حاشیه ای بر متن غم

مدبریت ۷:۵۶ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
حاشیه ای بر متن غم

28safarدر آستانه رحلت جانگداز پیامبر رحمت (ص) و شهادت جانسوز سبط اکبرش امام حسن مجتبی (ع) که به همه محبان و پیروان این دو شخصیت عظیم تسلیت باد، از شنیدن خبر خود کشی و دیگر کشی در دیارم، غمی بدل نشست که خواب را آشفته کرد. انسان خلیفه خدا در زمین، مسجود ملائکه و حامل روح الهی و کسی است که خدا با آفرینش او بخود آفرین گفت «فتبارک الله احسن الخالفین» چنین موجودی برای جاودانگی و عاقبت بخیری آفریده شده است، نه چون آدم برفی، برای بازی. با هیچ بها یا بهانه ای نمی توان انسانی را کشت، نه خود را و نه دیگری را.در قرآن کریم، قتل نفس، قتل تمام بشریت و احیای آن، احیای تمام بشریت دانسته شده است.

اما سوال این  است، چه می شود که انسانی بجایی می رسد که دست به جرم و حتی قتل نفس می زند؟ چند عامل وجود دارد:

۱-  بحران معنویت: این بحران وقتی  به وجود می آید که انسان یا جامعه معنای زندگی را گم می کند. زندگی با دین معنادار می شود. در قحطی دیانت و ایمان به خدا و روز جزا که در آن به کرده های انسان رسیدگی می شود،انسان دست به هر کاری می تواند بزند. بزهکاری و نا هنجاری های اجتماعی زیاد می شود و جان و مال و آبروی مردم دیگر حرمتی ندارد.

۲-  جهل: جهل نقطه مقابل عقل یا دانایی است. عقل و دانایی سنجه تشخیص مصلحت در فرد و جامعه است. در خلاء عقلانیت، قدرت تشخیص مصلحت وجود ندارد و عواقب دنیوی یا اخروی کارها سنجیده نمی شود. در چنین حالتی، صدور هر گونه رفتار و اقدامی از انسان ممکن است.

۳-  فقر: فقر عامل بسیاری از ناهنجاریها و بزهکاریها در جامعه است. انسان فقیر دست به هر جرم و جنایتی ممکن است بزند، از خس دزدی تا سرقت های مسلحانه، آدم ربایی و در نهایت قتل نفس خود یا دیگران. انسان فقیر نمی تواند از راه های مشروع و متعارف خواسته های نفسانی خویش را برآورده کند. بنابراین ممکن است برای رسیدن به این خواسته ها به خشونت متوسل شود و همه حریم ها حرمت ها را زیر پا بگذارد.

سوال دوم: این است که این عوامل سه گانه از کجا می آیند؟

جواب کوتاه این است که همه این عوامل ناشی از تقصیر انسان است. خدا انسان را از همان اول عاقل آفرید. عقل پیامبر درونی و سنجه تشخیص مصلحت است. سپس دین و پیامبر بیرونی را فرستاد تا انسان را به سبیل (راه درست) هدایت کند، باشد که این موجود مختار شاکر شده و راه درست را انتخاب کند. تمام کائنات را برای انسان آفریده و مسخر او گردانید تا این جانشین خدا در زمین با ایجاد آبادانی در آن، توزیع عادلانه و استفاده بهینه منابع آن،هم در این دنیا برخوردار زندگی کند و هم زندگی ابدی خود را رقم زند. چنین نشد.

سوال سوم: این عوامل چه رابطه ای باهم دارند؟

ویل درانت مورخ شهیر امریکایی در کتاب تاریخ تمدن این پرسش را مطرح می کند که «آیا مردم به سبب جهل فقیرند یا این که بر اثر فقر جاهلند؟» جواب او هرچه باشد، در جامعه ما «جهل» و «فقر» مانند مرغ و تخم مرغ است که نمی توان گفت کدام اول و دیگری ناشی از آن است. ولی این حقیقت روشن است که میان این دو، رابطه دَوری برقرار است که هریک دیگری را تقویت و تشدید می کند. فقر، جهل می زاید و جهل باعث فقر می شود. در کلام مولای متقیان فقر عامل زوال دین و عقل خوانده شده، آن جا که به فرزندش،محمد حنفیه، میفرماید: «فرزندم، من از فقر بر شما خوف دارم، از فقر به خدا پناه ببر زیرا فقر دین انسان را تباه و عقل انسان را سرگشته و سرگردان می کند و دشمنیرا بر می انگیزد».پس این سه عامل در هم اثر دارند و یکی دیگری را تولید می کند بلکه همه یک چیز، و آن فقر است؛ یکی، فقر معنوی و دینی،دیگری فقر عقلی و علمی و سومی، فقر مادی و معیشتی. برای زدودن این فقر مرکب باید کاری انجام شود.

سوال چهارم این است که زدودن این فقرسه لایه از چه راه ممکن است؟

برای این کار باید نهادهای دینی، فرهنگی و اقتصادی را ایجاد و سپس تقویت کرد. مجموعه افرادی که امروز در سطح منطقه جاغوری و افغانستان دست به جرم و جنایت می زنند افراد بی سواد، بیکار و درآمدو دارای مبانی اعتقادی و تربیتی ضعیفی اند. اگر این افراد تربیتی درستی داشتند، دارای سواد و تحصیلی بودند که بتوانند شغلی پیدا کنند و یا اگر در هر منطقه، کار خانه یا نهاد اقتصادی وجود داشته باشد که این ها در آن مشغول کار شوند، دست به بزه و جرم نمی زدند. این مهم در دنیای امروز از مسئولیت های دولت های ملی است. اما در افغانستان، چنین انتظاری از دولت بی کفایت قبیله ای که خود از افرادی تشکیل یافته که سخت گرفتار این فقر مرکبند، انتظاری بجایی نیست. باید علما، فرهنگیان و ثروتمندان خیّر مناطق مختلف، متناسب با توان خویش برای رسیدن به این هدف کاری انجام دهند.

از مهمترین نهادهایی دینی مساجد است. مساجد اگر به عنوان پایگاه های فرهنگ دینی خوب مدیریت شود و دارای برنامه های مستمر معنوی و تربیتی باشد جامعه با بحران و خلاء معنویت مواجه نمی شود.مسجد گزینه بی بدیل است که هیچ نهادی نمی تواند جای آن را پر و نقش آن را به عهده بگیرد.سخن از تقویت نهادهایدینی سخنی از روی تعبد نیست؛ به اعتراف عقلای عالم یکی از کارکرد های دین، نقش درمانی آن است. دین و اعتقاد دینی تأثیر کم نظیری در درمان امراض روحی افراد و جوامع انسانی و کاهش ناهنجاریها و بزهکاری های اجتماعی دارد. راهکاری بنام «معنویت درمانی» در دنیای امروز چیز شناخته شده ای است و در بسیاری از جوامع از آن استفاده می شود و در این راستا گاه دست به جعل کیش ها و معنویت ها و عرفان های کاذب می زنند. لذا مسجد،این نهاد مقدس دینی را باید همواره تقویت کرد. کتابخانه دینی و فرهنگی یکی دیگر از نهادهای مؤثر در این زمینه است. تأسیس کتابخانه در منطقه ما در این راستا صورت گرفت. برای مدیریت درست و اثر بخش مسجد منطقه هم اگر آیین نامه ای که چند سال پیش تهیه شد، عملی و اجرا می شد شاید امروز شاهد این رشته فجایع نبودیم.

اما با همه آن چه گفته شد، این عوامل مجوز جرم و جنایت نیست. انسان مختار است؛ این عوامل از او سلب اختیار نمی کند، او مسئول اعمال و کردار خویش است و باید پاسخگوی سوء اختیار خویش باشد. ولی این پاسخ گویی باید در چهار چوب قانون صورت گیرد و مسئولان حکومتی و بزرگان جاغوری نباید تسلیم خواسته های فراقانونی هیچ طرفی از اطراف قضایا شود.

گزیر و گریزی از قانون نیست و دین هم بر قانونِ ناشی از عقلانیت عقلا صحه گذاشته است. اگر به قانون عمل نشود و قانون گرایی نهادینه نشود هیچ جامعه ای سامان نخواهد یافت. این حوادث غم انگیز را به کسانی که از آن سوگوار شدند تسلیت می گویم. از خدای متعال می خواهم این حوادث را آخرین از این نوع قرار دهد! آمین یا رب العالمین!

نوشته شده توسط  رسول حمیدی

882بازدید

کامنت بسته شده است.