در فراق یک دوست

محمد جواد برهانی ۶:۴۴ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
در فراق یک دوست

در فراق یک دوستFB_IMG_1528526673675
..حجت الاسلام والمسلمین استاد محمد داوود صمدی در یک خانواده خوشنام، فرهنگی و متدین در پاتو دیده به جهان گشود. مادرش دختر مرحوم آخند برات شیرداغ بود که در پارسایی مشهور بوده است. ارتباط فامیلی با خانواده آخند شیرداغ و مرحوم آیت الله وحیدی اوتقول و مادر تحصیلکرده نقش بسیار مهم در تکوین خانواده فرهنگی صمدی داشته است که حاصل آن یک دکتر (دکتر محمود صمدی)و چهار عالم و روحانی (حجت الاسلام والمسلمین استاد عبدالعلی صمدی، حجت الاسلام والمسلمین فهیمی و حجت الاسلام اخلاقی) بوده است .
۱. در سال ۱۳۷۳ تازه در قم آمده بودم و با حجت الاسلام والمسلمین استاد شیخ محمد داود صمدی ره آشنا شدم. استاد صمدی چون خیلی خون گرم و خوش اخلاق بود زود باهم دوست صمیمی شدیم و دوستی ما از نوع درجه یک سالها ادامه یافت.
۲. گروه تمرین سخنرانی دایر کرده بودیم که ابتکار اولیه آن را حجت الاسلام والمسلمین دکتر میرزاحسین فاضلی به عهده داشت و ادامه مدیریت آن توسط حجت الاسلام والمسلمین دکتر اسدالله رضایی صورت گرفت. این گروه ۱۶ سال فعالانه و موفقانه ادامه یافت.
۳. جمع ما بعد از ۱۶ سال دچار آسیب های زیادی گردید و دست تقدیر، گروه ما را متفرق ساخت حجت الاسلام والمسلمین استاد محمد باقر جعفری پشی در سن ۴۳ سالگی بر اثر بیماری سرطان از دنیا رفت، حجت الاسلام والمسلمین محمد یونس افضلی جوانترین عضو گروه ما بر اثر تصادف فوت کرد و من و دکتر محمد اکرم عارفی و مرحوم صمدی در کابل برای تدریس رفتیم و حجت الاسلام محمد حسین نوری هم در جاغوری مدیر لیسه خصوصی شد و عملا گروه تعطیل گردید.
۴. حجت الاسلام استاد صمدی به مدت چند سال در حوزه علمیه کابل مشغول تدریس در حوزه بود، عادت داشت با خط خوشش تمام دروس حوزه را به شکل نموداری در بیاورد.
وی در دوره سطح چهار مرکز مدیریت که معادل دکترا است رشته تفسیر را برگزید و ترجمه ۲۰ جلدی المیزان را تلخیص کرد. مرحوم صمدی همیشه تلاش میکرد نمره اش در امتحانات کامل باشد.
۵. استاد صمدی باوجودیکه در سال ۱۳۹۴ کمی در کابل مریض حال بود اما برای محرم در زادگاه خود قول داده بود و مصمم بود که ذاکر امام حسین علیه السلام در منطقه باشد، آن سال هم راه از لحاظ امنیت خیلی بد بود و هم نتایج آزمایش استاد نگران کننده بود، البته وی خود نمیدانست سرطان دارد اما خانواده و برادرانش در ایران اصرار داشتند تا وی را از رفتن به وطن منصرف و برای تداوی در ایران تشویق کنند.
۶. استاد صمدی با توکل و روحیه ی بالای که داشت شیمی درمانی اش را شروع کرد و حالش بهتر شد، اما یک حال معنوی عجیبی پیدا کرده بود و تشنه ی خدمت و عبادت بود.
استاد صمدی سر سال داشت و وجوهات شرعی اش را مرتب به دفاتر مراجع تحویل میداد.
۷. استاد صمدی باوجودیکه مریض بود همراه با خانواده در اربعین سال ۱۳۹۵ برای زیارت عتبات عالیات مشرف شد. در کربلا، وی کاروانی بزرگی تشکیل داده بود و دوست داشت به همه خدمت کند.
۸. استاد از کربلا برگشت و هنوز حالش کامل خوب نشده بود که برای تدریس عازم حوزه ایلام در کنار دوست صمیمی اش استاد حاجی کریمی انگوری گردید. با عشق و علاقه تدریس میکرد هرچند گاه بی حال میشد اما از کار شبانه روزی اش لذت میبرد و هر از چند گاهی برای درمان در قم مسافرت میکرد.
۹. اساتید حوزه علمیه ایلام چون حال استاد را مساعد نمیبینند از وی میخواهد خود را درمان کند و بعد از خوب شدن برای تدریس بیاید، استاد در اواخر زمستان ۹۶ برای ادامه درمان در قم مستقر شد اما هر روز ضعیف تر میشد. گاه گاهی خدمت ایشان میرفتم همچنان تبسم بر لب داشت و از دیدن دوستانش شاد میشد.
۱۰. در حدود یک ماه قبل دیگر استاد نتوانست چیزی بخورد و یک هفته قبل دیگر حرف هم نمیزد و توان حرکت هم نداشت تا اینکه در شب بیست و سوم رمضان نفسش برای همیشه بند آمد و از درد و رنج روزگار برای همیشه راحت شد. او چقدر خوب و شایسته بود که در شب جمعه و شب قدر برای همیشه مهمان خدا گردید.
۱۱. ارتحال این عالم وارسته همه ی دوستان و آشنایان را متاثر گردانید و پیام های دوستان در شبکه مجمع گویایی این مدعا است.
۱۲. امروز برادرانش را دیدم و اشک امانم نداد تا بتوانم تسلیت بگویم.
خداوند او را با خوبان محشور گرداند و به بازماندگانش صبر عنایت کند.
محمد جواد برهانی

264بازدید

کامنت بسته شده است.