تحولات سیاسی واصلاحات اجتماعی نیمه نخست سده ای اخیر افغانستان

مدبریت ۴:۳۹ ب.ظ ۲

تحولات سیاسی واصلاحات اجتماعی نیمه نخست سده ای اخیر افغانستاننقشه افغانستان

تاریخ افغانستان را می توان به دوره های باستان ، میانه ومعاصر تقسیم کرد.این سه دوره از نظر تولید فکروبافت نظری،متفاوت بوده واز منظر تاثیر گزاری برساکنان این گستره نیزمتمایزاست.افغانستان دردوره باستان یک حوزه تمدنی بزرگ،دارای آیین دینی ومذهبی،جغرافیای سیاسی،تولیدات فکری،فرهنگی،روشن ومتمایزبوده است.

علامت گزاری این دوره از پانصد سال پیش از میلاد مسیح شروع می شود ودر دوره های متناوب بعدی ، نظام های متمول شکل گرفتند که در گذر تاریخ طولانی با تشکیل دولت وایجاد حاکمیت،دارای قدرت واقتدار شدند چون باختری ها ، یونانی ها ، کوشانی ها، یفتلی ها ، ترک ها و ساسانی ها  . هر کدام از این سلسله ها در غنا مندی فکری وفرهنگی وخلق تمدن وشکوفا سازی خلاقیت فکری وذهنی این خطه به نحوی تاثیر گزار بودندوسنگی بر بنای تمدن وفرهنگ مردم این مرز وبوم اضافه کردند . نمود عینی این ساختمان فکری را در تکوین وتولید آثار ، مکاتب ، وآیین های فکری وشخصیت های فرهیخته وحکیم می توان جستجو کرد .حکیم الهی زرتشت در بلخ سر درآورد واثر ماندگار او « اوستا » برای ابد اندیشه بلند انسانی وحکیمانه اورا جاودانه ساخت وآیین خیر اندیش او در گسترش وبنا گزاری خصلت های بزرگ انسانی چون صداقت،یکتا پرستی،شهرنشینی،زراعت، وپرهیز از ناروایی ، دروغ ، چپاول وراهزنی وشرارت ، تاثیر مهم وغیر قابل انکار داشت .باختریان دولت متمدن ودارای ساختار منظم ونظام سیاسی مقتدر ویک پارچه بودند . افغانستان در این دوره از ثبات وامنیت سیاسی و اجتماعی مناسب بر خوردار بود .کوشانی ها،ویفتلی ها،که آیین مذهبی جدید را در این خطه تجربه وگسترش دادند ، در خلق آثار تمدنی همت زیاد کردند آثار چون لوح ها وسنگ نوشته های متعدد کشف شده در مناطق مختلف کشور وبناهای تاریخی چون پیکره های بودا در بامیان که متاثر از آیین بودا خلق شده، گویای فعالیت های فکری وفرهنگی این دوره بوده است .

افغانستان باستان بعنوان چهار راه تمدنی ، تاثیر بزرگ در گستره وسیع جغرافیای جهان قدیم داشت واز آنجا که یکی از کانون های اصلی جاده ابریشم بود ، در جریان پویا ومستمر تبادل فرهنگی وتجاری قرار داشت ونقطه اتصال وتلاقی فرهنگ های متفاوت بود. این ویژگی بستر مناسب بود برای جمعیت ها وعناصر انسانی مقیم که با مدنیت های مختلف چون سواحل مدیترانه، هند ، چین، بین النهرین وآسیای صغیر در تماس باشند ودر جریان پیوسته وسیال تاثیر گزاری وتاثیر پذیری قرار گیرند و در نتیجه مؤلفه ها وعناصر مفید از تمدن مناطق مختلف دنیا در این سرزمین شکل گرفتند که در بلوغ فکری وفرهنگی دوران باستان نقش اصلی داشت . این عناصر را می توان به شکل زیر دسته بندی کرد : فلسفه ، نجوم وطب متاثر از یونان. تجارت،صنعت وآیین های دینی متاثراز هند وچینن و…رویهمرفته این عناصر فرهنگی وتمدنی،در فربه نمودن تمدن بومی تاثیر عمیق بر جای گذاشتند ورفته رفته این مرز وبوم مهد ترویج وتمزیج ادیان بزرگ مانند زرتشتی،بودایی،شیوایی ومیترایی گردید واین آیین ها خود به نشر دانش وارزش همت گماشتند وحامل وخادم یک تمدن بزرگ شدند.

افغانستان همزمان با ورود اسلام

سرزمین که امروزه در ادبیات و جغرافیای سیاسی موسوم به افغانستان است، در زمان گسترش اسلام به آن منطقه، جزء از خراسان بود. کل فلات ایران به چهار ناحیه تقسیم می شد.«موسی خورنی» مورخ ارمنی در قرن پنجم میلادی در کتاب جغرافیای خودش که براساس هیئت بطلمیوس نوشته شده است، این چهار ناحیه (کوست) را شرح داده است: کوست خوریران در مغرب، کوست نیمروز در جنوب، کوست خراسان در مشرق و کوست کاپکوه (قفقاز) در شمال[۱].

مورخان دوره اسلامی نیز از تقسیمات فلات ایران در عصر ساسانی سخن به میان آورده، از جمله گردیزی، خراسان را یکی از چهار اصپهبد دولت ساسانی ذکر می کند و قدمت نام خراسان را تا زمان اردشیر بابکان (۲۲۴- ۲۴۱م) می داند.[۲]

وسعت خراسان شامل تمامی سرزمین فعلی افغانستان به ضمیمه بعضی از مناطق اطراف رود جیحون و ماورا النهر بود. مقدسی خراسان را از اقلیم پنجم دانسته و شهرهای بخارا و خوارزم را نیز جزء آن می داند[۳] ابن رسته خراسان را از طبس و قهستان گرفته تا بلخ و طخارستان و از شمال تا بخارا و سمرقند و فرغانه وشاش  (تا شکند) می داند.[۴] یعقوبی خراسان را از گرگان و نیشابور گرفته تا بلخ و طالقان و از آنجا تا بخارا ذکر کرده است.[۵]مقدسی خراسان را شامل دو ناحیه ماورا و مادون رود جیحون دانسته و قسمت ماورای رود جیحون را شامل مناطق چون فرغانه- بخارا، صغد وشاش قلمداد کرده است.[۶]به قول یاقوت حموی خراسان از آزاد ورد عراق و جوین و بیهق آغاز شده و حدود منتهی آن به تخارستان و غزنه و سیستان می رسد و شهرهای هرات ، فوشینج، بادغیس در ربع اول و فاریاب، جوزجان، طخارستان، اندر آب، با میان، بغلان لوالنج، دستاق و بدخشان در ربع چهارم آن قرار دارد.[۷]مؤلف حدود العالم، حدود خراسان را از طرف مشرق هندوستان، از طرف غرب گرگان و از سمت شمال رود جیحون تعین کرده و مناطق بامیان ، طخارستان و تمامی مناطق افغان

951بازدید

۲ دیدگاه »

  1. shabir جدی ۱۸, ۱۳۸۹ در ۱۱:۰۶ ق.ظ -

    شنبه ۱۸ دی۱۳۸۹ ساعت: ۱۱:۶

    bisiar aali bod tafighat mazid arzoo mandam

  2. فهمیده جدی ۱۸, ۱۳۸۹ در ۱:۴۰ ب.ظ -

    شنبه ۱۸ دی۱۳۸۹ ساعت: ۱۳:۴۰

    آقای سعیدی عزیز سلام.
    مقاله که نوشته بودید درعین اینکه خیلی عالی است خیلی طولانی است. در روزگاری که همه کس با کمبود وقت مواجه است کمتر کسی پیدا میشود که وقت خواندن مقاله تاریخی به این درازی را داشته باشد.
    خیلی بهتر است که نوشته های تان را بصورت سریالی و قسمت قسمت ارائه بکنید.
    اینطوری علاقه مندان این موضوع راحت تر میتوانند نوشته های شما را بخوانند.
    البته که نوشته های شما خیلی نغز و باارزش است و جای تقدیر دارد. ولی رعایت وقت خوانندگان ومحدودیت های وقت چیزی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
    امید وارم که در آینده بیشتر شاهد حضور شما در سایت جاغوری ۱ باشیم.
    وجود اندیشمندان و نویسندگان مثل شما مایه افتخار جامعه ما است.

    قلم تان رسا و رساتر باد.