تجلیــــــــــل از رهبرشهید مان مزاری بزرگ

مدبریت ۱:۱۹ ق.ظ ۳۱

خوش بخــواب ای آنکه چون تو پاک نیست***شیــــــــر را از مرگ خونین باک نیست. ۱

بابه مزاری

این روزها سالگرد شهادت رهبرشهید مان مزاری بزرگ است همه جا و همه مردم ما در تجلیل از شخصیت بی بدیل رهبر تاریخی شان محافل با شکوه وبی ریای تجلیل وتعظیم برگزار می کنند. ما نیز هفدهمین عروج سرخ و آسمانی ابرمرد تاریخ افغانستان شهیدعدالت اجتماعی و وحدت ملی؛ رهبر شهید مزاری بزرگ را برهمه عدالت خواهان و آزادگان جهان تسلیت می گوییم.

در باب تجلیل از شخصیت بی مانند مزاری بزرگ یک نکته بسیار جالب است و آن اینکه: هرسالی که از شهادت آن مرد آهنین می گذرد یادش در دلهای مردم عاشق و فرزندان صادقش افزوده می شود بگونه ای که برای هیــــــــــــــــج شخصیتی تا کنون اینگونه مراسم تجلیل و تکریم کاملا مردمی وخودجوش بدون هزینه ها و تبلیغات وحمایتهای هدفمند دولتی درگستره بین المللی و در اقصی نقاط جهان برگزار نگردیده است.

در عرصه شعر و ادبیات نیز رهبرشهید از معدود افرادی است که با تمام شعرو ادبیات شاعران افغانستان بخصوص شاعران جوان کشورمان درهم آمیخته است. شما اگر سری به فهرست سایتهای افغانستان بزنید با یک نگاه سطحی متوجه می شوید که بازتاب ایثار و عدالت خواهی مزاری بزرگ تاچه حد گسترده و عمیق هست و این نفوذ و محبوبیت مزاری درعین گذشت زمان همچنان روز افزون است.

کسی تا کنون نتوانسته است تا این حد جایگاه بلند و ویژه درکشور دل و سرزمین احساس شاعران افغانستان تصاحب نماید. سراین معما در کجا نهفته است؟ و عامل عظمت و نفوذ روز افزون مزاری بزرگ درنهانی ترین نهان دل مردم چیست؟

پاسخ این معما را باید در شخصیت استثنایی رهبرشهید جستجو کرد. سرّ اسرار بزرگی مزاری در این است که او ذرات وجود شخصی خویش را ذوب در وجود کلی مردمش کرده بود.

برای هیج کسی پوشیده نیست که مزاری یک پر کاهی نیز برای شخص خودش نمی خواست او هرچه فریاد می کرد برای مردمش بود وهرچه می خواست نیز فقط برای مردم خود می خواست به همین خاطر هرقدر زمان بیشتر می گذرد و افراد وشخصیتهای بیشتر به کره آزمایش می آیند شخصیت یگانه مزاری بزرگتر و خورشید فروزان وجودش تابنده تر می گردد.

به نظر می رسد تجلیل بی مانند مردم ما از پیشوای شهید شان یک پیام روشن وصریح به رهبران،‌ نمایندگان پارلمان و تما کسانی که سنگ مردم را به سینه می زنند دارد و آن اینکه : هیجگاه از مردم فاصله نگیرید. با مردم صادق باشید وبرای مردم خالص تا فوج مردم پشت سرشما محکم و یک دست بایستند و هرگاه ازمردم فاصله گرفتید وبرای خودتان کار کردید مردم نیز شما را به حال خودتان رها خواهد کرد وبلکه شما را به مؤاخذه و محاکمه خواهد کشاند!

 
این یاد داشت کوتاه آنلاینی را با دو شعر از دو شــــاعر بزرگ

 و نامدار کشورمان در سوگ رهبر شهید استاد مزاری نقطه پایان می گذارم:

 

سرش زگـــــردش این چرخ پیر بالابود

زتوش و تاب “شب ســر به زیر” بالابود  

کلام “کوه شکافش” که “سرّ اعظم” داشت

زهــــــــــزم هاضمه های حقیـــــــــر بالابود.

شاعر: سید ابوطالب مظفری  

 

بی توگل سـرخ این چمـــــن را چه کنــــم؟

این مـاده دلان شـــبه زن را، چه کنـــــم؟

ما ومن اگـرچه “سوختــــــیم از غــم تو”

بی تو ای مــــرد! ما ومن را چه کنـــــم؟

شاعر:سید حسین موحد بلخی

 

۱. شعر ابتدای این پُست از “محمد عالم افغانی” است

کلید واژه ها: مزاری، بابه مزاری، رهبر شهید استاد مزاری،سالگرد شهید مزاری  

برچسب‌ها: رهبرشهید, استادشهید مزاری, مردمی ترین رهبرتاریخ, بابه مزاری +;نوشته شده در ;پنجشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت;۱:۱۹ توسط;عبدالله بیدار; |;

2,197بازدید

۳۱ دیدگاه »

  1. نصیر حوت ۱۸, ۱۳۹۰ در ۱۱:۰۳ ق.ظ -

    پنجشنبه ۱۸ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۱۱:۳

    تشکر فراوان جناب بیدار از این یادکرد و احساس بلند و باورمند تان نسبت به شهید مزاری؛ بزرگمردی که زندگی و مبارزه و شهادتش در راه آرمانهای بلند ملی و انسانی و در اعتراض به سیاست هاى نا انسانى حذف و نفی در این سرزمین بود و میگفت: "ما می خواهیم ستم های چندین قرنه بر مردم افغانستان پایان یابد و جامعه ای به وجود آید که در آن از تبعیض، برتری گری، تفاخر و افزونخواهی، خبری نباشد و کلیه مردم افغانستان از هرقوم، نژاد وبا هر رنگ و زبان، برادر و برابر زندگی کنند و حقوق حقهء تمامی ملیت های افغانستان تامین گردیده و آنها بتوانند متناسب با میزان حضور و نقش شان در جهاد چهارده ساله ضدروسی، در تعیین سرنوشت سیاسی شان، سهم بگیرند!"

  2. نصیر حوت ۱۸, ۱۳۹۰ در ۱۱:۰۶ ق.ظ -

    پنجشنبه ۱۸ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۱۱:۶

    تشکر فراوان جناب بیدار از این یادکرد و احساس بلند و باورمند تان نسبت به شهید مزاری؛ بزرگمردی که زندگی و مبارزه و شهادتش در راه آرمانهای بلند ملی و انسانی و در اعتراض به سیاست هاى نا انسانى حذف و نفی در این سرزمین بود و میگفت: "ما می خواهیم ستم های چندین قرنه بر مردم افغانستان پایان یابد و جامعه ای به وجود آید که در آن از تبعیض، برتری گری، تفاخر و افزونخواهی، خبری نباشد و کلیه مردم افغانستان از هرقوم، نژاد وبا هر رنگ و زبان، برادر و برابر زندگی کنند و حقوق حقهء تمامی ملیت های افغانستان تامین گردیده و آنها بتوانند متناسب با میزان حضور و نقش شان در جهاد چهارده ساله ضدروسی، در تعیین سرنوشت سیاسی شان، سهم بگیرند!"

  3. محمدی حوت ۱۸, ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۵ ق.ظ -

    پنجشنبه ۱۸ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۱۱:۲۵

    سلام آقای بیدار. از شعرهای آخر این نوشته شما در نوشته خود استفاده کردم دست شما درد نکند

  4. پویا حوت ۱۹, ۱۳۹۰ در ۷:۲۴ ق.ظ -

    جمعه ۱۹ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۷:۲۴

    سلام به بیدار عزیز و خوانندگان خوب این وبسایت وزین.
    به نظر من ما مردم افغانستان هیچ، که ما مردم هزاره نیز آشنایی خاصی با رهبر شهید نداشته و ایشان را فقط از دیدگاه حزبی-گروهی مبنی بر احزاب دوران جهاد می شناسیم که نگاهی است آلوده و متصل به تبلیغات زهرآگین دشمنان هزاره و مزاری بعد از دوران مذکور!
    بسیاری از ما نه مزاری بزرگ را دیده ایم، نه سخنی از مزاری شنیده ایم و نه هم حتی یک مصاحبه ای از ایشان خوانده ایم و… ولی با این همه در صف طرفداران پروپا قرص ایشان یا مخالفان جدی شان (که از دشمنی ها بحمدالله رو به کمی و زوال است) قرار میگیریم. ما اگر بخود مان زحمت بدهیم یکبار، فقط یکبار برای امتحان کتاب "احیای هویت" که مشتمل بر بعضی از سخنرانی ها و نیز بعضی از مصاحبه های آن سردار مظلوم غرب کابل غریب است، مطالعه کنیم، تا حدی زیادی از لابلای گفته های خود ایشان،‌ به افکاری که داشت، آشنا خواهیم شد.
    در جامعه و جهانی که دارد بسوی عقلانیت و اندیشه گرایی رو به رشد حرکت می‌کند، این کمترین کاری است که می‌توان و باید، برای رسیدن به یک واقعیت مشهور ولی ناشناخته! دست یافت، انجام داد.
    البته روی این سخن با کسانی است که می‌خواهند زندگی عقلانی و اندیشه محور داشته باشند و نه کسانی که می‌خواهند به هر وجهی که شده، همان اندیشه های سابق خویش را که خود ریشه های و منشأ های خاص خود را دارد،‌ نگه داشته و به هر طریق ممکن،‌ به توجیه و تاویل آنها بپردازد!

  5. حبیب الله پویا حوت ۱۹, ۱۳۹۰ در ۷:۲۵ ق.ظ -

    جمعه ۱۹ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۷:۲۵

    من برای اکمال این سخن به نقل کلامی از آن رهبر فرزانه و دلسوز و مظلوم و ناشناخته مان می پردازم، و امیدوارم راهی باشد برای آنهایی که در پی درک واقعیت شخصیت پیچیده و فرو رفته در غبار تیره تبلیغات زهر آگین دشمنان و مخالفان ایشان هستند، مفید واقع شود. قابل توجه اینکه بیشتر این تبلیغات درست بعد از فاجعه دردناک افشار که توسط نیروهای خونخوار حکومت ربانی و مسعود آفریده شده، شدت یافته و بعد از این است که نیروهای وابسته به این حکومت ننگین، برای زدودن ننگی و ذلتی که برای خود خریده بودند، اقدام به فرافکنی های غیر اخلاقی و غیر انسانی کرده و تمام بارمنفی جنگ را متوجه رهبر شهید نمودند و با استفاده از تمام امکانات تبلیغاتی ای که داشتند، از روزنامه ها، هفته نامه ها، رادیو و بخصوص تلویزیون که در آن زمان بعنوان غول رسانه ای در افغانستان و بویژه کابل مطرح بود،. کابلی که حزب وحدت با تمام توانی که بکار می بست فقط میتوانست هفته وار یک هفته نامه نشر کند، شما تصور کنید رادیو و تلویزیون و دهها روزنامه، و… که در اختیار دولت ربانی و مسعود بود،‌ تا چه اندازه می‌تواند موثر بوده و کسانی را خواسته یا نخواسته بدام توطئه دشمنانی افکند که ماسک دوستی به چهره زده و از روی مکر و فریب، شیرین زبانی میکند. از سوی مردم را قتل عام میکنند و از سوی دیگر، مسئولیت های ان را به خود قربانی و قربانیان فاجعه نسبت می دهد! درست همان کاری که معاویه در جنگ صفین در باره شهادت عمار انجام داده و مرگ ایشان را به امام علی و طرفدارانش نسبت داد!!! (این تاریخ کثیف چه تکرار می‌شود)!

  6. پویا حوت ۱۹, ۱۳۹۰ در ۷:۲۶ ق.ظ -

    جمعه ۱۹ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۷:۲۶

    به هر وجهی که بود، تبلیغات تاثیر خودش را داشت و تا کنون آثاری از آن پیداست و تنها راه مقابله با این توطئه گسترده، آشنایی با شهید مزاری از راه ارتباط مستقیم با ایشان و تلاش برای رسیدن به اندیشه ها و افکاری است که از ایشان به صورت سخنرانی و مصاحبه بجا مانده است. و همه میدانیم مزاری چه آدم رک و راستی بوده و بدون هیچ ملاحظه ای نظرش را در مخالفت با کسی یا موافقت با کسی، اظهار می داشته و از این بایت دچار هیچ ترس و ملاحظه کاری نشده است. ایشان (بعد از اینکه توسط دولت وقت و شماری از فریب خوردگان درون حزبی متهم به جنگ طلبی شدند)در سخنان اظهار داشتند:
    "… خدا را شاهد می‌گیرم و شما را هم شاهد می‌گیرم که طرفدار جنگ نبودم و نیستم و بعد از این هم نخواهم بود، ولی این افتخار را دارم و می‌کنم که تعهد گذاشته ام از مردم خود دفاع کنم. این تعهد را به شما سپرده ام که تا آن روز که زنده ام از شما دفاع کنم. من تعهد کرده ام که از مردم خود دفاع کنم حتی اگر یک مرمی هم داشته باشم برای دفاع مردم می‌دهم. حالا اگر کسی یا کسانی بیاید و تبلیغ کند مرا جنگ طلب بگوید هیچ باکی ندارم! من این افتخار (دفاع) را دارم و شما این افتخار را به‌من دادید…" (احیای هویت، ص۲-۶۱٫ تهیه و تنظیم: مرکز فرهنگی نویسندگان افغانستان).
    و شهید مزاری با عمل این سخنانش را تایید کرد و نهایتا با خونش امضا نمود.
    البته مردم بزرگوار و فهیم هزاره نیز، و حتی خدا چه رسد به مردم، این صداقت و تعهد را کم نگرفتند و امروز بعد از نزدیک به دو دهه، شخصیت مزاری و صداقت او شکوفه ها انداخته و هر روز از باغ بری و باری میدهد.
    این بود خلاصه ای از آنچه ذیل این نوشته خوب تان به ذهنم زد تا با خوانندگان خوب این سایت در میان بگذارم.
    موفق و سرافراز باشید. به امید روزی که همه حقایق غبار گرفته آشکار شود.

  7. رجب رجایی جاغوری حوت ۱۹, ۱۳۹۰ در ۳:۴۴ ب.ظ -

    جمعه ۱۹ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۱۵:۴۴

    اگر همین نقل قول آقای نصیر: "ما می خواهیم ستم های چندین قرنه بر مردم افغانستان پایان یابد و جامعه ای به وجود آید که در آن از تبعیض، برتری گری، تفاخر و افزونخواهی، خبری نباشد و کلیه مردم افغانستان از هرقوم، نژاد وبا هر رنگ و زبان، برادر و برابر زندگی کنند و حقوق حقهء تمامی ملیت های افغانستان تامین گردیده و .." از شهید مزاری باشد ، دراینصورت من به خود این حق وجرات را میدهم که بگویم آقای مزاری درحقیقت یک جامعه ی بدون طبقات و کمونستی میخواسته است. ولی جمله ی آخری که ،"حقوق حقهء تمامی ملیت های افغانستان تامین گردیده و آنها بتوانند متناسب با میزان حضور و نقش شان در جهاد چهارده ساله ضدروسی، در تعیین سرنوشت سیاسی شان، سهم بگیرند!"
    میتوانست که به حکم آقای مزاری ، ملیت هزاره را از تمام امتیازات دولت آینده ی مجاهدین محروم سازد زیرا که هزاره ها در هیچ جبهه با روس ها وحتا با دولت وقت جنگ نکرده است. یک بمب نیپال و یک راکت اسکاد و یا اوراگان در مناطق هزاره نشین شلیک نشده و انفجار نکره است. حتا یک خانه هم توسط روسها تخریب و یک نفر هم در جبهه ی مستقیم جنگ باروسها کشته نشده است تمام جهاد هزاره ها فقط در درون خودش و به اصطلاح مجاهدین هزاره ، با منافقین هزاره بوده است وبس.
    قابل توجه آقای بیدار محترم !!
    فکر میکنم که از دیدگاه اسلام انسان اشرف مخلوقات است بناءً تشبیه کردن انسان ولو به شیر میتواند صرف نمایندگی از وحشی بودن وخونخواربودن وبی انصاف بودن وظالم بودن و دیگر صفات حیوانی همان انسان بنماید..
    آقای کرزی که افغانهای خودرا به شیر تشبیه میکند از این صفات وطنداران خود خوب آگاهی دارد.

  8. قاسمی حوت ۲۰, ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۱ ق.ظ -

    شنبه ۲۰ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۰:۱۱

    یک کلام ما در باره نظر رجایی بو گویم آقای رجایی در تشبیه امام علی به شیر که حتی به لقب شیر خدا معروف شده و ده کلام خود حضرت رسول یا امامهای بزرگوار ام شاید همی لقب آمده باشه چه می گویید؟ حتی برادران افغان ما ام به علی "شیر د خدای" می گوین اسدالله لقب اما علی ع نبوده؟ دیگه یعثوب الدین؟ و…

  9. نصیر حوت ۲۰, ۱۳۹۰ در ۸:۳۱ ق.ظ -

    شنبه ۲۰ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۸:۳۱

    جناب رجایی جاغوری سلام. اندیشه کمونستی جدا از الحادی بودن آن (در بعد دین) بهترین نظام در جامعه است. جای هیچ طعن و وهنی به شهید مزاری نیست که چنین یک دید مدنی و روشن وعادلانه نسبت به جامعه و زمان خود داشته است. شریعتی میگوید که اولین سوسیالیست ابوذرغفاری یار گرامی رسول الله (ص)بود که با استخوان شتر به پیشانی کعب الاحبار میزد و اعتراض خودرا به این طریق به فساد و خویشخوری خلیفه سوم اسلام نشان می داد. اسلام هم برای ایجاد جامعه ای که "در آن از تبعیض، برتری گری، تفاخر و افزونخواهی، خبری نباشد و کلیه مردم از هرقوم، نژاد وبا هر رنگ و زبان، برادر و برابر زندگی کنند و حقوق حقهء تمامی ملیت ها… تامین گردد"؛ ظهور کرد. شما کمی اندیشه دینی و قرآنی تانرا تقویت کنید و این مفاهیم را درک کنید.
    در جهاد روسی که اشاره کرده اید؛ عرض کنم که متاسفانه کینه و بغضی که نسبت به مزاری دارید، باعث شده که افتخارات جهادی تمام مردم هزاره را انکار نمایید و از عینک سیاه به یک نسل نگاه کنید. پوسته ای که درلومان آمد و آن همه قربانی گرفت؛ به نظر شما چه بود؟ شاید چون بریژنیف یا چرنینکو یا گروموف خودشان درآنجا نبودند، از دید شما جهاد به شمار نمی آید؟ تانک وزیویی که شهید ابوذر از سرک پخته با شهادت یکی از یارانش(گل آغا) غنیمت گرفت و تا آخر در جاغوری و نی قلعه مستقر بود، چه بود؟ مجاهد بستان در کجا و چرا شهید شد؟ و…. بقیه هزاره جات را بگذار! قیام چنداول وقیام سوم حوت در مرکز کابل با هزاران شهید، کار کی بود؟ مگر افشار و قلعه شاده و دشت برچی و تایمنی و چنداول به نظر شما هزاره نیستند؟ جنگ های داخلی مگر برادران تاجیک و پشتون باهم نداشتند و ده ها قوماندان و مجاهد خودرا نکشتند؟ اگر این حرف شما درست بود، برادران پشتون و تاجیک، قبل از شما حتما این موقف هزاره هارا انکار میکردند که نکرده اند؛ و باوجدان تر از شما هستند که چنین شخصی و عقده یی حکم کنند!
    کمی انصاف داشته باشید و عقل را تابغ خشم و غضب تان نکنید؛ متاسفم که اینقدر حقیر هستید و قصیر می اندیشید!!!!!!!!!!!!

  10. رجب رجایی جاغوری حوت ۲۰, ۱۳۹۰ در ۱۰:۱۴ ق.ظ -

    شنبه ۲۰ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۱۰:۱۴

    آقای قاسمی و نصیر محترم درود! آنچه ارتباط میگیرد به امامان ، اولاً آنها مستثنی از تمام قاعده ها هستند و دوماً اسدالله و یا مانند آن بازهم به معنای شیر خدا است ونه شیر جنگل و در کلام و ادبیات امروزی ما نمیتوانیم به غیر از همان سلسله ی امامان به کسی شیرخدا بگوییم. وقتی که مامیگوییم شیرهست و یاشیرهستیم و .. بدون شک منظور ما همان شیر حیوان وحشی است. به هر صورت عقده مندی های اجتماعی در بسیاری اوقات مارا مجبور میسازد که خودرا شیر بگوییم وشیر بخوانیم تا یک کمی از نگاه روانی آرامش احساس نماییم. حتا پدران ما ازروی همین عقده ی ضعیف بودن پسران خودرا شیر علی و گرگ علی و حتا کلب علی نام میکنند. جای شک نیست که دربسیاری موارد این حیوانات از بعضی انسانها کرده صفات خوبتر و شرف بیشر دارند ومن مخالف این حیوانات نیستم که بتوانند الگویی برای ما باشند. مثلاً سگ به وفا داری ، گرگ به هوشیاری و ذکاوت و شیرهم به قدرت طلبی و نظم ، شهرت دارند..

    ولی آنچه ارتباط میگیرد به نوازش آقای نصیر با کلمات .."حقیر هستید و قصیر می اندیشید" صرف میتوانم از وی تشکری بنمایم چون از کسی که "نصیر " باشد چیزی بیشتر از دشنام را نمیتوان توقع کرد. موضوع لومان هم طوری است که دولت برای جنگ کردن نیامده بود اگر برای جنگ می آمد آرد و گندم وروغن و حتا سلاح برای مردم توزیع نمیکرد. اینکه مجاهدین هزاره یا از ترس افغانها و یا از حرص روز خواستند که غنیمت بگیرند و با خرها و جوالها آمدند تا پوسته را سقوط دهندو به مقاومت مواجه شدند کاری است که به جهاد در مقابل روسها ارتباط ندارد. دیگر اینکه ، همانگونه که به دیگران توصیه میکنید عادلانه قضاوت کنند بد نیست که جناب شما هم از عینک "خیلی نصری" بودن به کل قضایای تاریخ دور ونزدیک ملیت ما نه بینید. از توضیح اینکه اسلام خودش به ذات خود (کمونیزم جمع خداپرستی) است جداگانه از شما تشکر راستش تا به حال این تیوری را نمیدانستم.

  11. نصیر حوت ۲۰, ۱۳۹۰ در ۱:۵۸ ب.ظ -

    شنبه ۲۰ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۱۳:۵۸

    آقای رجب با درود متقابل!
    وقتی شما درهمین صفحه رو به روی این همه خواننده وبیننده، دارید دروغ می بندید و تهمت می زنید؛ چه انتظار که افتخارات جهادهزاره هارا هم به نفع باداران تان انکار نکنید.
    اینکه کمونیزم جمع خداپرستی باشد؛ استنباط ناقص خودتان از یک متن ساده است که تحریف میکنید و تهمت میزنید. اینکه برخی ارزشهای دیدگاه اقتصادی مارکس در اسلام هست، شکی نیست. برخی ها مدعی اند که مارکس این ارزشهارا از اسلام الهام گرفته است. این پنجره جای این جدال فکری نیست. بحث برسر انکار واقعیت های عینی و ملموس جهاد مردم هزاره است که متاسفانه انکار میکیند. با این روان و وجدان، آیا انتظار دارید که مدال افتخار به گردن شما بیاویزیم و قهرمان تان بگوییم؟! حقیر و قصیر صفت اند و هرکسی که مثل شما به مردم خود پشت کند و به یک جامعه دشنام بدهد و فضایل شانرا به مسخره بگیرد، صدق میکند. نصیر به گفته شما "خیلی نصری" چیزی بالاتر ازین نگفته است. شما از لومان تان شناخت دارید و من اصرار ندارم که با خر وجوال برای چور پسته لومان نیامده باشید؛ اما سایر مردم در جای جایی از هرزاره جات منجمله شهرکابل وزیر مشت آهنین ارتش سرخ، این مردم هزاره بودند که اولین بار جهاد را شروع کردند. هرکسی که این ارزشهارا انکار میکند؛ بسیار حقیر و قصیر است؛ هرکی باشد!

  12. قاسمی حوت ۲۰, ۱۳۹۰ در ۳:۵۷ ب.ظ -

    شنبه ۲۰ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۱۵:۵۷

    عالی جنابا سلام . من عرض می کنم استادمزاری بسیار سیاست دان و اوشیار بوده که گفته ما مثلی دیگرا جهاد کرده یم چون دگرا تانکها بالای خانه شان امده بود به جهادبلندشدند ولی مردوم ما بدون اینکه مستقیم مورد تجاوز قرار بگیرن به کمک اوغانها‘ تاجیکها و… در زابل‘ هرات، مزار، پغمان، ارزگان؛ غور و… رفتند و جهاد کردن. دووم اینکه منظور استاد مزاری از جهاد مثل دیگا یعنی هماهنگی با موظعگیری دیگا بوده یعنی ما هم مثل شما با حکومت وقت ده کابل، سازش نکردیم و همدوش شما موضعگرفتیم وجهاد کردیم سوم اینکه یک رهبر باید بسیار بالا گب بیزند اگه استاد مزاری می گفت ما اندازه شما جهاد نکردم و ده کنار شما وبا شما نبودیم ولی ده حکومت فیعلی مثل شما حق می خواهیم این کب گب یک رهبر اوشیار گفته نمی شد. اوگفته ما در کنارشما بودیم و مثل شما موظع گرفتیم ما همه مثل شما ده این حکومت فعلی سهم برابر داریم .

    رجایی محترم بیا همه خوانیندگان ره شاهد بگیریم که تشبیه کردن آدم شجاع و با هیبت به شیر در همه فرهنگا و ادبیاتها و ملت ها ی دنیا رسم هسته یانه؟ دیگه ده این باره زیاد کش نکو که انصاف شما از پایه از بین موره

  13. مرتضی - خنده دار حوت ۲۰, ۱۳۹۰ در ۵:۴۶ ب.ظ -

    شنبه ۲۰ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۱۷:۴۶

    سلام عرض شد خدمت قومای گلم. سالگرد بابه کلون قوم خدمت تان تسلیت عرض می شود. زنده باشید

  14. حبیب الله پویا حوت ۲۰, ۱۳۹۰ در ۶:۱۷ ب.ظ -

    شنبه ۲۰ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۱۸:۱۷

    سلام به دوستان عزیز
    متاسفم از سخنانی که جناب رجب نام از آدرس جاغوری میزند (من نمیدانم ایشان واقعا از جاغوری هستند یا نه و آدرس وبلاگ و… نیز نداده اند که آدم مراجعه کند). من فکر میکردم جاغوری مرکز عقلی و فکری هزارستان است ولی… به هرحال شاید آقای رجب برفرض بودنش از جاغوری از ده و آغیل خودشان نقل کرده اند که آنجا جهادی نبوده است.
    وگرنه در اول سالهای جهاد که روسها از مسیر تنگی شهدا وارد جاغوری (منطقه حوتقول انگوری) شده است، طبق نقل آنانیکه در این جنگ شرکت داشته تنها در یک نبرد نابرابر اول، هفتاد نفر از مردم شرافتمند هزاره و پشتون در این جنگ بشهادت رسیده اند. سنگماشه در اوایل سالها جهاد و در روز ۱۳ جوزای سال۱۳۵۸ از کنترول نیروهای حکومت کمونیستی خارج شده و به دست مجاهدین و مردم شریف هزاره افتاد.
    بامیان نیز به همین قیاس. مجاهدتهایی که در شمال کشور در دره صوف و… علیه کمونیست ها صورت گرفته و تا آخر جبهاتی در آنجا برقرار بود، در نیمروز و دیگر ولایات افغانستان جبهات جهادی داشته ایم،‌ اینها هیچ کدام به نظر شما مهم نیست؟
    یک نگاه به تلاشهای شهید مزاری و عکسهایی که در دوران جهاد در ولایات مختلف گرفته شده است، نشان میدهد که ایشان و دیگر سران هزاره و نیروهای هزارستان برای جهادشان هیچ مرزی قایل نبوده در تمام ولایاتی که حضور داشته یا حضور می یافته به کمک نیرهای مجاهدین و یا بصورت مستقل جبهه ای علیه نظام کمونیستی باز میکرده اند. و اتفاقا یکی از افتخارات که استاد شفق برای هزاره ها میشمارد همین است که آنها در اکثر ولایات افغانستان جبهات جهادی داشته و شهید داده اند.
    جناب رجب (و اینجا از جاغوری) برای خاطر خون شهدا نیز که شده این انکارهای کلی تان را کنار بگذارید. شهید مزاری خود در متن جهاد مردم ما بوده و میدانست کجاها جبهه داشته و چگونه شهید داده و جهاد کرده است.

  15. حبیب الله پویا حوت ۲۰, ۱۳۹۰ در ۶:۱۸ ب.ظ -

    شنبه ۲۰ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۱۸:۱۸

    من تلخیهای تاسف آمیز جنگهای داخلی را انکار نمیکنم،‌ ولی میخواهم که برای این تلخیها نباید افتخارات مسلم مردم را انکار کرد و خون شهدا برحق جهاد و جنگ علیه کمونیسم را پایمال نمود. مزاری این افتخار را دارد که گرچند نیروهایی از سازمان نصر در جنگهای خونین داخلی دست داشته است، ولی مردانه از این اختلافات عبور کرده و با هضم هم در یک کلیت بزرگ، جبهه ای را در کابل بوجود آورد که شورای نظار و همراهان کمونیست و مسلمان و شیعه و غیر شیعه اش، از مقابله با آن قطع امید کرده و حاضر شده بودند که تمام خواسته های برحق مزاری بزرگ و هزاره های سرافراز را بپذیرند، اما دیو سیاه مکر و فریب و قسم و قرآن عمروعاصی این اجازه را، همانگونه که به رهبر دیروز مسلمانان علی(ع) نداده بود به رهبر بزرگ، آزاده و عدالت خواه امروز ما نیز نداد و شد آنچه نباید می شد و عدالت مطلوب در غبار ستم فرو رفت، جبهه مقاومت افتخار آمیز غرب کابل بعد از اینکه در محاصره تمام قرار گرفته و در یک معاهده اضطراری برخی از نیروهای آن خلع سلاح شده بودند، توسط روبهان فرصت طلب که سالها در پشت مرز همین جبهه‌ها بوکشیده و مانده بودند، با شکست طالبان وارد غرب کابل شوند و طالبان نیز با پیمان شکنی شان کردند آنچه هر فرد و گروه فاقد شرف و شرافت میکنند. و سالار قبیله را بشهادت رساندند.
    اینها افتخارات و دردهایی است که مانده و من و تو کسانی که دعوت شده ایم بصورت منصفانه به تجزیه و تحلیل آنها پرداخته و قضاوت درست کنیم. حال گرچه ظاهرا به ضرر مان باشد.
    موفق باشی برادر هر که هستی و از هرکجا که هستی

  16. رجب رجایی جاغوری حوت ۲۰, ۱۳۹۰ در ۹:۱۱ ب.ظ -

    شنبه ۲۰ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۲۱:۱۱

    آقای نصیر ! اولاً که جهاد افغانستان در مجموع صبغه و وثیقه ی شرعی ندارد وهمه اش جنگ است وقتل است و جنایت .علتش را میگویم ، شما که آخوند هم هستید و حتماً میدانید که حکم جهاد را پیامبر ، امام و اولی الامر صادر میکند . آیا حکم جهاد افغانستان را کدام امام و اولی الامر صادر نموده است؟؟. جنگهای بین القومی را که بیشتر منشه ومنبع مالی و اقتصادی داشت هم شما جهاد میگویید ؟ و یا جنگ با دولت را که شما نامش را کمونستی گذاشته اید تا توجیهی برای جنایات خود داشته باشید جهاد است؟ سربازان دولت مگر همه اش کمونست بودند ؟ دیگر اینکه فرق بین قوای دیروزه ی روسی در افغانستان و امروزه قوای ۴۲ مملکت غیر اسلامی یا به اصطلاح شما کافران اروپایی امریکا و آسیا و استرالیا در چه است که شما تا دیروز تا وقتی که در قدرت دخیل و شامل نبودید جهاد میکردید و امروز که در گوشه ی از دسترخوان به گفته ی شما خارجی ها شریک هستید از نیروهای خارجی حمایت میکنید؟؟. من مانند شما مسلمان و هزاره هستم ولی دلم برای قومم میسوزد که همیشه به بهانه های مختلف به کشتن داده میشوند. آیا گاهی هم فکر کرده اید که آنهاییکه خود از بالای منابر اینقدر از فضیلت جهاد وشهادت سخن میگویند و مردم رابه کشته شدن یعنی به زعم آنها شهید شدن تشویق میکنند چرا یکروز خودشان کمر جهاد نمی بندند و به این درجه نایل نمیگردند ؟؟ هدفم از محسنی ، سیاف ، خلیلی ، محقق گلبدین و دیگران اند . بیایید بیشتر ازین نه خودرا و نه مردم خودرا تحمیق کنیم. به لحاظ خدا!!!!!!!!!
    باور کنید که همین حالا همه چیز وهمه کس در افغانستان شناسایی شده اند و فقط این شما هستید که قدرت و جرات درک و دیدن حقیقت را نداشته و خودرا فریب میدهید. هنوزهم قتل و کشتار هموطنان ، همکیشان وهمنوعان خودرا افتخار میدانید.
    گذشته از همه جهاد هزاره ها برای هزاره ها غیر از افشار وغرب کابل و شهادت مزاری وکشتار وقتل عامها مزار و یکاولنگ زمان طالبان دیگر چه دست آوردی داشته است که به آن افتخار کنیم؟؟ باور کنید که برای ما روس و امریکا شرف بیشتردارد تا آنهاییکه از ریختن خون ما گرفته تا تجاوز کردن به ننگ وناموس ما اباو دریغ نمی کنند..بیایید افشار و مزاری و جواد ضحاک و صدها مرد وزن گمنام و بینام هزاره را که با دستان به اصطلاح مجاهدین خودی وغیر خودی شما به قتل رسیده اند فراموش ننماییم.

  17. رجب رجایی جاغوری حوت ۲۰, ۱۳۹۰ در ۱۰:۰۵ ب.ظ -

    شنبه ۲۰ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۲۲:۵

    آقای نصیر محترم ! من یکبار دیگر برای خود جنابعالی و دیگر دوستان عزیز ما که متیقنم قوه تحلیل شان کمتر ازمن وخودت نیست کپی قسمتی ازکمنت شمارا نقل قول میکنم تا شما هم یکبار دیگر مطالعه نموده و نتیجه گیری نمایید تا مرا به تهمت زدن متهم ننمایید.

    "جناب رجایی جاغوری سلام. اندیشه کمونستی جدا از الحادی بودن آن (در بعد دین) بهترین نظام در جامعه است. جای هیچ طعن و وهنی به شهید مزاری نیست که چنین یک دید مدنی و روشن وعادلانه نسبت به جامعه و زمان خود داشته است. شریعتی میگوید که اولین سوسیالیست ابوذرغفاری یار گرامی رسول الله (ص)بود .."

    حالا به عقیده ی شما همین جمله ی "اندیشه کمونستی جدا از الحادی بودن آن (در بعد دین) بهترین نظام در جامعه است." چه معنی دارد؟؟ من کمی عام فهم تر نوشته ام که از دیدگاه شما اسلام =(کمونیزم +خداپرستی) است ..به این معنا که اسلام کمونیزم را قبول دارد اگر این کمونیزم الحادی نباشد یعنی خدا پرست باشد.. حالا شما بگویید که کجای این گپ تهمت است؟؟. مگر جمله بالای شما عین معنا را ندارد؟؟ "اندیشه ی کمونستی جدا از الحادی بودن آن (دربعد دین) بهترین نظام در جامعه است" . اگر ندارد پس لطف کرده و شما خودتان تحلیل کنید که هدف تان ازین جمله چه بوده است..

  18. رجب رجایی جاغوری حوت ۲۱, ۱۳۹۰ در ۲:۱۴ ب.ظ -

    یکشنبه ۲۱ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۱۴:۱۴

    آقای پویای محترم ! ما جاغوری ها سالها اند که نه مغز متفکر و نه هیچ .. هزاره هم نیستیم و بناحق دل را به این سخنان خوش میکنیم. سالها است که حتا به سویه یک وزیر هم از جاغوری کسی را نداریم . تمام ملیت هزاره ی افغانستان وجهان را هم دو فرد بیسواد مطلق یعنی خلیلی و محقق رهبری میکنند. بیانیه های شان را در مراسم تجلیل از ۱۷ سالگی شهادت مزاری بشنوید ، آدم را از خجالت عرق میزند . افسوس و وای به حال و آینده ی ما ملیت هزاره که در رهبری ما دوتا آخوند و آنهم آخوند های بیسواد ( آخوندبودنش هم خیر بلا در پسش کاش باسواد میبودند ) قرار دارد. کجا اند با سوادان جاغوری از ملا وروشنفکرش؟؟ کدام مغز متفکر؟؟ کدام جهاد ؟؟ کدام افتخار ؟؟ لطفاً چشمان تان را باز کنید و ازخواب بیدار شوید!!!!!!!!

  19. پویا حوت ۲۱, ۱۳۹۰ در ۷:۱۲ ب.ظ -

    یکشنبه ۲۱ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۱۹:۱۲

    سلام به رجایی محترم!
    اینکه جاغوری ها چه چیزی هست یا نه، بستگی به همت، تلاش، اتحاد و اتفاق خودشان دارد ولی چهره ای که ترسیم شده است را من بصورت کلی عرض کردم. امیدوارم آنگونه که شما سیاه نمایی کرده اید نیز نباشد و اگر باشد که باید فاتحه اش را خواند.
    البته توجه داشته باشید که مهم وزیر بودن و وزارت داشتن نیست، مهم آنست که کسانی وزرا و در کل کنترول و هدایت فکری جامعه را در اختیار داشته باشد. که برخی‌ها به جاغوری چنین نگاه میکنند.
    اما افتخارات و جهاد مردم ما را من نمیدانم شما با کدام دلیل، منطق و کدام هدف نفی میکنید؟ البته هستند کسانی که مغرضانه نه فقط تلاش‌ها چهارده ساله در مقابل استعمار خارجی و مقاومت دو نیم ساله غرب کابل در مقابل استبداد داخلی برنگ دیگر دیده و با رویکرد نژادی و… اقدام به نفی این‌ها میکنند که امیدوارم شما از این کارناشایست بدور باشید.
    اما برای اثبات افتخارات مقاومت همین بس که توانست یک جمع انکار شده را که هیچ سهمی برای شان در نظر گرفته نشده بود و تلاش بر این بود که همچون گذشته نادیده گرفته شود، نه تنها به افغانستان که به جهان معرفی کند. در باب توجیه عقلی و شرعی این مقاومت هم بسیار گفته شده و به نظر میرسد که این مقام جای طرح آن نیست اما همین قدر برای تان تذکر دهم که همراهی همه نیروهای حزب و باقی ماندن بزرگان بسیاری از فقها و در راس همگان مرجع تقلیدی چون آیت الله محقق تا آخر، می تواند توجیه گر شرعی این مقاومت باشد. مقاومتی که با تهاجم شماری از نیروهای استبداد طلب آغاز شده بود و هیچگاه جنبه تهاجمی بخود نگرفت.
    این نکته را از آن جهت گفتم که برخی از مقدس‌ها و مقدس مآب‌ها گاهی آستین بالاتر از مراجع می پیچند و با تخطئه همگان، فقط خودِ خودش را در صراط مستقیم خدا می بینند و بس. در این مسیر ها گاهی علی ها نیز تکفیر شده اند. و همین‌ها بودند که مزاری را در زمان حیاتش به انوع تهمت‌ها(همچون دیگر بزرگان تاریخ بشر) متهم میکردند ولی عاقبت دیدیم که پیمان خون مزاری راست آمد و این رهبر فرزانه تا آخر در میان مردمش ماند و غمخواری کرد و بالاخره همانگونه که از خدا خواسته بود، شهادت در میان مردمش را جایزه گرفت.
    امیدوارم شما نیز واقع بینانه قضاوت کنید.

  20. nadem حوت ۲۱, ۱۳۹۰ در ۹:۱۰ ب.ظ -

    یکشنبه ۲۱ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۲۱:۱۰

    رجب از جاغوری نسیت . شما متیقن باشید که ایشان اصلا هزاره نیست . مردم ما چقدر ساده است بخدا . دیگر اینکه حرف شریعتی در مورد ابوزر کا ملا مورد تائید است . اما کمونستهای افغانستان تحت یک فلسفه خاص ماتر یالیسم و لیلنیسم قرار گرفته بود .
    چراغ مرده کجا شمع افتاب کجا !!

  21. شریفی حوت ۲۱, ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۲ ب.ظ -

    یکشنبه ۲۱ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۲۳:۲۲

    سلام دوستان عزیز!
    در مورد جایگاه جاغوری نباید اغراق کرد و نباید بزرگ نمایی کرد. هر دو مورد گمراه کننده است. جاغوری یک ولسوالی است. باید با هر یک از ولسوالی ها سنجیده شود. این گونه مقایسه عادلانه است. جاغوری در دولت جدید چهار وزیر داشته(سیماسمر و قاسمی و جاوید و نجفی) که نسبت کمی نیست. نجفی اکنون هم وزیر است. حکیمی و وحدت هم وزیر معرفی شد که رای نیاوردند، جاغوری چیزی کم ندارد. داکتر و متخصص هم شکر خدا کم ندارد. عالمان بزرگی مانند آیت الله فیاض دارد، آیت الله مدرس افغانی از افتخارات جهان اسلام بوده و هست، جنرال موسی افتخار هزاره هاست، شهید شریفی شرافت وکالت در افغانستان است، شاعران بزرگی مانند شریف سعیدی، قنبرعلی تابش، داکتر شریعتی و… دارد. نویسندگان بزرگی هم دارد که صاحب نظرند مانند داکتر ناصری، فاضل کیانی، شوکت محمدی و… چرا نباید خوبی ها را دید.
    در گذشته ها جاغوری تک تاز بوده اما برای همیشه دیگران در خواب نیستند، شکر همه جای هزاره جات جاغوری شده است، دایکندی دانشگاه دارد، بامیان دانشگاه دارد، غزنی دارد، لیسههای فراوانی دارد. همه هزاره جات یک حقیقت واحد است. ما از پیشرفت هر بچه هزاره و افغانستانی خوشحال می شویم!

  22. قربانی حوت ۲۱, ۱۳۹۰ در ۱۱:۳۲ ب.ظ -

    یکشنبه ۲۱ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۲۳:۳۲

    شهادت رهبرکبیرهزاره ها را به همه مردم خود تسلیت عرض می کنم. برادران بحثهای بسیار مفید کرده اند ببخشید همه اش را وقت نداشتم بخوانم.

  23. عبداللطیف هزاره حوت ۲۲, ۱۳۹۰ در ۷:۳۷ ق.ظ -

    دوشنبه ۲۲ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۷:۳۷

    سالگرد شهادت سرخ رهبر شهید و همراهانش را که بدستان سیاه سفید پوشان سیاه دل در حساس ترین مقطع تاریخی کشور صورت گرفته است، به همه آزادگان و عدالت دوستان جهان و بخصوص هزاره‌های قهرمان و عزتمند تسلیت میگویم.
    تعجب است از اینکه بعد از سالهای سال که ایشان در کشور به عنوان قهرمان ملی شناخته شده اند، برخی از افراد بنام هزاره و… تلاش میکنند، مجاهدتهایی که آن مرد بزرگ در راه استقلال کشور، حق خواهی وعدالت طلبی کرده است را انکار کند. این کارها نه اولین است و نه آخرین من دوست دارم جمله ای از آن رهبر سفرکرده برای کسانی که در پی رسیدن به حقیقت هستند بیارم که در آخرین سخنرانی ای که ثبت شده گفتند:
    "برای شما من اینجا میگویم که من هیچ منافعی غیر از منافع شما ندارم و اگر من میخواستم روی منافع شخصی خودم فکر میکردم، در این دوسال و هشت ماه هم درکنار شما نمی نشستم (تکبیر حضار) و این را هم برای شما اطمینان میدهم که کمک و یاری از خداست، به امید خدا و رحمت الهی، از خدا هیچ وقت نخواستیم که من بدون شما در جایی بروم، شما را در معرکه تنها بگذارم و خودم جان خود را نجات دهم، نه این را از خدا نخواستیم (تکبیر حضار) خواستیم که در کنار شما خونم اینجا بریزد و در بین شما کشته شوم (تکبیر حضار) و در خارج از کنار شما هـــــــــــــــیچ زندگی برایم ارزشی ندارد".
    یا:
    "… و شما مطمئن باشید ما اینجا هستم در کنارشما و از خدا خواستیم که در زندگی خود حقوق شما را هم از همه بگیرم و آن روز که حقوق را گرفتم، آن روز از خد می‌خواهم که برای ما توفیق بدهد توفیق شهادت را که در بین شما شهید شوم…"

    این ها را ببینیم و قضاوت کنیم، حال هرکس می آید و هرچه میگوید با خودش ما در گذشته منافق کم نداشته ایم و الآن نیز کم نداریم فقط باید مواظب بود و برخی از افراد دیگر هم تلاش کنند که گول اینها را نخورند.
    یکی از چیزهایی که کمر دین را در طول تاریخ شکسته است،‌ مقدسی در آوردن است. حال شما از زمان علی بگیر تا… سید جمال الدین افغانی، تا مزاری تا…
    به امیدسرافرازی همه محرومان مظلومان عالم بخصوص هزاره و هزارستان.

  24. خود خواه حوت ۲۲, ۱۳۹۰ در ۷:۴۶ ق.ظ -

    دوشنبه ۲۲ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۷:۴۶

    برادران این دنیا دنیای عکس العمل هاست و این صداقت است که میماند و بس. ما جان بکنیم نیز نمیوانیم افراد خوب و صادق را بدنام کنیم برای همین است که امیدوارم کسانی که چنین هدفهایی دارد، منصرف شود، که
    عرض خود می برد و زحمت خود میدارد.
    اصلا من فکر میکنم خدا عمدا دنیا را چنین ساخته است که صداقت ها را جدا کند و ماندنی بقیه را بریرد داخل آشغال دانی. چطور؟
    من هم سالگرد بابه صادق و غمخوار وطن را تسلیت میگم او که گفت:
    در افغانستان دوستی اقوام مطرح است نه دشمنی اقوام، دشمنی اقوام در افغانستان فاجعه است.
    و قول داد تا آخیر میماند و ماند.
    خدا نگهدار

  25. سیدعصمت الله نقوی حوت ۲۲, ۱۳۹۰ در ۷:۵۳ ق.ظ -

    دوشنبه ۲۲ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۷:۵۳

    سلام دوستان :
    من یک شخص بی طرف هستم بعدازسقوط حکومت شاهی هر تحولاتیکه درافغانستان وارد شد به نفع مردم هزاره وشیعه بوده آرزو دارم که آرمانهای خون شهدای تانرا ازیاد نبرید .

  26. نصیر حوت ۲۲, ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۲ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۲ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۱۲:۱۲

    "ای جدا از بحر ای ماهی چرا؟ = رو به خشکی ها شناداری شنا!"
    آقاى رجب محترم!
    شما از کجا کشف کرده اید که "جهاد افغانستان جنایت است"؟ از کجا کشف کرده اید که "نصیر آخند است"؟ از کجا کشف کرده اید که "من جنایت کرده ام و توجیه میکنم"؟ از کجا کشف کرده اید که ما "اروپایی امریکا و آسیا و استرالیا" را کافر میگوییم؟ از کجا کشف کرده اید که "در گوشه ی از دسترخوان خارجی ها شریک هستم"؟ ازکجا کشف کرده اید "آنهایی که درمنابر اینقدر از فضیلت جهاد وشهادت سخن میگویند" خود نیز درجهاد افغانستان کشته و شهید نشده اند؟ از کجا کشف کرده اید که "قدرت و جرات درک و دیدن حقیقت را نداشته و خودرا فریب میدهیم"؟ از کجا کشف کرده اید که "هنوزهم قتل و کشتار هموطنان، همکیشان وهمنوعان خودرا افتخار میدانیم"؟
    باور کردیم که "برای شما روس و امریکا شرف بیشتردارد" و اگر نمیداشت شما ۱۴سال جهاد مردم هزاره را انکار نمیکردید و جنایت نمی خواندید!
    خیلی لطف کرده اید که کمنت مرا انداخته اید تا همه بخوانند و بدانند که آنرا درست نفهمیده اید.
    در جواب سوال تان، بدون تحلیل میپرسم که شما از دین چه برداشت دارید؟ دین مگر غیر از ارزشها و منش های منشأ گرفته از وحی الهی- آسمانی است که کرامت های اخلاقی و انسانی را به بشریت پیشکش میکند؟ وقتی قید زده ام که جدا از (بعد دین)، دیگر چه دستاویزی برای جناب شما میماند تاشماتت کنید؟

    بهرحال از سایت جاغوری یک و خوانندگان آن، معذرت میخواهم؛ پسوند "جاغوری" باعث شد که رجب را هزاره بپندارم و باعث دردسرشوم.

  27. رجب رجایی جاغوری حوت ۲۲, ۱۳۹۰ در ۵:۲۸ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۲ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۱۷:۲۸

    آقای نصیر محترم !
    این کشفیات ازمن نیست بلکه گذشت زمان و تاریخ به اثبات رسانیده است . برداشت مسلمانان معتدل و حقیقی هم از جهاد افغانستان همینگونه است . برعلاوه ، همه ی جهان میدانند که امروز تحت نام جهاد جنایات بزرگی انجام می یابد . مگر آیه ی قرآن نیست که :" هرکه یک نفر را بکشد مثل آنست که تمام بشریت را کشته است" . من قتل نفساً .. نوشته شده است. شما آیه ی اول سوره ی حمد را که" الحمد لله رب العالمین " است حتماً خوانده اید و میدانید که خدا خدای عالمیان است ورحمن الرحیم را هم یقیناً تفسیرش را میدانید که برای کی و درکجا وچگونه بخشاینده است . آیا کی به شما حق داده است تا انسانی را به جرم اینکه باشمانظر موافق ندارد گردن بزنید و نامش را هم جهاد بگذارید ؟ وقتیکه من میگویم شما البته که هدفم شخص شما"آقای نصیر" نیست ، ممکن است شما انسان پاکی باشید و لی فریب اشخاص و افرادی که اهداف سیاسی خودرا در لفافه ی اسلام وپوشش جهاد پنهان میکنند را خورده باشید. هدف من از "شما" همان جمع ، کتله ، جمعیت سیاسی شده و همان مکتب و همان شیوه وروش سیاسی ازدین است که این جمعیت افراطی در پیش گرفته اند. باید اعتراف کنم که من با اساسات دین هیچ مشکلی ندارم و لی تمام مشکلات من با مسلمانانی است که از دین آله ووسیله ی رسیدن به هدف سیاسی و اقتصادی میسازند و دین را به نفع خود تفسیر و تعبیر میکنند . امید وارم که از من آزرده نشده باشید.. من واقعاً هزاره و از جاغوری هستم صرف با یک تفاوت که وسعت نظر من که به تمام انسانها از زاویه ی بشر می بینم یک کمی بیشتر از کسانی است که جهانرا از یک زاویه ی خیلی کوچک مذهبی و یا از نول تفنگ "جهادی" خود می بینند.
    من برای خود این بحث را خاتمه یافته میدانم و از همگی هم تشکر میکنم و هم معذرت میخواهم که باعث درد سر شده ام.
    از آقای قاسمی و آقای شریفی تشکر و از آقای پویای محترم و توضیحات و حوصله مندی شان تشکر مضاعف !!!

  28. حاجی نصر الله حوت ۲۲, ۱۳۹۰ در ۷:۲۹ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۲ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۱۹:۲۹

    برادران محترم سلام و علیکم سالگرد رهبر هزاره ها و همه ملت افغانستان را هم تسلیت می گویم ولی به برادران توصیه می کنم کوشش کنید که خدای نکرده کدام آدم غرض دار مابین شما فتنه نکند فتنه بسیار بد است به خاطر همین جناب رهبر ما استادمزاری به مردم ما نصیحت می کرد که هوش کنید مابین شما کسی فتنه نکند و مابین شما خائن نفوذ نکند خائن خائن بسیار خطرناک است از دوشمن اصلی خائن دشمنتر است هرکس که هزاره است باید این پند رهبر را فراموش نکند و هزاره ها را به جاغوری و جایای دیگه تقسیم بندی نکند. خدانگهدارشما

  29. عالمی حوت ۲۲, ۱۳۹۰ در ۱۰:۱۳ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۲ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۲۲:۱۳

    رجب نام همی که با شخصیتهای هزارگی عقده داری نشان از غیرهزاره بودن توست وگرنه امروز کدام هزاره است که نفهمیده باشد بابه مزاری واقعا به مردم هزاره هویت بخشید. واقعا برایت متأسفم!

  30. سیدعصمت الله نقوی حوت ۲۳, ۱۳۹۰ در ۷:۱۵ ق.ظ -

    سه شنبه ۲۳ اسفند۱۳۹۰ ساعت: ۷:۱۵

    دوستان عزیز:
    بعضی هاهستند که ازنام هزاره استفاده میکنند درحالیکه هزاره نیستند ودربین این اقوام توسط سایت های انترنیتی کینه وکدورت را بیشتر میسازند ویک دیگر را بجان هم می اندازند آرزو دارم که دوستان هوشیار باشند.

  31. احمدشاه حمل ۱۰, ۱۳۹۱ در ۲:۰۶ ق.ظ -

    پنجشنبه ۱۰ فروردین۱۳۹۱ ساعت: ۲:۶

    سلام برخوانندگان سایت محترم جاغوری یک. من از گوگل آمده بودم به این مطلب واقعا که خوب نوشته اید در باره رهبرشهید یک نوشته بسیار جذاب و منطقی و تشویق کننده به خیر و خدمت برای دیگر رهبرا بود. آفرین