««در امتداد غدیر(۲)»»

مصطفی خرمی ۴:۲۱ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
««در امتداد غدیر(۲)»»

images (9)

عید بزرگ ولایت، فرخنده یادروز امامت و معرفی امام عدالت؛
بر غدیر باوران امت، مبارکباد!

««در امتداد غدیر(۲)»»

«حجت و هدایت در پیوند ابدی با خلقت!»
ممکن است این نوشتار را، با پرسش های اساسی و مهمی این گونه آغاز کرد: هدف از خلقت انسان چه بوده است؟ چرا «خلقت» آدمی باید با «هدایت» همراه باشد؟ چه کسانی شایستگی این جایگاه مهم الهی را دارند؟ اصلاً دلیل لزوم وجود «حجت حق» بر «خلق» چیست؟ آیا برنامه الهی «هدایت» را پایانی هست؟ پس از سپری شدن عصر «رسولان و پیامبران» مسؤلیت «هدایت خلق» بدوش چه کسانی است؟ آیا نسل های پسین، همانند امت های پیشین نیازمند هادی و هدایت نیستند؟ آیا ؟؟ .

شک نیست که این روند(هدایت انسانها با ارسال رُسُل و انزال کُتُب) تا زمانی که انسان در مسیر تکاملی خویش به «رشد و بلوغ» نسبی نرسیده بودند، بدون وقفه از سوی پروردگار بی همتا، ادامه داشته است. سرانجام با بعثت آخرین پیام آور وحی، خاتَم و خاتِم پیامبران الهی(پیامبر بزرگوار اسلام) مرحله نخست از هدایت(عصر پیامبران)، به پایان رسیده است. حال که هدایت و راهنمایی بشریت، به حد کمال رسیده و ختم رُسُل با آخرین کتاب آسمانی«دین اکمل و آیین اتم» را برای انسانها به ارمغان آورده، پس از درگذشت پیامبر سرنوشت امت نوپایی اسلامی چه میشود؟
مسلماً جماعت نومسلمان نمیتوانند بدون راهبر الهی رهروان خوبی بوده و در مسیر ترسیم شده از سوی پیامبراکرم(ص) بسوی اهداف اسلامی و انسانی بدون انحراف گام زن باشند. اساساً خردپذیر نخواهد بود که پیامبر اسلام با آن همه درایت، کاردانی و دور اندیشی، پس از خود امت نوپیدایی خویش را بدون راهبر گذاشته و امری با این اهمیت را به خود ایشان واگذار کند.
از دیگر سو؛ مسلماً برای شناخت بهتر دین و نیز تفسیر و فهم بیشتر قرآن، نیازمند انسان جامع و کاملی هستیم، که باید توسط شخص پیامبراکرم(ص) به مردم معرفی گردد، تا کتاب خدا (قرآن) صامت و ساکت نمانده و توسط همان انسان های برگزیده تفسیر و تبیین گردد. پس باید این انسان کامل و جامع همان «امام» و «حجت» خدا باشد، که با امامت خویش ادامه دهنده راه رسالت و نبوت بوده و راهبری انسانها بسوی حق و حقیقت را به عهده داشته باشد.

««حجت» در داستان خلقت!»»
قرآنکریم از ارادة خالق یکتا بر خلقت انسان این گونه خبر میدهد: «وَ اِذ قال ربُّکَ لِلملائِکَتهِ اِنّی جاعِلٌ فِی الاَرضِ خَلیفَهً؛ قالوا اَتَجعَلُ فیها مَن یُفسِدُ فیها و یسفِکُ الدّماءَ و نَحنُ نُسَبّحُ وَ نَقَدِسُ لَکَ؛ قال اِنّی اَعلَمُ ما لا تَعلَمُونَ » یعنی: زمانیکه پروردگارت به فرشتگان خبر داد که من میخواهم(باخلق موجودی بنام انسان) جانشینی در زمین قرار دهم، فرشتگان گفتند: آیا در زمین کسانی را جانشین خویش قرار میدهی که در آنجا، فساد نموده و خونریزی خواهند کرد، در حالیکه ما تو را تسبیح و تقدیس میکنیم. خداوند فرمود: به تحقیق آنچه که من میدانم شما نمیدانید.
میتوان نخستین دلیل بر ضرورت «حجت حق بر خلق» را در داستان خلقت حضرت آدم یافت. خلقت، زندگی و ضرورت «هدایت» انسانها از سوی خالق، درست همان چیزی است که در داستان خلقت بدان توجه ویژه شده است. همه ای انسانهای با ایمان و خردمندان جهان معتقد اند که انسان بدون غایت و هدف خلق نشده است. پس از خلقت، خداوند هیچگاهی بندگانش را فراموش و بحال خود رها نکرده است. بلکه، مهمترین هدف از خلقت انسان همانا «خلافت و جانشینی» انسان از سوی خداوند بر روی این کره خاکی است. بی شک این خلافت و جانشینی آنگاه درست و حقیقی خواهد بود که انسان بتواند خود را از کژی ها و انحرافات حفظ کرده و در نهایت در «صراط مستقیم» الهی برای شناخت حق و حقیقت رهسپار و به سوی پروردگارش بازگردد: «انالله و انا الیه راجعون» چرا که« ما از خدایییم و سرانجام به سوی خودش باز خواهیم گشت» . ادامه دارد… .

771بازدید

کامنت بسته شده است.