دایچوپان – داغ درشت تبعیض (۳)

عزیزالله جاغوری ۲:۵۹ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
دایچوپان – داغ درشت تبعیض (۳)

دایچوپان – داغ درشت تبعیض (۳)FB_IMG_1594066196442

با روی کار آمدن عبدالرحمان و لشکرکشی به هزاره‌جات، زمین‌های دایچوپان از هزاره‌ها گرفته می‌شود. پشتون‌های بیگانه با این سرزمین صاحبان جدید زمین‌های دایچوپان می‌شوند. بخش اعظم دایچوپان به کسی به اسم منگل خان بخشیده می‌شود.

منگل، علاوه‌بر زمین‌ها، صاحب جان هزاره‌ها نیز می‌شود. هزاره‌ها برده می‌شوند و منگل برده‌دار. او برای خودش قلعه بزرگی آباد می‌کند. هزاره‌های زیادی را در بدل دو وقت غذای ساده در حد چند قرص نان به نوکری می‌گیرد. بقیه را دهقان می‌گیرد تا زمین‌های خودشان را بکارند اما حاصلات آن را با منگل قسمت کنند.

دهاقین با آنکه شب و روز کار می‌کرده چیزی برای خوردن نداشته. غذای اغلب مردم در تابستان علف بوده. درحدی که مدفوع انسان و گاو از هم تفکیک نمی‌شده. غله آنقدر کم‌یافت بوده که مردم گاهی برای هوسانه غذای از آرد گندم می‌خورده. وضعیت خانواده‌های که نیروی انسانی بیشتر داشته مقداری بهتر بوده‌. آنها می‌توانسته حاصلات بیشتری از زمین‌ها بگیرند و برای خودشان مواشی تهیه کنند.

اعطای هر نوع سند به هزاره‌های دایچوپان ممنوع بوده. بر اساس قانون نانوشته، هزاره‌های دایچوپان تا آخر پادشاهی ظاهرشاه نمی‌توانسته تذکره بگیرند. نمی‌توانسته از دایچوپان بیرون بروند. اگر کسی فرار می‌کرده و دستگیر می‌شده جزای سختی برایش داده می‌شده.

حیثیت یک پشتون عادی هیچ‌کاره از مهمترین هزاره بالا بوده. یک پشتون عادی می‌توانسته هر طوری دوست داشته با هزاره‌ها رفتار کند. شکایت نزد منگل خان سودی نداشته. منگل خان فقط گاهی پشتون‌های را که ظلم بی‌حد می‌کرده توبیخ می‌کرده.

دفن شدن مرده هزاره میان کفن یک کار لاکچری بوده. مردم توان خرید رخت کفن را نداشته. حتی اغلب زنده‌ها نمی‌توانسته در چندین سال یک جوره لباس برای خودشان تهیه کنند. فقر در حدی بوده که کفن مرده‌ها شبانه دزدی می‌شده.

سر کردن زمستان و رسیدن به بهار آرزوی بوده که خیلی‌ها به خاک می‌برده. دلیلش قلت غذا و البسه بوده. منگل خان و خوانین کوچک تمام زمستان را گوشت لاندی یا قدید می‌خورده درحالیکه دهاقین لقمه نانی برای خوردن نداشته.

ادامه دارد.

موسی ظفر

134بازدید

کامنت بسته شده است.