تأملی در “هزارستان” شناسی – بخش نخست

محمدی شاری ۱۱:۱۶ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
تأملی در “هزارستان” شناسی – بخش نخست

تأملی در “هزارستان” شناسی – بخش نخست

اهمیت و ضرورت پژوهش :

پیش تر ها که سواد در دراختیار طبقه های خاصی بوده و گسترش همگانی نداشته است. از سوی دیگر ضرورت ثبت نام شهر ها و قریه ها درک نمی شده است. چون آن زمان مردم همه چیز را می دانستند و فکر می کردند تا قاف قیامت این آگاهی پایدار خواهد ماند. بی خبر از آن که زندگی انسان ها پویا است و همواره در حال تغییر. من مطلبی در مورد زادگاهم نوشتم و اطلاعاتی دادم که آقایی نظر داده بود؛ بی کاری بد دریه و این مطالب بیهوده را نوشته ای! یعنی ضرورت ثبت فرهنگ، فولکلور، اطلاعات منطقه ای و… را به در ستی درک نمی کنیم! چون امروز این ها را می دانیم؛ فکر می کنیم تا همیشه چنین خواهد ماند! اگر زایر چینی “هیوانگ تسنگ” به زیارت بودا در بامیان نیامده بود همان اطلاعات روز مره را او ننوشته بود امروز بخش مهمی از تاریخ ملت ما نابود شده بود. اگر علامه کاتب هزاره به دستور عبدالرحمان خان همان اطلاعات روز مره را ثبت نمی کرد؛ امروزه ما بخش مهمی از تاریخ و هویت خود را از دست می دادیم!

نام بسیاری از مناطق هزارستان از ریشه های تاریخی این مردم اصیل و با فرهنگ کهن و باستانی روایت می کند! من و عده ای از دوستان عقیده­ی مشترکی در مورد منشاء نژادی مردم شریف هزاره داریم که با پارادایم حاکم در این زمینه متفاوت است و از پشتوانه­ی علمی قوی بر خوردار است. این نوشته در حقیقت مقدمه ای است برای طرح این تیوری و این نظریه را باور پذیرتر خواهد کرد!

مقدمه:

اسم ها علمند. نام ها – معمولا- بیان گر هویت مسمای خودند. اسم مناطق، نشان هویت تاریخی مردمانی اند که در آن سرزمین ها می زیسته اند. دقت در نام ها، حفظ و حراست آن از تحریف و یا دستبردهای ناآگاهانه، بخشی از هویت تاریخی و مؤلفه روان شناختی اجتماعی را بیمه و به نسل های آینده منتقل خواهد کرد. قصبه های هزارستان، قصه­ی پر غصه ای دارد. متأسفانه از جور روزگار، در موردنام های مناطق هزارستان، دقت تاریخی و ریشه یابی صورت نگرفته است، چنان که در خاستگاه نژادی، فولکلور، زبان و فرهنگ آن کمترین تلاشی صورت گرفته است. یکی از مؤلفه های این عدم توجه و دقت، عدم اعتماد به “خودیت” و یا فقدان خود باوری است. این عدم خودباوری، از جمله در کتابت اسامی مناطق، کاملا مشهود است. خط نویسان، هنگام کتابت این نام ها، تلاش دارند، آن را به گونه ای، با ادبیات معیار امروز دری، هماهنگ کنند. نام بیسیاری از قریه ها، ریشه دری دارد که اکنون در زبان امروز تداول ندارد و یا منقرض شده است. گاهی هم ریشه­ی ترکی، مغولی و …دارد که به دلیل ورود آنان به اقلیم باستانی هزاره ها و داد و ستد زبانی رخ داده است. این گونه خود فراموشی، باعث شده که بسیاری از نام های مناطق، که بیان گر هویت تاریخی و زبانی ما است، تحریف ادب گرایانه ی بی ریشه گردد. در این فرصت به چند نمونه این بی دقتی، نا آگاهی از ریشه­ی واژه ها و تحریف ادب گرایانه­ی هویت سوز- که بخشی از هویت و تاریخ ما را روشن خواهد کرد- می پردازم؛

غرجستان:

مورخان شهیر کشور ما؛ عبدالحی حبیبی و غلام محمدغبار معتقدند که این کلمه ریشه­ی پشتو دارد. آنان به وجود واژه «غر» به معنای کوه در زبان پشتو استدلال می کنند:

«کلمه غور و یا غریک، لغت پختانه بوده و تا امروز در زبان پشتو مستعمل و موجود است. تحریفات و تبدیلات این کلمه به مرور زمان، غرج،غرچ و غرش شده و در دوره­ی اسلام مشهور به غرجستان گردید. اسم طایفه­ی بزرگ پختانه« غلجایی و غلزایی» نیز منسوب به همان ولایت غرچ یا غور است که بعضی از مورخین آن ها رابه نام خلجی و یا خلج یاد کرده اند. با کل حال، اسم غور که محرف غرو است، و غرو در پختانه جمع غر (کوه) و به معنای کوه ها و کوهستان می باشد؛ منسب تریناسی است که در مورد این ولایت کوهستانی اطلاق گردیده است.»(غبار،۱۳۶۸،ص۱۷۳)

شاید نشود آقای غبار را به سوء نیت متهم کرد چون به شواهد دم دست بسنده کرده و انگیزه ملیت گرایی راه تحقیق بیشتر را سد کرده است. از این نظر که محققی مانند او نباید به شواهد راحت بسنده کند؛ بدون تردید اشتباه کرده است. آقای غبار دو فصل پیش از این در مورد ریشه یابی کلمه غرجستان، می گوید:

«…و به عقیده­ی توماشک، از کلمه­ی غر-گر(کوه) از زبان باکتری قدیم مشتق شده است و پختانه ها تا هنوز کوه را «غر» گویند، مثلا سپین غر(کوه سفید)، تور غر(کوه سیاه)، و غیره، کلمات غرچ، غرج و غرش مأخوذ از همان کلمه «غر» است.»(همان،ص۱۴۱)

واژه­ی «گر»، «گئیری»، «گری» و….اویستایی اند. تردیدی نیست زبان دری و به ویژه آینه تمام نمای دری قدیم یعنی «هزارگی»_ به گفته متخصصان این زبان مانند داکتر نجیب مایل هروی- وارث اصلی زبان اویستایی است و که بسیاری از واژه های اویستایی در زبان کنونی هزاره ها زنده است. این واژه با مشتقات خودس از اسلام و نفوذ خط و زبان عربی به دلیل آن زبان عرب حرف «گ» ندارد به جای آن از حرف «غ» استفاده می کردند و نویسندگان دری زبان برای تنوع و هنجار شکنی و به رخ کشیدن سواد عربی خود این واژه ها به گونه­ی عربی ان می نگاشته اند؛ « غرج، غرش، غرجستان و… زبان پشتو به دلیل فقدان پیشینه­ی نوشتاری این کلمه را پسان ها از معرب آن استفاده کرده اند و کرنا می کنند که این کلمه پشتو است، در صورتی همین حالا نیز گونه اویستایی این واژه در هزاستان استفاده می شود. به ریشه­ی اصلی کلمه دقت فرمایید؛

«گر»: « این، اویستایی است. در یسنا۲، فقره ۱۴، یسنا۳، فقره۱۶ و غیر آن آمده. در دوسیروزه کوچک و بزرگ فقره ۲۸ زمین ایزد نیک کنش و کوه او شیدرن و همه کوه ها رفاهیت راستی بخشنده و فر کیانی فردا آفریده یک جا ذکر شده است. در این هشت فقره کلمه «گری» (=گیُیرری در اویستا) از برای کوه استعمال شده است، که در پهلوی «گر» گویند…. درفارسی کیومرث را نیز گرشاه یعنی پادشاه کوه نامند. »(پور داوود،یشت ها،ج۲،ص۳۰۸)

«گیرو»: گیرو، به معنای طرف سایه رخ کوه در زبان مردم هزاره رایج است که همخوانی با گویش اویستایی آن«گیُیری» دارد. اگر چه آقای حاج کاظم یزدانی آن را پهلوی دانسته گونه متأخر تر است و شما دیدید که با گونه اویستایی همخوانی بیشتری دارد.

«ناوه گری»: در ولسوالی جاغوری دره­ی بزرگی به نام «ناوه گری» وجود دارد که اطراف آن را کوه های بلندی در بر گرفته است. افزون بر این، «گری» نام یکی از طایفه های چهار گانه­ی جاغوری است که در ناوه­ی گری بود و باش دارند. نام یک دسته­ی قوم جاغوری و جای زندگی شان، دلیل روشنی بر این مطلب است، که این کلمه ریشه اویستایی دارد و سند اصالت تاریخی باشندگان هزارستان یعنی مردم هزاره است. «گری» همان «گیُیری» اویستایی است که تقریبا به همان گویش اویستایی در جاغوری تلفظ می شود. در زبان پشتو معرب و دیگردیسی این واژه استفاده می شود که اصالت خود را از دست داده است.
این نکته را باید متذکر شوم که در ادبیات و محاوره ای دری، حرف “غین” –معجمه- گاهی بدل به “گاف” می شود مثل “آغوش” که بدل به “آگوش” در “بیهقی” و … آمده و هم چنین بالعکس. همچنین، در فرهنگ عمید و برهان، در ذیل کلمه شار، نوشته اند، “پادشاه گرجستان باشد” که غرجستان و گرجستان به فتح “جیم” است و نه به ضم آن، که عده ای آن را با کشور “گرجستان” (با زبر جیم) اشتباه گرفته و غلط دانسته اند.

بخش دوم

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۹/۰۶ساعت ۲۳:۱۲ توسط

7بازدید

کامنت بسته شده است.