خواهم رفت…

مدبریت ۵:۳۸ ب.ظ ۹

بنام خداوند!

لومانی

 خواهم رفت …

 به خدا خواهم رفت از ین شهر شما

سرد و خاموش سخت اما، بی صدا

این دلم آزرده از رنج شما است

میرم از دنیای پر رنج  شما

خسته ام زین جور های رنگ، رنگ

خسته ام زین قلب های همچو سنگ

میروم ان دور ها،  دور از شما

سرد و خاموش سخت اما، بی صدا

میشوم ستاره در شب های مهر

میشوم هم خانه با دنیای مهر

شب همه شب سوختن کارم شود

ماه و پروین یار و غمخوار م شود…

م. لومانی! مینسک- بلاروس!

+;نوشته شده در ;پنجشنبه سوم شهریور ۱۳۹۰ساعت;۱۷:۳۸ توسط;میر احمد لومانی; |;

1,118بازدید

۹ دیدگاه »

  1. خاموش، از سوئدن سنبله ۵, ۱۳۹۰ در ۱۲:۰۳ ق.ظ -

    شنبه ۵ شهریور۱۳۹۰ ساعت: ۰:۳

    سلام لومانی عزیز بسلامت باشی.

    لومانی عزیز! یک شعری را برادرم صمیم طلائی به من و برادرم علی تقدیم کرده بود، و من دوست دارم این شعر را به شما، به عنوان هدیه ی کوچک تقدیم کنم.

    های پرستوهای دور افتاده ازآغوش گرم آشیانه

    بازگردید !

    بی شما پایز وفروردین،

    موسفیدی زمستان

    وکاکل سبز شقایق

    برمن وبرخاک کورستان اجدادم

    فصل بی تفکیک خواهد ماند.

    بی حضورتان

    برلبان تشنهء گلدان

    قطره ای باران نخواهد ریخت

    بی حضور تان

    طفل تو، طفل همسایه طفل میهن

    تکه نانی را به آرامی به دستانش نخواهد برد

    بی حضورتان

    خاک اجدادی مان را باد خواهد برد

    باز گردید

    عشق من آغوش من

    تا هنوزهم گرم گرم گرم

    ونقش پای تان در کوچه های قلب من باقیست

    باز گردید

    تادر آویزیم در آغوش هم

    وباز سازیم این میهن مخروبه مان را

    بازگردید………..!!

  2. خاموش سنبله ۱۱, ۱۳۹۰ در ۱۱:۱۲ ق.ظ -

    جمعه ۱۱ شهریور۱۳۹۰ ساعت: ۱۱:۱۲

    لومانی عزیز ضزب المثل هزارگی میگوید:
    زمانه نسازد تو با وی بساز

  3. میراحمد لومانی سنبله ۱۱, ۱۳۹۰ در ۶:۳۹ ب.ظ -

    جمعه ۱۱ شهریور۱۳۹۰ ساعت: ۱۸:۳۹

    خاموش عزیزسلام و درود بر شما!
    امید وارم تا ایام را بر وفق مراد گذرانیده و حضرت داد آر ناجی و نگهبان تان باشد. شب و روز ها ی عید است که در این فرصت انرا نیز برایتان تبریک میگویم.
    خاموش عزیز: اگر من باوضعیت موجود بسازم؛ نقطه آغاز مرگم از همین جا آغاز خواهد شد. ارزش زنده گی من در متعرض بودن آن نهفته است… نکته سنجی شما محترم را متوجه هستم . به عنوان نمونه اگر من تعویض نویس میبودم و یا… حال نان ام در روغن بود. اما نمیخواهم ان باشم. سطح شعور اجتماعی امروز ما بر اساس نیاز بر تعویض و…میباشد! اما فردا چی؟؟! شاید فردایی برای من نباشد؛ اما من وجدانم را نمیتوانم فریبش بدهم…

  4. خاموش، از سوئدن سنبله ۱۱, ۱۳۹۰ در ۱۱:۳۲ ب.ظ -

    جمعه ۱۱ شهریور۱۳۹۰ ساعت: ۲۳:۳۲

    سلام! خاموش دومی خاموش اولی نیست. من کاری به سازیش با زمانه و جزیان ندارم, و نیز اضافه میکنم کسی که به نام کسی دیگری برای دیگری نوشته میکند دور از اخلاق…………………………

  5. یاقوب زاید سنبله ۱۱, ۱۳۹۰ در ۱۱:۳۸ ب.ظ -

    جمعه ۱۱ شهریور۱۳۹۰ ساعت: ۲۳:۳۸

    حی حتا مطلع الفجر

  6. گوش بریده، صادقی سنبله ۱۳, ۱۳۹۰ در ۶:۰۱ ب.ظ -

    یکشنبه ۱۳ شهریور۱۳۹۰ ساعت: ۱۸:۱

    سلام میر آحمد گل تو تاحال نرفته؟

    خیلی مهم هم نیستی که بروی یا باشی اصلآ (من خواهم رفت) به جهنم یک سنگ از قرخی کم.

    خاموش ره سیل شعر تقدیم کرده که تو برگرد و تو مهم هستی برای ساختن وطن بگزار برود چه استه که نرود……..

  7. عادل سنبله ۱۳, ۱۳۹۰ در ۱۱:۴۵ ب.ظ -

    یکشنبه ۱۳ شهریور۱۳۹۰ ساعت: ۲۳:۴۵

    در عالم هستی هرکه را جایگاهیست! ماه نور میافشاند و سک زوزه میکشد.
    جناب گوش بریده وجدانا سهم شما چیست؟؟!! خود قضاوت نمایید!

  8. بکوا سنبله ۱۴, ۱۳۹۰ در ۱۱:۰۲ ق.ظ -

    دوشنبه ۱۴ شهریور۱۳۹۰ ساعت: ۱۱:۲

    سلام اقای لومانی عزیز بسیار لذت بردیم .تشکر می کنم از این همه تعلق خاطر به سرزمینموندر ضمن جناب اقایون بالا یی جنگ لفظیتونو بذارین برای یاهو مسنجراتون

  9. راسخ از سویدن جدی ۳, ۱۳۹۰ در ۹:۵۷ ب.ظ -

    شنبه ۳ دی۱۳۹۰ ساعت: ۲۱:۵۷

    دوست عزیز آقای لومانی سلام.
    سروده های تان را خواندم. نکته’ را که میخواستم برایتان بگویم شاید زیاد برایتان خوشایند نباشد. ولی به نظر من راست تلخ بهتر از دروغ شیرین است.
    سروده هایتان متاسفانه فاقد خصوصیات یک شعر است. یا حداقل اشعار تان خیلی ضعیف اند. مثلا غزل هایتان در قسمت وزن و قافیه مشکل جدی دارد. از نگاه مفهوم هم گنگ و مبهم اند. برایتان مطالعه در مورد صنعت شعر و مطالعه’ اشعار شاعران مختلف را توصیه میکنم.
    میتوانستم مثل بعضی ها ندانسته از اشعار تان تمجید کنم ولی نمیخواستم شمارا فریب بدهم. فراموش نکنید که انتقاد منطقی سازنده است.
    امیدوارم ناراحت نشده باشید.
    موفق باشید دوست عزیز.