در انتخابات جاغوری چه گذشت؟

مدبریت ۳:۵۲ ب.ظ ۲۴

در انتخابات جاغوری چه گذشت؟

نویسنده: عبدالله دانش http://sangmasha.blogfa.com

 

بیست و نهم اسد امسال انتخابات دوم ریاست جمهوری درافغانستان یک روز سر نوشت ساز برای مردم افغانستان بود دراین روز بسیاری از انسان هایی که به آزادی ودموکراسی اعتقاد داشتند پای صندوق های رأی رفتند و به امید آنکه فردای آنان بهتر از دیروز شان گردد به شخص خاصی رأی دادند. روز انتخابات در جاغوری

گزارش های رسیده از ولسوالی کلان جاغوری نیز حکایت از گرمی بازار انتخابات در روز انتخابات وقبل از آن دارند در بیست روز مانده به انتخابات فعالیت های سیاسی وانتخاباتی این خطه را به چار راه تبلیغات ها تبدیل کرده بود. می خواستم پیش از برگزاری انتخابات نکاتی را یاد آور شوم که به نظرم در جاغوری اتفاق می افتاد اما عمدا این مطلب را به تأخیر انداختم تا کسی تصور طرفداری ویا تبلیغ به نفع یکی از کاندیدا ها برایش پیش نیاید. اما واقعیت آن است که زمان انتخابات یک زمان بسیار پر التهاب است، هرگونه بحث جانبدارانه در این زمان منجر به مجادلات وقت گیر و بی نتیجه خواهد گردید. نکاتی دراین انتخابات و پیش از آن را قابل یاد آوری دانستم که به نظر نویسنده توجه به این نکات ما را به سوی فهم بیشتر ماهیت رفتارهای انتخاباتی هدایت خواهد کرد.

الف) مسافرت تعدادی از کاندیداهای ریاست جمهوری ومعاونین آنها حاکی از آن بود که جاغوری دراین انتخابات بیش از انتخابات های گذشته مورد توجه واقع شد. به نظر می رسد این امر از دو دلیل مهم ناشی شده است.

  1. تعدادرأی دهندگان؛ بنا به گزارش های رسیده از جاغوری برای واجدین شرایط رأی دهی در این منطقه بیش از ۱۲۰۰۰۰( صد وبیست هزار) کارت رأی توزیع شده است. که این تعداد رأی دهنده در تغییر معادلات انتخاباتی به خصوص در زمان کنونی که مناطق نا امن در کشور رو به فزونی است، می تواند نقش بسزایی داشته باشد. این فاکتور به عنوان یک سرمایه مهم منطقه ای می توانست نقش مهمی در بالابردن نام و آوازه جاغوری ایفا کند. اما آنطور که باید وشاید مردم ومسئولین جاغوری نتوانستند از این برگ برنده استفاده درست وحساب شده داشته باشند. به نظر می رسد عدم وجود یک مرکز تصمیم گیری واحد در جاغوری و پراکندگی نخبگان، ونیز به ابتذال کشیده شدن سیاست ونخبگی، سبب شده گردیده بود که هرکس برای خود تصمیم بگیرد و این سرمایه مهم منطقه ای را به هرکسی و در برابر قیمت های ناچیزی (مانند موتر های لوکس) بفروشد. البته همه مردم جاغوری به خوبی می دانند که بسیاری از نخبگان جاغوری سال هاست که به دنبال منافع نازل شخصی خود شان اند و از این نوع سرمایه ها بسیار به هدر داده اند و همواره مردم جاغوری بهای بسیار سنگینی برای ابتذال نخبگان جاغوری پرداخته اند. آیا سبقت در پیوستن هریک از این نخبگان به ستادهای انتخاباتی نامزد خاص، می تواند تفسیری غیر از ابتذال در سطح نخبگان داشته باشد؟ من باورم نمی شود که این مسابقه نفسگیر براساس احساس وفاداری نسبت به جاغوری صورت بگیرد!!
  2. فاکتور های فرهنگی؛ به نظر می رسد نام وآوازه جاغوری چنان درسطح کشور پیچیده است که به گوش همه رسیده است. بالا بودن سطح فرهنگ وسواد در جاغوری، داشتن مردم خونگرم، فرهنگ دوست ومیهمان نواز، برخورداری از آب وهوای نسبتا مناسب، و اعتماد وامنیت اجتماعی و سیاسی مناسب و… فاکتورهای مهمی هستند که سبب جذب باز دیدکنندگان سیاسی از این منطقه شده است. دلیل دوم به این معنا است که این سیاستمداران با شنیدن نام وآوازه جاغوری به دنبال فرصت بودند تا از این منطقه دیدن کنند و تبلیغات انتخاباتی بهانه خوبی برای آنان فراهم آورده بود که هم به کمپاین بپردازند وهم حضور آن ها در جاغوری با شور واحساسات مردم همراه شود. این امر واضح است که چنین شور واحساساتی در غیر از زمان انتخابات برای ورود آنان قابل تصور نخواهد بود.

 

ب) مردم جاغوری، بر اساس گزارش ها، از همه ی کاندیداها ویا نمایندگان آنان که به این منطقه سفر کرده اند استقبال چشمگیری به عمل آوردند. هر کسی که با جاغوری آشنایی دارد می داند که زیادی استقبال کنندگان به معنای پاسخ مثبت به کاندیدای استقبال شده نیست. بهتر آن است که این امر را به نوع منش سیاسی خاص از یک سو و به کنجکاوی در مورد کاندیداها و برنامه های آینده ی آنها از سوی دیگر نسبت دهیم. منش سیاسی خاص به معنای وجود درصدی از مردمی است که آگاهانه به دنبال انتخاب خود اند. همین امر باعث پیچیدگی مردم جاغوری شده است که اکثر به آن اعتقاد دارند. هرچند که این درصد بسیار اندک بوده و بیشتر مردم جاغوری درکنار دیگر اقوام ساکن افغانستان بیشترمتأثر از احساسات قومی اند تا عقلانیت سیاسی. این مسأله ای است که بر ساختار سیاسی افغانستان حاکم است و دور شدن از این منش سیاسی خاص نیاز به زمان زیادی دارد تا احساسات قبیله ای جای خود را به عقلانیت سیاسی بدهد. به همین جهت به نظرمن بشردوست هیچگاه از مناطق غیر هزاره رأی اول را ندارد چنانکه کرزی ویا داکتر عبدالله در مناطق هزاره بعد از بشر دوست قرار خواهد داشت حتی اگر این منطقه جاغوری باشد.

 

پ)وعده هایی که از طرف کمپاین کنندگان صورت می گرفت
چندان عملیاتی نبودند
وبه عبارت بهتر تنها به درد بر انگیختن احساسات و جذب آراء مردم می خورند. بنا براین هیچ امیدی برای تحقق یافتن خواسته های مردم جاغوری با پیروزی هرکدام از کاندیداهایی که به مردم جاغوری قول هایی را سپرده اند، نخواهد بود. بهتر است اینگونه بگویم وضع به همان منوال سابق پیش خواهد رفت وهیچ تغییرچشمگیری در جهت انکشاف جاغوری در پنج سال آتی متصور نیست.

 

ت) مطالبات مردم جاغوری از همه ی کاندیداها تکراری بود که بیشتر بر ولایت شدن جاغوری متمرکز گرده بود. باید به این نکته دقت کرد که سیاستمداران کاندید دوره دوم ریاست جمهوری این مطلب را به خوبی درک کرده اند که این خواسته بیش از هر خواسته دیگر دهن پرکن اما غیر عملی است و موقعیت خوبی را برای استفاده سیاسی آن ها فراهم می آورد به همین جهت ولایت شدن جاغوری را پوششی برای هرگونه رفتار سیاسی قرار داده و خود را دراین خواسته همدرد با مردم جاغوری معرفی می کردند. به نظرمن این خواسته مردم جاغوری هرچند که مهم واساسی است اما چنان نیست که هر تازه از راه رسیده ای توان حل آن را داشته باشد، زیرا این امر مربوط به الزامات قانونی ای می شود که در کشور حاکم است. گذشته ازاین، این خواسته باعث شده است که نخبگان جاغوری در طرح خواسته های خود به بیراهه بروند و هر گونه خواسته دیگر که در امکان وسع رییس جمهور آینده است بازمانند. به نظرمن باید درکنار ولایت شدن جاغوری خواسته مهم دیگر باید طراحی می شد که از یک طرف مربوط به توسعه وانکشاف این منطقه باشدواز طرف دیگر زود بازده و از سوی سوم در حد توان کاندید خاص باشد. بنا براین  بهتر این بود که مسؤولان جاغوری درایت بیشتر به خرج می دادند و طرح های کوچک انکشافی وفوری را پیش پای نامزدهای انتخابات قرار می دادند که در توان فعلی آن ها می بود و فورا آن طرح ها را عملی می ساختند. به نظر می رسد این نوع طرح های انکشافی بهتر از صرف طعام در هوتل ها می توانست باعث جذب بیشتر آراء گردد. چنانکه شاهدیم روند طی شده در نهایت به نفع جاغوری تمام نشد زیرا فرد منتخب مردم جاغوری به ریاست جمهوری نخواهد رسید و دیگرکاندیدا ها هم این استدلال را دارند که عمل به قول آن ها متوقف بر رأی مردم به آنها بود که صورت عملی به خود نگرفت.

 

ث) قضیه مهمی که در جاغوری اتفاق افتاد تشکیل کمیسیون تقلیل نامزدهای شورای ولایتی بود که به ویژه در این سایت باعث پدید آمدن یک بحث جدی گردید. هرچند که قضاوت جدی دراین امر نیاز به بحث جداگانه ای دارد اما به طور کوتاه می توان به جنبه هایی از این مطلب نگاه واقع بینانه انداخت:

  1. همه ی اعضای کمیسیون تقلیل وبلکه اکثریت قاطع مردم جاغوری بر این نکته اعتقاد داشتند که باید برای جلو گیری از شکست، کاری انجام داد. بر همین اساس در نشست های اولیه میان سه نهاد: «شورای علمای جاغوری » با مرکزیت داخل، و «شورای معارف جاغوری» و «مجمع علما وطلاب جاغوری» با مرکزیت خارج از کشور، اصل قضیه مورد توافق قرار گرفت و بنا شد هیئتی متشکل از سه نهاد مذکور کار را دنبال کنند که در نهایت با کناره گیری دو نهاد داخلی این تصمیم به شکست منجر شد و مجمع دراین مرحله به تنهایی وارد میدان گردید.
  2. این روند باعث موضعگیری های موافق ومخالف گردید که همه ی خوانندگان محترم از آن به خوبی آگاهی دارند.
  3. کنار کشیدن دو نهاد داخلی حکایت از این داشت که چندان امیدی به نتیجه بخشی چنین کاری وجود ندارد و از آن جهت که آنها در منطقه برای ادامه حیات خود بیش از مجمع علما به آینده نگری نیاز داشتند، برای محفوظ ماندن از پیامدهای منفی این کار، خود را کنار کشیدند و عملا از یک همکاری سالم با مجمع علما که قول آن را داده بودند دریغ ورزیدند. به نظر می رسد، آنها به جای نصیحت عالمانه وعارفانه به مجمع، در حقیقت با کتمان جنبه های منفی این کار، مجمع را در میدان تنها رها کردند، درحالیکه پیش از این با مجمع قول همکاری مساعد داده بودند. شاید این تصور دور از واقع نباشد که این دو نهاد عمدا می خواستند چهره مجمع خارج نشین را که به خیال آنها رقیب پر قدرت آینده ی آنها خواهد بود، خدشه دار کنند.
  4. به نظر من آنچه اتفاق افتاده ریشه در ماهیت متضاد شوراهای داخلی وخارجی دارد. ماهیت اصلی شوراهای داخلی براساس نوع محیطی که درآن به حیات خود ادامه می دهند این است که بیشتر «عملگرا» و «سود گرا» اند تا «وظیفه گرا»، بنا براین دست به تصمیماتی که دارای کارکرد مثبت برای آن ها نباشند نخواهند زد، این درحالی است که ویژگی اصلی مجمع علمای خارج از کشور به دلیل محیطی که درآن رشد کرده است «وظیفه گرایی» است.
  5. به نظرمی رسد مجمع علما با این کار یک بار دیگر مورد امتحان مردم واقع شد، به همین جهت آنچه برای مجمع اهمیت دارد نمراتی است که اکثریت مردم به این مجمع می دهند به همین جهت مخالفت یا موافقت افراد خاص نمی تواند معیار واقعی محسوب شود.
  6. به نظر من اکنون خیلی زود است که نمره های مردم را محاسبه کنیم به همین دلیل باید منتظر بود که آیا در آینده به ویژه در انتخابات شورای ملی که سال آینده برگزار می گردد، مجمع می تواند گام مثبت دیگری در پرونده ی خود به ثبت برساند؟
  7. آنچه دراین روند اتفاق افتاد تجربه ی جدیدی برای مجمع نیز محسوب می شود که ضرورتا بر تجربه قبلی آن باید افزوده گردد تا درآینده باعث تصمیم های حساب شده تر گردیده و به رشد و شکوفایی یک مجمع دینی – مردمی کمک نماید
    .

این مطلب در وبلاگ سنگماشه نیز به نشر رسیده است.

+;نوشته شده در ;یکشنبه یکم شهریور ۱۳۸۸ساعت;۱۵:۵۲ توسط;مدیریت بخش سنگماشه – دانش; |;

2,847بازدید

۲۴ دیدگاه »

  1. حسین سیرت سنبله ۲, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۹ ق.ظ -

    دوشنبه ۲ شهریور۱۳۸۸ ساعت: ۱۱:۱۹

    سلام بر آقای دانش و خوانندگان این سایت.
    من طرحی را برای جلوگیری از شکست جاغوری در انتخابات پارلمانی مطرح کرده ام ما باید باهم برای فرستادن حد اقل سه نماینده در پارلمان آینده از جاغوری تلاش نماییم.

  2. جاغوری سنبله ۲, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۵ ق.ظ -

    دوشنبه ۲ شهریور۱۳۸۸ ساعت: ۱۱:۴۵

    دوست عزیز برادر محترم جناب اقای عبدالله دانش سلام
    تشکر از تحلیل زیبای تان از وضعیت گذشته ی انتخابات در جاغوری .
    من یکی با وجود برادران چون شما بر خود می بالیم و افتخار می کنم امید دوستان دیگر ما نیز که شایسته گی قلم فرسای را دارند وارد عرصه شده از تحلیل های آنها نیز استفاده کامل را ببریم .
    اینجانب تقریبا با همه بند های از تحلیل های شما موافقم منتها در میان بعض بند ها نکته های است که قابل تامل است به نظر می رسد که می توان آن ها را از زاویه ی دیگر هم مورد تحلیل قرار داد .
    نکات در بند الف (… که هرکس برای خود تصمیم بگیرد … ) از این تحلیل و آنچه در بند ب ( … و بیشتر مردم جاغوری درکنار دیگر اقوام ساکن افغانستان بیشتر متأثر از احساسات قومی اند تا عقلانیت سیاسی … ) وجود دارد .
    آنچه که نهایتا در میان توده مردم در جاغوری اتفاق افتاده از جهات امید وار کننده است نمی شود به این سادگی تعبیر های و اصطلاحات ساده ی سیاسی را برای آن به کار برد .
    ۱ – اول اینکه حرکت مردمی در جاغوری علاوه بر احساسات قومی که فاکتوری اساسی برای هرملت است اخطار بزرگ برای تیکه داری های مردمی است که سالهای سال است در فرصت های مناسب برای استفاده های شخصی این تیکه داری را به گردن می گیرند و هر کسی مردم را به این و یا آن می فروشند .
    مردم ما با توجه به عقیده پاک که به بزرگان خود داشته اند در قدم اول به ندای آنها لبیک گفته ولی به مرور زمان متوجه شدند . که حق هزاره به عنوان یک کرسی در یک وزارت نیست ، بلکه تعیقب کردن خواسته و آمال های آنها است که هنوز از منتخبین قبلی مردم اتفاق نیافتاده و عملی نشده اند .
    بنا بر این این اقدام زیبای مردم دقیقا نشات گرفته از عقلانیت سیاسی مردم است نمی شود تنها به احساسات قومی بسنده کرد .

  3. جاغوری سنبله ۲, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۶ ق.ظ -

    دوشنبه ۲ شهریور۱۳۸۸ ساعت: ۱۱:۴۶

    ادامه :
    خوشبختانه اتفاق که در انتخابات امسال در سطح کلان کشور افتاده همه تیکه دارا های رای مردم را به لزره در آورده و این خوش بختانه اختصاص به مردم هزاره و جاغوری ندارد . تا آنجای که ما اطلاع داریم در همه جای جای کشور این پدیده زیبا صورت گرفته و باید این اتفاق را به فال نیک گرفت .
    از طرفی دیگر یک فرد هزاره به نام بشر دوست توانسته مورد اعتماد دیگر اقوام قرار بگیرد به نظرم دست آورد کمی نیست . تجربه ثابت شده که فردی با تفکر علنی هزاره ی نمی تواند جای در میان اقوام متعصب دیگر باز کند . بنا براین اگر ما بخواهیم به پست هاب بالتر برسیم باید در نظام جمهوری علاوه بر ترفند های سیاسی اتکا, به ارای مردم که یگانه فاکتور است که می تواند بیش از هر چیز دیگر انسان را به خواسته های شان نزدیک کند .
    مخصوصا اینکه مردم خوشبختانه با یک تحلیل کوتای شان ، به یک نتیجه عاقلانه رسیده اند و آن اینکه چه آن که به کرزی رای بدیهند که احتمالا برنده این انتخابات خواهند بود وچه به بشر دوست رای بدیهند که برنده شدنش تقربیا عملی نیست . از نظر نتیجه به حال این مردم تفاوت نمی کند .
    کرزی با رای قبلی این مردم چه گلی به سر این مردم زد تا این بار این کار را بکند افغان ملیت ها هیچ گاه این کار را نمی کند . نیش عقرب نه از ره کین است اقتضا طبیعت اش این است . بد ترین کابینه کابینه کرزی بوده این را گذشت زمان بهتر قضاوت خواهند کرد .
    ما با وجود کریم خرم و دیگر افغان ملیتی های موجود در کابینه کرزی به راستی چه امید به آینده از وی می توانیم داشته باشیم . و دلیل ندارد که رای مردم به جناب بشر دوست را یک اقدام پسندیده ندانیم .

  4. جاغوری سنبله ۲, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۷ ق.ظ -

    دوشنبه ۲ شهریور۱۳۸۸ ساعت: ۱۱:۴۷

    ادامه :
    در بند – ث – هم نکات را باید یاد آوری کنیم .
    اولا عناوین کلی که مجمع به ناحق به دنبال خود یدک می کشند واین طور وا نمود می کند که افکار ونظریات همه طلاب جاغوری را بیان می کند و یا لا اقل از آنها نمایندگی می کند فکر کنم زمان آن رسیده باشند که در این مورد تجدید نظر جدی صورت بگیرد .

    چه دلیل دارد که ما طلاب جاغوری به خواطر کار های خود سرانه بعضی افراد در مجمع مستحق هزاران توهین تمسخر شناخته شویم .

    مگر دشنام های آن چنانی ای که به خواطر چاپ یک پوستر که به هیچ توجیه عقلای نداشت بس نبود که ابن بار با یک اقدام نسجیده ای دیگر خود را وارد عرصه میان جیگری نمود .
    طبق گفتار خود افراد مجمع ها قرار بوده مجمع اقدام که توهم حمایت از کاندید های خاص را بشود صورت ندهد ولی در عین حال و بدون در نظر داشت زمان مناسب برای این کار اقدام به میان جیگری بی موقع نموده و زمینه هزاران حرف های ناصواب را فراهم نمایند .
    عرض ما این است که ما نباید همه خطاهای مجمع را به نمره دهی مردم موکول کنیم و گروهای دیگر با وجود وظیفه گرا نبودن آدمم آرزو می کند که هیچ وقت وظیفه گرای این چنینی نباشند همیشه عملگرا باشد.
    وظیفه و تعابیر این چنینی فکر نکنم ار اشتباهی که در این مورد صورت می گیرد کم کند . و به تعبیر دوست عزیز دیگر مان چرا به سادگی هندوانه زیر بغل مان می گذارد .
    من فکر کنم ما باید یک تدابیری را در پیش بگیرم که هر کس نتواند با استفاده از عنوان کلی کاری ها ی شخصی خود را به همه و یک قشر خاص نسبت دهند
    ما در این موارد واکنش مناسب باید از خود نشان بدهیم و منتظر نمره ای مردم نباشیم .

    این بحث و برداشت از آن را نمی شود تماما به گردن نویسنده گذاشت می خواستم بگویم یک خواننده ممکین است از نوشت های شما یک همچی برداشت بکند و در ضمن زمینه این قلت قلت طلبگی هم فراهم شود .
    با تشکر مجدد از برادر محترم جناب آقای دانش

  5. حفیظ ا لله خرمی خرم سنبله ۳, ۱۳۸۸ در ۴:۰۷ ق.ظ -

    سه شنبه ۳ شهریور۱۳۸۸ ساعت: ۴:۷

    دوستان گرامی آقایان محمدی، دانش، مومن زاده و همه دست اندر کاران سایت زیبای جاغوری سلام!

    سپاسگزاریم که در رشد و با لندگی فرهنگ و دانش و معرفی بیشتر مردم فرهنگ دوست و علم پرور جاغوری قلم زن و تلاش گر و مصمم هستید. نه تنها ما بلکه کشور و مردم خوب سر زمین من به این خطه ای فرهنگی و علمی افتخار میکنند.

    اگر بگوییم جاغوری به پرورش گاه و یکی از مراکز و ولسوالی نمونه علم و فرهنگ تبدیل شده و با شهر های بزرگ کشور همچون کابل، هرات و مزار شریف شانه به شانه گام زن هست تا مسولئیت سنگین علمی و فرهنگی اش را به پیشواز عقل گرایی، خرد ورزی، منطق سالاری و علم شگوفایی به دوش بکشد، گزافه نگفته ایم.

    ۱: بستر سالم فرهنگی و علمی را باید بیشتر رشد داد و تقدیر کرد و کمال بخشید.
    ۲: فضای تازه ایجاد شدهء سیاسی و جریان جدید به راه افتاده دموکراسی را باید فرصت داد.
    ۳: گامهای آغازین انتخابات را باید برداشت و تصمیم انتخابگر و انتخاب شدن را باید گرفت و تمرین کرد.

    ۴: داستان منفی منطقه گرای، دسته سازی، خانوار به رُخ کشی و قوم پرستی، قصهء کهنه و تکرار عادات ناسا لم دیرینهء ما هست که سالها و قرنها بار بار ضربه انرا خورده و حربه آنرا دیده ایم. تکرار عمل منفی که بر مبنا نفاق، چند پارچگی و ضرر جامعه و مردم باشد باید نقد زد و در پی اصلاح آن بر آمد، و این وظیفه همه است نه قشر خاص.

    امروز و فردا

  6. حفیظ ا لله خرمی خرم سنبله ۳, ۱۳۸۸ در ۴:۰۸ ق.ظ -

    سه شنبه ۳ شهریور۱۳۸۸ ساعت: ۴:۸

    ………………..

    ۵: آزاد بودن نامزدی و حق داشتن کاندید شدن را هیچ کس منکر نیست ولی این هم به صلاح مردم و خیر جامعه نیست که به جای سه نفر پانزده نفر به رقابت ایستاد شده رای مردم را به آب انداخته و حق شانرا نادیده بگیرند و اعتماد مردم را به مسخره گرفته با سر نوشت شان بازی نمایند .

    ۶: اقدام شورای علمای داخل، شورای معارف و مجمع طلاب، تصمیم خوب و بجای بود و میتوانیست کار را پیش برده و حل مشکل نمایند، و باید تقدیر میشد و پشتبانی مردم را با خود میداشت، و اینکه متاسفانه چرا علمای داخل و شورای معارف دست از کار کشیده اند بحث ریشه دار دیگری هست .

    ۷: مجمع طلاب که به تنهایی وارد معرکه کار و زار شدند، حرکت نیک و تلاش خیر شان در خور تحسین و تقدیر هست، و بهتر میبود که اگر قشر جوان معارف که همانا دانشگاهیان و دانشجو یان هست در کنار خود میداشت و در تصامیم و اقدام شریک میساخت، که هم بار و مسوءلیت سنگین شان تقسیم میشد و هم حس اعتماد بیشتر میان این دو قشر جوان رشد و مستحکمتر میگردید.

    امروز و فردا

  7. حفیظ ا لله خرمی خرم سنبله ۳, ۱۳۸۸ در ۴:۵۵ ق.ظ -

    سه شنبه ۳ شهریور۱۳۸۸ ساعت: ۴:۵۵

    دوستان گرامی خواننده سلام
    میتوانید ادامه بحث را با یک کلیک در خانه’ دوست (امروز و فردا ) به خوانیش گیرند.

    امروز و فردا

  8. محمدی سنبله ۳, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۷ ب.ظ -

    سه شنبه ۳ شهریور۱۳۸۸ ساعت: ۱۲:۲۷

    سلام آقای دانش عزیز! از نوشته زیبایت استفاده کردم. اصل موفقیت سیاسی جاغوری گفتمان مشترک همگانی است. اما اصل جمهوریت و نظام برای ما باید مهمتر باشد. همان گونه که در مقاله قبلی گفته بودید شرایط عوض شده اما سیستم نه، ما باید تلاش کنیم سیستم حاکم باشد و نه افراد. سیستم نو اجتماعی راباید تقویت کرد. نمره ابتدایی مردم جاغوری به نخبگان و قیم جامعه در رای به بشر دوست نمایان شد که هویت هزارگی را به سرک پخته نمی فروشند و در ضمن به قولنامه های گلبدین و ملابرجان و کرزی اعتماد ندارد همان گونه که اسحاق برگید توصیه کرده بود. منتظرتحلیل جامعه شناختی شما از انتخابات جاغوری خواهیم ماند. ارای اولیه شورای ولایتی از نمره نه چندان درخشان به پروژه قیمومیت دارد.

  9. فارسی دوست (برادر جاغوری بخواند) سنبله ۴, ۱۳۸۸ در ۳:۵۵ ب.ظ -

    چهارشنبه ۴ شهریور۱۳۸۸ ساعت: ۱۵:۵۵

    دوست عزیزی که بنام مستعار جاغوری مطالب ارزشمندی را نوشته است؛ متاسفانه نوشته اش دارای اشتباهات فراوان املایی، ادبی و ساختاری است. اگر خود وی یک بار دیگر به نوشته اش مراجعه کند شاید گفته این قلم را تایید نماید. برادر جاغوری- که امید وارم مدیر این وبلاگ نباشد و الا فاجعه است – نظریات زیادی مطرح نموده است که برخی از آن ها به نظر می رسد نیاز به تامل بیشتر دارد.
    امید است از این تذکر جناب جاغوری که اسم یک منطقه ی بزرگ را یدک می کشد آزرده خاطر نشده باشد و حالا وقتی آن رسیده است که بیشتر بیاندیشیم و اسامی بزرگ را بیش از این یدک نکشیم.

  10. جاغوری سنبله ۴, ۱۳۸۸ در ۵:۵۲ ب.ظ -

    چهارشنبه ۴ شهریور۱۳۸۸ ساعت: ۱۷:۵۲

    دوست عزیز فارسی دوست سلام
    تشکر از شما که لا اقل مطالب را ارزشمند یافتید . من ندیده و نشنیده اشتباهات تایپی را به گردن می گیرم و همین طور اشتباهات دیگر ادعای معصومیت هم نداریم پس اشتباه در امکانش جای حرف نیست . مخصوصا در باب نظرات که دیگه تا دلت بخواهد اشتباه وجود دارد .

    خوب بود یکی دوتای شان را یاد آوری می کردی که تا ما هم از محضر تان کسب فیض می کردیم .

    البته من عقیده دارم اشتباهی تایپی و یا غلط املای در سایت و یا روز نامه و حتی کتاب های معتبر کاری است که هروز کم و یا زیاد اتفاق می افتد حالا از مدیر وبلاک باشد و یا از آدمی عادی اشتباه است . فاجعه بودنش و دلیل آن جدید خبر نیودم که به لطف این دوست خبر شدم .

    با همه این حرف حدیث اهمیت تذکر ایشان از نداشتن اشتباه بر کسی پوشیده نیست تعبیر از اشتباه به فاجعه خود اشتباهی دیگر ادبی و ساختاری است .
    بازم ممنون

  11. محمدی سنبله ۴, ۱۳۸۸ در ۶:۴۲ ب.ظ -

    چهارشنبه ۴ شهریور۱۳۸۸ ساعت: ۱۸:۴۲

    سلام دوست عزیز آقای خرمی خرم!
    از لطف تان تشکر! شما اقایان مجمع علما را در خور تحسین دانسته اید؛ در اصلش همه تایید میکنند اما بحث بر سر روش است. روش مجمع مخالف نظام بود و روشهای سنتی را جایگزین روش دموکراتیک میکند. دیدیم که آقایانی که اختیار داده بودند هم کنار نکشیدند و بخش مهمی از آرای مردم را به خود اختصاص دادند. مردم عملا نشان دادند که قیم نمی خواهند و رای به بشر دوست هم موید این قضیه است.
    دوست عزیز ماهیت دموکراسی که بر رای آزاد و سری استوار است؛ کار دل را نشان میدهد و دیگر مسایلی مانند شرم حضور و … تاثیری ندارد. ما باید ماهیت نظام را به خوبی درک کنیم و مطابق آن تصمیم سازی کنیم. زمان اختیار خط و … تمام شده است. مجمع متاسفانه با انفعال روانی برخورد کرده و کسانی را که اختیار نداده اصلا به حساب مردم جاغوری نیاورده ! تازه بیشترین آرای مردم هم به کاندیدهای حذف شده تعلق گرفته که حاکی از نارضایتی مردم است. این انتخابات پیامهای روشنی برای مردم ما خواهد داشت که باید به طور جدی به آن توجه کرد. برادر عزیز آن دوران په پایان رسیده که چهار بزرگ قوم هرچه می گفت همان می شد. یعنی آن دوران مجال برای آرای عمومی وجود نداشت. من در آینده نزدیک تحلیلی بر انتخابات خواهم نوشت و زوایای بیشتری را باز خواهم کرد. خدا کند حدیث های خط و خط بازی در حمایت از کاندیداها دروغ باشد و … تشکر از شما!

  12. دانش سنبله ۵, ۱۳۸۸ در ۱:۱۹ ب.ظ -

    پنجشنبه ۵ شهریور۱۳۸۸ ساعت: ۱۳:۱۹

    برادرعزیزم آقای جاغوری سلام!
    نظرمفصل تان باعث سرافرازی ما می¬باشد. به نظرمی رسد بیان بنده در باره منش سیاسی غالب در ساختار سیاسی افغانستان که عبارت از «احساسات قومی به جای عقلانیت سیاسی» است بیشتر شمارا رنجانده است. من دراین مورد به این سوال بسنده می کنم که عقلانیت سیاسی برخواسته از حسابگری سیاسی است ، آیا در رأی دهی به بشردوست می توان از حسابگری سخن گفت؟ آیا با رأی دهی به بشر دوست چه هدفی را می خواست اثبات کند؟ جواب شما شاید طبق گفته ی خود تان اثبات هویت هزارگی باشد؟ این هدف برای من خنده آور است زیرا او خود اصلا به هویت هزارگی اعتقادی دارد؟ اگر نظر شما این است از نوشته ها یا سخنرانی هایش برایم نمونه بیاورید. گذشته از این سال هاست که هویت هزارگی به اثبات رسیده ونیازی به شاهکار بشردوست دراین زمینه نیست. او اگر از هویت هزارگی دفاع می کرد باید زمانیکه بیش از دوصد خانوار هزاره در آتش کینه ی کوچی ها می سوختند حد اقل یک بیانیه صادر می کرد!! اگر شما از او دراین زمینه مطلبی سراغ دارید برایم یاد آوری کنید.آیا اگرمردم جاغوری به کاندیدای برنده رأی می دادند از هویت هزارگی آنان کاسته می شد؟
    به نظر من محاسبه ناشی از عقلانیت سیاسی به این معنی است که با انجام یک عمل سیاسی باید به مطالبات سیاسی دست یافت. به نظر شما مطالبات مردم جاغوری با رأی به کدام کاندیدا بیشتر احتمال تحقق داشت؟ چنین پرسش هایی حاکی از آن است که رأی به بشردوست مردم را نه تنها به هیچ هدف سیاسی نزدیک نکرد بلکه از تمامی اهداف سیاسی دور ساخت. به نظر من «عدم عقلانیت» غیر ازاین نمی تواند باشد.
    یک سوال دیگر را نیز باید پرسید وآن اینکه چرا همه ی نخبگان هزاره با بشردوست همگام نبودند؟ (خواهش می کنم این سوال را چند بار به دقت مرور کنید!) آیا نخبه های هزاره دیگر نخبه نیستند؟ آیا غیر از نخبه های موجود در عرصه سیاسی ما نخبه داریم؟ یا بلاهت جدیدی ما را به سوی از هم گسیختگی مرکز تصمیمگیری سیاسی ما سوق می دهد. پس احساسات قبیلگی نه تنها ویژگی اصلی ساختار جامعه ی ما را تشکیل می دهد بلکه اندیشیدن در باره ی اهداف عقلانی را همیشه به محاق برده است. کارل مانهایم چه زیبا به این درد رسیده است که «دموکراتیک شدن فرهنگ را زمینه ی اصلی دمکراسی تلقی کرده است.»

  13. جاغوری سنبله ۶, ۱۳۸۸ در ۱:۰۶ ق.ظ -

    جمعه ۶ شهریور۱۳۸۸ ساعت: ۱:۶

    دوست عزیز جناب اقای دانش سلام
    هر چه از دوست براید نکوست ما گفتیم در این زمینه علاوه بر تحلیل شما تحلیل دیگر هم وجود دارد . و یا می شود از زاویه دیگر هم تحلیل کرد .
    پس تعبیر رنجش با آن چه که شما در گفتار شفاهی گفتید یک کمی منافات دارد دوست عزیزم سوالهای زیاد را مطرح کرده که فکر کنم سوال های دوست عزیزم مطرح کنم مناسب تر از هر چیزی دیگر باشد .
    سوال اول : آیا در رأی دهی به بشردوست می توان از حسابگری سخن گفت ؟ آیا با رأی دهی به بشر دوست چه هدفی را می خواست اثبات کند؟

    ایشان منتظر پاسخ ما ننشسته پاسخ از طرف ما ارائه داده بعد هم به پاسخ خنده اور کلی خندیده : می فرماید :

    جواب شما شاید طبق گفته ی خود تان اثبات هویت هزارگی باشد؟

    همین جا دست نگهدار من یگبار دیگر به نوشته هایم بر گشتم نگاه کردم در کجا من گفتم رای به بشر دوست برای اثبات هویت هزارگی است . دیدم برداشتم درست است که چنین جمله را من نگفتم قطع نظر از صحت سقم این عبارت ولی عبارت مال من نیست و یا لاقل منظورم این نبوده است .

  14. جاغوری سنبله ۶, ۱۳۸۸ در ۱:۰۷ ق.ظ -

    جمعه ۶ شهریور۱۳۸۸ ساعت: ۱:۷

    ایشان می فرماید :
    این هدف برای من خنده آور است زیرا او خود اصلا به هویت هزارگی اعتقادی دارد؟ اگر نظر شما این است از نوشته ها یا سخنرانی هایش برایم نمونه بیاورید.

    جاغوری :
    بیبین دوست عزیز تحلیل این چنینی شایسته بزرگان نیست یکی از فاکتور های مهم در تحقیقات و تحیلیل ها آرا و افکار مردم است امروز در اکثر مناطق مرکزی علاوه بر مناطق دیگر بشر دوست ارای قابل توجه را کسب کردند. فکر می کنی مردم به کسی رای دادن که بر ضد خودش و یا به تعبیر شما اصلا به هویت هزارگی اعتقادی ندارد جالب این است که مدرک هم خواسته اید مدرک با این عظمت را که در ۲۹ اسد به نمایش گذاشته شد هنوز شما متوجه نشده اید ؟ !!!.

    دوست عزیز درست است که من و تو چند تا اصطلاح را بلد هستیم آن بچاره ها ممکین است گفته های کارل مانهایم را ندیده نخوانده باشد ولی خادیم را از خاین خیلی خوب تشخیص می دهند خیل خوب می فهمند که چه کسی شعار برای مردم هزاره می دهند وکی برای آنها کار می کند .
    دوست عزیز دیگر وقتی شعار نیست وقتی عمل است . بشر دوست اگر کاری برای مردم نکرده با شعار عوام فربیبی به پای سفره معاملعه مردم هم ننشسته است . ادعای هم ندارد بشر دوست عقیده دارد که یک ریس جمهور منتخب ریس جمهور قوم خاص نیست بلکه ریس جمهور کل همین مردم است او فریاد می زند که در گذشته چنین نبوده است او ناله می کند که یک هزاره فکر نکند که بشر دوست ریس جمهور شد دیگر مشکل هزاره حل است بشر دوست ریس جمهور همه کشور است به معضلات همه کشور بسویه رسیدگی می کند آیا این حرف غلط است ؟!!.

    دوست عزیز ما سوال دیگر هم دارد
    آیا با رأی دهی به بشر دوست چه هدفی را می خواست اثبات کند؟
    جاغوری
    با رای دادن به بشر دوست هدف های نگفته زیاد ی را به اثبات رسانده است که اثبات بعضی از آنها بعضی ها را خیلی عصبانی کرده منجمله تیکه دارهای ارای مردم را ؟

    آنهای که حق و حقوق مردم را به داشتن صرف یک پست دولتی تعریف میکند که اگر من به عنوان یک هزاره به این مقام رسیدم دیگه شما به حقوق تان رسیده اید . وگر نه و امصیبتا

    هدف های دیگر که اگر لازم بود برای تان می شمارم .

  15. جاغوری سنبله ۶, ۱۳۸۸ در ۱:۰۸ ق.ظ -

    جمعه ۶ شهریور۱۳۸۸ ساعت: ۱:۸

    آیا اگرمردم جاغوری به کاندیدای برنده رأی می دادند از هویت هزارگی آنان کاسته می شد؟

    جاغوری
    نه دوست عزیز بلکه مردم کمی در عقلانیت سیاسی شان شک می کرد اتفاق خاص دیگر نمی افتاد .

    دوست عریز ما می فرماید
    به نظر شما مطالبات مردم جاغوری با رأی به کدام کاندیدا بیشتر احتمال تحقق داشت ؟
    جاغوری
    با رای دادن با کرزی ندیدی از خدمات هفت ساله شان به مردم جاغوری

    از شوخی که بگذریم با هیچ کدام

    اگر منظور شما کرزی است که هفت سال فرصت داشت برای این کار . من به عنوان یک شهروند جاغوری شرمم می اید که این شخص و یا دار دسته اش هر بار که به جاغوری می اید قول اسفالت راه جاغوری قره باغ را می دهند خودت چند بار تا بحال این خبر را شنیده ای ؟ آیا این جزه به سخره گرفتن مردم چیزی دیگری می توان نام گذاشت ؟

    لا اقل خود کرزی این را می داند که رویش نشد خودش شخصا به جاغوری بیاید . ولی ما می خواهیم با تحلیل کار های نکرده اش را درست کنیم و انتخاب عالمانه مردم را عدم عقلانیت سیاسی تعببیر کنم .

    من نمیدانم چرا نخبه های ما دنبال فردی را می گیرند که هفت سال وقیحانه دنبال اش دویدند چیزی گیرش نیامدند .
    از آن عجیب تر اینکه مردم را هم دعوت به این کار می کند در حال که هیچ کاری برای مردم نکردند چرا از بودیجه های اضافی کسی چیزی نمی نویسند ؟ که این دولت اضافه آورده و این اضافه ها از کجا است ؟ چرا این نخبه ها در این مدت دم بر نیاوردند . وقتی جناب اقای رجا وجناب آقای نگارش در دایکندی به خواطر نشر همین گذارش به درد سر افتاده بود این آغایان کجا بودند ؟

    آیا رای مردم برای کرسی آنان بودند که خود را بر ان تکیه بزند و یا باید کاری هم برای این مردم انجام می داد .

    آیا القا’ این این تحلیل که اگر ما به برنده این انتخابات رای می دادیم مطالبات احتمال تحقق اش بیشتر بود .

    اولا برنده را دقیقا کسی نمی دانست بر فرض القا’ این تحلیل درست نیست عقلانیت ساسی و قانون اساسی حکم می کند هر کسی که ریس جمهور افغانستان انتخاب شود ریس جمهور همه است چه آنهای به او رای دادند و چه آنهای که به او رای ندادند ایا این درست است که ما پیشاپیش خودمان برای نکردن کاری لازم از طرف یک ریس جمهور بهانه بتراشیم که بلی چون رای ندادید از کار هم خبر نیست .

  16. جاغوری سنبله ۶, ۱۳۸۸ در ۱:۰۹ ق.ظ -

    جمعه ۶ شهریور۱۳۸۸ ساعت: ۱:۹

    در همه صورت دوست عزیز منتخب مردم افغانستان ریس جمهور همه است وظیفه دارند برای همه بسویه کار کند . پس نگران از این ناحیه نباشید
    حالا این ریس با رای و یا بی رای هیچ کاری انجام نمی دهند این یک بحث دیگری دوست عزیز

    نظر من نسبت به بشردوست
    بشر دوست متاسفانه علاوه بر ضعف های دیگر نا پختگی سیاسی فروان دارد که این ناپختگی سبب شده است که نتواند نظر بعضی ها رابه خود جلب کند.
    در نتیجه حمایت از بشر دوست حمایت از فردی ایدال نیست .

    و احتمالا رای دادن مردم جاغوری به بشر دوست رای به فرد ایده ال نیست بلکه به خواطر بغض از دیگران است از عملکردهای شان از دروغ های شان که در این مدت هفت سال به مردم گفته . از تبعیض و فساد اداری و . . .

    ولی مردم ما شجاعانه و مردانه پاسخ خدمات شان را دادند و بدانند تا خدمتی برای مردم نباشد رای در کار نیست و لو هفتاد میلیون به جیب این و یا آن هم بریزد .

    دوست عزیز ما سوال دیگر هم دارد .
    یک سوال دیگر را نیز باید پرسید و آن اینکه چرا همه ی نخبگان هزاره با بشردوست همگام نبودند؟

    من پاسخ های زیادی برای این سوال دارم . من در جواب سوال شما اولا یک سوال دیگر مطرح می کنم که با این سوال فکر میکنم دستم را روی درد شاید گذاشته باشم .
    وان اینکه چرا مردم به آن نخبه ها مورد نظر شما همگام نشدند پلو شان را خوردند رای را به کسی دیگر دادند. جواب الجواب

    از این جواب که بگذریم به نظرم این تعبیر نه در مورد شخصیت هایی مورد نظر شما درست است که آنها همه نخبه است و نه این تعبیر که چرا آنها همگام نبودند برفرض هم که همگام نبودند مخالفت هم نمی کردند مگر عدهای که محضور داشتند باید پاسخ گو می بودند .

  17. جاغوری سنبله ۶, ۱۳۸۸ در ۱:۱۰ ق.ظ -

    جمعه ۶ شهریور۱۳۸۸ ساعت: ۱:۱۰

    دوست عزیز ما سوال های زیاد را مطرح می کند من جمله :

    آیا نخبه های هزاره دیگر نخبه نیستند؟ آیا غیر از نخبه های موجود در عرصه سیاسی ما نخبه داریم ؟ یا بلاهت جدیدی ما را به سوی از هم گسیختگی مرکز تصمیمگیری سیاسی ما سوق می دهد.

    در این که غیر از چند نفر دیگر ما در بین هزاره نخبه نداریم ؟
    من فکر می کنم مناسب است پاسخ به این سوال را به عهده خوانندگان محترم بگذاریم . تا از این طریق دیگران را هم در این بحث شرکت بدهیم و هم بحث از حالت دو نفری خارج شود تا از این انقلت قلت استفاده فروان برده باشیم .
    براستی دوست عزیز نخبه های ما همین چند نفر است ؟ و آیا پست و مقام آنها به خواطر نخبه بودن شان است و … ؟ منتظر پاسخ های شما دوست عزیز می مانیم

  18. علی نوید سنبله ۶, ۱۳۸۸ در ۲:۰۳ ب.ظ -

    جمعه ۶ شهریور۱۳۸۸ ساعت: ۱۴:۳

    با تشکر از آقای دانش و آقای جاغوری
    من فکر می کنم مطالب محترم دانش درمورد انتخابات جاغوری خیلی خوب بود به همین دلیل نظر آقای جاغوری از وزن آن نمی کاهد ضمن اینکه آقای جاغوری به نظر من مطالب یاد شده را بد فهمیده است. به خصوص در مورد پاسخ به سوالات ایشان در بخش نظرهافقط میتوان منطق این دو نظر را باهم مقایسه کرد وقضاوت نمود به نظرمن مطالب آقای دانش خیلی با واقع نزدیک است.گرچند من هردوی شما را نمی شناسم .از آقای جاغوری می خواهم که کلمه«انقلت قلت» را که در نظر شان آورده برای من ترجمه کند ممنون از لطف شما

  19. جاغوری سنبله ۶, ۱۳۸۸ در ۹:۲۸ ب.ظ -

    جمعه ۶ شهریور۱۳۸۸ ساعت: ۲۱:۲۸

    تشکر از شما جناب اقای علی نوید یا فارسی دوست
    امید که ما شما را بیشتر از این دو اسم نشناسم که زیاد زیبنده نیست
    به نظرم یک اسم مستعار برای تان کافی است بیشتر از یک اسم اهمیت نظرات تان را پاین می آورد و بی مزه می سازد .

    باالاخره سوال آخر را که برای شما دوستان مطرح کرده بودم چیزی نگفته و ننوشتی اصل کاره از یاد تان رفته .

    در ضمن وقتی با اسم مستعمار می آیی ایدی الکی نمی خواهد بگذاری این طوری بی مزگی اش بیشتر می شود .

    البته یک اسم مستعار گذاشتن برای بحث آزاد به نظرم بد نیست ولی استفاده غیر از ان بحث را از اهمیت شان پاین می اورد .
    امید که از تذکر خالصانه ما نرنجیده باشید .
    با تشکر

  20. دانش سنبله ۸, ۱۳۸۸ در ۱:۵۵ ب.ظ -

    یکشنبه ۸ شهریور۱۳۸۸ ساعت: ۱۳:۵۵

    با تشکر از برادر گرامی ام جناب آقای جاغوری که وقت گذاشتند و به سوالات طرح شده پاسخ دادند. به نظر من آنچه گذشت یک گفتگوی نیکو (مجادله ی احسن) بود که از دغدغه های دو طرف حکایت می کرد شکی نیست که برداشت های خوانندگان و قضاوت های آنان می تواند ادامه ی مطلب را رقم بزند و لذا نیاز به ادامه ی این بحث نیست. آنچه دراین جا می خواهم بنویسم توضیح کوتاهی است که برای رساندن منظورم ضروری می بینم.
    به نظرم چالش اصلی دراین بحث به تعدادی از مفاهیمی برمی گردد که من از آنها در نوشته ام استفاده کرده ام. این مفاهیم عبارت انداز: «احساسات قومی»، «عقلانیت سیاسی»، «نخبه»، «عملگرایی» و «وظیفه گرایی».
    توضیح اینکه برداشت من این است که آقای جاغوری این مفاهیم را دارای بار ارزشی یافته اند درحالیکه به نظر من استفاده از این مفاهیم عاری از هرگونه ازرشگذاری بوده است. یعنی به نظرمن این مفاهیم مفاهیم مثبت ویا منفی به طور مطلق نیستند. نه احساسات قومی یک امرهمیشه منفی است ونه عقلانیت سیاسی امر همیشه مثبت. پس در مواردی احساسات قومی یک ضرورت غیر قابل انکار است آنگونه که عقلانیت سیاسی نیز گاه ارزش های عالی را در زیر چکمه های خود له می کند. نخبگی هم همینطور است، بنا به برداشت «پارتو» که در بحث نخبگی ید طولایی دارد نخبه در میان تمامی اصناف یافت می شود و او کسی است که بالاترین نمره را در صنف خود داشته باشد پس براساس این برداشت نخبه در میان دزدان هم یافت می شود. واین امر مسلم است که نخبگی در دزدی یک امر کاملا منفی است. پس وقتی از نخبه صحبت می کنیم هیچوقت منظور تمجید فرد نخبه نیست.
    منظورم از عملگرایی و وظیفه گرایی نیز تمجید گروهی ویا سرزنش گروهی دیگر نبوده است و تنها خواسته ام ماهیت گروه های وابسته به جامعه و خارج نشینان غیر وابسته را به لحاظ جامعه شناختی( نه فلسفی) توضیح دهم. به نظر من گاه وظیفه گرایی افراطی انسان ها را از درک مصالح ومفاسد دور می کند چنانکه عملگرایی در مواردی می تواند مهم ترین نقش را در زندگی انسان ها و حیات گروهی ایفا نماید. نا گفته نماند که رویکرد به این دو مفهوم به لحاظ فلسفی متفاوت از آنچه گفته شد خواهد بود.

  21. دانش(آقای علی نوید بخواند) سنبله ۸, ۱۳۸۸ در ۲:۱۰ ب.ظ -

    یکشنبه ۸ شهریور۱۳۸۸ ساعت: ۱۴:۱۰

    جناب آقای نوید من نمی دانم که شما چه کسی هستیدوآیا با فارسی دوست یکی هستید یا دو تا. ضمن اینکه از شما به خاطر اینکه مطالب را می خوانید و نظرمی گذارید تشکر می کنم لازم می دانم این نکته را یاد آوری کنم که نظر شما حتی اگر خوب هم باشد نباید به طور یک جانبه بیان شود به نظر من اینگونه نظر دادن به سوء تفاهم ها دامن می زند وباعث بروز این تصور می شود که نکند این نوع نظر دهی با هدف دیگر صورت بگیرد. تأسیس این سایت برای پیشرفت بیشتر است نه بروز سوء تفاهم لذا اگر به نظر ها گاه جواب داده می شود از باب احترام به خواننده ومطالب ارزنده ای است که در نظر وجود دارد نه به دلیل باور کردن تمجید ها یا دشنام ها!! امید وارم ازمن نرنجید.

  22. جاغوری سنبله ۸, ۱۳۸۸ در ۳:۰۶ ب.ظ -

    یکشنبه ۸ شهریور۱۳۸۸ ساعت: ۱۵:۶

    با تشکر و سپاس فروان از دوست و برادر محترم مان جناب آقای دانش .
    بلی دوست عزیز من هم با شما عقیده هستم . به همین منظور در پایان نظر یاد آور شدم : این بحث و برداشت از آن را نمی شود تماما به گردن نویسنده گذاشت می خواستم بگویم یک خواننده ممکین است از نوشت های شما یک همچی برداشت بکند و در ضمن زمینه این قلت قلت طلبگی هم فراهم شود .

    که خوش بختانه به اندازه کافی لا اقل ازطرف ما و شما بیان شد با توضیح اخیر که حضرت عالی داده اید استفاده کردیم دیگر ظاهرا نیاز به ادامه بحث نیست یعنی چیزی نمانده که روشن نشده باشد .

    من به سهم خودم و مخصوصا از هوشیاری تان در زمینه بحث و مسایل حاشیه ای شان کمال تشکر دارم .

    امید وارم که به همه ما این توفیق را بدهند که از بسیاری مسایل ابرومندانه بیرون بیایم .
    با تشکر مجدد از برادر محترم جناب آقای دانش .

  23. علی نوید سنبله ۹, ۱۳۸۸ در ۶:۴۴ ب.ظ -

    دوشنبه ۹ شهریور۱۳۸۸ ساعت: ۱۸:۴۴

    با سلام
    آنگونه که معلوم است آقایان باهمدیگر صحبت های تلفنی داشته پس بگو ما سرکاری هستیم. راستش این است که من از بحث شما خوشم آمده بود و شما را خوب نمی شناسم اما شما چرا دست به یکی کرده اید علیه من؟
    به هرصورت از اینکه نظر بنده را حذف نکرده اید ممنون!!!!!!!!!!!!!!!!

  24. علیزاده حمل ۱۴, ۱۳۹۰ در ۵:۵۴ ب.ظ -

    یکشنبه ۱۴ فروردین۱۳۹۰ ساعت: ۱۷:۵۴

    در مورد مطالب زیبایی که ارائه دادید بسیار متشکرم اقای دانش .امیدوارم همیشه موفق و سربلند باشید