دل نوشته های کبو تران مهاجر در باره شهید مزاری

مدبریت ۹:۳۰ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش

امروز ۲۰/۱۲/۸۹ گفتم شاید بد نباشد در کنار تحلیل ها و نظریه پردازیهای بزرگان به سخنان کوچتر ها نیز گوش کینم و از دریچه دل آنها نیز نگاه کنیم .نظر نسل سوم یعنی همان های را که ما کوچک می پنداریم اما سخنان بزرک و احساس ذلال به پاکی باران دارند. چند تا قلم برداشتم ومقداری کاغذ و جعبه ای، راهی محل مراسم گردیدم در وردی قسمت خواهران رسیدم از یکی از خواهران خواهش نمودم که این جعبه را داخل مسجد برده و کاغذ ها را میان خواهران تقسیم نمایند تا آنها احساسات شان را در باره شهید مزاری بنویسند بعد از مراسم دلنوشته های خواهران را گرفتم اکنون شمارا به خاندن این دل نوشته های قشنگ و زیبا دعوت می کنم.

یکی از خواهران چنین نوشته بود:

شهدا مظهر استقامت و پایداری هستند. شهدا رفتند تا ما بمانیم یکی از این شهدا مزاری بزرک بود که برای اسلام و مذهب شیعه جانشان را داد. عشق مزاری به وطن و اسلام او را به چنین درجه ای در پیشگاه خداوند رساند. عشق مزاری به وطن و مردمش باعث شد که با منافقین باکسانی که اسلام را نمی خواستند و نژاد پرست بودند بجنگد و سرانجام در این راه جانش را داد و گم نام رفت. ای کاش روزی برسد که همه مردم افغانستان از هر نژاد و قبیله ای که هست عشق به وطن و اسلام را بفهمد و همه برای زنده نگهداشتن نام مزاری و امثال مزاری تلاش کنند و از این شهیدان بزرک درس دینداری و عشق به وطن را یاد بگیرند و برای آبادی و سربلندی زمین عزیزشان تلاش کنند و همه متحد باشند.ای کاش روزی برسد همه مردم افغانستان قدر این خونهای که برای حفظ وطن و دین شان رفته اند بدانند وبیدار شوند و تفکر کنند که اینها برای چه رفتند و برای چه چیزی خونشان را دادند.

به آن روزی که ببنیم، کل مردم افغانستان از هر قبیله و نژادی و مذهب همه باهم برادر باشند و متحد باشند و برای پیروزی کشورشان تلاش نمایند(سمیه توحیدی)

یکی دیگر چنین نوشته بود: پدرعزیزم ای سلطان افغانستان ای پدر که تاج پادشاهیت چشمان نورانیت بود تو پدر ماهستی راضی نباش که فرزندانت خار{خوار}باشد همانطور که نفسهایت و چشمهایت دل دیوان را می لرزاند روح پاکت بهتر از هر آنچه که برزبانم نمی گنجد می تواند وطن را نجات دهد آرمان های تو مثل تکه های زنجیر مردم را متصل می کند و ما را دوباره زنده می کند.

خواهر دیگری اینچنین نوشته بود:

سلامی به وسعت و عظمتت.

چند دقیقه است که قلم در دست، می­خواهم جمله ای برای توصیف شما بیان نمایم اما مگر می­شود .مگرمی­شود عظمت و ایثار و شجاعتت را به تحریر کشید مغزم، زبانم، دستم، از توصیف قاصر است به امید اینکه در آن جهان دست مارا هم بگیری. به خاطراینچنین پدری به شما تبریک می­گویم. (یوسفی)

خواهر دیگر نوشته بود : با تقدیر و تشکر از این برنامه که به یاد رهبر شهید عبدالعلی مزاری هستید. به نظر من اگراین برنامه بزرگتر و در مکان بهتر برگذار شود خیلی خوب می شود و هم چه خوب است در باره کشور عزیز مان و فرهنگش در این مجلس صحبت کنید.جوانان بیشتری در این مجلس شرکت داشته باشند و کاری کنیم که تا یاد رهبر مان را در دل مان جای دهیم

دیگری ادامه داده بود:

ازصمیم دل و باسوز جان با توزینب همدلی و همدردی می­کنم و آرزو می کنم که روزی تلاشهای پدرت زینب جان آرزوی همه ملت مان شود(در این مراسم زینب دختر شهید مزاری نیز مقاله ارایه کرده بود)

خواهر دیگر احساس خود را چنین نوشته بود: تنها یاد گار شهید بزرک مزاری!

ما را نیز در غم خود شریک بدار و بدان که ما هرساله با شرکت در مراسم تجدید میثاق کرده دست از تلاش بر نمیداریم تا آرمان های آن بزرک بابه مزاری به حقیقت بدل شود.

کبوتر مهاجر دیگری گفته بود :

پدر مهربانم سلام !روحت شاد باد. پدر عزیز ملت ،پدر شیعه، پدر مردم مظلوم !پدر جان! پدر می­گویم چون افتخار می کنم که همچی پدری دارم آنهم پدری که این گونه جانش را برای مردمش فداکرد پدر مهربان تا خون در رک دارم به تارهای موهای سرت افتخار می­کنم روحت شاد.

دیگری: بابه جان فکر ما و ذکر ما تمام دنیا و دعای ما این است که بابای ما، کشد دست مهربانش برسر ما .ای بابای خوبم! دعایم کن با روح پاکت صدایم کن.

 دیگری :

پدر ملت سلام، پدر مظلومان سلام،سلام بر قطره های خونت،سلام بر استخوان های شکسته ات،سلام بر یاران باوفایت، من به عنوان یک شیعه افغانی به چنین پدری افتخار می کنم روحت شاد باد و راهت را ادامه می­دهم (زینب فهیمی کلاس دوم )

خواهر دیگر:

حال که فرصتی پیش آمده و مردم مهاجر دورهم جمع می شود چقدر عالی می شد که هر چه بشتر درمورد مشکلات افغانستان ،نیاز مردم افغانستان ،نیاز کشور افغانستان صحبت شود مزاری رفت اما ما که مانده ایم، راه اورا در پیش گیریم راه او راه آبا
دی کشور ،اتحاد مردم، همه چیزهای که یک کشور متعالی و آنچه لایق مردم افغانستان است در مورد این چیزها هر چه بیشتر صحبت و مورد توجه قرار گیرد که نیاز مردم حال است مزاری دوست ندارد فقط هر سال برای او سالگرد بگیریم بلکه دوست دارد راه او را ادامه دهیم.

دیگری:

به نظر من مزاری نمونه ای یک انسان کامل است که باتمام وجود برای استقلال افغانستان کوشید تا جایی که جان خود را در راه افغانستان فدا کرد.

دیگری: بسمه تعالی

۱۶ سال از عروج ملکوتی ات می گذرد مردم افغانستان در غم ازدست دادنت خون می گیریند.یاد و نامت گرامی راهت پر رهرو باد.

دیگری :

به نظرمن مزاری مرد خوبی بود و باتمام وجود در راه عزت افغانستان کوشید و تمام آرمان های خود را سربلندی افغانستان مید انیست.امروز باید با تمام وجود در راه آزادی افغانستان بکوشیم.

دیگری:

با عرض سلام با تقدیر و تشکر جهت برگزاری این مراسم. بسیارعالیه که ما در این ملک مهاجرت بتوانیم بیاد رهبر شهید باشیم و مراسم برگزاری کنیم اما به نظر من اگر مکان برگزاری این مراسم در جای بهتر باشد و از اهل علم و فرهنگ چون دانشجویان و دانشمندان و فرهنگیان دعوت عملی و جدی به عمل آید بسیار موثر و با شکوه تر خواهد بود.

خواهر دیگر:

سلام پدر جان شما پدر همه ما هستید رهبری و سر پرست همه مردم ما هستید به خصوص مردم مظلوم .پدر جان وقتی شما به شهادت رسیدید من فقط یک دختر بچه پنج ساله بودم اما هیچگاه فراموش نمی کنم که وقتی شما، ما را ترک کردید وقتی ما یتیم شدیم ،غم سنگین بر خانهایمان وارد شد و مانند ابر خورشید قلبمان را پوشاند و تیره وتار کرد پدر جان وقتی عکسهای شهادت مظلومانه­ی شما را می بینیم جگرم آتش می گیرد وقتی چهره نورانی و معنوی شما را می بینم بغض سنگین در گلویم گیر می­کند . پدر جان شما برای حقیقت آرمان های بزرکی به شهادت رسیدی پس از خدای یزدان می خواهم که تا پس از خدای یزدان می خواهم که تا حال که ۱۶ سال از شهادتان می گذرد همچنان ما بتوانیم خون پاکت را حفظ کنیم و راهت را ادامه دهیم به امید روزی که در تمام افغانستان در سو سوی آن اهداف به حقیقت پیوسته باشد.انشاء الله.

دیگری: من زیاد بلد نیستم چیزی رو با مقدمه شروع کنم ولی شاید حرف دل نیازی به مقدمه نباشد از زمانی که بچه بودم خانواده ام از شما و از فداکاری های شما حرف میزد با اینکه نمی­دونیستم شما که هستی یا چه شکلی هستی ولی یه تصویر خوب شما توی ذهنم داشتم و بهتون فکر می کردم از شما ممنونم که باشهادتون ثابت کردید که مردم هزاره از بقیه نژادها چیزی کم ندارد علاقه من به شما به دلیل چشم و ابروی شما نیست بلکه به اخلاق و رفتاری که داشتید مرا علاقه مند خود کردید کاش انسان های مثل شما پیدا می شد الانم از این اوضاع نجات دهد من دفعه ای اولمه که میام توی مراسم ولی از این ببعد سعی می کنم همیشه تو این مراسم شرکت کنم چون به نظر من ارزش اینروه داره که با این کارم یاد شما را زنده نگهدارم نه من بلکه همه به همین دلیل در این مراسم شرکت می کنند ازتون ممنونم که اون همه درد رو تحمل کردی و پای عهد تون موندید امید وار که تمام بچه های هزاره نیز شما را الگو قراردهند و راه شما را پیش گیرند. به امید آن روز (رضایی)

این بود دل نوشته های دختر بچه های مهاجر که امروز در مراسم سالگرد شهید مزاری و یاران باوفایش در مسجد زین العابدین قم آمده بودند.

گفتنی است مراسم باشکوه و با حضور گرم مردم همراه بود .

+;نوشته شده در ;جمعه بیستم اسفند ۱۳۸۹ساعت;۲۱:۳۰ توسط;مدیریت بخش خدای داد -غفوری; |;

1,290بازدید

کامنت بسته شده است.