در سوک حاج شیخ عبدالله جوادی – در فقدان آصف، مسافر استرالیا

مدبریت ۱۲:۳۰ ق.ظ ۴

   در سوک حاج شیخ عبدالله جوادی

مرحوم جوادی

به راستی که مرگ ناگزیرترین حادثة است که برای انسان گریزی از آن نمی باشد و زمانی که فرا برسد آدمی در هر مقام و موقعیت که قرار داشته باشد، باید در برابر او تسلیم شود و فرمانش را پذیرا گردد و این صدای همیشگی مرگ است که هران و هر لحظه فریاد می زند که ای فرزندان آدم اینجا جای ماندن و به عیش نشستن نیست باید آمادة رفتن بود .

مرا در منزل جانان چه امن و عیش چون هر دم –  جرس فریاد می دارد که بربندید محملها .

حجه الاسلام والمسلمین جوادی

 چه شگرف و عمیق است این سخن رسول خدا (ص) که می فرمود: ان لله ملکا ینادی فی کل یوم یا بنو آدم، لدو للموت و اجمعوا للفنا و ابنوا للخراب، ای فرزندان آدم به دنیا بیائید برای مردن، جمع نمائید برای از بین رفتن و بسازید برای خراب شدن. بلی چه مال ها و ثروت ها که زحمت ها برایش کشیده شده بود و چه بناهاو کاخ ها که عرق ها به پایش ریخته شده بود و امروز اثری و خبری از آن نیست، اما افسوس که بسیاری از ما آدمیان هیچگاه گوش به این صدا نمی دهیم و نمی شنویم و نمی خواهیم بشنویم ولی ما چه بخواهیم و چه نخواهیم او روزی در خانة ما را نیز خواهد زد و چون نوبت برسد دیگر مهلتی نخواهد داد که لکل امه اجل اذا جاء اجلهم لا یستأخرون ساعه و لا یستقدمون. و برایش هم فرقی نمی کند که تو در چه جایگاهی قرار داری و چه کاره هستی و چه آرزوها و دلبستگی ها داری … بلی! مرگ این بار آمد جوادی عزیز ما را در آغوش گرفت، جوادی که همچون بهاران همیشه لبریز شادی، نشاط و سرزندگی بود، ولی سایة سرد مرگ بهاری ترین روز بهار را برای او و خانواده و دوستانش تبدیل به خزان نمود و امروز جز خاطراتی از او چیزی برای ما باقی نمانده است و به راستی که آن شاعر با زبان ساده و صمیمی خود چه زیبا سروده است:

 عجب رسمیّه رسم زمانه         مانند باد و برگ خزانه

       می رند آدم ها از آنها فقط         خاطره هاشان به جا می مانه

آری امروز بسیاری از ما و شما که با ایشان مانوس بودیم از روزهای با هم بودن خاطرات فراوان و فراموش ناشدنی زیادی داریم که یادآوری اش ما را به یاد آن روزها و لحظات به یاد ماندنی می اندازد و جای خالی و نبودنش دلهایمان را خون می کند، به راستی چه سخت است. نبودن کسی که وجودش گرما بخش و رونق دهندة محفل ما بود، اگر روزی به خاطر مشکلی و کاری نمی توانست در جمع دوستان حاضر شود همه سراغ او را می گرفتند، امّا امروز دوستانش چگونه باور کنند و بپذیرند که ایشان از میان ما پر کشیده اند و جایش برای همیشه خالیست امّا چه باید کرد که این سرنوشت محتوم آدمی است و راه گریزی از آن نمی باشد. به امید اینکه خداوند بزرگ ایشان را مورد  لطف و رحمت خاصّ خویش قرار دهد و به دوستان  و بخصوص خانوادة بزرگوار و گرامی اش صبر و شکیبایی عنایت نماید.

  زندگی نامه مرحوم حاجی جوادی

مرحوم حجه الاسلام والمسلمین جوادی

 کتاب زندگی مرحوم حجت السلام و المسلمین حاجی جوادی در سال ۱۳۳۴ ش. در قریة سرتله سید احمد از توابع ولسوالی جاغوری ولایت غزنی ورق خورد و در یک خانوادة متدیّن و دلباختة اسلام و خاندان اهل البیت عصمت و طهارت (ع) دیده به جهان گشود، دست تقدیر او را در همان اوان کودکی از نعمت پر مهر مادر محروم گردانید امّا پدر بزرگوارش با مشکلات و سختی های فراوان وی را بزرگ نموده و به مکتب خانه فرستاد البته علاوه بر تشویق پدر، خود ایشان نیز آنطوری که از زبانش بارها می شنیدیم علاقه شدیدی به مکتب و درس خواندن داشت، طوری که خود در فصل بهار و تابستان که فصل کار بود و او به خاطر مشکلات روزگار مجبور بود که کار نماید و تمام آرزویش این بود که فصل کار تمام شود و او دوباره بتواند به سوی مکتب و درس خواندن برود. و با چنین وضعیت و شرایط توانست دروس ابتدایی و مقدماتی را با موفقیّت بخواند در چنین ایّامی تمام آرزو و عشق و علاقه اش این بود که بتواند به مشهد مقدّس برود و علاوه بر زیارت امام هشتم (ع) در جوار بارگاه ملکوتی آن امام مهربان به درسش ادامه دهد، لذا در سال ۱۳۵۴ در سن تقریباً ۲۰ سالگی همراه با جمعی از دوستانش بخصوص دوست عزیز و یار همیشگی اش جناب استاد حاج آقای عارفی به ایران می آید و تا سال ۱۳۵۹ نزدیک پنجسال در مشهد مقدّس می ماند و درس های معمول حوزوی را نزد اساتید معروف و مشهور آن زمان همچون حجت الله هاشمی خراسانی، آیه الله واعظ طبسی، و … با موفقیت می گذراند و در سال ۱۳۵۹ از مشهد مقدّس عازم حوزة علمیة قم می شود و در قم نیز دروس سطوح عالیه و خارج حوزه را در نزد اساتید مبرز و معروف حوزه می خواند، یکی از اساتیدی که ایشان به وی علاقة خاصّی داشت آیه الله العظمی صالحی مازندرانی (ره) بود که همیشه با یک عشق و علاقة خاصّی

1,110بازدید

۴ دیدگاه »

  1. لیاقت علی افتخاری حمل ۲۸, ۱۳۹۰ در ۸:۳۶ ق.ظ -

    یکشنبه ۲۸ فروردین۱۳۹۰ ساعت: ۸:۳۶

    روحش شاد و یادش گرامی باد. همه از او هستیم و بسوی او باز میگردیم. برای دوستان و بازماندگانش صبر عظیم از خداوند استدعا داریم.

  2. Yasin Hasani حمل ۲۸, ۱۳۹۰ در ۱۰:۲۸ ق.ظ -

    یکشنبه ۲۸ فروردین۱۳۹۰ ساعت: ۱۰:۲۸

    Salam wa manda nabashid be hama dostan,
    Modiriyat site mohtaram agar mesha kami kotah benvisid…….. site shoma kokllan da ekhteyar chand nafar nimcha molla qara gerifta
    khasta koninda asta balde az mo ke kamsewad adam ha astiiiiiiiiii

  3. رضا جسنی حمل ۳۱, ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۳ ب.ظ -

    چهارشنبه ۳۱ فروردین۱۳۹۰ ساعت: ۱۲:۱۳

    سلام خدمت آقای یزدانی!! تشکر از گزارش که به نشر رساندی.
    ما هم به نوبه خود این مصیبت را به همه دوستان وباز مانده گان شان تسلیت عرض میدارم.
    روح شان شاد و یادش گرامی باد.

  4. زاهدی ثور ۳, ۱۳۹۰ در ۵:۲۷ ب.ظ -

    شنبه ۳ اردیبهشت۱۳۹۰ ساعت: ۱۷:۲۷

    روحش شاد و یادش گرامی باد !ما هم این مصیبت را به تمام دوستان بخصوص خانواده بزرگوار شان تسلیت عرض میکنیم.