جاغوری باید ولایت بشود اما چطوری ?! (۶)

مدبریت ۷:۰۴ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
جاغوری باید ولایت بشود اما چطوری ?! (۶)

جاغوری باید ولایت بشود اما چطوری ?! (۶)Screenshot_۲۰۲۰۰۵۰۵-۰۳۳۱۳۴_1

گاهی وقت، درک یک مطلب ساده، برای بسیاری از دکتر، مهندس، محقق، پژوهشگر و… مشکل است. این هم از عجایب این عصر است .
مثلا طرح ولایت شدن جاغوری، دریک مقطع کلیه مراحل قانونی خودش را تحت همان عنوان ولایت حاغوری طی کرده ، حال مردم همان جاغوری خواستار ولایت شدن ان میشود، یک دفعه یک دکتر مهندس و… بلند شده می گوید غزنی باختری می خواهیم.

برادر اولا بنام غزنی هم یک ولایت داریم دوما نام با پسوند باختر ماختر نه خواسته ای مردم بود ونه این عنوان روند قانونی اش را طی کرده است.
ثالثا این همه قید بند که شما برای یک کاری که مراحل قانونی اش راطی کرده فقط منتظرفرمان تقنینی است، میزنید نفهم ترین فاشیست هم نمیزند. این یعنی خط بطلان بر یک برنامه های زمان زیادی روی ان صرف شده است . هر گونه قید بند به معنایی بهانه دادن به دست فاشیست ها است انها از خداش است که یک قید بخورد دوباره برسی و… شاید چندین سال طول کشید.
رابعا : تقسیمات اداری نیز دران فرایند مشخص شده، واز صلاحیت تیم بررسی کننده بوده،تمام شده است.
بگذارید جاغوری که خواسته ای جاغوریان است ولایت شود در فاز بعدی شما برای ولسوالی تان در خواست ولایت کنید ولایت جاغوری بدون دخالت در اسم تصمیم گیری تان، ازان حمایت خواهند کرد. اخلاق کودکانه را کنار بگذارید هر وقت مادر گفت قربان چشم های بادامی تان شویم ان وقت کودک فریاد می زند مادر بادام می خواهیم.
هر زمان که جاغوری ها دادخواهی ولایت شدن را براه می اندازد تازه شما به یاد ولایت شدن ولسوالی تان می افتید. این نهایت بازی کودکانه واحمقانه است.

کسی نیست که از این اغایان بپرسند که برادر، عصبانیت تان از ولایتی بنام جاغوری درچیست ?!!
ایا در کنار خواسته ای برحق مردم جاغوری ازولایت شدن جاغوری، طرح نام دیگر ویا یک ولایت دیگر نشانه خصلت( نه ازتو نه از مه) نیست ?! در پشت این نگاه کدام منطق خوابیده است?!.
رفیق عرصه ای نه جولانگه ای توست عرض خود میبری او زحمت ما میداری ?!.

ّاین درک نا امید کننده چه بسا مایه ای شرمساری است.

معمولا مجموعه ای کار شکنی ها از یک روند در یک جمع بندی بر اساس یک تحقیق، از دو نوع اشخاص صورت می گیرد. افرادی که دچار فقر شخصیتی اند ویا افرادی که دچار فقر جیب واقتصادی اند. البته نوع سوم هم هست که انها دچار فقر ذاتی هر دو اند که جای توضیح شان نیست. حالا اگر حسادت هم چاشنی ان شود ان وقت واقعا عذاب میدهند.
فقر جیب را می توان راه حل برایش پیدا کرد . ولی فقر شخصیتی را نه، چون کس که فقر شخصیتی دارند اغلب توانمندی علمی هم دارند منتهی از لحاظ روانی تردید دارند که مخاطب شاید به علمی او پی نبرده ،دایما مطلب پیچیده بی ارتباط علمی طرح می کند اخرش خودش از جمع اش عاجز میماند. از زمین زمان می بافند تا مثلا نشان بدهند که ما یک چیز حالی مان است. این نوع افراد واقعا دیوانه کننده است .

بیایم واقعا اگر غرض مرض نداریم بهانه دست بهانه جویان ندهیم. تاکید روی برنامه ای کنیم که همه مراحل قانونی اش در زمان کرزی طی شده و در اداره ای امور منتظر فرمان تقنینی ریس جمهور است.
ما مصمم هستیم تا اخر ادامه بدهیم تا به نتیجه برسیم همین امروز اقدام کنیم که فردا دیر است.باسپاس

218بازدید

کامنت بسته شده است.