در حریم خاک . شعر

مدبریت ۹:۲۰ ب.ظ ۱

بنام خداوند ! 

    در حریم خاک !  

 

 کوچه خاکی ، خانه خاکی، آدم ها هم خاکی تر

خاک می بارد در این وادی  هم از دیوار و در  !

 

شهر خاک ، بازار خاک –هم توشه تجار خاک 

صدر ما  رندانه  میفروشد  همین خاک   پدر !

 

آب  شد زندانی در هفت  آسمان  این    دیار ،

ای   خدای  آسمان  ، یک آسمان  آبی   تر !

 

 خاک و خاکستر  همین است نقد عمر ما و بس

 کودکان در خاک بازی ،پیری هم خاک اش به سر !

 

  رانده  خاک و دیار ام ؛ من  غلام  مردم اش  !

   خاک این ویرانه را من می نمایم ، تاج سر  .

 

  خاک میبارد در این وادی هم از دیوار و در

 همت یارب که سازیم ما ز خاک اش ،سیم و زر !   

  +;نوشته شده در ;پنجشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۸۹ساعت;۲۱:۲۰ توسط;میر احمد لومانی; |;

1,823بازدید

یک دیدگاه »

  1. شل غم خور جوزا ۲۴, ۱۳۸۹ در ۷:۴۱ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۴ خرداد۱۳۸۹ ساعت: ۱۹:۴۱

    دوستان سلام !
    بخش نظرات این شعر هم خاک زده است . هیچ کس پیدا نشد که چیزی بگوید . بیچاره لوانی کم بخت .