تا چه حد حقیقت است؟

عزیزالله جاغوری ۸:۲۴ ب.ظ ۳
تا چه حد حقیقت است؟

تا چه حد حقیقت است؟FB_IMG_1516306846414چ
عزیزان انگوری که در جریان کار هستند یا هم اطلاع کافی ومتقن دارد لطفا این متن را مورد عنایت قرار بدهید .
میگوید:بنا است بند آب درقسمت دشت خاکریزانگوری ناوه گری بنام قول گولی (گلی) ساخته شود ودر حقیقت اگر این بنداب به شکل درست اعمار ومورد بهره برداری قرار بگیرد عام مردم منطقه ازین اب استفاده بهینه را خواهد برد.
قرار صحبت راوی :هزینه این سد اب را موئسسه وجامعه جهانی مبلغ هشتاد لگ افغانی به عهده گرفته است که این درنوع خود قابل قدر وستایش است ازکسانی که زحمت کشیدند وزمینه این کارعام المنفعه را در منطقه مساعد ساخته است.
در ضمن گفته میشودارتفاع آب بند مذکور قرار است ۶ متر وعرض شان هم حد اکثر ۸۰ متر یا هم ۱۰۰ متر خواهد بود.
در ضمن نمایندگان وخیرین این بند اب مورد نظر که از مردم محل هستند با وجود مبلغ هنگفت ۸۰ لک افغانی کمک جامعه جهانی /هر شاخ ۱۸ هزار افغانی بالای مردم حواله کرده اند که این خود سوال برانگیز است .
ایا هزینه یک بند اب که تصویر هم گواه این ادعا است چنین مصارف هنگفتی را متحمل میشود؟
در حال که مواد کاراغلب ایرانی ویاهم پاکستانی است وقیمت بند مورد نظر چطور این همه هزینه برداراست؟
امیدوارم کسانی که ازین مورد معلومات کافی دارد نظر شان را ارائه کنند تا حقایق روشن شود زیرا من فقط اکتفا کردم به حرف راوی/امید است که کاسه زیر نیم کاسه نباشد زیرا اگر/ ز باغ رعیت ملک خورد سیبی/برآورند غلامان او درخت از بیخ !

ولی حیدری

قرار عکس که می بینید کار این بند از سه ماه یا شاید بیشتر می شود که آغاز شده است و این عکس مربوط یک ماه پیش است و ازین بند مردم انگوری یا به قول مردم قدیم کسانیکه شریک شاه جوی باشه ازین آب و بند بهره می برند و در حقیقت تنها آنها نه بلکه تمام مردم پایین ناوه می توانند بهره مند شوند و هزینه این بند را نمایندگان شاه جوی به عهده گرفته تا از شریکان جمع و به علاوه کمک دولتی این بند را اعمار کند اینجا یک نفر نه بلکه ده ها نفر است تا حساب و کتاب کند و این افراد از تمام انگوری است پس مطمعینن حق تلفی نمیشود

یوسف جعفریFB_IMG_1516306975740

229بازدید

۳ دیدگاه »

  1. خاموش جدی ۲۸, ۱۳۹۶ در ۸:۵۳ ب.ظ -

    جاغوری! درونشی موره کشت، برونشی عالم ره
    مردم جاغوری ده یک کار بسیارسرشی گرمه
    او کار ایـیه: خانای عصری جور مونن، درشی زندگی نمونن
    خاتو میگرن: تمام دار ونادار خوره مصرف مونن.سیل مونی که ده گوشه …تانای خو زندگی مونن.اوره درد سیل میگره یا دیونه موشه، بیری بیچار فقط نوکر آجی بابی استه
    موتر میخرند: یک دو روز که سوره موشند. کم کم ده اواریز که شد. دگه او ترمیم نموشه، او یامرغانچه موشه یا مستراح. ازی رقم موتر ده پیش خانه آر کس که سیل کنی یکدانه استه
    مهمانیا ره تو سیل کو: کسای ده سر دسترخو میشینه که نه صایب خانه اوره مینخشه. نه او صایب خانه ره اگر صایب خانه پرسان کنی که ای ره آدم ره مینخشی؟ موگه نمینخشوم. فقط ازی خاطر دعوت بود که دکاندار استه
    مجید ومنبر ره تو سیل: کته کته مجید، سیل مونی هیچ عبادت خدا درشی نموشه! او فقط بدرد توی و فاتیا و ده شاو محرم موخره، آزون شام بلده ازیکه مود شده پخش موشه
    خویشی دوستی ازی مردم ره تو سیل کو: موره قد کسی دوستی مونه که دُم ازو یا دُم اولوسوال چنگگ شده یا دُم قومندان
    از بازار و دکانداری ازی مردم: اگر ده دکان ازی مردم بوری بای یک جنس ره پُرسان کنی قد آدم جنگ موفته.امزی خاطره که «اوغو» از روی مردم بازار ره ام میگره‌، آلی بیـیه تو سیل کو. اگر سوزی و میوه یه‌، اگر موتره، اگر رخت وپرچونه، تمام خیل ره که سیل مونی روپی شی ده جیب اوغو موره
    مردم از مو دلشی خوشه که از جاغوری استهِ، ایره بوگیم که از جاغوری بودو افتخار نیه. جاغوری جور کیدو افتخاره! او مردم ایره بوفامید. سیل کید که سیاست آر کس ده سر شوم نچیله، ایره یاد بیگرید.

    ا ع م”خاموش
    ومورخ۱۳۹۶/۱۰/۲۵

  2. خاموش جدی ۲۸, ۱۳۹۶ در ۹:۰۶ ب.ظ -

    چو ایستاده ای دست افتاده گیر

    به ۳۱ خانواده بی بضاعت و نیازمند پاتو مواد خوراکی از طرف حاجی صاحب علی رضا فیاضی توزیع گردید.
    جهان سپاس از محترم حاجی فیاضی و دوستان گرامی ما که همواره دست خیر دارند و آسایش امروز تلخی های دیروز اش را از یاد نبرده اند.
    امید وارم دوستان گرامی ما با راه اندازی و حمایت از یک صندوق تعاونی و خیریه همیشه به یاد فقرا و نیازمندان بوده و از فعالیت های اجتماعی فرهنگی حمایت نمایند.
    اگر به این تصمیم رسیدید مرا نیز یک عضو بپذیرید
    یاهو
    به امید انروز

  3. علی جدی ۲۸, ۱۳۹۶ در ۹:۱۰ ب.ظ -

    دختر شیخ طوی شد :

    هشت لک افغانی شیر بها گرفت ازمن،

    یکدانه موتر فولدر مدل ۲۰۱۳ سر دیدگو گذاشتم،

    ۱۲۰ جفت پراهن گرانبها،
    ِ
    در مجموع شصت سیر گوشت،

    دو خروار چوب بلوج،

    حدودا سه لک افغانی فقط خرج طوی شد. همراه با گله و مصارف دیگر ۲۱ لک افغانی یعنی ۳۰ هزار یورو هزینه کردم تا عروس را بخانه بیاوریم.
    هرچه خسور من گفت برایش خریدم هرچه خسور مادرم گفت گفتم چشم چیزی نگفتم چون نخواستم همسرم ناراحت شود. اما مادرم و پدرم بسیار جگرخون شدند با خسور و خسور مادرم جنگ کردند با آغیل خسورم غالمغال کردند میگفت چرا خرج زیاد گرفتید.

    طوی من گذشت رفیق زندگی ام را بند دلم را جگرگوشه ام را و نور دیدگانم را بخانه آوردم اما ای کاش این ۲۱ لک افغانی را ازمن نمی گرفت من برای اهالی قریه مکتب میساختم.
    هم خدا خوش میشد هم بنده و هم اینکه صدها فرزند غریب درس میخواند و خدمت تاریخی در حق مردم میشد.

    خاطرات یک عزیز تازه داماد از جاغوری :

    آیا وقت آن نرسیده تا برعلیه خرافات، و مصارف گزاف عروسی ایستاد شویم ؟؟
    کاپی ازصفحه: Shahzadeh Ali