دادخواهی تفنن نیست

اسلم جوادی ۵:۴۲ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
دادخواهی تفنن نیست

javدادخواهی تفنن نیست

***
یکم – پیشاپیش باید گفت پایان ماجرای دادخواهی معلوم نیست. دادخواهی تفنن و سرگرمی نیست که در خیابان مارش کنیم و عکس اندازیم و دوباره به خانه برگردیم. راهپیمایی دوم اسد با راهپیمایی‌های قبلی تفاوت اساسی دارد. در بیست و هفتم ثور، مردم به خانه‌های‌شان برگشتند تا هم با حضور میلیونی خویش به حکومت بفهمانند که از تبعیض به ستوه آمده‌اند و هم نمی‌خواهند لجاجت کنند و عرصه را بر حکومت تنگ کنند. عقلانی، منطقی و مصلحت‌اندیشانه آن بود که حکومت صدای معترضان را می‌شنید و جدی می‌گرفت و در صدد پاسخ‌گفتن و قناعت‌بخشیدن آن‌ها بر می‌آمد. حکومت اما به جای جدی گرفتن اعتراضات، بازگشت مردم به خانه‌های شان را نقطه ضعف آن‌ها قلمداد کرده و ماجرای اعتراضات مردمی را خاتمه یافته تلقی کرد. نتیجه آن شد که حکومت بجای رسیدگی به خواست و مطالبه مردم، با ترفند کمیسیون‌سازی یکطرفه برای سیاست نامشروع خویش مشروعیت کاذب ایجاد کرد. این وضعیت چیزی جز به بن‌بست رسیدن روند مطالبات مردم در قبال حکومت نبود. راهپیمایی دوم اسد در شرایطی اتفاق می‌افتد که تاکنون تمامی راه‌های مسالمت‌آمیز و مداراجویانه مردم به بن‌بست رسیده است و حکومت به جای پایبندی به منافع کلان مردم افغانستان و حق شهروندی شهروندان، بر سیاست‌های تبعیض‌آمیز و تعصب‌آلود خویش اصرار و پافشاری دارد.
دوم – کشیدن خط برق ۲۲۰ کیلوولت به بامیان اتفاق خاصی نیست. این اقدام بخش تکمیل‌کننده سناریوی تبعیض‌آمیزی است که بر اساس آن مسیر خط برق از بامیان به سالنگ تغییر داده شد. تفاوت تبعیض سیستماتیک و نهادی با تبعیض موردی آن است که در تبعیض سیستماتیک همه‌چیز از پیش برنامه‌ریزی شده است. تبعیض سیستماتیک برنامه سنجیده‌شده ومدیریت‌شده است. آنانی که تغییر مسیر خط برق از بامیان به سالنگ را طراحی کرده بودند، پیشاپیش از اعتراضات مردمی آگاه بودند و می‌دانستند که با مخالفت هزاره‌ها و ساکنان مناطق مرکزی مواجه می‌شوند. تأخیر و تعلل در اجرای آن و کشانیدن آن به کابینه در دقیقه نود نیز براساس همین سناریوی از پیش برنامه‌ریزی‌شده صورت گرفت و بحث خط برق ۲۲۰ کیلو ولت، آخرین جزء این سناریو است. حال دولت با عقد قرارداد پروژه لین برق ترکمنستان از مسیر سالنگ، سناریوی خود را تکمیل و انجام شده می‌بیند. براساس محاسبه دولت همه چیزی به خوبی اجرا شده است و هزاره‌ها در برابر کار انجام‌شده قرار دارند و مخالفت آن‌ها در برابر دولت در افکار عمومی چیزی جز ماجراجویی تلقی نخواهد شد. ۲
سوم – کل ماجرا یک چیز است. دولت در اجرای سیاست تبعیض‌آمیز خویش جدی است و به مخالفت و اعتراضات هزاره‌ها بهایی نمی‌دهد. در بهترین حالت از دید آن‌ها هزاره‌ها زیاده‌خواهی می‌کنند. در شرایطی که ولایت‌های مشرقی و جنوبی از برق کافی بهره‌مند نیست، دلیلی نمی‌توان یافت که برق بامیان و سایر مناطق مرکزی در اولویت قرار گیرد. در واقع امر این حقه یک حقه قدیمی و کهنه است. برای اولین بار نیست که هزاره‌ها به جرم دادخواهی متهم به زیاده‌خواهی و ماجراجویی می‌شوند. در جنگ‌های کابل یکی از ترجیع‌بندهای اصلی تبلیغات علیه مزاری و جبهه مقاومت غرب کابل، زیاده‌خواهی بود. زیاده‌خواهی و ماجراجویی تنها جرم مزاری و هزاره‌ها نیست. این جرم همه نیروهای عدالت‌خواه و برابری‌طلب تاریخ است. وقتی لینکلن رییس جمهوری فقید امریکا بر لغو قانون بردگی در امریکا اصرار میکرد اکثر قریب به اتفاق سفیدپوست‌ها، حتا همسرش، او را ماجراجو خطاب می‌کردند. عدالت‌خواهی و هر حرکت اعتراضی همیشه از دید طرفداران تبعیض و نابرابری زیاده‌خواهی و ماجراجویی است. بسته به عزم و اراده نیروهای عدالت‌خواه است که قضاوت‌ها و داوری‌های تاریخی تغییر می‌کند. نیروهای عدالت‌خواه اگر از خواسته خویش دست بکشند و عقب‌نشینی کنند، بدون تردید میبازند و عمر و عمق تبعیض را بیشتر می‌کنند و به سیاست تبعیض‌آمیز مشروعیت می‌دهند. اما اگر مقاومت و پایداری به خرج دهند، تجربیات تاریخی نشان میدهد که دیوار تبعیض و تعصب ترَک بردار است. آنچه سقوط میکند و از کف می‌رود حکومت و حاکمان تبعیض‌گر است نه چیزی دیگر.
چهارم – دوم اسد روزی سرنوشت ساز است. این روز تنها روز دادخواهی مدنی نیست. روز شجاعت، مقاومت و پایداری در برابر خواست تاریخی پایان‌بخشیدن به تبعیض نیز هست. مهاتما گاندی فقید، بنیان‌گذار مبارزه غیرخشونت‌آمیز عقیده داشت که باید میان «مبارزه مدنی و غیرخشونت‌آمیز» و «بزدلی» تفاوت گذاشت. روش‌های غیرخشونت‌آمیز نباید از باب بزدلی انتخاب شود. از دید او اگر انتخابی میان بزدلی و خشونت باشد، خشونت بهتر از بزدلی است. راهپیمایی دوم اسد، راهپیمایی مدنی و مسالمت‌آمیز است، اما راهپیمایی بزدلانه نیست. باید نشان داد که به همان اندازه که اراده برای اعمال تبعیض جدی است، مبارزه علیه تبعیض و خواست برای پایان‌بخشیدن به آن نیز جدی است. حکومت باید جدیت این خواست را احساس کند و در قبال اعتراضات مردم برخورد مسؤولانه کند. بی‌تفاوتی در قبال اعتراضات میلیون‌ها انسان بی‌تفاوتی صرف نیست، تحقیر و توهینی است که تحمل‌پذیر نیست. روز دوم اسد روز پایان‌بخشیدن به تحقیر و توهین و نادیده‌گرفته‌شدن کرامت انسانی است. برای رقم‌زدن چنین رخدادی نیاز است که با آگاهی و عزم جدی و تغییرناپذیر قدم به خیابان گذاشت و در صفوف عدالت‌خواهان مارش کرد.

1,026بازدید

کامنت بسته شده است.