!خطرناکترین حیوان روی زمین

مدبریت ۱۲:۴۲ ب.ظ ۲

می گویند دربخشی از باغ وحش نیو یورک، تابلوی جالبی زده اند و درآن نوشته اند که آیا مایلید خطرناکترین جانور روی زمین را بیبینید؟ این تابلوی وسوسه برانگیز، هر بازدید کننده ی را تحریک می کند که باید برود بیبیند این چه حیوانی است که از شیرو پلنگ و اژدها ونهنگ و… خطرناکتراست؟! وقتی فلش راهنما را دنبال می کند سرانجام می رسد به یک آیینه ی بزرگِ قد نما که فقط قیافه و هیکل خودش را تمام و کمال نشان می دهد! تازه متوجه می شود که خودش را که دست کم گرفته بود چه هیولای خطرناکی است!! واین حیوان دوپای سخنگو (انسان) خطرناکترین حیوان روی کره ی زمین است که اگر غریزه ی خشم وغضب خودرا مهارنکند و خوی درندگی و بی رحمی را به نمایش بگذارد تمام حیوانات درنده وچرنده وخزنده و… را که ادعای خطر آفرینی دارند سرجایش نشانده شرمنده ی خودش خواهد کرد!

راستی آیا کدام جانور قادر است در عرض یک لحظه دهها هزار انسان و زنده جان وگیاهان را با یک بمب دست سازخودش نابودکند؟

آیا تاهنوز کسی از ترس حیوانات درنده ی موجود دردشتها و بیابانها ی وسیع که شاهراههای بزرگ انسانها از سینه شان عبورکرده است،از تردد با وسایل نقلیه، صرف نظر کرده است؟  ولی از ترس انسان نماها(دذدان و آدمکشان و…) چطور؟ کسی جرأت دارد که حتی با قویترین وسریعترین موترها و در روز روشن بدون سایه ی پلیس و احتیاط کامل، ازترس این جانوران از این شاهراههای پر تردد عبور و مرور کند؟

این پیش درآمد را برای آن نگاشتم تا به این نکته ی مهم اشاره نمایم که انسان می تواند حیوان درنده ی انسان نما شود که درنده تر و خطرناکتر ازهمه ی حیوانات دیگر باشد.

اکنون با این حساب می گویم: آیا وقتی ما روزانه صدها ملیون زنده جان بی خطر دیگرهمانند گوسفند وگاو شترومرغ وماهی و… را می کشیم و تکه تکه کرده روی آتش کباب می کنیم و می جویم ومی خوریم چرا احساس گناه و قساوت نمی کنیم؟ بلکه درست برعکس، احساس لذت و نشاط می کنیم. اما وقتی پای مجازات یک حیوان درنده تری انسان نما که عامل مرگ دلخراش و وحشت ومصیبت چندین انسان بی گناه دیگر شده است، به میان می آید تن مان می لرزد وحتی زبان مان به گفتنش نمی آید؟

اگر ما باید تا این حد مهربان باشیم چرا روزانه ملیونها حیوان بی دفاع و بی گناه دیگر را تکه تکه کرده بخوریم؟

چرا به حال قربانیان این موجود خطرناک که بی گناه کشته شده اند رحمی نمی کنیم؟

آیا این تعامل مهربانی با قاتلان و آدمکشان حرفوی درست همانند این نیست که کسی به شما به قصد کشتن چاقو بزند وشما بوسه بردستانش زده نوازش کنید و هرگزدست به اقدامی که اورا از پای دربیاورد نزنید؟

مهمتر از همه اینکه مجازات شدید اعدام برای قاتلان و مجرمان فوق خطرناک(خطرناکترین درندگان)، که فقط برای درس عبرت وزهرچشم دیگر مجرمان و جلوگیری از کشته شدن بی گناهان بیشتر وتأمین امنیت انسانها باشد چه اشکالی خواهد داشت؟

مثلا اگرپلیس در روی سرک دو نفر را بیبینید که یکی ظالم و زورگو و دیگری مظلوم وبی گناه است اما شخص زورگو اقدام به کشتن آن بی گناه بکند و جلوگیری از این جنایت جز با ازپا درآوردن آن مهاجم امکان نداشته باشد، پلیس باید چه کارکند؟ دست از دست خطانکند که آدم کشته می شود وفقط صاف بایستد تماشاکند؟ یا جلو این کشتار را هرچند به نابودی فردمهاجم تمام شود بگیرد؟

من فکر می کنم أشد مجازات ممکن که اعدام است بعد از طی مراحل قانونی وثبوت جرمهای فوق خطرناک، همانند مثال فوق، برای جلوگیری از جرمهای بیشتر و عبرت دیگران است از سوی دیگر، چرا هزینه زندگی ونگهداری یک جانی در حبس ابد، روی جامعه و انسانهای بی گناه باشد؟ ممکن است درجامعه افرادی باشند که برای ادامه حیات خویش غذا ومایحتاج دیگر نداشته باشند ضمن اینکه نگهداری هریک ازچنان مجرمان خطرناک، روی هم رفته توانایی وزمان کاری یک فرد بی گناه از افراد جامعه (زندان بان) را در بر می گیرد.

آیا امروز که درکشورما روز بروز دستان بیشتری به خون مردم بی گناه آغشته می شوند وشوق وحرص کشتن بیشتر می شود نه بخاطر این است که آدمکشان احساس می کنند آخرین مجازات آنان اگرتعقیب ودستگیرشوند، چند روز زندگی درزندان است وبس؟ وبه این باور حتمی رسیده اند که مسئولین دست و دلباز ومهربان کشورمان (اگرتشویق نکنند وجایزه ندهند)عزم جدی برأشد مجازات شان ندارند؟

سخن کوتاه، به نظرمن مجازات مجرمین که جرم سنگین دارند و مستحق أشد مجازاتند برای جلوگیری از جرمهای بیشتر و تأمین امنیت جانی وروانی شهروندان، خلاف عقل و اخلاق بشری نخواهد بود.

این یاد داشت اجمالی، فارغ از بحثهای تخصصی حقوقی،فلسفی،اخلاقی، تربیتی،روانشناسی و جامعه شناسی، صرف برای اظهارنظر شخصی این حقیر ودر پاسخ به نظر برادرعزیزم جناب زردادی درذیل یاد داشت قبلی ام با عنوان”قانونی شدن کشتن حیوانات!” دریک فرصت کوتاه نگاشته شده است که در ابتدا می خواستم در بخش کامنتها و در ذیل کامنت ایشان بگذارم اما سیستم بلاگفا برمن خرده گرفت که نظرشما طولانی تر از یک نظر است و گویا به صورت غیر مستقیم پیشنهاد داد که به صورت یک پست مستقل گذاشته شود من هم از قطعه قطعه کردن نظر خود داری نموده آنرا تحت عنوان این پست ارسال نمودم امید وارم با بزرگواری تان نواقص آنرا نادیده بگیرید. گرچند من عادت وحوصله ی بحثهای کامنتی راندارم اما این بار، خودم نیزنفهمیدم که چراو چگونه تا این حد قوه ی مباحثه و تعامل فکری واجتماعی ام گل کرد! ازدو دوست عزیز نظر دهنده ی دیگر، بخصوص حسن گرامی نیز ازعمق جان ودل سپاسگذاری می شود که به یاد داشت پراکنده ی این حقیر بذل توجه فرموده اند خدارا گواه می گیرم اگر دستم به دستان نازنین تان برسد به نهایت گرمی و احترام می فشارم!

عین نظردوست ارجمندم زردادی این است:

“آقای بیدار عزیز !
بهتر آنست که یک کسی پیدا شود و کشتن این به گفته ی شما حیوان دوپا را کاملاً غیر قانوی اعلان نموده و بکلی منع کند. انسان نباید به هیچصورت کشته شود ، در بد ترین حالت ، مجازات انسان حبس ابد باید باشد وبس. به امید آنروز
قانونی کردن کشتن انسان یک کمی اشکال اخلاقی دارد و بزبان حتا جور نمی اید.”

1,097بازدید

۲ دیدگاه »

  1. رحمانی میزان ۲۷, ۱۳۹۰ در ۱۱:۱۴ ب.ظ -

    چهارشنبه ۲۷ مهر۱۳۹۰ ساعت: ۲۳:۱۴

    جناب بیدار سلم. در کشورما به مجرمان جایزه داده میشه و بی گناهان مجازاتمیشه. اینجا افغانستان جان است جایی که صدها سال تاریکیمطلق بوده

  2. حکمت الله عقرب ۳, ۱۳۹۰ در ۱:۳۲ ق.ظ -

    سه شنبه ۳ آبان۱۳۹۰ ساعت: ۱:۳۲

    بسیار تشکر نویسنده ی عزیز
    کاش آنروز برسه که ملت ما به قسمی تربیه شوه که کسی جرمی مرتکب نشوه تا مجازات نشوه