جنبش روشنایی؛ آغاز و فرجام

عزیزالله جاغوری ۱:۱۱ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
جنبش روشنایی؛ آغاز و فرجام

نوشته خیلی عالی از دکتر نجیب الله شرافت بخوانید.

جنبش روشنایی؛ آغاز و فرجامFB_IMG_1559997926679_1

برای دستیابی به یک تحلیل درست و منطقی از جنبش روشنایی ضرورت دارد که از روش مقایسه و تحلیل تطبیقی بهره ببریم؛ مقایسه بین جهاد مجاهدین و سرانجام حزب وحدت اسلامی از یک‌سو و آغاز و فرجام جنبش روشنایی از سوی‌دیگر. در این نوع تحلیل با نیم نگاهی به گذشته و آنچه بالعیان دیدیم، آینده را به بررسی می‌گیرم. در این نوع تحلیل فرجام گذشته گواهی بر فرجام آینده خواهد بود.
خیلی‌های ما زمانی را که جهاد مقدس مردم افغانستان علیه روس شروع شد بیاد داریم؛ مردم با دستان خالی اما با ایمان محکم و راستین و اخلاص و صداقت و راستی در عملکردها خیلی از نقشه‌ها و سناریوهای دشمنِ تا به دندان مسلح روس را نقش بر آب و شکست‌های مذبوحانه‌ای را بر آنها تحمیل می‌کرد؛ نمونه روشن آن را در جاغوری و بخصوص در منطقه سرلومان با چشمان خود مان دیدیم.
در این دوران با وجود برخی از مشکلات از قبیل گروه‌گرایی‌ها، مردم احساس عزت و پیروزی و شرف می‌کردند؛ جهاد و شهادت از اصالت خودش برخودار بود. حفاظت و صیانت از خاک وطن و دین و دیانت و ایستادگی در برابر متجاوز در پست و خون مردم عجین شده بود؛ آن‌چنان ایستادگی با تفنگ برنو و سوربه در برابر توپ و تانک و بمب‌افگن‌های روس حالا هرگز در مخیله ما نمی‌گنجد و اگر آن را برای بچه‌های امروزه بگوییم به افسانه می‌نماید. این روند ادامه داشت و برآیند آن تشکیل حزب وحدت در سال ۱۳۶۷ بود؛ احزاب هشت‌گانه شیعیان منحل و همه حول محور حزب وحدت گردهم آمدند. با تشکیل حزب وحدت، عزت و اقتدار ما چند برابر گشت و امید رهایی از بیچارگی‌های هزار ساله و سرنوشت نکبت محتوم در میان هزاره‌ها روز به روز بیشتر و بیشتر می‌شد. ثمره‌ی این اتحاد و یکپارچگی در بیده بیستان سیاسی و مذاکرات با اقوام دیگر خود را به خوبی نشان می‌داد؛ هزاره‌ها و شیعیان دیگر آن جوالی‌ به دوشان گذشته نبود حالا در تعیین سرنوشت‌شان مؤثر نشان می‌دادند.
اما افسوس و صد افسوس که دیری نپایید و عمرش بسیار کوتاه رقم خورده بود؛ از زمان که اصحاب غدر و بندگان زر و قدرت چمبره‌ی قدرت‌خواهی خود را بر ستون فقرات حزب وحدت گستراند و با لابی‌گری‌های درون حزبی منحله سابق تمامیت‌خواهی خود را بر دیگران دیکته کرد، ستون فقرات حزب وحدت شکست و شکوه و عظمتش را از دست داد و باردیگر جامعه‌ی هزاره به راه گذشته خود برگشت و حزب وحدت به حزب چارپاره تبدیل گشت؛ شما در کجای دنیا دیدید یا شنیدید که حزبی مثل وحدت چارپاره هزاره‌ها باشد؛ این حزب، شبیه وحدت وجودی ملاصدرایی شده که وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت؛ هر کدام از رهبران خردمند و فرزانه خود را رهبر حزب وحدت می‌دانند و دیدیم آنچه را نباید می‌دیدیم؛ تحمیل جنگ‌های غرب کابل، فاجعه افشار و از دست دادن نیروهای زبده و جنگی و هزاران کشته و زخمی و افتادن در دامن هر کس و ناکس و بالاخره تسلیم شدن مزاری و یارانش به طالبان و در نهایت کشته شدن و از دست رفتن این سرمایه‌های عظیم جامعه هزاره خیلی مفت و مجانی بدون اینکه کوچک‌ترین دستاورد قابل بیانی داشته باشد.
شهادت شهید مزاری، اخلاصی، ابوذر و … واقعا جانکاه و جبران‌ناپذیر بود. در رقم خوردن این سرنوشت بدخیم عوامل متعددی نقش داشت اما آنچه بیش از همه مؤثر و قابل چشم‌پوشی نیست تفرقه و سرچشمه این تفرقه که همانا خود‌خواهی‌ها و تمامیت‌خواهی‌های دسته‌ی خاص وابسته به یک حزب منحله سابق بود؛ تحمیل شکست‌های غرب کابل، فاجعه افشار، تلفات سنگین انسانی، تسلیم و شهادت مزاری و یارانش یک شبه اتفاق نیفتاد بلکه تمام این حوادث ریشه در گذشته‌ی تلخ چند پارچه شدن حزب وحدت داشت و آبشخور سرنوشت ذلت‌بار امروز تیکه‌داران هزاره‌ها نیز همان گذشته بدفرجام حزب وحدت و سلطه‌ی اصحاب غدر بر گرده‌ی هزاره‌هاست؛ مسابقه رهبران خردمند و فرزانه در کش و فش داشتن هرچه بیشترشان را از یاد نمی‌بریم که گاهی یکی به دیگری به طعنه می‌گفت فلانی چشم دیدن این کش و فش مه را ندارد؛ یکی در ساختن شهرک‌ها ‌و دیگری در گرفتن زنان بیشتر و … گوی سبقت را از همدیگر می‌ربودند.
وقتی گلوی دختر بچه‌ی هزاره در زابل گوش تا گوش بریده شد و مردم جنازه‌اش را تا کابل و جلوی ارک بر دوش کشیدند با تمام سبوعیت و درندگی از آن به گوشت قصابی تعبیر کرد و کمر میلیون‌ها عدالت‌ها را درهم شکست و روزی که لین ۵۰۰ کیلو ولت ترکمنستان ظالمانه تغییر مسیر داده شد این رهبران خردمند و فرزانه با خالی‌کردن پشت دادخواهان و عدالت‌طلبان ۸۲ قربانی و بیش از ۴۰۰ زخمی از مردم هزاره گرفتند.
با توجه به آن گذشته، بیاییم حال و آینده جنبش روشنایی را به تحلیل بگیریم:
اولاً مردم افغانستان و بویژه جامعه شیعه و هزاره مردم متدین و باورمند به عقاید و ارزش‌های دینی و به شدت سنتی است، نادیده گرفتن این باورها و گاهی به صراحت تاختن علیه این ارزش‌های دینی از هیچ‌کس پذیرفتنی و قابل اغماض نیست.
ثانیاً عبرت‌آموزی از گذشته و دچار نشدن به سرنوشت پیشینیان و نغلطیدن در مسیر اشتباه گذشتگان و گزیده نشدن از سوراخی که یکبار از آن گزیده شده است در نزد عقلایی عالم امر پذیرفتنی است.
ثالثاً امروزه صداقت و راستی و درستی شاخصه بسیار شفاف و روشنی برای ارزیابی افراد و بخصوص کسانی که داعیه لدری و راهبری جامعه را دارند، می‌باشد و دیگر آن زمان گذشت با ریا و تظاهر بتوان دیری دوام یافت.
رابعاً تک روی‌ها، استبداد رأی، تمامیت‌خواهی، اعمال سلیقه‌های شخصی، باند و باندبازی، ترجیح منافع شخصی بر منافع جمعی، دوری از خرد جمعی، عدم وسعت نظر، عدم سعه صدر، فریبکاری، و … امروزه بازار خود را از دست داده و خواهان را به ورطه‌ی انزوا و شکست و نابودی خواهد کشاند.
خامساً امروزه دیگر میدان میدان دیموکراسی و آزادی بیان و رسانه و قلم و … است از دید تیزبین رسانه‌ها و صاحبان قلم به آسانی چیزی پوشیده و مخفی نمی‌ماند؛ در چنین فضای تلاش برای پوشاندن اشتباهات و خودخواهی‌ها و کیسه دوختن برای خالی کردن جیب‌های مردم، تلاش بیهوده و بی فایده‌ی است.
سادساً و مهم‌تر از همه موارد قبل، بداخلاقی‌ها، عدم رعایت اسلوب صحیح کارهای گروهی و دسته‌جمعی، عدم پایبندی به موازین شرعی و اخلاقی و عدم امانت‌داری در بیت‌المال و خیانت به اعتماد مردم و … پایه‌های سست و بی‌بنیادی هستند که بنا ساختن روی آن همان بیت عنکبوتی است که با وزیدن نسیمی فرو خواهد ریخت.
جنبش روشنایی در آغاز همان آوای دل‌نشین و نسیم جان افزای بود که بر جان بی‌رقم و کالبد بی‌جان جامعه هزاره و در کل جامعه افغانستان وزید و این پیکره بی‌جان را جان دوباره بخشید. جنبش روشنایی آن صدای همیشه خفته در گلوی میلیون‌ها انسانی عدالت‌خواهی بود که آرزوی تاریخی خود در آن یافته بود. جنبش روشنایی صدای عدالت‌خواهی عدالت‌خواهان همیشه محروم تاریخ بود که امروزه از گلوی بریده تبسم فروان کرده بود. جنبش روشنایی ناله‌های دردناک ناشنیده‌ی جوالی‌بدوشانی بود که ستون فقراتشان در زیر بار ستم‌ها خمیدند و جنبش روشنایی پژواک ناله‌های چهل‌دخترانی بود که برای حفظ عفت و پاکدامنی‌شان خود را در درون کوه دفن نمودند.
قداست و پاکی این خیزش میلیونی در تاریخ افغانستان کم‌نظیر و بی‌نظیر بود چون سرچشمه آن پاک و زلال بود و چون پاکی خود از خون دختر بچه‌ی به عاریه گرفت که مظلومانه در زیر تیغ سپاه جهل و جنون جان داده بود.
این سرآغاز پاک، همیشه پاک خواهد ماند؛ این سرآغاز مبارک و میمون، همیشه مبارک و میمون خواهد ماند آن خون گلوی تبسم و آوای خوش عدالت‌طلبی همیشه تازه و طنین انداز خواهد بود این سرچشمه گوارا، برای همیشه در دل تاریخ سپرده و برگ زرینی در دفتر تاریخ خواهد ماند؛ نه زوزه‌ی گرگان و روباه‌هان آن را به خاموشی می‌گرایاند و نه وسوسه‌ی خناسان آن را از دل‌ها پاک می‌کند و نه جلوه‌گری آدم‌های هزار چهره آن را به انزوا می‌کشد؛ اما این‌چنین نیست که هر سرآغاز نیک به فرجام نیک بی‌انجامد و این چنین نیست که هر شروع مبارکی به سرانجام میمونی برسد. جنبش روشنایی آغاز مبارکی داشت اما فرجام نامبارک؛ چرا که سران و گردانندگان آن همان راهی را پیمودند که سران مسلط و تمامیت‌خواه طیف‌خاص حزب وحدت آن پیموده بودند و باردیگر جامعه هزاره از سوراخی گزیده شد که بار قبل از آن سوراخ گزیده شده بود؛ زیرا بعد از همایش ۲۰ ثور ۱۳۹۵ در مصلای شهید مزاری انشقاق‌ها شروع تا اینکه بعد از ۲ اسد همان سال؛ یعنی بعد از قتل و کشتار هزاره‌ها در چوک دهمزنگ درگیری‌های درون هزارگی اوج گرفت و این تفرقه‌ها و چنددستگی‌ها به مرور خود را بیشتر در لایه‌های زیرین جنبش نشان داد و هر چه زمان بیشتر می‌گذشت ریزش‌ها نیز در جنبش روشنایی بیشتر به چشم می‌خورد تا اینکه امسال (۱۳۹۸) کوس رسوایی آن عالم‌گیر شد و سران جنبش چوب حراج بر دار و ندار جنبش زدند و زمزمه‌های انشعاب و جنبش چند پارچه به گوش‌ها رسید و جنبش روشنایی به سرنوشت حزب وحدت چارپاره دچار گردید.
عدم شفافیت در حساب‌رسی‌ها مالی، رفتارهای پوپولیستی، ریا و فریب‌کاری، عدم صداقت و راستی با مردم، استبدادرأی و خودبینی، خود را در قامت رهبر جامعه دیدن، برخوردهای احساساتی، بازی با ارزش‌های دینی و باورهای مردم، تمامیت‌خواهی طیف خاص و در یک کلام رفتار بر اساس منافع شخصی و عدم رعایت موازین اخلاقی و ارزشی و دنیاطلبی برخی از سران جنبش از عواملی این فرجام نامبارک است.
به نظر می‌رسد یارگیری‌های جدید جنبش در سمرقند ازبکستان نه تنها عاملی برای کاهش تنش‌های درونی جنبش نخواهد شد که عاملی برای افزایش تنش‌ها خواهد بود. در این جلسه غیر از بهزاد باقی لدرهای جنبش از قبیل مهدوی، رحمانی، ذوالفقار امید، ناجی، شیخ ناصری، ریحانه آزاد و شاه‌گل رضایی به چشم نمی‌خورد فقط افراد رده دوم جنبش در این جلسه حضور یافتند؛ خود این نوع عملکرد شکاف‌ها را نه تنها ترمیم نمی‌کند که عمیق‌تر می‌کند و لذا باید سر از همین امروز منتظر واکنش‌های تند و تخریب‌ها و پرده‌دریهای جدید از سوی سران جنبش و اعضای عادی آن علیه همدیگر باشیم.

77بازدید

کامنت بسته شده است.