توغ کین بز چینی ره

شوکت محمدی شاری ۱۱:۳۳ ب.ظ ۵
توغ کین بز چینی ره

نگاه کوتاه بر کارتون بُـزِ چـینـی

(گرامی­داشت یاد شهید حسین‌علی یوسفی و دیگر هنرمندان سازنده کارتون)

نام کارتون: بز چینی

نویسنده‌ی فیلم­نامه: حسین علی یوسفی

کارگردان: عباس چنگیزی

       – بود، نبود بودگار بود/ قلوخ نبود شُدیار بود…

لهجه­ی هزارگی، که لهجه­ی حوزه­ی مرکزی ائیریَنِم وئیجه و هزار چشمه یعنی رود هیـــرمنـد است، بیشترین ویژگی­های واجی، آوایی، واژگانی، دستگاه حرف،­ دستگاه فعل و… زبان پارسی و اوستایی دارد. مهم­تر از همه چند حرف در زبان اوستایی وجود داشته که در میانِ لهجه­های زبان پارسیِ دری، تنها در لهجه­ی هزاره­ها موجود و رایج است، مانند حرف­های«تط» و «دط» که در اوستا بوده و در لهجه­ی هزارگی نیز موجود است. همچنین حرف «ث»، «ذ»، «خو» در این لهجه موجود است که در اوستایی نیز بوده است.

در سال­های اخیر، تلاش­های ستودنی در مورد ثبت و کشف ویژگی­های لهجه­ی هزارگی انجام شده است. بسیاری از شاعران توانمندی مانند دکتر حفیظ شریعتی، عزیز فیاض، سلمان­علی زکی، محمد حسین فیاض و… شعرهای خوبی به این لهجه گفته­اند که توانمندی­های شعر معاصر پارسی را دارا می­باشد. برخی از دوستان مانند محمد حسین فیاض نوحه­های بسیار خوبی به این لهجه سروده که توان عاطفی لهجه­ی هزارگی به خوبی بازتاب یافته است. کتاب­های خوبی مانند امثال و حکم و پشت کوه قاف نوشته­ی جواد خاوری، ضرب الامثال هزارگی نوشته­ی شهید حسین علی یوسفی و… . داستان­های بسیاری نیز از داستان نویسان به کشف و بازتاب توانمندی­های این لهجه پرداخته است.

آن چه که ضروری به نظر می­رسد ثبت آوایی لهجه­ی اصیل هزارگی است که در حوزه­ی فیلم و کاتون امکان پذیر است. یکی از جدی­ترین کارهایی که در این حوزه انجام شده، کاتون بز چینی است. فیلم «آتش بس» ایرانی نیز به لهجه­ی هزارگی به شکل زیبا و هنری دوبله شده است که در فرصت بعدی به آن خواهم پرداخت.

یکی از مسایل ضروری در ثبت لهجه­ی هزارگی حفظ اصالت­های گویندگان و گوناگونی رنگین‌کمانی این لهجه است. آن چه در اشعار و موسیقی هزارگی رخ داده به گونه­ای یکسان سازی لهجه­ی هزارگی است. در اشعار و موسیقی هزارگی مشخصه­های منطقه­ای و تفاوت­های آن، چندان مشاهده نمی­شود. باید هر کس به همان لهجه­ی مادری خود شعر بگوید و دیالوگ بنویسد تا اصالت­های رنگین‌کمانی آن محفوظ بماند. تلاش برای استفاده از گونه­ی گفتاری مناطق دیگر، اثر را از اصالت و سندیت می­اندازد. از نظر زبان شناختی اگر گفتاری از هویت منطقه­ای و لهجه­ای خاستگاه خود نمایندگی نکند؛ سندیت ندارد و نمی­تواند تمام ظرافت­های آن را بازتاب دهد.

افسانه­ی بز چینی، از نظر محتوایی پیام پاکی، درست­کاری، شجاعت و ظلم ناپذیری را به بینندگان منتقل می­کند. هنگامی که بز چینی متوجه می­شود بزغاله­هایش طعمه‌ی فریب­کاری و ددمنشی گرگ شده، با خود اتکایی غرور آمیزی، تدبیر خردمندانه­ای می­سنجد و خود را تجهیز می­کند و از امکانات خود به نیکوترین صورت استفاده می­کند و دشمن را ناکام گذاشته، حق ضایع شده­ی خود را پس می‌گیرد. این داستان در دامنه­ی کوه بابا و پیش مجسمه­های «سرخ­بد» و «خینگ­بد» بامیان ثبت شده و فرهنگ و تمدن باستانی هزارگی را نشان می­دهد.

در این انیمیشن، ظرافت‌های فرهنگ رفتاری و نوع تعامل هزارگی تصویر شده است که پرداختن به همه آن از مجال این نوشته بیرون است. یکی از ظرارفت‌هایی که توجه شده ثبت مالکیت‌های هزارگی برخی از سرزمین‌های غصب شده هزاره‌هاست مانند کوه بلند قاش گزگ، ملک خودگی ، که از جاهای غصب شده است. وبه خوبی شمال جنوب مناطق غضب شده را مشخص کرده است . شهید یوسفی با ظرافت تمام آن را  ثبت و جاونه کرده که این سرزمین نیز مانند کابل، زابلستان، بلخ، مرو، بست، زمین‌داور، دهراوت، رخج و… بی‌سند نشود و از یاد نسل‌های پسینی نرود!

آن چه در انیمیشن بز چینی برجسته نمایی می­کند ثبت خالص و دقیق لهجه­ی هزارگی است، به این معنا که با توجه به این که این انیمشن در کویته­ی پاکستان تولید شده، تلاش خردمندانه­ای انجام شده و لهجه به گونه­ی اصیل و خالص سازندگان یعنی با لهجه­ی جاغوری ثبت شده است. در این انیمیشن واژگان اردو و انگلیسی راه نیافته است. برخی از اشعار و موسیقی که در کویته تولید شده آکنده از واژگان اردو و انگلیسی است و حتی ساختار جمله­ها نیز ساختار اردو دارد. مانند کارتون قصه­ی یک خانه، نمایش تلفن جیبی و… به عنوان نمونه به یکی از این ترانه­هایی که در کویته تولید شده توجه کنید:

کسی جوره­ی شکاری، کسی سندطل می­زنی

کسی فاتـطـم، کسی اپر، کسی تـطـینگل می­زنی

چه عجب مزه دره که یکی سوزی، یکی گوشت

اوستا و شاگرد ده کاسه پرچل می­زنی

گذشته از موضوع پیش پا افتاده ترانه، پر از واژگان اردو است که برای هزاره­های داخل سرزمین «هزارچشمه» مفهوم نیست. انیمیشن بز چینی یکی از افسانه­های رایج در میان هزاره­ها را به زیبایی هر چه تمام­تر به تصویر کشیده است. ممکن است این افسانه در مناطق دیگر با تفاوت­هایی رایج باشد. افسانه­ها میراث بشری است که روح مشترکی میان ملت­ها دارد. این افسانه شاید میان دیگر اقوام به گونه­ی دیگری رایج باشد.

انیمشن بز چینی به لهجه­ی شیرین، غنی و اصیل هزارگی ساخته شده است. این انیمشن از جهت­های گوناگون قابل بررسی است. این قلم سررشته­ای در امور فنّی فیلم و کارتون ندارد و تنها از جهت محتوایی و ارزش زبانی مورد توجه قرار می­دهد. اگر چه به لحاظ فنی فیلم و انیمشن سازی نیز دارای ساختار خوب و منسجم به نظر می­رسد.

انیمشن بز چینی از نظر زبانی ارزش فوق­العاده­ای دارد. این انیمشن، بیشترین ویژگی­های کهن زبان پارسی و لهجه هزارگی را ثبت و جاودانه کرده است. در این فرصت به بخشی از ویژگی­های اختصاصی لهجه­ی هزارگی بازتاب یافته در این کارتون خواهم پرداخت.

ویژگی‌های دستوری لهجه­ی هزارگی

ویژگی‌های دستوری لهجه­ی هزارگی بازتاب یافته در این انیمیشن، بسیاری از اختصاصات لهجه­ی هزارگی را در بر گرفته است که با یک نگاه کوتاه به برخی از آن­ها اشاره می­کنم:

حرف­های اضافه

دم (dam): به معنای «در» به کار رفته است. «از چار سو/ سیال و خیال­شی جم شده/ دم پیش چشم و ده حضور بت­های بامیان/ اندر هوای تازه و با شرشر آب روان»؛

ده (dah): به معنای «در» به کار رفته است مانند: «دم پیش چشم و ده حضور بت­های بامیان»

قد (qad): ): به معنای «با» به کار رفته است مانند: «توخ کین بزچینی ره/ قد بزغلای نورس و دنیای­شی/ قد آل و اولادای­شی/ قد زندگی زیبای­شی.»

ناشانه­‌های پرسشی

اَو (ave): او، یکی از نشانه­های پرسشی کهن زبان پارسی است که در تفسیر پاک و تفسیر کمبریج آمده است و در لهجه­ی هزارگی موجود است و در این کارتون نیز استفاده شده است: «اَو بَیُو تویی؟»

چیز خیل (chiz khel): چیز خیل، به گونه­ی ترکیبی یکی از نشانه­های پرسشی زبان پارسی است که در لهجه­ی هزارگی موجود است و در این کارتون نیز استفاده شده است: «چیز خیله، چیز خیله!؟ وا چیز خیله!؟ از وا کده گوشت دمبوشته غدر جاشیه؟»

ضمیر اشاره:

ایتـطـه (ita): ایتـطـه و اویتـطـه، ایثه و اوثه، ضمیرهای اشاره­ی کهن اوستایی است که در سرزمین هزارچشمه [هزاره‌جات] به کار می­رفته است و در این کارتون نیز به کر رفته است. «درگه وازنوم واز، اگه آبَی نبود، ایتـطـه!»

وا (wa): وا، یکی از ضمیرهای اشاره­ی ویژه­ی هزارگی است که در این کارتون به کار رفته است: «وا چیز خیله!؟ از وا کده گوشت دمبوشته غدر جاشیه؟»

حرف تط و دط

وجود دو حرف تط و دط ، یکی از ویژگی­ها و نشانه­های کهن و اصیل لهجه­ی هزارگی است که در زبان اوستایی وجود داشته و در میان لهجه­های زبان پارسی، تنها در لهجه­ی هزارگی وجود دارد. حضور این دو حرف نشانه­ی آن است که لهجه­ی هزارگی، اصیل­ترین لهجه­ی زبان پارسی است. در مورد اصالت این دو حرف و پیوند آن با زبان اوستایی در کتاب «درّ اوستایی در صدف لهجه­ی زبان هزارگی[۱]» مستند و مفصل پرداخته­ام. برخی از سنت­ها و بازی­های هزارگی نیز بازتاب یافته است مانند بازی «اَکلَی، دوکلَی، چادو، چَمبر، بی دو، اَمبر، اَلقا، زنجیر، کُومه، کودور، دانه، دونه، بلگ دیونه، تَرکَش، بورکَش».

بسیاری از ویژگی­ها و اختصاصات لهجه­ی هزارگی مانند واژه­های اصیل پارسی، پیشوندها، پسوندها، قیدها، دستگاه فعل و… در این کاتون بازتاب یافته است که شرح آن از مجال بیرون است. ویژگی­های لهجه­ی هزارگی در کتاب «درّ اوستایی در صدف لهجه­ی زبان هزارگی» آورده شده است.

یکی از نکته­های قابل یاد آوری آن است که به دلیل کار نشدن این لهجه، سازندگان کاتون بز چینی، ولع بسیاری داشته‌اند که حد اکثر استفاده را برده و تلاش کنند بیشترین واژه­های هزارگی را ثبت کنند که این تلاش، به تزاحم تصاویر و واژگان انجامیده است. البته این تزاحم به حدی نیست که به چشم بزند و یا برای مخاطب عادی آزارنده باشد. دکلمه آغازین [یکی بود، یکی نبود[۲]….] کارتون کمی طولانی‌تر از معمول است. ترانه و دوتار مناسب و جذابی دارد. این کارتون با ترجمه انگلیسی همراه است که برای فرزندان هزاره­ی خارج نشین و محققان لهجه­ی هزارگی مفید و غنیمت بزرگ است.

نکته‌ای که سازندگان این اثر جاوید بیش از همه به آن آگاهی دارند، ضرورت صداگذاری بز چینی با صدای زنانه بود، که به نظر می­رسد به دلیل نبود هنرمند فنّی زن، صدای مرد گذاشته شده است. اگر چه هر بزغاله­ای پدر دارد، اما پدر بزغاله­ها [همه‌ی حیوان‌ها] بی­هویت و غیر قابل تشخیص است. پس هر شنونده­ای این نقیصه را می­فهمد، اما برای تجربه­های نخست این هنرمندان نوآور، غرور آفرین و صبور قابل اغماض است و کمبودها و نقیصه­های بزرگ جامعه­ی هزاره را نشان می­دهد. بسیاری از هنرهای ملّی فاخر هزاره، به دلیل کج فهمی‌ها محکوم به زوال گشته است. متاسفانه موضع تعامل فرهنگی، به دلیل کج فهمی به موضع تهاجمی تفسیر شده است. این قصه سر دراز دارد و نیازمند تبیین جداگانه است، که یار باقی صحبت باقی!

شهید حسین علی یوسفی

در پایان، شایسته است از هنرمند فقید، خلاّق، پر تلاش و دلسوز، مرحوم شهید یوسفی یادی کنم و تلاش­های ارجناک ایشان را گرامی بردارم. شهید یوسفی در کارنامه­ی هنری خود نمایش­های «خَجَی» و «الخاتو» و شعرهایی مانند بچه از لندن امده و… را می‌توان دید. یکی از خدمات فرهنگی ایشان تالیف کتاب گرانسنگ «ضرب الامثال هزارگی» است که به لهجه هزارگی ثبت شده و به پارسی نوشتاری زبان پارسی توضیح داده شده و به دو زبان ردو و انگلیسی ترجمه شده است. اگر چه این قلم با نظریه­ی مطرح شده در این کتاب که لهجه هزارگی را زبان جدا و مستقل از پارسی دانسته مخالفم؛ اما این کتاب غنیمت بزرگی برای لهجه­ی هزارگی است. درود بر روان همه­ی خدمت­گزاران فرهنگ غنی و پربار هزارگی!

شعر بز چینی

ما استُم یک بز چینی/ دو شاخ دَروم بله بینی

صدایی دروم ده آدمی‌زاد/ نه ده شاه پری

چیم مه شوبین ده تزبه/ عقیق ام ده انگشتری

گوشای مه قاشوغ ده کَشکَو/ چَمچَه موشه ده دیگلی

ما استُم یک بزِ چینی/ دو شاخ دروم بله بینی

ده پای کیرو سر جابه/ پی بل زمین قَرخِی

جَو لون مه کی ده کورپی[۳]/ کی ده تراغ غوندطی

ما استُم یک بز چینی/ دو شاخ دروم بله بینی

کَمَی مه از کوه گزک/ دیغون[۴] مه از ملک خودگی

شیر مه مزگی از اسله/ از مه خود مه ده شیری

ما استُم یک بز چینی/ دو شاخ دروم بله بینی

اَلگَگ مه دختری نِژغَی/ بُولگَگ مه یک تاج پری

چولگَگ مه از برفه اسپی/ از یخگه ده جَلجَلی

ما استُم یک بز چینی/ دو شاخ دروم بله بینی

صدایی دروم ده آدمی‌زاد/ نه ده شاه پری

پی‌نوشت‌ها:
[۱] . آماده چاپ.

[۲] . «بود، نبود بودیار بود/ دانه نبود، دونه نبود/ خوشه نبود، خرمو نبود، شُدیار بود/ دم دامنه کوه بابا، بام دنیا، سبزه­ی بسیار بود/ بر لب­لب هر جوی و جر/ زیر نهال نوثمر/ بر چهره­ی نوربند هر شام و سحر/ هر شامگاه/ قد استرای جَلجَلی هم­مجلس و دربار بود/ هر صبحگاه/ دَم زیر آسمون صفا و نیلگون/ هم­صحبت افتو بود و بیدار بود/ مثل گل لاله­وری/ دختر نیم­بیه وری/ آروس بی­جرّه وری/ یک بزکِ آهو مزاجِ گل­رخِ عیّار بود/ دم گِرد سلسال و شمامه/ مثل گل چرخک زده/ از غم و شَم زندگی فارغ بود و از خوشی­ها سرشار بود/ او بزک چینی بود/ خونده­ی دو شاخ قیمتی/ چون تیغ الماس جَلُو/ خم خورده بل بینی بود/ او بزک چینی بود /چای و چیلیم تیار کید/ توشک خو رَه آوار کید/ چارقد شیشته و قد راس/ توخ کین بزچینی ره/ قد بزغلای نورس و دنیای­شی/ قد آل و اولادای­شی/ قد زندگی زیبای­شی/ دم سرزمین و میهن و دم کشور آبایی­شی/ توخ کین بزچینی ره/ توخ کین بزچینی ره/ توخ کید بزچینی ره»

[۳] . ؟؟؟؟؟

[۴] . دیغو، با «ی» مجهول: دهگان، دهقان.

برای دیدن کارتون بزچینی روی فیلم چینی کلیلک کنید

برچسب‌ها: بز چینی, کارتون, هزارگی, لهجه
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۲۳:۳۳ توسط مدیریت بخش المیتو – شوکت محمدی

2,054بازدید

۵ دیدگاه »

  1. روحانی حمل ۳۰, ۱۳۹۱ در ۳:۰۱ ب.ظ -

    چهارشنبه ۳۰ فروردین۱۳۹۱ ساعت: ۱۵:۱

    اقای محمدی دورد!

  2. عزیز حمل ۳۰, ۱۳۹۱ در ۶:۲۶ ب.ظ -

    چهارشنبه ۳۰ فروردین۱۳۹۱ ساعت: ۱۸:۲۶

    دراشعارهزارگی ظاهرا یک کلمه را اشتباه نوشته ایداززبان بز چینی میخواهد بگوید که من به ادم ذات وشاه بری سرتایی ندارم یا تنها به ادم ذات سرتایی دارم نه کس دیگر شما صدایی نوشته اید که معنی ندارد

  3. احمدرمزی حمل ۳۱, ۱۳۹۱ در ۹:۲۹ ب.ظ -

    پنجشنبه ۳۱ فروردین۱۳۹۱ ساعت: ۲۱:۲۹

    سلام بر شوکت.
    خوش درخشیدی
    بسیار عالی است.

  4. عبدالکریم افضلی ثور ۱۱, ۱۳۹۱ در ۸:۲۱ ب.ظ -

    دوشنبه ۱۱ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۲۰:۲۱

    الیگو بز چینی ره ارچی که توغ کنی از توغ کدونشی آدم لذت موبره.درود وسلام بر آقای محمدی عزیز!

  5. پرستو بیات ثور ۱۶, ۱۳۹۱ در ۱۰:۲۰ ب.ظ -

    شنبه ۱۶ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۲۲:۲۰

    جالب بود… لهجه هزارگی هم سخت ست …. من با شوق تمام کارتون بز چینی را که از دوستان گرفته بودم تماشا کردم.. اما با اولین دفعه نصف بیشتر ترانه را متوجه نشدم…. فکر نمی کردم هزارگی اینقدر سخت باشه…. اما شیرین بود.