««دانشگاه های خصوصی یا صنعت پول باز و پیسه ساز در تحصیلات عالی کشور!؟»»

مصطفی خرمی ۵:۴۹ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
««دانشگاه های خصوصی یا صنعت پول باز و پیسه ساز در تحصیلات عالی کشور!؟»»
مناره های معروف شهر باستانی هرات

مناره های معروف شهر باستانی هرات

««دانشگاه های خصوصی یا صنعت پول باز و پیسه ساز در تحصیلات عالی کشور!؟»»

«آرزو های برباد رفته!!؟»

میدانیم که عمر کم برکت یا بی برکت دانشگاه های خصوصی کشور هنوز به یک دهه و نیم نمی رسد؛ زیرا، پیدایی این مؤسسه ها در کشور همزمان با نظام دموکراسی نیم بند و وارداتی به چالش کشیده شده ای کنونی، بوده است. در آغازین روزهای ظهور این پدیده که با شعار های رنگین و امید آوری برای دانشجویان و دانش پژوهان بی بضاعت یا کم درآمد همراه بود، آرزوهای پر رنگ و سنگینی را برای فرزندان قشر فقیر جامعه، رقم زد!؟
تصور همگانی بر این بود که گویا بنیانگذاران این مؤسسات که خود برخواسته از میان قشر فقیر و پایین جامعه اند، دل شان به حال هم قشر های سابق شان سوخته و دست به کار شده اند که از این طریق زمینه تحصیلات عالی را برای فرزندان فقیر جامعه فراهم کنند. گویا بنا بوده است که در شهریه پرداختی از سوی فرزندان فقیر جامعه تخفیف ویژه در نظر گرفته شود. اما، این «یک خواب و خیال باطل» بیش نبود!؟

«صنعت پولساز!؟»

اما، شوربختانه این گونه نشد و خیلی زود به جالی خیرخواهی از سوی سردمداران سودجو؛ مسیر متفاوت در پیش گرفته شد و مؤسسات مذکور به مسیر انحرافی «سود خواهی، پیسه سازی و پولبازی» افتادند. در نتیجه، این مؤسسه های به اصطلاح تحصیلات عالی، به یک «صنعت پولساز» تبدیل گشته و راه و رسم درآمد زایی را در پیش گرفتند. انشعابات فراوان در پی اعمال سلایق آدم های بی تجربه و کم تجربه، ظهور مؤسسه های مشابه دیگری را در پی داشت.
گرچند با این انشعاب ها و پدیداری روزافزون و افزایش این مؤسسات، خودش منشأ خیر گشته و سردمداران ناچار گشته اند که برای جلب و جذب شاگرد بیشتر شهریه ماهانه را به پایین ترین حد ممکن کاهش دهند! کاری که صد در صد به نفع شاگردان و داوطلبان بی بضاعت بوده و بقول معروف: ناخواسته شرّی برخواسته که خیر غریب در آن بوده است.

«مؤسسات شاگرد محور!!»

از آنجایکه بیشترین شاگردان این مؤسسات را کارمندان بی سواد و یا کم سواد دولت کنونی و بازمانده از عصر جهاد تشکیل میدهند، که ناچار اند برای تطابق با چارچوب دولت خود را عیار نموده و باید بهر قیمتی مدرک دار شوند. در نتیجه مؤسسه های تازه تأسیس تحصیلات عالی بخش خصوصی، تنها و بهترین گزینه برای مدرک دار شدن بوده است؛ لذا، این جماعت حاضر بودند که با پرداخت بیشترین مبلغ با کمترین زحمت، به مدرک دلخواه برسند. در نهایت دانشگاه های خصوصی پولساز به مؤسسه های «شاگرد محور» بدل گشتند؛ لذا، استاد خوب استادی بود که با شاگردان کمترین مشکل درسی داشته و در هر حال به آنها نمره قبولی را بدهند!.

توصیه گردانندگان مؤسسه نیز این گونه بود که اساتید نباید زیاد سخت بگیرند و نباید کاری کنند که باعث رنجش «ولی نعمت ها» (شاگرادن) شده و باعث شوند که آنها جلب مؤسسات مشابه گردند تا مبادا این مؤسسه متضرر گردد!؟

حال شما می توانید به این پرسش ها پاسخ دهید:

۱) چرا مؤسسات تحصیلات عالی خصوصی، به صنعت پولساز یا پولباز بدل گشته اند؟
۲) این مؤسسات با این روند ناقص در رقابت با همدیگر تا چه زمانی می توانند دوام آورند؟
۳) راه یا راه های اصلاح این مؤسسه ها چه می توانند باشند؟
۴) این مؤسسات آموزشی تا چه زمانی می توانند به این مسابقه ناقص برای جلب و جذب شاگرد بیشتر، آن هم از مسیر کاهش شهریه به حیات نیمه عملی شان ادامه دهند؟

***************************************************************************************

images (34)«مؤسسه تحصیلات خواجه عبدالله انصاری در هرات»
در این میان؛ یکی از مؤسسات نوپدید، «مؤسسه تحصیلات خواجه عبدالله انصاری در هرات» است. این مؤسسه که در آغازین روزگار ظهور، امیدی زیادی را برای اهالی شهر باستانی هرات ایجاد کرد و بسیار خوب ظاهر گردیده و در کوتاه مدت عملکردی درخشانی را به نمایش گذاشت. اما، دیری نپایید که مرض جابجای اساتید به جان این مؤسسه افتاد و گاهی نحوه ای این سبکدوشی به گونه ای بود که کمتر استادی می توانست بیش از یک «سیمیستر» دوام آورد. اخراج اساتید که در آغاز به تعداد محدود و معدودی شروع شده بود به زودی به کمیت عجیب رسیده و اخراج به قول آندوست به صورت«فله ای» یا «گروهی» انجام می پذیرفت.
متأسفانه این سنت سیئه همچنان ادامه یافته و اخیراً بار دیگر تکرار گردیده است. این بار تقریباً اکثریت مطلق اساتید از ادامه کار سبکدوش گردیده و ظاهراً استادان جویای کار و حرف گوش کن دیگری، شرایط جدید رؤسایی دانشگاه را پذیرفته و جای خالی اساتید اخراجی را، خیلی زود پر نموده اند!!؟

حال ممکن این عملکرد، ناشیانه و نادرست پرسش های زیادی را برای همگان ایجاد نماید:

۱) چرا و به چه دلیل این سنت سیئه در این مؤسسه معمول گشته است؟

شیخ موسی رضایی بنیانگذار مؤسسه خواجه عبدالله انصاری و...

شیخ موسی رضایی بنیانگذار مؤسسه خواجه عبدالله انصاری و…

2) مقصر یا تقصیر کاران اصلی کیست؟
۳) راه حل این معضل چیست؟
۴) چرا باید سردمدارن و سرمایه گذاران یا صاحبان اصلی این مؤسسات این گونه عملکرد ناشایست و نامطلوب داشته باشند.
۵) چرا کس یا کسانی نیست که از مقام استاد حمایت و پیشتیبانی نموده و نگذارند که جایگاه اساتید تا حد یک کارگر سرفلکه پایین آید؟ و…؟؟؟؟

شما عزیزان خواننده پاسخ دهید:……………………!!؟

مصطفی خرّمی
۱۲/ ۶/ ۱۳۹۳

1,063بازدید

کامنت بسته شده است.