درمان سنتی هزارگی – قسمت اول

شریعتی سحر ۵:۳۲ ب.ظ ۴

درمان سنتی هزارگی

 بخش نخست:

 درمان سنتی هزارگی گنجینه علمی است که دچار فراموشی شده است. حقایق تلخی که یک کلمه دربارۀ آن نوشته نشده است. گردآوری این اعتقاد مردمی که در حد باورهای مذهبی است تلاش و برنامه ریزی بی وقفه را می طلبد. با توجه به اینکه اقبال همگان نیز به استفاده از طب سنتی برای درمان بیماری‌هاکاهش یافته است. درحالیکه به گواهی تاریخ خراسانیان و به طبع هزاره ها در زمانی نه چندان دور، طلایه‌دار طب سنتی (طب سینائی) در جهان بودند به طوری که‌کتب ‌پزشکی ‌بوعلی سینا تا قرن شانزدهم در دانشگاه‌های معتبر اروپا تدریس می‌شد. اما هزاره ها امروز این طب را به عنوان بایه اى و مستقل به سخره می نگرند و یک نوع وصله به طب رایج می دانند و درمان ها را با معیارهاى رایج می سنجند، در حالیکه طب سنتی اضافه بردارا بودن بخش از فرهنگ، ارزش، باور ها نشان از تاریخ الگو های سنتی سلامتی هزاره ها در گذشته دارد.

 همین طور، درکشورهای باکستان و هند همواره این طب رسمیت مستقل داشته و دارای دانشگاهها و آموزشی مستقل از طب رایج است. هم‌اکنون دانشکده‌های طب سنتی چین در کشورهای آمریکای شمالی و استرالیا دایراست. لازم است با درس گرفتن از این تجربه ها برای احیا و تقویت طب سنتی بومی هزارستان، همت گماریده شود. چرا باید چنین گنجینۀ مهمی به سادگی از دست برود. این درحال است که هزارستان مرکز داروهای ناشناخته گیاهی است و می تواند در آینده یکی از منبع درآمد محلی و بهانۀ برای جذب گردشگران باشد. اگر چند ورود به این عرصه ها نیازمند تحقیق و زحمت زیادی است اما میراث گرانبهایی که در اختیار داریم ما را در مکاشفه در این علم موفق می‌کند. با توجه به این مهم چرا باید در زمان حاضر حدود ۵ درصد داروهای مصرفی هزاره ها گیاهی باشد، که بسیار اندک است. آن هم با مصرف داروهای گیاهی در عطاری ها که مردم به چشم سخره به آنان می نگرند. یاد مان باشدکه طب سنتی هزارگی انسان محوراست، درمانگران بومی هزاره حتی گاهی جان و آبروی خود را در این راه می‌گذاشتند. اما امروزه با ابزارهای جدید تجربی وشناخت بیماریها و درمان آنها شناخت انسان و درمان جامع بیماریهای آن با تجربه و پول محک زده می شود. بدون شک اگر روزی طب سنتی هزارگی به عرصه تحقیق و عمل بازگردد قطعاً استفاده از این دانش موجب درمان بسیاری از بیماریهای مزمن و کاهش قابل توجه هزینه های گزاف درمان بیماریها در هزارستان خواهد شد. ‌دلیل این ادعا در این حرف نهفته است که  مردمان خراسان بزرگ وارث بیش از ۱۷ هزار کتاب در زمینه طب سنتی است که حداقل ۱۰ هزار تای آن امروز هم قابل استفاده است. بنابراین، ما گنجینه گرانبهایی داریم که اساس آن نگاه جامع به انسان، تقدم پیشگیری بردرمان و رعایت اخلاقی است. برای درستی این باور از طب سنتی سرد مزاجی و گرم مزاجی در باور هزاره ها و علمی بودن آن بنگرید.

 سرد مزاج و گرم مزاج:

 هزاره ها از روزگاران بس دور مزاج افراد را چهار مزاج گرم و خشک، گرم و مرطوب، سرد و خشک و سرد و مرطوب تقسیم می کردند که از این بین دو مزاج گرم و سرد مزاج های اصلی را تشکیل می دهند، افراد گرم مزاج معمولا افراد پرانرژی، پرکار، فعال و برونگرا هستند که احساسات خود را سریع بروز می‌دهند. افراد گرم مزاج معمولا غذاهای گرم مزاج (از نظر طب سنتی) را به خوبی تحمل نمی کنند. از طرف دیگر در بین افراد دارای مزاج سرد، سستی، ناتوانی، کمبود انرژی و احساس ضعف شایع است؛ به طوری که افراد سرد و مرطوب، کند، بی حال و بی حوصله بوده و تمایل چندانی به انجام کار ندارند و به طور کلی افراد سرد مزاج درون‌گرا بوده و احساسات خود را کمتر بروز می‌دهند.
دکتر شهرام شهابی، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه نیز در نوشته هایش این باور را تایید می کند. وی می نویسد: خصوصیات فیزیولوژیک و ایمونولوژیک افرادی که در طب کهن از آنها به عنوان سرد مزاج و گرم مزاج یاد می‌شود نشان داد، این تقسیم‌بندی که صدها سال پیش انجام شده دارای پایه‌ای کاملا علمی است. این نوشته ها نشان می دهد که نباید به چشم حقارت به طب سنتی  و به طبع طب سنتی هزارگی نگاه کرد. یکی از راه های درمانگری سنتی هزارگی گیاه درمانی است که نمونه های مهم آن گواه بر این ادعاست.

 

گیاه درمانی:
قدیمی ترین نوع درمان در میان مردم کهن هزاره گیاه درمانی است که از گیاهان براى پیش‏گیرى و درمان بیمارى‏ها استفاده مى‏کردند. هزاره ها از گذشته های دور می دانستند که تقریباً همه گیاهانى که به عنوان ادویه براى رنگ و طعم دادن به غذا استفاده مى‏شوند خواص درمانى دارند. امروزه پزشکان برای افزودنی های غیرمضر این ادویه ها را توصیه می کنند. مردم هزاره باور دارند که رابطه هر انسان با گیاهانى که در محیط زندگى او مى‏رویند، بیش‏ترین احتمال را براى درمان بیمارى‏هاى او دارند. نیاکان هزاره در گذشته باور داشتند که طبیعت داروهاى گیاهى یا معدنى مناسب هر بیمارى را خلق کرده است و اگر ما آن دارو را نمى‏یابیم نقص از طبیعت نیست بلکه از عدم شناخت ماست که در پی یافتن آن نیستیم.

دراین راستا شاید دلیل این که هزاره ها رابطه نزدیک با گیاهان دارویی دارند این باشد که پدران هزاره ها به مرور زمان و در اثر آزمایش و خطا و نیز تجربه های ناموفق فراوان،
موفق به کشف برخی ویژگی ها در بعضی از گیاهان شده بود و یا مشاهده کرده بود که چگونه حیوانات به هنگام بیماری از گیاهان استفاده می کنند. به طور نمونه وقتی می دید یک آهوی زخمی برای تسکین درد، تن خود را به علف می مالاند، به خاصیت ضد درد آن گیاه پی می برد. و بعدها برای تسکین درد زخمهایش آن را به کار می گیرد.

 

نمونه های از گیاه درمانی هزاره ها:

گل گاو زبان:

هزاره ها از قدیم گل گاو زبان را می شناختند و به خاصیت دارویی آن آشنا بوده اند. مردم هزاره از جوشنده گل گاو زبان برای سرفه، تقویت قلب وسردرد استفاده می کردند. امروزه علم جدید گیاه شناسی و داروسازی بر آن صحه گذاشته اند. آنان اشاره می کنند که گیاه گل گاو زبان، دارای حدود ۳۰ درصد موسیلاژ و اعضای سبز دارای نیترات پتاسیم است. گل گاو زبان دارای اثرضد سرفه، مدر و تقویت قلب است.

 نعناع و پونه

مردم هزاره با نعناع و خواهر خوانده آن پونه آشنایند و از آن همواره به عنوان گیاهان دارویی برای خوش طعم کننده، مقوی معده، آرام کننده دردهای موضعی و ضد عفونی استفاده می کردند. امروزه علم جدید گیاه شناسی و داروسازی برآن صحه گذاشته اند. آنان اشاره می کنند که برگ تازه نعناع دارای تانن و اسانس است و عمده ترین ماده در اسانس آن ((مانتول)) می باشد که از آن بعنوان خوش طعم کننده و مقوی معده استفاده می کنند. ((مانتول)) اثر آرام کننده دردهای موضعی داشته و از ضد عفونی کننده های خوب به حساب می آید. و همین طور، پونه، دارای اسانس (محتوی پوله ژون) و آزولن (ضد التهاب) است و از آن بعنوان ضد نفخ و صفرا آور استفاده می شود.

گیاهان تقویت کننده خلق خوش:

نقش گیاهان در ارتقاء و تقویت کننده خلق خوش در بین هزاره ها از قدیم رایج بوده اند. این گیاهان دارویی و خوراکی نقش مهمی در ایجاد حس خوبی و تعادل فیزیکی آدمی دارند. هزاره ها از گیاهی بنام نگره و اسپند به منظور تطهیر و تزکیه روح از دود حاصل از سوزاندن آن گیاهان  برای خوش خلقی کودکان و بزرگسالان استفاده می کردند. هزاره ها باور داشتند که رایحه های قدرتمند گیاهان می توانند به تعادل سالم و نشاط منتهی شود. به نظر آنان روغن سدر نفس روحانی و جسمانی را تقویت می کند، تعادل را برقرار، حس ارتباطی را تقویت کرده و از سیستم ایمن سازی را حمایت می کند. این روغن قدیم در بین هزاره ها خریداران زیادی داشت.

 

خواص گیاه چوکری (ریواس):

 ریواس یا ریباس یا ریواج یک گیاه علفی است که در فصل بهار و اوایل تابستان می روید. به ساقه زیر زمینی این گیاه چوکری تای خاکی یا به زبان علمی راوند می گویند. بهترین نوع جوکری یا ریواس آن است که در کوه های بلند خاکریز ویا گلکوه در جاغوری و قره باغ غزنی می روید. رنگ آن قرمز است و میانه آن زرد رنگ است. هزاره ها چوکری را برای سپیدی دندان به عنوان مسواک به کار می بردند و از خواص دارویی آن به خوبی آگاه بوده اند.

خواص دارویی:

طبیعت آن سرد است، خون را تصفیه می کند، برای تقویت موی سر نافع است، اگر با حنا مخلوط شود رنگ مو را شرابی می کند، لوز المعده را وادار به ترشح انسولین کرده و قند خون را کم می کند، برای رفع جوش بدن مفید است، برای بی اشتهایی- درد معده و بیماری های کبدی نافع است، باعث تقویت معده و روده شده و تنظیم کننده ترشحات و حرکات معده است، سستی و خماری را بر طرف می کند و مسرت بخش است، برای امراض وبایی و اسهال مفید است، چکاندن آب تازه ریواس در چشم سبب تقویت بینایی واز بین رفتن لکه های سفید چشم می گردد، ترکیب ریواس با آبلیمو و مالیدن آن به صورت باعث از بین رفتن جوش و لک می شود.

 

موم:

 موم دو نوع است یکی از آن که در هزارستان معروف به موم سنگ یا سنگ موم است. مانند گیاه  است که بر سنگ می روید یا مانند صمغ درختان از پاریگی های نوع خاص سنگ برون می زند. این نوع اخیر را برای درمان درد های درونی به کار می برند. هزاره ها می گویند که اگر آهو تیر بخورد و خود را به سنگ موم برساند، از زخم تیر زنده می ماند. در هزارستان شاید در دایکندی منطقه ای به این نام معروف است. مردم محل این روستا را سنگ موم می گوید. دوبیتی معروفی نیز در این باره مشهور است.

دو تا دختر از تنازو اماده

به سنگ موم دریا زدو اماده

عاشقشی درد چشمانش نبیند

آبی شی قار نشو میمو اماده

 نوع دیگر آن موم درختی است که به موم زنبور عسل مشهور است. موم صاف از دیوار خانه زنبور عسل است که در آن تخم می گذارد و عسل را نگه می دارد. مزاجش معتدل است. لطیف است و کمی پالاینده و بسیار نرم کننده. ورم سخت را نرم می کند. خاصیت آن نرمش می دهد. زخم را از چرک و پلیدی پاک می کند و از آنجا که می چسبد و سوراخها را می بندد نمناکی عارضی می دهد .موم در همه مرهم های سردی بخش و گرمی دهنده مفید است. سم را بر می کشد. بر زخم تیرهای زهرآلود می مالند و هیچ زیانی دربر ندارد.

 مارچوبه:

 

در گذشته هزاره باورد داشتند که اگر شاخ گوسفند نر را خرد و در خاک کنند مارچوبه از آن می روید. مارچوبه گرم است و هر چه سخت تر می شود گرمی آن بیشتر می شود و شیری از آن می تراود که بسیار گرم و زبان سوز است. مارچوبه عموماً و به ویژه مارچوبه سنگلاخی برای باز شدن بندآمدن های درونی و به ویژه انسدادهای کبد و کلیه مفید است و خاصیت زدایندگی دارد. آب پزش را برای رفع درد پشت و علاج بیماری اعصاب می خورند. انسدادهای کبد را باز می کند، داروی یرقان است.کمی دل بهم خوردن در بردارد. با آب انگور کهنه بپزند پادزهر رتیل است و پخته آن سگ را می کشد.

ماش دارو:

این گیاه شاخه های باریک سرخ مایل به سیاهی یا سبز است. گلش سرخ تیره و تلخ مزه و کمی گیرنده است یا تند مزه است و تلخ نیست. به باور هزاره ها مزاج این گیاه گرم و خشک است. خاصیت آن باز کننده، زداینده، درپاک نمودن اندام های داخلی بسیار مؤثر و نیرویی اسهال کننده هم دارد. ورم سخت را نرم می کند و به ویژه علاج ورم سینه است. داروی بیماری های کبد است و بند آمدن های کبد را باز می کند.

شلغم :

میوه شلغم مانند غلافی بارک و دراز است که در آن چند دانه سیاه وجود دارد. شلغم در هوای سرد بسیار خوب رشد می کند و شاید علت آن باشد که برای درمان بیماریهایی که در فصل سرما زیاد است و بیماریهای تنفسی بکار می رود. هزاره ها از قدیم شلغم را برای درمان سرما خوردگی استفاده می کردند. همین هزاره باور داشتند که شلغم خاصیت ضد سرطانی دارد و پزشکان امروزه آن را توصیه می کنند.

ماش:

در دارویی بودن به عدس شبیه و از عدس دیر هضم تر است. مزاجش معتدل و مایل به خشکی است. خاصیت همچون عدس قبض است و سبب سودا می شود. برای مفاصل خوب است و ضماد آن فتق و آب در بیضه آمدن کودک را شفا می دهد.

لوبیا:

هزاره ها اعتقاد دارند که لوبیا سرد و خشک است ولی عده ای می گویند گرم است و لوبیای سرخ از هرنوع گرم مزاج تر است. خاصیت لوبیا از ماش زود هضم تر است ولی باد آورتر است و باقلا از لوبیا بادزاتر می باشد. برای سینه و شش خوب است.

همین طور هزاره ها گیاه کاسنی وکلیه قسمتهای آن مخصوصا ریشه آن بعنوان مقوی، صفرا آور، اشتها آور و در نارسایی اعمال کبد و دفع رسوبات ادراری بکار می بردند. کاهو نیز در بین هزاره ها به مصرف تغذیه می رسد. گیاه دارای فعالیت آنتی بیوتیکی بوده و برای درمان تب مالت استفاده دارد.

گل قاصد؛ در بین هزاره ها به عنوان مقوی، ضد اسکوربوت، صفرا آور، کاهش قند خون، رفع احتقانهای کبدی، دفع سنگهای کلیوی و صفرا بکار می رود.

زعفران در بین هزاره ها بعلت دارا بودن مواد تلخ ، موجب هضم آسان غذا و به علت اسانمس آن محرک سیستم عصبی مرکزی است. همچنین عصاره گیاه دارای اثر قاعده آور است.

انواع درمان سنتی هزارگی:

هزاره ها برای درمان بیماری های مختلف جسمی و روحی به وسیله گیاهان روش ها و انواع های گوناگون دارند. یکی از روش های قدیمی هزاره ها، درمان گیاهی است. به باور هزاره ها خداوند حکیم درمان همه بیماری ها و دردها را در طبیعت قرار داده است. در کنار درمان گیاهی روش های آزمودنی پزشکی نیز دارند که نمونه های آن ها چنین اند:

۱- فصد (رگ زدن)

یکی از روش های خون گیری در درمان سنتی هزارگی است. برای رگ زدن نخست برخی از اعضای بدن را با نوک تیغ رگ می زند. بعد با شاخ کشیدن فصد می کند. وسیله درمانی این نوع درمان بیشتر شاخ آهو، بز یا شاخ گاو است. این عمل باعث دفع بسیاری از سموم بدن به خصوص در مواقع غلبه سودا شده و مواد زائدی که در خون رسوب و افزایش پیدا می کند را نیز دفع می کند.

۲- داغ گذاشتن:

برای درمان اکثر بیماری ها سخت تجویز می شود. برای درمان با داغ نخست ساقه خشک گیاه بنام محلی(اوله) را می تراشد ولوله می کند. سپس آن را در سان سپید و یا هرپارچه ای لول می کند ودر ته آن چیز چسپناک مانند شیرینی محلی می چسپاند. نقطه درد را درمانگر با انگشت پیدا می کند و داغ را می کارد. سر بالای لوله را آتش می زند و تا آخر لوله داغ را می سوزاند. وقتی به پوست رسید خود خاموش می شود و پوست را می سوزاند. مواد ویژه گیاه اوله باعث تسکین درد و سوختن رشته های ریز عصب می شود. اینگونه درمان پایان می یابد.

۳- بادکش درمانی.( بادگیری):

هزاره ها بادکش درمانی را بادگیری می گویند. بادکش درمانی، ایجاد مکش در نقاط مختلف بدن به منظور انبساط عروقی بدن و انحراف مواد از نقطه خاص است که حجامت خشک نیز می نامند. برای درمان انواع باد ها از این روش با برخی از وسیله های خاص بادکش استفاده می شود. برای درمان نخست بیمار را با پشت یا رو می خوابانند و با دست با وسیله بادکش از منطقه درد تا فرق سر یا نوک پا می کشند تا باد خارج شود. درمان بادکشی به طور سنتی در بین برخی خانواده ها امکان پزیر است. بسیار حرفه ای درمان می شود و کار هرکس نیست. انجام بادکش و چرخاندن لیوان روی بدن افراد فلج شده ناشی از سکته مغزی و قلبی، باعث بهبودی می شود. در بعضی بیماران انجام بادکش با ترکیبی از روغن های مخصوص باید صورت گیرد.

۴- حجامت:

در بین هزاره ها حجامت مانند رگ زدن انجام می شود شاید هم نوع درمان رگ زنی است. در زبان فارسی حجامت به معنی مداوا تعریف شده و یک روش خون گیری است که برای پیشگیری از بیماری ها و درمان بعضی بیماری ها انجام می گیرد. حجامت خشک بدون تیغ و خونگیری است و حجامت تر همراه خونگیری است. حجامت در پیشگیری و درمان بیماری هایی چون آسم، اعتیاد به مواد مخدر، نارسایی هضم غذا، سردردهای میگرنی و اعصاب، چربی خون، غلظت خون و بیماری های پوستی کاربرد دارد.

۵- ناف گیری:

به باور هزاره ها در صورت بر داشتن چیزی سنگین، حجیم، بار و یا هر چیز با وزن بالا بخشی از بدن متاثر می شود. دلیل آن گرفتگی عضلات، کشی بدن و بسته شدن و یا تنگ شدن یکی از رگ های دور ناف است که به آن ناف رفتن می گوید. رفتن ناف همواره با درد، سستی، بی حالی زیاد و سردرد شدیدی همراست. برای بازگردانیدن بیمار به سلامتی باید با دست دور ناف را بچرخاند تا بخشی از رگ های بزرگ تنگ شود و فشار بر رگ بند آمده آید و در نتیجه تعادل در سیستم رگ ها بر قرارشود. برخی از درمانگران هزاره ها باور دارند که دلیل ناف رفتن جا به جا شدن رگ دور ناف است. آنان دور ناف را با انگشت می گیرد و پریدن رگ مورد نظر را در جای دورتر از کلبه ای ناف پیدا می کند و با چرخش دست آن را در جایگاهش قرار می دهد. درمانگران حرفه ای ناف گیری روش های ویژه خود را برای درمانگری این نوع بیماری دارند. برخی از زیر شانه، برخی از پشت کمر و میان مفاصل و برخی با لیوان از روی کلبه ناف بیمار را درمان می کنند. درمانگری را در جاغوری دیدم که با گذاشتن پارچه ای لول شده در زیر ناف بیمار، وی را از پشت کمر درمان می کرد. دیگری با گذاشتن پارچه ای آتش زده در ته لیوان و گذاشتن لیوان روی کلبه ناف سلامتی را به بیمار بر می گرداند. این نوع درمان را در بین خراسانیان ایران و کرد های ایران و عراق بسیار دیده ام.

۶- زالو درمانی:

زالو درمانی در بین هزاره ها زیاد شایع نیست ولی از پدرم شنیده ام که از مردی می گفت در جاغوری که با زالو برخی از بیماریها را درمان می کرد. داستان و قصه های زالودرمانی بین هزاره ها زیاد است. زالو درمانی یکی از روش های خون گیری طبی محسوب می شود که به لحاظ نحوه خون گیری و ماده هیرودین که توسط زالو به بدن وارد می کند، در طب سنتی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. هر زالویی اثر درمانی ندارد. در بزاق زالو ماده ضد انعقادی وجود دارد که موجب رقیق شدن خون، بازشدن عروق تنگ و در نتیجه موجب افزایش خون رسانی و اکسیژن رسانی موضع یا عضو می گردد. اکنون زالو درمانی در بیماری هایی چون تنگی عروق قلب، پیوند پوست، پیوند اعضاء، واریس، ضایعات پوستی، بیماری های مفاصل، آرتروز، هموروئید، زیبایی پوست و تقویت سیستم ایمنی کاربرد دارد.

۷- ماساژ درمانی:

هزاره ها ماساژ درمانی را بسیار می پسندند. دست و پا لگد کردن و گاهی پشت لگد کردن نوعی از ماساژ درمانی است. ماساژ درمانی برای درمان بیماری های عضلانی، اسکلتی، گوارشی، سردردها، رفع استرس و افسردگی، بهبودی جریان خون و افزایش اکسیژن رسانی به بافت ها و بهبودی ده ها بیماری دیگر از خواص ماساژ درمانی است.

۸- آب درمانی:

یکی از روش های درمان سنتی هزاره ها آب درمانی است. روش آن مدام و منظم آب خورن و در آب نشستن و زیر آب رفتن است. چشمه های خدادادی هزارستان برای آب درمانی مناسب ترین جای جهان است. در بیشتر مناطق هزارستان چشمه های آب گرم و سرد وجود دارد. آب درمانی(هیدروپاتی) یعنی درمان امراض به وسیله آب در هزارستان از روز های بس دور رواج داشته است. غاری در بامیان، نگاره زیبای را نشان می دهد که مردی هم شکل هزاره ها در درون آب با دست آب بر سر می ریزد که نشان از آب درمانی در میان هزاره ها دارد. هزاره باور دارند که مصرف صحیح آب نه تنها تندرستی ما را حفظ می کند، بلکه در صورت از دست رفتن تندرستی یا بروز اختلال در آن از طریق پاکسازی مواد زاید از بدن، آن را باز می گرداند. آب خنک تر از دمای بدن (۳۷ درجه)، اثر برانگیزنده، خنک کننده و محرک دارد. آب گرم تر از بدن، تقویت کننده، نیرو بخش و قدرت آفرین است. آبی که داغ است آرامش به وجود می آورد و دردها را مرتفع می سازد، ولی ایجاد خستگی مفرط می نماید. هضم غذا را در بدن خود بهبود بخشد. پوست را پاک می کند و منافذ را برای تعریق باز نگه می دارد. درجه حرارت را به هنگام تب کم می کند. تمام ضایعات از قبیل زخم، بریدگی، سقوط، شکستگی ها، سوختگی ها و … را ترمیم می کند. آسیب های کبد، یرقان، سنگ صفرا، یبوست، قولنج، کهیر، چاقی و بیماری های تحلیل برنده را شفا می بخشد. اختلال در آشامیدن، تپش قلب، روماتیسم، نقرس، ضعف جنسی و … را بهبود می بخشد.

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۳۲ توسط شریعتی – سحر

1,832بازدید

۴ دیدگاه »

  1. آشنا حمل ۲۲, ۱۳۸۹ در ۱۲:۳۴ ق.ظ -

    یکشنبه ۲۲ فروردین۱۳۸۹ ساعت: ۰:۳۴

    آقای شریعتی به لحاظ خدا " داغ گذاشتن" را تبلیغ نکنید. همان طور که گفتی داغ گذاشتن رشته های عصبی را قطع می کند. با قطع رشته اعصاب، دردی که از ناحیه تخریب شده یا آسیب دیده بدن باید به مغز مخابره شود، چون عصب قطع شده، مغز پیام را دریافت نمی کند و در نتیجه تخریب پیشرفته می شود و آسیب دیدگی سر جای خود می ماند. تازه یک تخریب دیگر هم در بدن ایجاد می شود که عبارت است از قطع یک یا چندین رشته عصبی. به هر حال عوارض داغ گذاشتن را هم باید توضیح می دادی. تو که نام خدا یک روشنپکر و شاعر هم هستی.

  2. حفیظ الله شریعتی حمل ۲۲, ۱۳۸۹ در ۱:۳۳ ب.ظ -

    یکشنبه ۲۲ فروردین۱۳۸۹ ساعت: ۱۳:۳۳

    سلام دوستان
    من از بهر حسین در اضطرابم
    تو از عباس می گویی برایم( اگر چند قافیه ات درست نیست)
    من کجا داغ را تبلیغ کرده ام یا از نفع و ضررش نگاشته ام. گفتم یکی از درمان های محلی در هزارستان داغ است و مانند سایر روش های درمانی هواخوانی دارد. فقط همین.به راستی آیا کسی از داغ تا هنوز آسیب جدی دیده است. آیا کسی از داغ قطع نخاغ و مشکلی در رشته اعصابش پدید آمده است. من که نشنیده ام.. آیا روش های درمان با مواد شیمیایی عوارضی در پی ندارد.
    ادم بیمار همواره در پی درمان است. با داغ و یا بی داغ.
    عزیزم زنده باشی.

  3. وکیل حمل ۲۴, ۱۳۸۹ در ۱۱:۳۸ ق.ظ -

    سه شنبه ۲۴ فروردین۱۳۸۹ ساعت: ۱۱:۳۸

    سلام دوستان!
    داغ وتداوی امراض یک نوع تداوی محلی است اینکه چقدر مضر ویا مفید است دوکتوران وکسانیکه تجربه کرده اند میدانند .
    وای بر حال مردم وبدنه اجتماعی ما که از دست اخوندهای قم وگروه های نوکر مانندش چه داغ هایرا که برفرق وجسم ضعیف مردم مظلوم هزاره نه گذاشته اند هنوزهم دست از سر این مردم ور نمی دارند . میدانم مدیر سایت اینرا نشر نمی کنی چون توهم در همین مسیر حرکت میکنی .واز نظریه اکثریت گریزانی وبه دور اقلیت متروک می چرخی ؟

  4. داغ حمل ۲۷, ۱۳۸۹ در ۱:۵۴ ب.ظ -

    جمعه ۲۷ فروردین۱۳۸۹ ساعت: ۱۳:۵۴

    همین یارو آشنا از داغ درمانی برداشت درست نکرده است من هر چه دقت کردم تعریف داغ را از تویش نیافتم .بازهم شاید سواد اش نم کشیده باشد. خوب مشکل نیست از سر تقصیرات اش در گذریم…..؟