جزیئات قضیه مورخ ٧ و ٨ ثور در ولسوالی جاغوری!

عزیزالله جاغوری ۱۱:۵۴ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
جزیئات قضیه مورخ ٧ و ٨ ثور در ولسوالی جاغوری!

جزیئات قضیه مورخ ٧ و ٨ ثور در ولسوالی جاغوری!Screenshot_۲۰۲۰۰۴۳۰-۱۵۳۳۴۴_1

بتاریخ ٧ ثور ١٣٩٩ ساعت چهار بعد از ظهر مردم محل به من زنگ زدند که دو نفر سرباز پولیس ملی با دو خانم در منطقه سبزچوب دیده شده است من عاجل به قومندانی هدایت دادم که اقدام فوری کند و پولیس داخل اقدام شده مجرمین را ولوچک کرده د نظارت خانه انداختند و دوسیه اش را ترتیب و محول سارنوالی کردیم که متاسفانه تعداد افراد محدود استفاده جو که تصاویر شان ضمیمه این گزارش است بدون در جریان گذاشتن نیروهای امنیتی ساعت شش شام بالای قومندانی امنیه هجوم اوردند که مجرمین را به ما بسپارید که محکمه صحرایی بکنیم ؛ و ما برای شان گفتم که مطابق به قانون ما صلاحیت نداریم که مجرمین را به جز از نهاد های عدلی و قضائی به کدام نهاد و یا أشخاص تحویل بدهیم این إفراد غیر مسوول متاسفانه تصمیم گرفتند که داخل قومندانی شوند که شدند بالای نظارت خانه حمله کردند که به اثر سعی و تلاش نیروهای امنیتی نتوانستند مجرمین را از نظارت خانه بکشد و تا ساعت ده شب د قومندانی بودند و بعدًا به سه گروپ تقسیم شدند یک گروپ به خانه ولسوال و قومندان حمله کردند و یک گروپ به ولسوالی و یک گروپ به قومندانی امنیه ماندن و این افراد غیر مسوول و استفاده جو تا ساعت یک شب در ساحه بودند و بعدًا پراگنده شدند ساعت ٢:٢۵ شب یعنی وقت سحری محاسن سفیدان و بزرگان به من زنگ زدند که فردا ساعت هشت صبح به ولسوالی می ایم و با شما صحبت و جلسه داریم و من هم تایید کردم و ساعت ٧:٣٠ صبح مورخ ٨ ثور به ولسوالی رفتم و رهبری نهاد های امنیتی به من اطمئنان دادند که هیچ مشکل امنیتی وجود ندارد . ساعت ٧:۵٠ صبح بزرگان ، اعضای جامعه مدنی ؛ شورای علما و شورای ولسوالی امدند و جلسه ما در داخل مسجد ولسوالی آغاز شد. اول من ولسوال صحبت کردم بعدًا خانواده متضرر صحبت کرد و دو خواست أساسی داشت ١ . برکناری قومندان امنیه و امر جنایی ٢ . رسیدگی عادلانه به قضیه که من ولسوال برای شان در حضور داشت حاضرین مجلس برای شان اطمئنان و برکناری قومندان امنیه و امر جنایی را به اساس هدایت معین صاحب ارشد امنیتی و شفر که روان کرده به مردم إبلاغ کردم و ضمنا برای شان پیشنهاد کردم که رسیدگی به این قضیه جنایی ما محکمه علنی را با حضور همه مردم برگزار میکنیم و یک کمیته متشکل از اعضای شورای علما؛ شورای ولسوالی ، اعضای جامعه مدنی و خانواده متضرر تشکیل و بر روند اجرات این دوسیه جنایی نظارت داشته باشد که حاضرین مجلس و خانواده متضرر از این دو پیشنهاد استقبال و تایید کردند. در همین موقع از بیرون صدای مرگ بر رادمند بلند شد و نهادهای امنیتی تدابیر لازم داشتند که معترضین نباید داخل محوطه ولسوالی شوند و من ولسوال پنج نفر را بشمول ریس محکمه نماینده تعین و نزد معترضین فرستادیم که نماینده های شان را تعین و برای گفتگو داخل مسجد بیاید که متاسفانه معترضین که در بین شان افراد استفاده جو حضور داشتند نماینده ها را بشمول ریس صاحب محکمه سنگباران و داخل محوطه ولسوالی شدند. ( این که با این همه تدابیر امنیتی اینها چگونه توانستند داخل محوطه ولسوالی شوند باید از نهاد های امنیتی مسوول پرسان و هیت هم به نتایج دست یافتند که حتما انعکاس میدهد )
همین که داخل محوط ولسوالی شدند مسجد را سنگباران و فیر نمودند که تصاویر جای اصابت مرمی در داخل مسجد که من ولسوال با حاضرین جلسه انجا بودیم ضمیمه گزارش است که بعدًا صدا فیر بیشتر شد نمی دانم که از کجا فیر میشد مردم از محوطه ولسوالی پراگنده شدند و متاسفانه یک شخص بنام رضا حد اقل ٢٠٠ متر دور تر و بیرون از دروازه و محوطه ولسوالی کشته شده است در حالیکه تمام نیروهای امنیتی داخل محوطه ولسوالی بودند و تعدادی ٧ نفر هم که زخمی شدند عاجل به شفاخانه انتقال و پنج تن شان بعدًا از پاسمان از شفاخانه رخصت شدند و دو تن دیگر شان هنوز تحت تداوی هستند .
سه سؤال أساسی اینجا مطرح است .
١ . وقتی یک قضیه جنایی اتفاق افتاده بود در حالیکه مجرمین گرفتار و به پنجه قانون سپرده شده بود چی نیاز به آشوب ؛ تظاهرات و حمله بالای مسجد ولسوالی و شخص ولسوال بود ؟
٢ . معترضین که خود را عاقل و دانا میدانند و میخواستند تظاهرات کند چرا مطابق به قانون نیامدند جواز نگرفتند و نیروهای امنیتی در جریان نگذاشتند؟
٣ . اینها به کدام دلیل و به چی جرم میخواست ولسوال را به قتل برساند که راپور نهاد های امنیتی ضمیمه گزارش است .

در جمع بندی به صراحت میتوانم بگویم

١ . دست های پیدا و پنهان کلان دنبال این قضیه بود که قضیه جنایی را سیاسی ساختند تا أهداف شوم شان که به خیر و نفع مردم نیست براورده و سلطه شان کمافی سابق بر مردم دوام داشته باشد.
٢ . تعدادی افراد مشخص که میخواست قومندان امنیه و یا هم ولسوال شود افراد استفاده جو شان را در میان معترضین جابجا و از احساسات انها سو استفاده کردند.
٣ . افراد و أشخاص سیاسی که نقش شان در جاغوری کمرنگ و بی تاثیر شده از احساسات پاک مردم بیچاره توسط افراد استفاده جو شان سو استفاده کردند.

این بود گزارش قضیه مورخ ٧ و ٨ ثور در ولسوالی
جاغوری به مردم عزیز ما؛ امیدوارم که هیت قضیه را همه جانبه بررسی و نتیجه را با مردم شریک بسازد.

از برگه خانعلی رادمند

***

۱- نگاهی بر این روایت

اولا  : اقای ولسوال مدعی است مردم خواستار به گرفتن فاسیدن بودند که او را محاکمه ای صحرایی کند .باتوجه به فیلم های وموجود، انها چنین خواسته ای نداشتند استناد دادن این خواسته ای احمقانه توهین به شعور مردم است.

عصبانیت مردم به جواب ندادن ولسوال و نیامدن در روز اول در میان مردم است . مردم اعتقاد داشتند که ولسوال مصروف فراری دادن قومندان وامیر جنایی است. چون از نظر مردم انها متهم اصلی هستند.

چون از نظر مردم مادر فساد ها امر جنایی وقومندان امنیه بوده و سر بازان به پیروی از انها، به سراغ لاشه های انها می رفته است.  اگر جنایت کار وفاسد دو سر باز بود چرا قومتدان امنیه وامیر جنایی فرار کرد ?!!. این مسله را بیش از هر کس ولسوال خوب می دانیست. مردم خواستار این بودند که فاسدین اصلی باید در محل جرم یعنی جاغوری بماند جزایش را از طریق محاکم دولتی در محل جرم بیبیند واین خواسته طبیعی وقانونی است. این که انها فرار کردند پاسخ گو کیست ?!  شما یا مردم عادی بچاره ?!

ولی ولسوال با چند ارباب نشسته بعد از طریق فیسبوک اعلان نمود که بامردم ملاقات کرده چنین کرده چنان کرده که دروغ بود .

چرا روز اول در میان مردم نیامدید!!?

روز دوم یعنی ۸ ثور  دوباره بجایی اینکه در میان مردم حاضر شوید با همان چند نفر که دیروز نشسته بودید در مسجد رفته، بدون اینکه اهمیت به مردم بیرون ولسوالی بدهید . ان وقت انتظار  دارید ان مردم که حیثیت اش به باد فنا رفته، عامل اصلی فراری داده شده بنشیند بیرون تا شما اگر میل مبارک شد جواب بدهید اگر نه گور پدر شان ، نه جناب ولسوال، این مردم باعزت ازان است که شما فکر می کنید .

مردم باهوش باغیرت دست به هیچ خرابی نزدند داخل ولسوالی شدند واز شما خواستار شدند که پاسخ دروغ فیسبوکی را کنار گذاشته، بلکه پاسخ حضوری بدهید که چرا قومندان امنیه متهم اصلی جنایت وامر جنایی فراری است نقش شما در این وسط چیست ?!

ایا پاسخ این سوال گلوله است انهم به سرو مغز دادخواهان، انها شیشه مسجد را شکستاندند یک شیشه ارزش ان را داشت که شما به مغز مردم شلیک کنید .

کی دستور شلیک داده ?! ظاهرا ولسوال دستور شلیک را منکر نیست ادعا می کند جای گلوله را نشان می دهند  به احمقانه ترین کار دست میزند چون ممکین است ان گلگوله را خودت شلیک کرده تاجای عکسش رابگیری نشان بدهی، تازه انها اگر شلیک هم کرده باشد که نکرده،ان قدر شعور داشته که به سقف شلیک کند نه بر سر افراد .

اما سه سوال تان :

١ . وقتی یک قضیه جنایی اتفاق افتاده بود در حالیکه مجرمین گرفتار و به پنجه قانون سپرده شده بود چی نیاز به آشوب ؛ تظاهرات و حمله بالای مسجد ولسوالی و شخص ولسوال بود ؟

اولا ولسوال صاحب دو بد بخت بچاره که ته مانده قومندان وامیر امنیه گیرش امده درست است که در ظاهر متهم اصلی است ولی در واقع متهم اصلی قومندان امیر جنایی است مردم وخودت خوب میدانید به همین دلیل مردم بر شما عصبانی هست که شما بجایی برخورد با فاسدان اصلی و به فراری دادن ان کمک می کنید اگر قومندان متهم اصلی نبودند برای چه فرار کردند یا فراری داده شد ?! بقیه چراهای تان هم نیاز به جواب ندارد. خنده اور است .

٢ . معترضین که خود را عاقل و دانا میدانند و میخواستند تظاهرات کند چرا مطابق به قانون نیامدند جواز نگرفتند و نیروهای امنیتی در جریان نگذاشتند؟

ولسوال صاحب خنده اورترین حرف که تا بحال شنیدم.

کدام نیروی امنیتی کدام قانون ?! همان نیروی که متهم به تجاوز برناموس مردم اند ?! منظور تان قانون مشاور فضلی وسکس است?! . حرف در میان اوردن از نیروی که امیر جنایی شان تاگلو غرق در جنایت است واز قومندان که خود متهم اصلی است دیوانه کننده است .

٣ . اینها به کدام دلیل و به چی جرم میخواست ولسوال را به قتل برساند که راپور نهاد های امنیتی ضمیمه گزارش است .

این سوال جدی است . باشما موافقم یعنی ولسوال چه جرم کرده که مردم این قدر عصابانی بودند که به قول خود تان ، شما را بکشد .

جناب اقای رادمند طرح این سوال بجای اینکه پرده از واقعیت موجود برمی دارد هیچ کمکی به شما نمیکند لطفا کمی عاقلانه ابراز نطر فرماید .

والسوال در اخیر بجایی دیدن رسوایی وفساد اخلاقی  دسته های نامری  پشت پرده شناسایی کرده که خوب بود بجای ولسوال شدن در پست کاشف دست های پشت پرده فعالیت میکرد تا زود تر به نتیجه مطوب میرسدیم.

اما نکات مثبت  و منفی این ولسوال جوان :

اول : نکات مثبت والسوال جوان

شاید برای اولین باردر ولسوالی جاغوری ، رادمند اولین والسوال جوان تحصیل کرده بود که پا در این ولسوالی گذاشت.

گرچند طبق قوانین باید ولسوالی ها طبق ازمون انتخاب شوند ظاهرا ازمون هم بر گذار شده بود که رادمند دران ازمون حضور نداشته است.

مهم نیست.  در این خراب شده کدام شخص با انتخاب امده که ولسوال جاغوری دوم شان باشد.

مهم این است که این بار، شخص ولسوال افراد جوان تحصیل کرده ودردمند است. انتظار این بود سنت های کفن کش های قدیمی راشکسته، وطرح های جدی برای معضلات ولسوالی در دستور کار قرار بدهند.

گرچند در شروع کار به اقدامات دست زد، نظیر منع تذکیره غیابی، وکم تر دیده شدن در مراسمات محلی ارباب خان کد خدا محله ، این کمالات را میتوان به عنوان نکات مثبت ولسوال جوان به شمارش گرفت.

دوم : اما نکات منفی در کار نامه عملی ولسوال جوان

۱-ارتباط با ارباب خان و…

اقدامات ولسوال جوان وسیاست او، در قبال افراد مارگیر وکار کشته، خیلی تاب نیاورد. گرچند رد پای او در جلسات به اندازه کفن کش های قدیم نبود، ولی کم کم اثار رد پای این ولسوال جوان در محافل های ارباب ، خان محله کم کم دیده می شد. همین نکته باعث شد که او بجایی اینکه دست به تغییر سیره قبلی کفن کشان بزند خود دچار دام انها شد.

۲- قطع ارتباط با نسل جوان :

ازولسوال جوان تحصیل کرده انتظار می رفت که ارتباط خوبی با نسل جوان وتحصیل کرده و نهادهای مدنی ورسانه وسایت های فعال در منطقه وافراد فعال فرهنگی داشته باشد.  بد بختانه ارتباط عمومی ولسوال صفر صفر بود . او ظرفیت پاسخ به یک سوال ساده را هم نداشت. من بارها با ولسوال شریف ارتباط گرفتم ایشان پاسخ دادند. ایشان در ارتباط با رسانه های فرهنگی، به اندازه شریف بدون تحصیل هم، ظرفیت نداشتند.

شاید ولسوال به شماره ناشناس پاسخ نمی داده ویا شاید به شماره های شناخته شده پاسخ نمی داده است?!.

۳- انتقاد پذیر نبود. شاید همین نکته ارتباط ایشان را با نسل جوان تحصیل کرده به صفر رساند . گلایه وشکایت انفرید وبلاک ها را در فیبسبوک زیاد از این ولسوال جوان شنیدیم. ولسوال که با نسل جوان تحصیل کرده، ورسانه های محلی ارتباط خوب نداشته باشد قبر خود را با دستان خود کنده است. دلیل عدم ارتباط ایشان با نسل جوان، صفت انتقاد پذیر نبودن او بود. نسل جوان نسل منتقد است. نمیتواند بی بندباری ظلم فساد اداری وفساد اخلاقی را تحمل کند. به همین دلیل میتوان ترس ولسوال جوان را از رسانه ونسل جوان تحصیل کرده به خوبی درک کرد.

نسل جوان نمی تواند بی نظمی ها وفساد اخلاقی امر جنایی را که خود تبدیل به یک جنایت کار شده بیبیند وساکت بماند. نسل جوان نمی تواند فساد ادارای بیبیند واز کنار او بسادگی رد شود .

نسل جوان نمی تواند قومندان وامر جنایی را در سری سفره هرکس ناکس بیبیند. تحمل کند از بزرگترین شخص منطقه که ولسوال باشد می پرسد اقای ولسوال ?!قومندان ، امرجنایی از مسولین اجرایی هستند الان باید بر سری وظیفه اش باشد در این مراسم عروسی چه میکند?! در فلان دعوت خصوصی به حق اشتراک می کند ?!  ابن همان نکته ای ظریف است که اقای احسانی نتوانست ازان بگزرد. وگفت : وقتی قومندان وامر جنایی را بر سری سفره تان می کشید انتظار نداشته باشید که بدست اوردنش تلفن شکارش کاری سخت باشد. نسل جوان از اقای رادمند می پرسد که وظایف قومندان وامر جنایی چیست ? ! اشتراک در مراسم عروسی وخصوصی وخانوادگی ?!!

اصلا وظیفه وکارایی تو در این وسط چیست ?!

۴- تسلیم در مقابل مافیایی خانی و اربابی

شاید دلیل ترک ارتباط والسوال جوان با نسل جوان فرهنگی، وجود خان وارباب وکفن کش های قدیمی- که ازان ها فافیا هم تعبیر می شود- باشد.

بعضی از این افراد در سرگرم کردن پاچه خواری نابغه ای رورگارند. عمری را در  این مسیر گذرانده اند. وازان طریق وبجان هم انداختن افراد محل وایجاد کردن دعواهای بیحاصل امرار معاش می کند.

طبعی است چنین دامی برای ولسوال جوان تازه کار و جیب خالی وسوسه انگیز است.

۵- قوانین ساختاری وانتصاب ها در ولسوالی چالش جدی دیگری ولسوال جوان بود.

بد بختانه در این ساختار فاسد، از لحاظ نصب وعزل دست ولسوال بسته است، پرسونل ولسوالی را حتی چبراسی وچای چی، صندلی شان از غزنی و کابل خریداری می کنند. با این حال اگر ولسوال در مقابل انها بیستاد بدون تعارف می گویند من را فلانی اورده وما به فلانی پاسخگو هستم نه به شما، اگر حرف هم به فلانی برسد او می گوید شما چه کار به کار او دارید اگر می خواهی ولسوال بمانی بچه خوب باش سرت به کار خودت باشد به تعبیر دیگر، کر وکور باشی .

حال ولسوال جوان در سری دو راهی قرار گرفته ، یا باید کر کور باشد یا نه به این وضعیت اعتراض کند دست از کار بکشد واین ذلت را قبول نکند، معلوم است که این افراد بجز چند کلمله سواد دیگر همه جایش از جمله جیبش خالی است به این سادگی کرسی را ایلا نداده وتا اخرین نفس به ان می چسپد تا اینکه مردم مفتضحانه او را از چوکی جدا نمایند . یعنی کر کور .

ولسوال جوان راه سوم هم داشت.  که اگر از هوش خود بدرستی استفاده می کرد می توانست تا حدودی اوضاع را مدیریت کند . ان راه سوم ارتباط خوب با شبکه های اجتماعی ورسانه وسایت های محلی بود .

او اطلاعات درست را از طریق افراد دسته چندم به رسانه ها میرساند. فساد اخلاقی وفساد اداری انها را مدیریت شده به اطلاع افکار عمومی رساده میشد ان وقت افکار عمومی نسبت به انها تصمیم میگرفت. وخطرات انها را گوش زد می کرد. باین طرح ان فرد ابرو وحیثیت اش رفته هیچ فردی ازان نمی تواند دفاع کند حتی ان فردی که چوکی را هم فروخته باشد نظیر قومندان وامر جنایی در قضیه فساد اخلاقی اخیر .

ولی ولسوال بجای جلو گیری از چنین فساد های، سعی تمام در سرپوش گذاشتن انها گرفت وفساد اخلاقی یک پلیس را چندی قبل، با۳۰۰ هزار افغانی گرفتن دادن به خانواده، این مسله را خاک پوشی کرد بدون ان که، کدام تدبیری در جلو گیری از چنین فساد های اندیشیده باشد.

۵- اختلاف قول، قریه ، دسته، سالهای سال است که بر ساختار قلبیه ای سایه انداخته ازجمله جاغوری ازان شدیدا رنج میبرد. ولسوال اگر زرنگ نباشد خیلی زود در دام این افراد خواهند افتاد. بدبختانه در میان این جماعت تنها ارباب ملا کد خدا ده نیستند، افراد روشن فکر دیگر اندیش دکتر مهندس همه نوع ادم دیده می شود. این واقعا دیوانه کننده است.

برای مثال در همین قضیه اخیر ، همین  دیگر اندیش ها فساد، بی ناموسی، ذلت حقارت، فراری دادن قومندان امنیه وامیر جنایی که منشا فساد بودند از همه مهمتر شلیک مستقیم بر مغز وسر مردم را نمی بیند وان وقت به برسی وبیگناهی بزرگترین مسول منطقه میپردازند ودراخیر نتیجه میگیرد که قربانی اختلاف دسته و… شدند. این درد دیوانه کننده است .

ادم بیاد سخن دکتر شریعتی می افتد که چه زیبا گفت دکتر شریعتی:

برای کسی که میفهمد
هیچ توضیحی لازم نیست
و
برای کسی که نمیفهمد
هر توضیحی اضافه استآنانکه میفهمند
عذاب میکِشند
و
آنانکه نمیفهمند
عذاب می دهندمهم نیست که چه “مدرکی” دارید
مهم اینه که چه “درکی” داری
156بازدید

کامنت بسته شده است.