارزشمندی را به انجام میرسانید . ممنون از زحمات تان . موفق باشید .
    به امید غنامندی و طول عمر برای تان !
    نه میدانم که چرا جاغوری یک، با مقالات ارزش مند جناب کیانی مزین نه میشود !

  6. محمدی جوزا ۶, ۱۳۸۹ در ۱۱:۳۸ ب.ظ -

    پنجشنبه ۶ خرداد۱۳۸۹ ساعت: ۲۳:۳۸

    سلام دوستان عزیز و ارجمند؛ به ویژه آقای لومانی! از لطف تان ممنون!
    حقیقت آن است در هزاره شناسی کار جدی و علمی کمتر صورت گرفته که تا حد زیادی از جامعه ستم زده انتظاری نبوده است؛ اما هزاره شناسی با خط دهی روس ها و انگریز ها را انحرافی طی کرده است. از سوی دیگر نویسندگان بومی و به ویژه هزاره ها از حد نقل قول ها فرا تر نرفته اند که ما نیاز به تحلیل تاریخ و فرهنگ خود داریم و به اجتهاد و کشف نیاز داریم و نه تقلید صرف نویسندگان؛ به ویژ خارجی هایی که به طور گذری از گودره افغانستان و جامعه هزاره رد شده است.
    بله دوست من! دانشمند ارجمند استاد آریان پور بامیانی پیشتاز نظریه جدیدی است که من و محقق ارجمند آقای کیانی نیز به این نظریه رسیده و ایمان داریم و از اتقان و انسجام کم نظیری برخوردار است. این نظر دلایل و شواهد غیر قابل انکاری دارد که تا جا بیافتد و غبار نظرات غیر تحقیقی انگریزها و روسها فرو نشیند؛ اندکی زمان می برد. نوشته های دیگری نیز از این جنس در راه خواهد بود.

  7. عبدالکریم افضلی جوزا ۷, ۱۳۸۹ در ۵:۵۳ ب.ظ -

    جمعه ۷ خرداد۱۳۸۹ ساعت: ۱۷:۵۳

    سلام آقای محمدی! تحقیق درباره اصالت مان ومنطقه مان واقعا کار با ارزشی است.مردم ما دربهسود از ساکنان اصلی وبومی این منطقه هستند اما کو چیها می گویند:مردم هزاره بهسود هیچ گونه سندی در دست ندارند که نشان دهد این منطقه مربوط آنهاست.این کوچیها که این گونه وحشی گری میکنند, فردا درمورد مناطق دیگر هم چنین ادعای خواهند کرد.آگاهان ومحققین هزاره باید سعی کنند تا هویت اصلی مردم خود را تثبیت نمایند.وقتی هویت تثبیت شد ,دردل مردم غرور ملی ایجاد می گردد.متاسفانه درحال حاضر مردم ما از گزشته تاریخی خود اکثرا بی اطلاع هستند.

  8. محمدی جوزا ۷, ۱۳۸۹ در ۱۰:۴۸ ب.ظ -

    جمعه ۷ خرداد۱۳۸۹ ساعت: ۲۲:۴۸

    سلام دوست گرامی آقای افضلی!
    پشتونها از نسل کوشان هاست که دهه هفتاد میلادی وارد افغانستان وارد شده و در جنوب و پشاور ساکن شده اند.
    هزاره ها به استناد کهن ترین سند مکتوب این سرزمین یعنی ریگ بید و اوستا در زابلستان ساکن بوده اند که شاهان پیشدادی هزاره در بامیان و شاهان کیانی هزاره در بلخ بامی حاکمیت داشته اند. گرشستان و غور و سروستان(بهسود امروزی) و ورازگان و بست و قندهار و کاپیسا و… سرزمین هزار ها است!
    هزاره ها تاریخ و فرهنگ مکتوب حد اقل پنج هزار ساله دارند؛ پشتون با پورته خزانه شان هم سابقه مکتوب فرهنگی دوصد ساله هم ندارند!
    آیا سابقه فرهنگی هزاره ها با سرزمین ریگ بید و اوستا سازگاری دارد؛ یا پشتونها؟
    متأسفانه رهبران هزاره کم سواد و موقعیت نگرند! آرای بهسودی ها به نفع کرزی خریداری شد و امروز کرزی و اتمر پشت سر طالب و کوچی هستند!
    به زودی هویت واقعی و درخشان هزاره ها با فرکیانی و درفش کاوه ای نمایان خواهد شد! ان شاالله!