درنگی بر بازی های هزارگی – بخش نخست :

مدبریت ۱:۴۵ ب.ظ ۴

درنگی بر بازی های هزارگی

بخش نخست:

درآمد:

بازی های محلی هزاره ها بازتاب ویژگیهای فرهنگی، آیینی، نگرشها و روحیات مردم هزاره اند. با دیدن و ارزیابی آن می توان به زوایای زندگی و فرهنگ آن مردم پی برد. این بازی ها ریشه در گذشته فرهنگی، سیاسی و اجنماعی این مردم دارند. بدینگونه، احیای بازی های بومی و محلی یکی از ابزار خردمندانه ای است که در آن حفظ نشاط و تربیت صحیح کودکان و نوجوانان مورد توجه قرار گرفته و زندگی گروهی و تجربه شادی دسته جمعی را به کودکان و نوجوانان می آموزد. گرایش روزافزون کودکان، نوجوانان و جوانان به بازی های رایانه ای فارغ از ماهیت و محتوای بازی ها تخدیر و تخریب ذهنی این قشر را بیشتر کرده و موجبات افت تحصیلی و خلاقیت ذهنی آنها را فراهم می آورد. علاوه بر این بازی های محلی از تحرک، جذابیت و توانایی سرگرمی و ایجاد شور و نشاط بالایی برخوردار هستند و از این رو اشاعه و آموزش بازی های محلی ارزش و اهمیت ویژه ای دارد.

 همین طور، هر بازی محلی دنیایی از باورهای فرهنگی یک قوم و یک محل را در دل خود به امانت دارد، لذا با فراموشی هر یک از این بازی‌ها در زمانه‌ای که تکنولوژی مدرن در حال گسترش است علاوه بر این‌که بخشی از خاطره نیاکان ما را از بین می‌برد، بخشی از فرهنگ شفاهی ما نیز به فراموشی سپرده می شود. آن هم در  زمانه ای که بیشتر بازی‌ها و سرگرمی‌های کنونی رنگ و جلوه تازه‌ای پیدا کرده‌ است، به گونه‌ای که دیگر کمتر می‌توان در آن‌ها از هویت و فرهنگ بومی نشانی یافت. بدون شک گذشته، بخش قابل توجه‌ای از هویت ما را می‌سازد. لذا بی‌توجهی به آن موجب تخریب رابطه و تطابق زندگی ما با محیط می‌شود. آداب و رسوم مربوط به زمان‌های گذشته ازجمله بازی‌ها و ورزش‌های باستانی خود می‌تواند پاسخ مناسبی به این سوال باشدکه هویت ما از کجا نشات می‌گیرد. لذا عدم توجه به آن قاعدتا موجب سرخوردگی روحی و روانی ما خواهد شد. از طرف دیگر، در بازی های زمان های گذشته بچه ها شرایط اجتماعی خوبی را تجربه می کردند، به طوری که یک نوع واکسیناسیون ایجاد می شد جهت ورود به اجتماعی بزرگ تر، ضمن این که در آن بچه ها یاد می گرفتند که جاده زندگی دو طرفه است و فقط او تنها نیست که حرکت می کند در حالی که در بازی های مدرن و کامپیوتری این گونه نیست چرا که در این بازی ها فرد احساس می کند فقط تنها اوست که حکومت و حکمرانی می کند بگونه ای که در پی آن یک نوع خودخواهی و خود شیفتگی در وی ایجاد می شود که بسیار برای روحیه اجتماعی نسل جوان ما مضر و خطرساز است.

 

ریشه شناسی و روان شناختی بازی ها:

در فرهنگ های فارسی بازی به سرگرمی، مشغولیت، تفریح، لعب، کار، ورزش و فریب معنی شده است. زیست شناسان و روان شناسان نیز در مورد بازی ها نظرات مختلفی ارائه داده‌اند. زیست شناسان براین باورندکه علاقه‌ی انسان به بازی به کنجکاوی وی درکشف و شناخت محیط اطراف ارتباط دارد و روان‌شناسان نیز می‌گویند نیاز انسان به بازی در حقیقت مصرف انرژی نهفته در وجود اوست و البته جامعه شناسان نیز بازی را وسیله‌ای برای تمرین انسان در زندگی اجتماعی توصیف می‌کنند. برخی بر این باورند بازی خود هنری است که از فرهنگ و آداب وسنن هر جامعه است نمود می گیرد.

 

گذری بر بازی های هزارگی:

بازیهای محلی هزاره ها، آمیزه‌ای از فرهنگ ورزشی و هنرهای نمایشی است که با توجه به آن ها، می‌توان ریشه‌های عمیق فرهنگ مردمی و دانش مردم شناختی هزاره ها را کشف کرد. اهمیت بازشناسی بازیهای محلی یافتن باور ها، شادی ها و آگاهی از جنبه‌های مردم‌شناسی آن است. به این معنا که، شادی های دیرینه و بازیافت هنر ورزشی سنتی و فرهنگی یک قوم را تنها می‌توان در هنرورزشی آنان جست‌وجو کرد. و از این طریق می توان اوضاع و احوال مردم در دوران مختلف  و زندگی اجتماعی آنان را دریافت. زیرا حوادث تاریخی ـ اجتماعی  هر قومی در زمینه‌ای از فهم  مردم عادی رشد می‌کند. از این رو، جهت  فهم سازه های اجتماعی شناخت بازی ها، آواها، رقصها، موسیقی و نمایش های سنتی لازم اند. به دیگر سخن، با شناخت این بازی ها در می یابیم که مردم فرهیخته و عادی هزاره، ازگذشته های بس دور تا کنون، چگونه باحرکت، جست و خیز معنا دار، بیان و زبان اندام و کهن الگو های خاص در حوزه نمایش های سنتی خود دست یافته اند.

 همین طور، بررسی و پژوهش های باستانشناسی نشان می دهد که توجه به ورزشها و بسیاری بازی ها در بین هزاره ها از روزگاران بس دور رایج بوده است. تصاویر بر جای مانده از جام و کاسه گلی در بامیان از عهد کوشانیان موجود در موزه کابل، نقاشی های بر دیواره های غار های بس کهن در بامیان و تکه از کوزه بدست آمده از خاکریز جاغوری که نزد نگارنده موجود است؛ نمونه بسیار ارزشمندی از الگوی های ورزشی بومی-محلی رایج در میان  هزاره ها است. در این تکه کوزه چند مرد را نشان می دهد که دورهم نشسته و در حال بازی اند. در این اثر باستانی از بازی های که امروزه در میان مردم منطقه رایج است نشانه های پیداست که پیوستگی تاریخی منطقه و بومی بودن هزاره ها را نشان می دهند. همین طور، از نوشته‌ها، کتیبه‌ها و نقوش غارها و دیوارها چنین استنباط می‌شود که بازی‌ها درحقیقت نوعی سخن گفتن، انتقال اطلاعات و معلومات، ایجاد و حفظ آمادگی جسمانی برای
ج
نگ‌ها، ایجاد سرور ونشاط، شکرگذاری به درگاه خداوند و… بوده‌اند. نکته‌ی مهم این‌که در درگاه خداوند هریک از این بازی‌ها بار فرهنگی داشته‌است.

 با توجه به آثار به جا مانده از گذشته های دور هزاره ها می توان گفت بازی های متعدد و متنوع و جذابی در گذشته در میان مردم هزاره رواج داشته است که متاسفانه به دلیل شرایط زندگی اجتماعی و سیاسی امروزه بسیاری از این بازی ها از بین  رفته و یا به فراموشی سپرده شده اند. از این رو، تلاش برای احیای آنها یک ضرورت اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. زیرا این ورزشها و بازی های محلی بخش از هویت ملی و قومی ماست. از این رو، در جهان متمدن روز، برخلاف جهان سوم و مردم ما که از گذشته شان فراری اند و حرف زدن از فرهنگ شفاهی مردم را کوته فکری می شمارند، کوشش برای بهره گیری از سنتها و ارزشهای گذشته به ویژه بازی ها و سنت های شفاهی از اهمیت خاصی برخوردار اند.

 بدین سان، بین هزاره ها بازی های زیادی در گذشته معمول و مرسوم بوده است که نمونه های از آنها در گوشه و کنار روستا ها و در بین اقوام و طوایف مختلف نسل به نسل حفظ شده اند و بسیاری از این نمونه ها هم فراموش شده اند. برخی از این بازی های سنتی که در حال حاضر کما بیش در برخی از مناطق و روستاها رواج دارند و در فصل های از سال از جمله بهار که مردم به طبیعت می روند؛ بازی می شوند. این بازی ها که روحیه جمعی و همکاری گروهی را می طلبد  برای ایجاد همدلی و همکاری و در نهایت سهم گیری در مساییل سیاسی و اجتماعی را در پی دارد.

در وطن پهناور هزاره ها که از تنوع اقلیمی و طوایفی ای خاصی برخوردار است، انواع بازی وسرگرمی رواج داشته و دارد. این بازی‌ها در مراسم عروسی، پس و پیش از آغاز کاشت و برداشت محصولات کشاورزی، شب نشینی‌ها، شادی های فصلی، بازی های زمستانی، بازی های کودکانه، شادی های نوجوانان و جوانان و…اجرا می‌شود. این بازی‌ها ویژگی‌های خاص خود را دارا اند که می‌توان به ابزار و امکانات، مکان، گستره‌ی بازی، سن و جنسیت بازی اشاره کرد.

همین طور، از گذشته های دور تا کنون یکی از بزرگ‌ترین دغدغه‌ی انسان به ویژه مردم هزاره چگونگی پر کردن اوقات فراغت انسان هزاره بوده است. امروزه نیز جاذبه‌ نداشتن برنامه‌های اوقات فراغت دیکته شده و فاقد روح شادی و نشاط، عدم وجود امکانات و شرایط لازم برای گذران اوقات فراغت، نبود شناخت اقشار مختلف نسبت به فرهنگ، آداب و سنت‌های گذشته و بازی‌ها و… باعث شده اوقات فراغت بسیاری از جوانان و حتی بزرگ‌سالان به بطالت بگذرد. اما در طرف دیگر، همان‌گونه که عنوان شد یکی از ویژگی‌های مهم بازی های محلی و بومی، استفاده از ابزار و امکانات محل زندگی و عدم نیاز به تجهیزات و اماکن خاص است. عمده امکانات و ابزار مورد نیاز بازی‌ها شامل چوب، خاک، سنگ، پارچه، استخوان، طناب، توپ،کلاه، کمربند، شلاق ،گردو یا چهارمغز، سیب و… می‌باشد که در بیشتر روستاهای هزارستان و شهر ها به وفور یافت می‌شود. ویژگی دیگر این‌که برای هر گروه سنی بازی‌های خاصی وجود دارد. به طور نمونه: مراسم عروسی و اعیاد مذهبی بهترین بهانه و زمان برای پرداختن به بازی و سرگرمی در هزارستان بود که در برخی نقاط هنوزهم رواج دارد. در حال حاضردر برخی عروسی‌ها به جای پرداختن به این بازی‌های زیبا و دیدنی که ریشه در فرهنگ مردم دارد، فوتبال ومسابقه های نه چندان پرمعنا گرفته اند. با این دلنوشته های غم انگیز، وقت آن رسیده تا بازی های هزارگی این میراث کهن و به جای مانده از نیاکان مان احیا شود. هرچند که تحولات سریع اجتماعی و نوع تکامل‌یافته زندگی امروزی امکان پرداختن به بازی‌ها را به صورت اولیه به دست نمی‌دهد اما همین که نهادهای فرهنگی به این مهم توجه و زمینه‌ی شناساندن آن را به مردم فراهم کنند، بسیار است. مردم تشنه‌ی فرهنگ اصیل مرز و بوم هزاره خود خواهند کوشید با این بازی‌ها زمینه‌ی لذت روحی و جسمی خویش را فراهم نمایند.

بازیهای محلی هزاره ها به دو بخش تقسیم می‌شود: ۱ـ بازیهای شبانه ۲ـ بازیهای روزانه

 

بازیهای شبانه:

بازیهای شبانه همان‌گونه که از نام آنها پیداست به بازیهایی گفته می‌شود که رنگ و بویی شبانه دارند. گویا شروع آنها در گردهمایی شبانة جوانان و نوجوانان مربوط می شود. یکی از رویکردهای مهم مردم هزاره به بازیهای شبانه، بیشتر وضعیت اقلیمی و آب و هوایی بوده است. در شب، بازیها از تحرک بیشتری برخوردار بوده و مردم هم در این وضعیت بیکارتر و آماده‌تر بوده‌اند. به دلیل نبودن رادیو و تلویزیون، اذهان مردم در شکل بخشیدن به این بازیها بسیار مؤثر واقع می‌شده است.

 

بازیهای روزانه:

بازیهای روزانه تدبیر خاص خود را داشتند. این بازیها به نور کافی نیازمند بودند و تمام جزئیات آنها می‌بایست دیده می‌شد. بعضی از این بازیها پایبند اعتقاد سنتی بودند. برای مثال: بازی «تناب بازی با شاخه درخت » به دلایل استفاده از درخت، در شب به ندرت بازی می‌شد، زیرا مردم اعتقاد داشتند که در شب درختان محل تجمع اجن‍ّه است.

نمونه های بازی های هزارگی:

 

توپ بازی( توپ دنده):

این بازی در فضای باز در دو گروه مساوی حداقل شش نفره اجرا می شود و ابزار آن تعدادی توپ پشمی و تکه چوب به قطر ۵ سانتیمتر و طول یک متر است. دو نفر سردسته به نام” میر” انتخاب می شود و این دو سردسته یارگیری می کنند. نق<
/p>

1,328بازدید

۴ دیدگاه »

  1. محمد بامیانی ماستر ژورنالیزم از هند حوت ۱۰, ۱۳۸۸ در ۸:۰۱ ق.ظ -

    دوشنبه ۱۰ اسفند۱۳۸۸ ساعت: ۸:۱

    جناب محترم اقای شریعتی السلام علیکم و رحمت الله و برکات
    تشکر از تحقیق مهمی را که درین عرصه انجام داده ای خواندم وکلی لذت بردم. فقط یک موضوع را میخواستم یاد اوری کنم که نام این نوشته را شما نباید :" درنگی بربازی های هزارگی " انتخاب میکردید ، بلکه خوب بود نام این نوشته را میذاشتید " درنگی بربازی های هزاره های جاغوری " به چند دلیل :
    ۱ – نوشته تان یک نوشته عام نبوده و بناأ نمیشود ان را برتمام هزاره ها تعمیم داد زیرا اینگونه بازیها را که شما از ان نام گرفته اید اکثر انان از نامهای شان پیداست که مخصوص هزاره های جاغوریست و برای سایر هزاره ها واژه های نا اشنا وغریبی هستند . مثلا من که یک بامیانی هستم اکثر این بازیها را تا اکنون درهیچ جای بامیان ندیده ام و حتی معنی انها را نمی فهمم . به این لحاظ اگر شما میخواهید سرگرمی های تمام هزاره های افغانستان را انعکاس دهید لازم هست که یکبار نه بلکه چندین بار در تمام نقاط هزاره جات سفر نمائید و با فرهنگ تمام هزاره ها اشنا شوید زیرا تحقیق در بخش های فرهنگ مردم مستلزم شناخت مردم ، موقعیت جفرافیایی ، سنن و عنعنات ان مردم است . شاید شما هیچ نمیدانید که در ولسوالی لعل ولایت غور کدام سرگرمی ها ریشه فرهنگی و تاریخی دارد ؟
    ۲- کلی گویی در تحقیق اصلا جواز ندارد ، خودتان میفهمید چون یک دکتر هستید ، پس شما هیچ در نوشته تان یاد اوری نکرده اید که این تحقیق را برکدام مبنا ، کدام شیوه وکدام منابع انجام داده اید که باید ذکر میکردید و یا حد اقل این قدر کلی گویی نمی کردید و اعتراف میکردید که معلومات تان منحصر به یک ولسوالی ویا یک ولایت هست نه تمام هزاره جات .
    من درین مورد نوشته شما را کاملا ناقص میدانم وحاضرم که با شما به صورت رسمی درین خصوص چلنج بدهم وثابت کنم که معلومات تان کافی نیست و تحقیق در مورد یک مردم از داخل یک اتاق امکان پذیرنبوده و مستلزم سفر ، گفتگو وتهیه اسناد ومدارک میباشد که این نوشته از همه انها خالیست .

    دراینده نزدیک من نقد مفصلی را بر این نوشته خواهم نوشت وامیدوارم که به من هم اجازه داده شود که نوشته ام را درین سایت به نشربرسانم .

  2. محمدی حوت ۱۰, ۱۳۸۸ در ۹:۴۶ ق.ظ -

    دوشنبه ۱۰ اسفند۱۳۸۸ ساعت: ۹:۴۶

    سلام دوست گرامی آقای شریعتی و آقای بامیانی!
    دوست عزیز بامیانی! تشکر از دقت و توجه تان! درست است برادر! آقای شریعتی از اولین کسانی است که این مقولات را تدوین می کند و طبیعی است که نقص داشته باشد! به جای اعلان چلنج شما هم لطف کنید بازی های محلی خودتان را بنویسید! چه بسا آقای شریعتی بازی های مناطق مختلف را آورده باشد! برخی بازی ها جنبه عمومی دارد. مثلا توب و دنده شبیه کرکیت است که من شاهد بوده ام که مزاری ها و…بازی می کرده اند اما با تفاوتهایی!
    امیدواریم نوشته شما به جای نقد نوشته شریعتی به بازی های محلی بامیان اختصاص داشته باشد تا در آینده به صورت یک مجموعه از فرهنگ هزاره را به دست دهد!

  3. مدیریت حوت ۱۰, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۷ ق.ظ -

    دوشنبه ۱۰ اسفند۱۳۸۸ ساعت: ۱۰:۴۷

    با عرض سلام و تشکر بی پایان از جناب آقای شریعنی عزیز وآقای بامیانی محترم وجناب محمدی عزیز .
    انصافا هم از نوشته زیبای جناب آقای شریعتی وهم از دقت وعلاقه مندی جناب آقای بامیانی و در نهایت از پشنهاد زیبای آقای محمدی کلی لذت بردم .

    ازآنجای که قسمت آخر نظرات آقای بامیانی مربوط به مدیریت می شد لازم دانستم توضیح در این قسمت ارائه نمایم .
    من قبل از آن که این طرح را در ساحه ی جاغوری پیاده نمایم این طرح را در کلی وطن به خصوص هزارستان تحت عنوان متمرکز کردن وبلاگها در بند امیر مطرح نمودم و سایت بند امیر به این امید روی سرویر قرار گرفت که شاید بتواند مجموعه از نویسندگان مناطق مختلف را گرد آوری نموده بجای باز کردن چندین وبلاک وسایت ها ، یک سایت مورد مراجعه قرار گیرد در این صورت هم خواننده ها از سرگردانی نجات پیدا نموده و هم نویسنده ها رعبت بیتشر برای نوشتن پیدا می کند . که متاسفانه این طرح به جای نرسید . که جای توضح آن در این جا نیست .

    من شخصا علاقه مندی خود را به همه دوستان از هر منطقه که باشد و به هرموضوع که تعلق داشته ابراز نموده و اعلان می نمایم که هیچ محدودیتی در این زمینه وجود ندارد . البته با رعایت کردن قوانین سایت . لذا درج مطالب دوست عزیزم جناب آقای بامیانی و دوستانی دیگر در این سایت بلامانع است ما خود را جز کوچک از پیکره ی هزارستان بزرگ می دانیم و دست دوستان خود را به گرمی می فشاریم .
    شما می توانید مطالب تان را از طریق ایمیل ms_46@yahoo.com ارسال نماید وحتما از طریق نظرات خصوصی اطلاع دهید تا ما زودتر متوجه ارسال مطالب تان شویم . با سپاس فروان از دوستان

  4. حفیظ الله شریعتی حوت ۱۰, ۱۳۸۸ در ۱:۳۵ ب.ظ -

    دوشنبه ۱۰ اسفند۱۳۸۸ ساعت: ۱۳:۳۵

    سلام دوستان
    نوشته های من چیغ کوچک است، به اینکه بخشی از فرهنگ شفاهی مردم ما در حال نابودی است. به این باورم که این چیغ ها روزی به فریاد بدل خواهد شد. ضرورت این نوشته ها را ذکر کرده ام. نیاز به تکرار نیست.(تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل). می دانم نوشته هایم نقص بردار است. طبیعی هم هست. گفته ام و ادعایی هم در کار نیست. آنهایی که من را می شناسند می دانند که چه می گویم.
    این بازی ها در بیشتر جا های هزارستان، منطقه و در حوزه فرهنگی خراسان بزرگ بازی می شود، البته با نام های متفاوت. اما نوع بازی همان است که نوشته ام. بادشاه، دزد و وزیر با همین نام در ایران، تاجکستان، افغانستان و بیشتر مناطق هم فرهنگ بازی می شود. از بچه های دانشجو در خوابگاه های تهران که از همه جای هزارستان هستند، جستجو کرده ام. در سفر در وطن پرسیده ام. همان است که نوشته ام.
    دوستان نیاز به واگرایی، مقابله و سنگرگیری قلمی نیست. تا اثبات شود که خوب می نویسد و که درست. به فخر فروشی قلمی و بازی های وبلاکی نیازی نمی بینم. اجازه بدهید فعلا آب رفته به جوی بازگردد، پس از آن این گوی و این میدان. دوست دارم این نوشته ها را با نوشته های خوب تان کامل کنید و به من کمک کنید که در بخش های بعد کامل تر بنویسم. این نوشته های پریشان به کمک شما انسجام خواهد یافت. از فرهنگ شفاهی خود تان بنویسید. بنویسید که فردا دیر است.
    نیازی به مبارزه تن به تن نیست. من زمین خورده شمایم، تسلیم حرف حق. به من کمک کنید، یعنی به خود مان کمک کنیم.
    دوستت تان دارم