در پی میراث مشترک مکتوب

مدبریت ۱:۲۱ ب.ظ ۱۵

بنام آنکه جانرا فکرت آموخت

همایش میراث مشترک مکتوب ایران افغانستان

در پی میراث مشترک مکتوب

گپ نخست :

سلام و درود دوستان جهان دور و نزدیک ( دنیای مجازی) دیروز شنبه دوازدهم سرطان ، صبح زود با جماعتی از دوستان اهل قلم و پژوهش عازم تهران شدیم تا در ((همایش میراث مشترک مکتوب ایران و افغانستان )) شرکت کنیم . بدلیل اهمیت این نوع نشست ها  آن هم در وادی دانش و فرهنگ ، با وجود گرفتاری های بی اندازه ای امتحانی و تحقیقی ، حیفم آمد که شما را از جریان آن بی خبر گزارم .

این همایش با نیم ساعت تأخیر در ساعت نه صبح آغاز شد که تا ساعت یک و پانزده ادامه داشت و ادامه ای آن پس از نماز و نهار در ساعت دو و نیم بعد از ظهر از سر گرفته شد سرانجام در ساعت هفت بعد از ظهر با سخنان دکتر رسول جعفریان (دکترای تاریخ ) به کار خود پایان یافت . ساعت نه شب وقتی برگشتیم تصمیم داشتم بلا فاصله گزارشی از این نشست فرهنگی مهم و ارزشمند برای تان بنگارم ، اما نشست مداوم روی چوکی های سالن همایش ، گوش سپردن به صدای مداوم بلند گو و دوری راه در واقع دیگری رمقی باقی نگذشته بود که بتوانم آن گونه که می خواستم بنویسم و … ! .

اکنون با عرض پوزش تنها با یک روز تأخیر گزارشی از این همایش خدمت دوستان به نشر سپرده می شود و امید که رضایت خاطر دوستان گرامی را  در پی داشته باشد . انتظار آن بود که این همایش یک نشست کاملا فرهنگی بوده و سایه ای کسالت بار سیاست و سیاست بازان بر سر این نشست سنگینی نکند ، اما مثل همیشه فرهنگ هم باید جور سیاست مداران را بکشد همانگونه که از گذشته های دور اکثریت قلم بدستان جیره خوار دربار ها بوده اند ! .

لاریجانی

چون تعداد از دولتی های ریز و درشت هردو کشور ایران و افغانستان در این اجلاس شرکت داشتند و گویا گشایش هیچ کاری بدون وجود ((ملوک))  ملت ها ممکن نبوده و نیست ! گرچه این جماعت دولتی ها که گویا مهمان اصلی ، سخنران اصلی ، قرار گرفته بر جایگاه اصلی و برخوردار از … اصلی ، چندان بی ارتباط با مقوله ای فرهنگ هم نبودند و بیشتر مسؤلان فرهنگی دو کشور بودند .

بانی همایش :

ریاست این نشست را آقای دکتر رسول جعفریان ، نویسنده ، پژوهشگر و محقق ایرانی بر عهده داشت که هم اکنون مسؤولیت کتابخانه ، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی را عهده دار است ، آغای جعفریان که در واقع یک محقق خستگی ناپذیر در عرصه ای پژوهش های تاریخی است از پشتکار عجیبی در این میدان برخوردار بوده و کارکرد کم نظیر اش او را خیلی زود به شهرت رسانده و به اوج قله ای ترقی رهنمون گشته است .

بدست گیری ریاست کتابخانه مجلس که یکی از کتابخانه های بسیار مهم و غنی ایران به شمار می رود وی را با آثار و نسخ خطی به جا مانده از گذشته های دور دو کشور ایران و افغانستان و اشتراکات جدائی ناپذیر در عرصه ای فرهنگ و زبان آشنا نموده و اندیشه ای بازشناسی و بازیابی ((میراث مکتوب)) دو کشور برادر و هم فرهنگ را در ذهن کنجکاو ایشان ایجاد نموده است ، که ثمره ای آن پس از دو ماه تلاش شبانه روزی وی و گروه همکارش همین همایش دیروزی بود که در نوع خود یک کار تازه ، مهم و ارزشمند فرهنگی به شمار می رود . امید که این آغاز خجسته ، پایان این نوع همایش های نبوده بلکه در دو کشور ادامه یابد .

جایگاه همایش :

جای که برای این نشست تاریخی در نظر گرفته شده بود ،  مکان تاریخی است در شهر تهران با قدمت بیش از  صد و بیست سال که به ((ساختمان مشروطیت)) شهرت دارد ؛ زیرا ، این ساختمان در واقع اولین  جایگاهی بوده که نخستین مجلس مشروطیت در دوره قاجار در آنجا تشکیل شده است  .

با وجود فضائی محدود و نستباْ تنگ جایگاه برگزاری همایش ، ظاهراً موضوع تاریخی (میراث مکتوب دو کشور ایران و افغانستان) ، تخصص تاریخی رئیس این نشست (آغای جعفریان ) ، و شرکت کنندگان اکثراً پژوهش گران عرصه ای تاریخ ،  ذهنیت برگزارگنندگان نشست را به سوی این مکان تاریخی که در واقع موزه ای مجلس ایران هم در آن قرار دارد ، کشانده و به عمد این مکان را برای همایش در نظر گرفته بودند .

از حق نگذریم ، با وجود  محدودیت فضا ، که برای صد و اندی سال پیش مناسب بوده ، این مکان برای همه ، جالب و زیبا ، روح نواز و شور انگیز بود ، چون ساختمان های تاریخی مثل این از ظرافت و زیبائی هنری خاص برخوردار است که در ساختان های کنونی کمتر دیده می شود . می توان گفت : معماری در گذشته تلفیقی از هنر و صنعت بوده که ساختمان های آن دوران از نوعی ظرافت و ذوق هنری عجیبی بهره مند بوده اند به خصوص مکان های عمومی مثل این ساختمان که در ساخت آن ، بهترین معماران و نقاشان عصر قاجار نقش داشته اند .

شرکت کنندگان همایش :

بدان جهت که این یک نشست فرهنگی– تاریخی بود ، بیشتر شرکت کنندگان آن از کشور
میزبان ( ایران) و نیز مهمان ( افغانستان) ، به گونه ای فرهنگی- تاریخی  بودند ، حتی دولتی های شرکت کننده در واقع کسانی بودند که زمام اداری ((فرهنگ)) دو کشور را بدست دارند . گرچه در مراسم افتتاحیه تعدادی محدودی از سفرا و کارداران کشور های دیگر با چهره ها و ظاهر متفاوت ، نیز حضور داشتند ، اما ظاهراً این نشست چندان به مزاق شان خوش نیامد و خیلی زود جایگاه را ترک کردند .

جزئیات همایش :

یک - پس از قرائت قرآن کریم در ساعت نه صبح ، بلا فاصله سرود ملی دو کشور در فضائی سالن طنین انداز شد که سرود ملی ما با اندکی تأخیر برای پخش آماده گردید ، گویا ثقیل بودن زبان آن بر پخش هم تأثیر گذاشته بود .  ثقالت که سوگمندانه برای بسیاری از مهمانان هم وطن و میزبانان ایرانی کاملاً مشهود بوده و اکثر شرکت کنندگان به جز کلماتی همچون افغانستان و الله اکبر چیزی زیادی از آن نفهمیدن ! راستش را بخواهید بجای آن که برای ما شورانگیز و ذوق آور باشد ، بیشتر کسالت بار و ملال آور و حتی برای برخی چندش آور بود .  یک بار دیگر آرزو کردم که (( ای کاش سرود ملی وطن ما تلفیقی از دری و پشتو )) بود ، تا اندیشه ای تاریخی پشتو سالاری را در اذهان ما تداعی نمی کرد ! و تا این اندازه برای ما فارسی زبانان ، احساس ملالت و  بیگانه گی ایجاد نمی کرد ! .

دو-  نماهنگی تاریخی که بیشتر از تصویر های تاریخی شاهان پشتون آغاز شده و تا زمان کرزی را در بر گرفته بود برنامه ای بعدی بود که پخش شد . مشاهدة تصویر برخی از زمامداران ظالم و خونریز کشور همچون عبدالرحمن جابر ، نادر غدار ، تره کی ، امین خونخوار ، ملا عمر یک چشم و… واقعاً برای ما بیش از همه  چندش آور و ناراحت کننده بود که گویا خون به جگر مان کرد ! و پرسش همیشگی بار دیگر ذهن ما را خراشید ، که چرا تاریخ این کشور از آغاز تا کنون همواره آمیخته ای با فجایع ، جنگ ها ، خونخواری ها ، نسل کشی ها ، ویرانی ها ، آوره گی ها و… بوده است ؟!؟ . به راستی کی ظلم آبادی بنام ((افغانستان)) آرام ، آزاد ، آباد و امن خواهد شد ؟! . ما که نسل سوخته ایم آیا نسل های بعدی روی رفاه و امنیت و آسایش را  خواهند دید !؟ شاید نسلی از خوشبختان از فرزندان این سرزمین روزگاری ، اندکی از نسیم خوشبختی و آسایش را بر صورت رنجدیده ای شان حس کنند ! شاید شاید ! به امید آن روز !؟ .

سه – خیرمقدم گوئی و ارائه ای گزارش از چگونگی راه اندازی این نشست توسط آقای علی موجانی و نیز سخنرانی افتتاحیه توسط آقای جعفریان در واقع پخش افتتاحیه مراسم را به پایان برد . پس از آن سخنرانان رسمی پشت سر هم پشت جایگاه قرار گرفته و با سخنان تلخ و شرین شان گوش های بی صاحب ما را نشانه  رفتند . آقای علی لاریجانی رئیس مجلس ایران نخستین سخنران رسمی این مراسم بود که ضمن تأکید بر مشترکات فرهنگی دو کشور همسایه ، هم کیش ، هم فرهنگ ، هم زبان با مشترکات تاریخی فراوان از برگزاری این همایش اظهار رضایت نموده و بر برگزاری نشست های از این دست میان دانشمندان ، اندیشمندان و پژوهشگران دو کشور دوست و برادر  در شهر ها و پایتخت های دو کشور در آینده تأکید بسیار نموده و…  .

آقای میرویس یاسینی نایب رئیس مجلس ملی افغانستان سخنران بعدی بود که در مقابل سخنرانان کشور میزبان چندان هم خوش ندرخشیده و کمی ضعیف ظاهر شد و حرفی چندانی هم برای گفتن نداشت جز همان سخنان رسمی از مشترکات دو کشور و تأکید بر باز یابی و بازشناسی آن و … . آقای حسینی وزیر فرهنگ ایران سخنران بعدی بود که گویا قرار عرف دیپلماتیک رسمی و با عصا جلو رفت و از چوکات رسمی پا را فراتر نگذاشت . شعر قنبر علی تابش شاعر خوش ذوق و دردمند جاغوری فضائی رسمی و خشک محفل را طراوت گرچند تلخ و سوزنده بخشید با این شعر که : (( ابر ملت من است * در کناره های آسمان هرچه ابر سوخته است خواهر من است و… مردم سرزمین من ماه را قرص نانی می بینند آویخته بر درگاه خداوند و… !؟ .

قنبرعلی تابش

چهار – پس از تنفس و پذیرایی ، سخنرانی های دعوت شدگان از دو کشور شروع شد که تا آذان ظهر ادامه داشت . آقایان دین محمد مبارز معاون وزارت توریزم افغانستان ، آقای وحید مژده ، آقای محی الدین مهدی ، آقای محمدعلی کاظم بیگی استاد دانشگاه تهران ، سخنرانان بعدی مراسم بودند . در ادامه شعر آقای موسوی گرما رودی در رثائی شاعر نامدار کشور مرحوم خلیل ا… خلیلی و شعر تحت عنوان ((مهربانی)) اندکی از خستگی شرکت کنندگان را کاهش داد .

سخنرانی ها با سخنان آقای فاروق انصاری ، محمد علی بهمنی قاجار دانشجوی ایرانی ، حبیب الله رفیع استاد پشتون تبار شرکت کننده در محفل ، فاضل سنگچارکی که بیشتر از نابسامانی های و ناکارآمدی نظام حاکم بر کشور گفت که حاکی از درد دل های یک فرد اپوزیسیونی بود تا یک دانشمند و یا یک اندیشمند ! .

شعرخالده فروغ شاعر نامدار معاصر کشور که آمیخته با احساس زنانگی و حاکی از یک درد زنانه بود کسالت شرکت کنندگان را با ظرافت تمام و با اشعار ظریف تر از جنس نازک هم جنسانش از مغز ها و اندیشه های خسته ای مردم بدر برد و جز برای افرادی اندک برای دیگران خوشایند و از جذابیت خاص برخوردار بود ، که پس از آ

1,896بازدید

۱۵ دیدگاه »

  1. رهگذر سرطان ۱۴, ۱۳۸۹ در ۲:۵۹ ق.ظ -

    دوشنبه ۱۴ تیر۱۳۸۹ ساعت: ۲:۵۹

    خرمی عزیز سلام
    امیدوارم که خوب باشید
    دوست عزیز نمی دانم نوشته های شما شکلی خبری دارد و یا نوعی از خاطرات شما را بیان میکند فکر کنم اگر گزارش شما کوتاه و پر محتوا باشد بیشتر جذاب و خواننده تر خواهد بود
    به امید موفقیت و پیروزی شما

  2. مظفری سرطان ۱۴, ۱۳۸۹ در ۹:۱۱ ق.ظ -

    دوشنبه ۱۴ تیر۱۳۸۹ ساعت: ۹:۱۱

    باسلام خدمت بینندگان عزیز بخصوص خدمت جناب آقای خرمی و تشکر از زحمتی که برای نشر این گزارش جالب کشیده اند.
    البته گزارش مشروح از همایشی که با برنامه های فشرده از ساعت ۹ تا ۷ بعد از ظهر ادامه داشته است و آن هم از سخنرانی کسانی که حداکثر ۱۰ تا ۱۵ دقیقه وقت داشته اند تا هر کدام مقالات چند صفحه ای شان را که از قبل آماده کرده اند در طی این چند دقیقه فهرست وار گزارش بدهند،کارسختی است، بخصوص برای کسی که مثل بنده در خود جلسه مطالب را یادداشت نکرده باشد و فقط گوش داده باشد، اما بازهم گزارش آقای خرمی جالب است و البته این گزارش زمانی جالبتر می شد که اگر ایشان قصد گزارش دهی را داشته اند، لااقل رئوس مطالب یا عناوین و فهرست مطالب یا پیشنهادهای جالب هریکی از سخنرانان را در جلسه یادداشت نموده برای دوستان دیگر در این گزارش به نشر می رساند. از جمله در مورد سخنرانی دکتر ناصری ایشان مطالب بسیار ارزشمندی ارائه دادند و به نظر بنده هیچ یکی از سخنرانان مطلبی به اندازه ایشان در آسیب شناسی میراث مشترک افغانستان نداشتند و برخلاف نظر شما که بیان داشته اید مجری دو بار وقت ایشان را تمدید کرد بنده نظرم این است که این سخنان به مذاق مجری خوش نیامد و به جای تمدید دو بار در حقیقت دو بار به ایشان تذکر داد که وقت شما تمام است با آنکه آقای ناصری تأکید کرد که ریاست جلسه آقای دکتر جعفریان اختصاصاً به ایشان وقت اضافه داده است تا مطالب شان را بیان بتواند ، ولی مجری به آن اهمیت نداد و وقتی مجری با اصرار مخاطبان بر ادامه سخنرانی نیز مواجه شد تنها اظهار داشت که اگر ادامه بدهید از وقت سخنران بعدی آقای سید موسوی مزاری کم می کند که ایشان نیز اجازه نداد و آخرالامر ایشان مجبور شد سخنان خود را ناتمام رها کند و جایگاه را ترک کند که با کف ممتد حضار مواجه شد. از جمله نکات قابل ذکر مطالب ایشان پس از انتقاد از مغل خواندن هزاره های افغانستان از جمله در کتابی که در همایش پخش شده بود، همه دانشمندان را به مبارزه طلبید که هرکسی می خواهد در این زمینه به بحث بپردازد ما حاضریم که با ایشان به بحث بنشینیم و اثبات کنیم که هزاره ها بومی ترین و قدیمی ترین ساکنان سرزمین افغانستان است و مغل خواندن هزاره تنها به گفته ای یک خارجی مطرح شده است.

  3. ادامه مظفری سرطان ۱۴, ۱۳۸۹ در ۹:۱۲ ق.ظ -

    دوشنبه ۱۴ تیر۱۳۸۹ ساعت: ۹:۱۲

    به هر صورت به نظر بنده اهمیت این سخنرانی به اندازه ای هست که متن کامل آن تهیه و منتشر شود تا دوستان و دانشمندان بیشتر ا ز آن استفاده ببرند.
    نکته ای که برحاشیه هایی مجلس قابل یادآوری است اینکه شما نوشته اید که ارزشمندترین تحفه این محفل مجموعة نرم افزاری از نشریات گذشته افغانستان بود که در پنج دی وی دی گنجانده شده و به همگان تحفه داده شد . بنده عرض می کنم که این تحفه به همگان نرسید و بسیاری از افراد که کمی دیر تر به مجلس رسیدند از این تحفه برخوردار نشدند، البته به نظر می رسید که برگزار کنندگان این همایش توقع حضور این همه مهمان را نداشتند زیرا در نخستین بخش همایش تعدادی از حضار در قسمت های پشت صحنه نشسته بودند و ظرفیت جلسه کاملاً تکمیل شده بود بعداً که تعدادی زیادی ا زمهمانان از جمله سفرا و مهمانان غیر افغانستانی و ایرانی رفتند تازه صندلی های مجلس به اندازه باقیمانده ها جا داشت.
    بنده نیز در ضعیف ظاهر شدن بسیاری از دعوت شدگان از افغانستان و در رأس آن میرویس یاسینی بسیار متأسف شدم که با چه عنوان های کلانی مثل معاون اول رئیس پارلمان افغانستان و با چه هزینه های زیادی در یک همایش علمی دعوت می شوند ولی در اخیر برای ۱۵ دقیقه حرفی برای گفتن ندارد و مقاله تهیه شده را از رو نیز به خوبی خوانده نمی تواند!!
    در مقابل به کسانی که حرفی برای گفتن ندارد اجازه سخن گفتن داده نمی شود.
    البته بهتر بود که در این همایش به جای تعداد زیادی از سخنرانان که به هر کدام ۱۰ تا ۱۵ دقیقه وقت داده می شد تعدادی کمتری برای سخنرانی دعوت می شدند تا با وقت بیشتری مطالب شان را بیان می کردند و اگر قرار بود این همه آدم فهرست مطالب شان را ارائه دهند مقالات ارائه شده در این همایش جمع آوری و برای حضاریک نسخه آن تکثیر و داده می شد تا بیشتر مورد استفاده قرار می گرفت.
    به هر صورت برای جبران عکس نگرفتن از این جلسه، عکس هایی از این همایش در سایت افغان پیپر منتشر شده است که می توانید از آنها در این گزارش استفاده کنید.
    با تشکر خداحافظ همه

  4. خاموش سرطان ۱۴, ۱۳۸۹ در ۳:۴۱ ب.ظ -

    دوشنبه ۱۴ تیر۱۳۸۹ ساعت: ۱۵:۴۱

    سلام و دورد بر شما آقای خرمی عزیز!

    خرمی عزیز احساس شما ره درک میکنم, چی درد بالا تر از این سوال های شماست؟ بلی برادر! ما نسل سوخته ای هستیم درخانه خود(وطن) از همان جهل سالاری(پشتون) مصموم شدم و انفتجارشدیم تیکه,تیکه شدیم در سرزمین های بیگانه افتادیم.

    و تیکه های گوشت ما در کشوری های حتی افریقا, افریقا کی از گریسنگی کرم زمینی را شکار میکنند رسیدیم و رم کردیم و بو گرفتیم, هنوز هم تیکه های گوشت ها با نام (مولای کورها)شناخته میشویم.

    برادر! سوالات تو هر کدام درد عمق است در پیکر ما و اگر خوب تحلیل و تجزیه و موشکافی کنیم هر سوال یک کتاب .
    برادر! پیدایش افعانستان با مرزهای سیاسی و مرز های فعلی اش برای ما تراجیک عرضی است.با توافق روسیه تظاری و انگلیس استعماری به عنوان قدرت سوم با معاهده گندومگ و خط دیورند….

    کی این(پتک استان) نیاز به امیری داشت هم مورید اعتماد روسیه و انگلیس باشد کی آنها در هند تاخت تاز داشتند(امرآهنین) امر آهنین گفت من افعانستان ره با شمشیر متهد ساختم. در سیاست اگر شمشیر جای عقلانیت ره بیگیره اولین چیزیکی قربانی میشوند حق و آزادی هاست.
    متهد کردن با شمشیر وخون تراجیک های ما دورست از همین جاست…

  5. خاموش, از سوئدن سرطان ۱۴, ۱۳۸۹ در ۴:۲۹ ب.ظ -

    دوشنبه ۱۴ تیر۱۳۸۹ ساعت: ۱۶:۲۹

    دوم. تراجیک ما دورست ریشه از سیاست معروفی انگلیس( تفرقه انداز و حکمت کن) آب میخورند. ما در عمل هنوز به یک اخماع ملی نرسیده ام تاکنون قبیلوی عمل میکنیم در سیاست قبیلوی زمامدار ره باید قبیله اش در قدرت برساند و خلع قدرت کند و زمامدار باید طبق مقتضیات فبیله خویش عمل کند. خط دیورند هم برای ما غم است و هم شادی در دو گونه باید تحلیل شود چرا سود چرا ضرر؟

    برادر! جامعه ما استبداد زده است از بدو تا کنون, در جامعه ای استبداد زده درد ها عمق است میراث های بد و ناحنجار و ضد حقوق بشر خلق میشود, این سنت های ضد حقوق بشر داخل سیاست تراجیک سیتماتیک میشوند به یک شوه فکری تبدیل میشوند نتیجه درد ها باز عمق تر میشوند,

    درد های عمق در مانش در دست آدم های باز کور و هم فکر با (امر آهنین) شما گفتید کی سرود (مولی) ما در زبان پشتو امروز در دانشگاه ها بزرگ ترین جنگ را در مورد زبان داشتیم و دارند برای یک کلمه,
    برادر! استبدادها همه تغیر کرده و ما هنوز در ریش(امیرآهنین) آویزآن هستیم
    قبل از حکمت دیموکراسی هم استبداد تک قومی داشتیم بعد هم داریم.

    چرا ما هم افکار خود را تغیر نمی دهیم؟
    چرا سیاسیون ما هم بازی با استرتیجک را در پیش نمیگیرند؟
    در جریان جنگ بهسود چرا چهار حرکت سیاسی در کشور در متن دولت صورت گرفت؟
    چرا مدیای کشور به نفع سیاست ضد وحدت ملی سکوت کرد؟
    چرا مدیا سکوت سیا سی اش ره بالای قوم ما شکستاند؟
    این حرکات همه آینه ای است برای گزشته ای تاریخی ما…… خوب نگاه کنید چی بوده . گزاریش خوب بود تشکر

  6. خرمی سرطان ۱۵, ۱۳۸۹ در ۹:۴۸ ق.ظ -

    سه شنبه ۱۵ تیر۱۳۸۹ ساعت: ۹:۴۸

    دوستان گرامی آقایان رهگذر ، مظفری و خاموش سلام و درود بی پایان نثار تان باد !
    از اینکه این گزارش مورد توجه شما عزیزان قرار گرفته است مسرور و ممنونم .
    آغای رهگذر نظر شما محترم است ولی آغای مظفری نظری دیگری دارند که چرا خلاصه مطالب مطرح شده را کامل نیاروده ام ! نظر به اهمیت نشست بنده تلاش کردم که با رعایت حد وسط آنچه را لازم وضروری دانستم به نگارش درآورم ! در برابر آغای خاموش ، جز خاموشی و موافقت کامل نظری دیگری ندارم ، برارگل درد تو درد همه ای ماست که امید است روزی با درایت و آگاهی همگانی مردم و رهبران درمان شود ! بدرود با درود دیگر … یا حق .

  7. ناروی سرطان ۱۵, ۱۳۸۹ در ۶:۴۶ ب.ظ -

    سه شنبه ۱۵ تیر۱۳۸۹ ساعت: ۱۸:۴۶

    اقای خرمی برادر سلام . گزارش تان عالی است . در مورد هویت ملیت هزاره ,
    اگر نخبگان سیاسی , فرهنگی و اجتماعی خودما نجنبیم , دیگران ماهارا سانسور,
    و در بیرون مرزی, افغان , و یا هم اگر به دیگران هویت قومی مردم ما را معرفی کند . (مغول ) !
    همه ما وشما شاهد بوده و هستیم که ملیت هزاره در ایران با همان هویت و شکل شمایل هزارگی شان به جرم افغان , ودرافغانستان به جرم هزاره , تحقیر وتو هین و چه بسا در خیلی موارد نسل زدایی شده است ومیشود . !
    امید وارم که فرهنگی های ما در هر جای از دنیا هویت شان را معرفی و حتا در این مورد بیشتر قلم فرسایی کند تا اینکه طلیعه این خورشید تابناک به احاد ملیت وطن بتابد و ماها هم که ساکن قطب شمال این کره نیلگون خاکی زمین هستیم , ازین فیض محروم نمانیم .
    گر چند ماملیت هزاره از درون, هم نا بسا مانیهای داریم و این مسله در جای خودش ودر یک کته گوری دیگر نقد شود تا باشد که نسل بعدی ما درس عبرت بگیرد . خلیلی

  8. خاموش سرطان ۱۶, ۱۳۸۹ در ۱۲:۵۸ ق.ظ -

    چهارشنبه ۱۶ تیر۱۳۸۹ ساعت: ۰:۵۸

    سلام دوستان و ناروی غزیز!

    کدام نخبه ای فکری؟ کدام رهبری فکری؟ کدام سیاسیون ؟ کدام فرهنگی کی در چار چوکات نظام استبدادی حاکم بر ما کار کند؟

    برادر! این کدام ها کدام های است کی اکنون بر گرده ما سوار است , آن مزاری نیست کی با تحلیل خود ادبیات وطن را از نوع(مارکسیستی, اخوان المسلمین) تغیر بدهد. هر فریاد اش کتله های عظم از توان برای ما باشد او رفت.

    بعد از رفتن او این همه فقر فرهنگی و ناکامی سیاسی و صدها تراجیک انسانی در پیکر ما وارید گردیده همه مقصیر میراث دار مزاری است, حتی این میراث دار جنگ هزارگی را(بهسود و جاغوری) را در درون پارلمان کشانده است. از این حرف صند صد در صد دارم.

    برادر! ما هم آدم سیاسی داریم و فرهنگی داریم همه چیز داریم اما !

    اما آنها از دست همین ها در گوشه ای خزیده عقده به دل صرف نظاره میکنند.
    و در سکوت تنهائی به سر میبرند(دای فولادی) و غیره.

    اگر آنها وارید عرصه هزارهگی شوند برای ما کار کنند…. پیش از دشمن خود ما آنها ره خفه میکنیم زبان اش ره از حلقوم برون میکنیم…من باور دارم بعد از این در برابر داکتر ناصری سنگر ها آباد میشود….

  9. ناروی سرطان ۱۶, ۱۳۸۹ در ۱۲:۰۹ ب.ظ -

    چهارشنبه ۱۶ تیر۱۳۸۹ ساعت: ۱۲:۹

    سلام دوستان وخاموش گرامی!
    گرچند امروز داعیه دارن مزاری , به صدا,وندای برحق مزاری بخاطر منافع فردی و شخصی خود لبیک نگفته و نمگوید ,
    شما مطمئن باشید راه , را که مزاری ترسیم و تعمیم نمود , بی راهرو نخواهد ماند .
    برای نا بسامانیهای و ناهنجاری های بین خود , دوسطر پاین نوشته فواق الذکرم , حرف های نا گفته را به و جود می اورد ,که ما تا هنوز ما نشده ایم ,واین راه را باید درست پیمود .

  10. محسن زردادی سرطان ۱۶, ۱۳۸۹ در ۲:۰۰ ب.ظ -

    چهارشنبه ۱۶ تیر۱۳۸۹ ساعت: ۱۴:۰

    آقای خرمی گرامی سلام!
    در پی هر محفل ، همایش ، کنفرانس و سمپوزیوم علمی و فرهنگی باید عمل مشخصی وجود داشته باشد تا به تیوریها جان و جنبه عملی داده شود.
    من امید وارم که بالاخره دوستان ایرانی ما ، ما هزاره ها را هم شریک و شایسته ی همان میراث مشترک تاریخی که بخش بیشتر و یا کمترآن متعلق به ما نیز هست ، بدانند.
    و خوب تر از همه برای ما، مارا به اتهام بربریت و … که در آنجا ها معمولست تحقیر ننموده و بخود زحمت دهند تا به ریشه اصلی و اساسی تاریخ ما راه یابند.
    میدانم که اینکار به همان غرور ملی و میهنی دوستان ایرانی ما شاید لطمه بزند که کسی دیگر را در منبع و سرچشمه تمدن ایران باستان ببینند و لی آنچه حقیقت است حقیقت است و به آن باید تن داد.
    درمجموع گزارش خوب و مفصل بود باوجود کمبود وسایل تخنیکی و ضبط صدا و صوتی بازهم به سویه عالی که مشخصه شخص شما است تهیه شده بود.
    ممنون و منتظر همچو گزارشهاو سایر مقالات و نظریات تان!
    مخلص تان محسن

  11. خاموش سرطان ۱۶, ۱۳۸۹ در ۲:۲۷ ب.ظ -

    چهارشنبه ۱۶ تیر۱۳۸۹ ساعت: ۱۴:۲۷

    سلام دوستان و ناروی غزیز بسلامت باشی.

    برادر! از بدو تاریخ تا کنون در کشورما(پتک استان) فرق بین دو کلمه بنوده(ما و من) گاهی بجای ما, من قربانی شده و گاهی بجای من, ما قربانی شده, اگر کسی یا نهادی یا خمعی فرق بین ما ومن ره نفهمد چگونه این من تبدیل به یک خمع از ما شویم ,یک قدرت شویم,یک نیرو شویم…

    در یک وقت مردم ما(هزاره)میخواستند یک اقتداری مثلثی ایجاد کنند, کی شامل سه کشور ایران, پاکستان,پتک استان. همین من ها بود کی مانع شداند. من در کویته آرم هستم دوکان دارم , به من قرار است سیاف یا مسعود وزارت خانه بدهد مزاری است یک خمعی از درد دیده و یتیم.

    برادر! ما < من ها در مقابل خود ها نیرو هستیم متفکر هستیم فیلسوف هستیم مکبت شناس هستیم… در مقابل دیگران(کود) تخم زائی نداریم چون او از قوم صدزائی هست او هیفهمد. سر تعظیم خم میکنیم.

    ملیت ما در(پتک استان) از نظر جغرافیا در یک چهار راهی بسیار خطر ناک واقع میباشیم. اگر به گفته ای تو من تبدیل به ما نشویم در این چهار راهی به درون ملیت های دیگر حضم میشویم بلعیده میشویم همچنان کی شدیم.

  12. خاموش سرطان ۱۶, ۱۳۸۹ در ۳:۰۱ ب.ظ -

    چهارشنبه ۱۶ تیر۱۳۸۹ ساعت: ۱۵:۱

    ادامه .. این چهار راهی در گزر فرهنگ های گوناگون زبان های گوناگون ادبیات های و سیاست های انسانهای و احزاب های سیاسی ,راهی ابریشم, شکم سیر و خالی در گزر همه چیز حتی تریاک و چرس و غیره .

    پس اگر ما قوی نباشیم ما فرهنگ اصیل و زبان شیرین هزارگی ره خود ره احزاب خود ره ولو هر حزب باشه گستریش ندهیم و یک نیروی جازبه و یک, نیروی دافعه با تفسیر و تحلیل و تجزیه نداشته باشیم, پس ما در حق مزاری جفا کردیم ظلم کردیم جلاد شهید مزاری را در انحصار خود آورده خون مزاری پیام نداشته,بر داشتن ۲ نوع ادبیات کاری ساده ای نیست. پس میراث دار اش چی کرده؟ جنگ(جاغوری و بهسود) را در پارلمان کشانده.

    (اگز زینب خون امام حسین را با تاریخ باز گو نمی کرد انقلاب امام حسین یک انقلاب گونگ بوده است)

    برماست خون مزاری را در تاریخ در بشریت باز گو کنیم, گر چند میراث دار مزاری در حق مزاری در حق ما جفا کرده و میکند و خواهم کرد از نام مزاری برای توقف سیاسی خود نه برای توقف اجتماعی خود استفاده میکند آنقسم کی بوده معرفی نکرده.

    چهار راهی یعنی(قوطی نسوار دانی عاشق) اگر تو ۵ روز دان قوطی خود ره باز نکند گنده میشود تو نمکشی دور میندازی پس چهار راهی ما هم با یک تحریم اقتصادی ووو گنده میشویم این ره دشمن خوب میدانند میشود گفت بازی با استراتیجیک.

  13. خرمی سرطان ۱۷, ۱۳۸۹ در ۸:۵۸ ب.ظ -

    پنجشنبه ۱۷ تیر۱۳۸۹ ساعت: ۲۰:۵۸

    دوستان عزیر آقایان خلیلی ، زردادی و خاموش سلام و سالیم باشید . مسرور و ممنونم از این که گزارش به خوانش گرفته اید و مورد پسند تان واقع شده است .
    خلیلی عزیز ، سوگمندانه حق باشماست به قول معروف : گر نگرید طفل کی نوشد لبن ! نباید از کسی گلایه و شکایت داشت راه درست آن است که باید خود ما خود را به دیگران یشناسانیم نه اینکه منتظر لطف دیگران باشیم که ما را آن طور که می خواهیم بشناسند ! میدانید که گاهی خود ما بیش از همه مقصریم و نادانسته آب یه آسیاب دشمن میریزیم ! در اوایل انقلاب وقتی هزاره های کویته وارد عرصه سیاست شدند … پس از تشکیل تنظیم با بوق و کرنا هزاره را به مغول و آن هم چنگیز چسپانده و افتخار هم میکردند درست همان چیزی که اوغان و دیگر هموطنان ما می خواهند اینجا در خارج هم دیگران همانگونه ما را می شناسند که هم وطنان ما به خصوص حاکمان پشتون در طول تاریخ ظلم زای وطن به دیگران معرفی کرده اند تنها به این دلیل که مثلا تشابه اسمی هزاره ها با هزاره در تقسیمات لشکری چنگیز همخوانی دارد و گرنه این مطلب هیچ گونه پایه علمی و تاریخی ندارد .
    خاموش عزیر : سوگمندانه حق باشماست و ملت هزاره بیش از هر وقت دیگر نیازمند یک رهبر واقعی و کاریزماتیک همجون شهید بابه مزاری است و واقعا بعد او جایش خالی خالیست ! و رهبر نما های دیگر هرگز نتوانستند جای او را پر کنند با وجود این نباید زیاد ناامید بود باید امیدوار بود شرایط جدید در نظام جدید با تمام کم وکاستی ها یش به نفع ملت هزاره و دیگر ملیت های محروم است فقط دعا کنیم که و تلاش ی وقفه ک گذشته های درد افزا دیگر باز نگردد !! ادامه …

  14. خرمی سرطان ۱۷, ۱۳۸۹ در ۹:۲۰ ب.ظ -

    پنجشنبه ۱۷ تیر۱۳۸۹ ساعت: ۲۱:۲۰

    آقای زردادی عزیز درود دوباره : به نظرم مشکل در خود ما ، ناتوانی تاریخی ما ، موقعیت جغرافیای سرزمین برفباد ما ، محصور در آوخور سنگی و در محاصره ای دیگران ، نداشتن حامی خارجی ، جیب خالی ما ، کله نیمه خالی ما و… همه حکایتگر ضعف و ناتوانی تاریخی ماست ! و باید پذیرفت که در نظام طبیعت ضعیف پامال است ! ما نباید از هموطنان و نه از همسایگان خود نبایدگله مند باشیم زیرا که در دنیای امروز حرف نخست را منافع ملی کشور ها می زند و به قول معروف : گرگ ار به من شیر دهد میش من است !؟ می دانید که همسایه جنوبی منافع خود را در وجود پشتون می بیند و با تمام توان از آنها حمایت می کند و مهره ای بعدی مهره می سازد تا در این صحنه ای بازی شیطانی برنده او باشد او هرگز افغانستان نیرومند و مستقل و آزاد را نمیتواند در کنار خود تحمل کند زیرا خلاف منافع اوست و… !؟ همسایه شمالی و همسایه غربی منافع خود را در حمایت از تاجیک ها می بیند زیرا هم از نظر نژادی با او اشتراک دارد و هم تنها نیروی سیاسی نظامی است که می تواند در برابر همسایه جنوبی و نوکر خانه زادش دست و پنجه نرم کند درست به همین جهت است که شهید مزاری فریاد می زد : اینجا شعار های مذهبی و عملکرد های نژادی است !؟ این یک واقعیت است اینان حتی برای جلب افکار عمومی مردم خودشان به راحتی دروغ گفته و مسعود و دیگر رهبران تاجیک را شیعه معرفی می کنند و… !؟ پس دوست عزیر قوم مظلوم ما هم در داخل و هم در خارج بد معرفی شده اند و تنها بک راه علاج وجود دارد که ما خود را قوی سازیم و خود در سدد معرفی درست ، علمی مطابق با مستندات تاریخی از خود به دیگران باشیم راهی دیگری وجود ندارد ! توقع از دیگران حتی هم مذهبان ما کاری عبث و بیهوده است چرا که در دنیای سیاست آن چه اصل است منافع است و هرکه منافع کشوری را تامین تواند نور چشم اوست و … !؟ از طرفی خدا را شکر گزاریم که با تمام مصائب جبران ناپذیر تاریخی ، مشکلات های غیر قابل تحمل ، کشتار ها ، آورگی ها ، نسل کشی ها و… هیچ وقت (( روباه پیش گرگ)) نبوده ایم !؟ و این افتخار ماست برای وطن که هرگز در آن روی آسایش وآرامش ندیده ایم !!؟ . بدرود تا درود دیگر ! یاحق .

  15. خرمی سرطان ۲۲, ۱۳۸۹ در ۹:۵۴ ب.ظ -

    سه شنبه ۲۲ تیر۱۳۸۹ ساعت: ۲۱:۵۴

    دوستان عزیز و گرامی آقایان زردادی و خلیلی با سلام و درود فراوان ! امروز پس از مدت ها به وبلاگ بی صائب خودم سر زدم و از دیدن نظرات تان واقعا شرمنده شدم که این همه مدت بی پاسخ مانده است . امید که این تاخیر را به حساب گرفتاری های بی شمار بنده گزارید نه خدائی نخواسته به عنوان بی اعتنائی به دوستان خوبی چون شما !
    آغای زردادی گرامی امید که مشکل مطرح شده تا کنون کاملاَ حل شده باشد .
    آغای خلیلی عزیز در پاسخ عرض می کنم که ما از بیلو دو صادق نام داریم یکی بنام صادق مطهری و دیگری بنام صادق روحانی که هردو نفر تا کنون با اهل و عیال شان در اصفهان زندگی می کنند و موفق نشده اند به سرزمین های دیگر بپرند !.
    بار دیگر از شما ها پوزش خواهم . امید که سلامت و موفق باشید . یا حق .