درخواستِ اعزامِ هیئت از کابل به خاطر حل نزاع در شهر غزنی؛

مدبریت ۹:۲۶ ق.ظ ۰
درخواستِ اعزامِ هیئت از کابل به خاطر حل نزاع در شهر غزنی؛

درخواستِ اعزامِ هیئت از کابل به خاطر حل نزاع در شهر غزنی؛

نگارنده : میثم صحراScreenshot_۲۰۲۰۰۹۱۰-۱۳۴۹۱۵_1

این متن را به مثابه‌ی درخواستی می نویسم و از کسانی که به عدالت، حق اعتراض و حق حیات انسان احترام دارند و با اعزامِ هیئت از کابل موافق اند، تقاضا می کنم تا این متن را بازنشر کنند. درخواست نشر نیز به این خاطر است که همه مصروف استدعای شفا برای معاون اول ریاست جمهوری از بارگاه رب العزت اند و حمله‌ی وحشیانه‌ی پولیس بر معترضان یک قوم خاص برای شان مساله نیست. حتی خبرنگاران اتحادیه‌ی سانسور ( اتحادیه‌ی خبرنگاران) حمله بر مردم را انعکاس خبری نداده اند و آنان جزئی از پروژه‌ی نظام محلی برای تحدید اطلاعات و سرکوب حق آزادی بیان است. از طرف دیگر برخی از سیاست‌گران هزاره سرِ شان در زهدان تنگ وحدت ملی گیر کرده است و تا هنوز موقع جیغ و داد شان نرسیده است. برخی از وکلا نیز نگران اند و برای آنها ریزش خون جوان هزاره جدی تر از پروژه های شان نیست. مقدمه را کوتاه می کنم و به چند نکته اشاره:
یک:) پس از شلیک بر خانه های مسکونی در نواباد، لت و کوب کارگران هزاره در شهر و شکستن شیشه های موتر هر که هزاره است. از تمامِ دوستان در نهادهای اجتماعی غزنی، از جمله شورای غزنه باستان تقاضا کردم تا این وحشیگری را محکوم کنند. سکوت حاکم فرما بود و هیچ واکنش نشان داده نشد. برخی از عزیزان با استفاده از صفحات مستعار شاخ و شانه می کشیدند و به حمایت لندغری دادِ سخن می کردند. در فردای آن روز عساکر تحت امر خلیل اندرابی مردمِ بی سلاح را به رگبار بست و در نتیجه یک تن جان باخت و نزدیک به ۳۰ تن مرمی خورد و زخمی شدند.
دو:) پیروانِ قهرمان ملی! با شلیک بر خانه های مسکونی، لت و کوب مردم، شکستن شیشه های موتر کارگر هزاره و انواع لندغری، اوباشگری و کنش های حساسیت برانگیز و با حمله اسلحه های بدون مجوز آزاد گشت و گذار می کنند؛ اما هزاره‌ی معترض و بی سلاح به رگبار بسته می شود. یک تن از زخمیان جان داد و باز هم احتمال بلند رفتن آمار تلفات وجود دارد. آیا تمثیل وحدت ملی، برابری و برادری همین است؟! حرف از وحدت، همسویی و همدلی زمانی معنی داشت که از خون ریزی و اهانت به مردمِ هزاره جلوگیری می شد، حالا بحث ما دیگر عدالت، حق حیات و حق اعتراض است. تحمل سرکوب، تروریسم دولتی و هزاره کشی توسط پولیس دیگر قابل تحمل نیست.
سه:) خواستِ ما اعزام هیئت از کابل و معرفی جنایتکاران به نهادهای عدلی قضایی است. به زودترین فرصت ممکن باید خلیل اندرابی، رییس حوزه‌ی اول امنیتی از وظیفه تعلیق شود. و پولیس حمله کننده بر مردمِ معترض به زندان افکنده شود و مبتنی بر حق و عدالت قاتلان محکمه شوند. ما از کنار این مساله نمی گذریم و عبور از کنار خون های ریخته شده برای توده های غیور ما آسان نیست.
چهار:) پس از واقعه‌ی خونین در ساحه‌ی حکیم سنایی، برخی از چهره ها حرف از برادری، همسویی و وحدت ملی می زنند. آیا آنها از دردِ مردم معترض که جان عزیز شان را از دست داده است،چیزی می دانند؟! وحدت ملی بر خون های ریخته، اهانت و تحقیر نژادی چگونه شکل می گیرد؟! برادری و همزبانی که خون منِ هزاره‌ی بی سلاح را مباح کند چگونه قابل توجیه است؟!
در پایان باز هم تاکید می کنم که هیئت از کابل اعزام شود و از کنار این مساله به سادگی نگذریم. اگر توجه نشود نفاق گسترده تر خواهد شد. تنها احترام به حق و تطبیق عدالت ما را از شکاف و تقابل قومی دور نگه می دارد.
۲۰ سنبله‌ی ۱۳۹۹

61بازدید

پاسخی بگذارید »