درششمین دوره جام والیبال بهاری عقابها به پرواز درامد

عزیزالله جاغوری ۸:۳۶ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
درششمین دوره جام والیبال بهاری عقابها به پرواز درامد

1در ششمین دوره جام والیبال بهاری در جاغوری عقابها باردیگربه  پرواز درامد پرواز بربلندایی قله هایی فتح پیروزی در جاغوری . تبریگ به تمام مردم شریف جاغوری بالخصوص مردم بابه وطرفداران تیم عقاب بابه .

چندین سالی است که در استانه ی سال جدید جام والیبال بهاری گذاشته شده هزارن تن را از گوشه و کنار به دیدن آن می اید .

امسال بازی ها در  دو گروه سنی برگزار شد  گروه اول جوانان بود که متشکل از ۲۴ تیم بود .

گروه دوم نوجوانان بود که در قالب ۲۴ تیم بازی می کردند .

 در گروه جوانان دریک بازی خیلی نفس کیرعقاب بابه وامید داله دربین هزاران تماشا چی به میدان رفت سرانجام  تیم عقاب بابه با  نتجه  ۳ بر ۲ در مقابل تیم خوب داله پیروز شد .

دراین فینال والیبال بهاری در جاغوری عقاب بابه قهرمان شد . تیم خوب داله در جایگاه دوم ایستاد جایگاه سوم را تیم داله به خود اختصاص داد تیم آبخو در رتبه چهارم قرار گرفت .

حکم قهرمانی ویا تحسین نامه را  ازطرف امیرت ورزشی جاغوری توسط ولسوال محترم جاغوری جناب  آقای ظفرشریف به نمایندگی تیم عقاب بابه  هاشم محسنی دریافت کرد .

دوست عزیز جناب سخی از شندیدن قهرمانی و پرواز عقابها به وجد آمده شعر معر سروده که شما را به خواندن آن در ادامه جلب می نمایم .

بازم از صمصم قلب به ورزش دوستان وهمه جاغوری وعقاب بابه بالخصوص به جناب اقای هاشم محسنی تبریک عرض می کنم امید که همیشه در همه امورات زندگی پیروز باشید .

 

تقدیم به عقاب مغرور و بلند پرواز
زمین و اسمان در شوق پیچید
ستاره بر روی مهتاب خندید
عقاب زرد بابه قهرمان شد
زفخرش جمله مرغان شادمان شد
همه رقصان و پا کوبان دویدند
عقابش را چو جان در بر گرفتند
بخواند در وصفش ان کبک خرامان
که ای شهزاده و ای شاه شاهان
تو تنها لایق این تاج و تختی
سزاوار چنین اقبال و بختی
بلند همت، بلند پرواز باشی
تو خود تاریخ و تاریخ ساز باشی
تو تنها افتخار این دیاری
نیاکان غیور را یادگاری
به فخرش جمله گی کردند چک چک
سر تعظیم فرود اورد یکایک
سیمرغ اندر برش تعظیم کردند
کلاه شاهی را تقدیم کردند
عقاب بر سر نهاد ان تاج زرین
به خاطر زنده شد باز تموچین
پس انگاه پرکشید رفت سوی بابه
نظر افگند به هر سو سوی بابه
ز تاخم و ز لوطان تا به تاکش
ببوسید هر وجب از خاک پاکش
سخی از شوق میخندید و میگفت
بیا برگود که قلبم خانه ی توست
سخی

 

2,015بازدید

کامنت بسته شده است.