دموکراسی!

مدبریت ۵:۵۹ ب.ظ ۶

بنام خداوند!

نشکنید این نهال خجسته را!

 از نشست تاریخی بن در کشور آلمان  بیش از یک دهه میگذرد.نشست که کارد سلاخی دهشت انگیز ترین حاکمیت  ارتجاعی مذهب و قبیله   در قرن بیست  و یک را  از گلو میلیونها انسان در سرزمین افغانستان  برداشته،  و امید به زنده بودن را در وا پسین رمق های باز مانده در زنده گی  آنها جاری نمود. که، افغانستان قبل از  نشست بن را حقیقتا گورستان انسانیت باید نامید!

نشست  بن  زمینه ساز باز گشایی  روزنه عبور از بن بست  “حاکمیت استبدادی ارتجاع “، به سوی حاکمیت مدنیت و دموکراسی، به سوی ایجاد فضای سالم و انسانی،  برای مردم افغانستان در عرصه ملی و بینالمللی بوده است.

 نشست بن؛ پایان یک فاجعه انسانی، پایان مرگ اخلاقی یک جامعه؛ پایان یک نسل کشی تمام عیار، یعنی مرگ استبداد و زدودن لکه ننگ از پیشانی بشریت در قرن بیست و یک به حساب میرود!

نشست بن، بخش از آغاز یک نبرد پر مسئولیت و خطیر  جهانی علیه پدیده شوم ارتجاع، رادیکالیزم و تروریزم بینالمللی بوده ؛  که در این نبرد مقدس  جامعه جهانی  با هزینه های هنگفت مادی و معنوی در کنار قربانیان هلو کاست استبداد قبیله و مذهب در افغانستان حضور عینی و فیزیکی خویش را عملا ثبت تاریخ نمودند .

نشست بن آغاز یک صف بندی دیگر میان  عدالت و استبداد،جهالت و دموکراسی در تاریخ بشریت و بخصوص در تاریخ  استبداد زده افغانستان به حساب می رود.

 و؛ نشست بن اعلام همدردی  جهانی با ملت و مردمی که بیش از چندین سده  قربانی شدید ترین جنایات علیه بشریت بوده اند.

و؛ نشست بن، تعهد اخلاقی جامعه دموکراسی درقبال مسئولیت انسان بودن ، بیدار بودن و با درک بودن و با احساس و شعور بودن؛  این یعنی انسان متمدن در قرن حاضر…

و؛ در امر تطبیق  این تعهد، هرآن که بیشتر صداقت ی بر تعهد خویش داشته است، بدون شک قربانی بیشتری را  در پیشگاه  منزلت انسان و آزادی وی به ودیعه گذاشته است!

اگر نشست بن در  طرح و برنامه ریزی  کشور های مقتدر و بشر دوست جهان( جامعه دموکراسی) جهت زدودن غده  سرطانی  طالبانیزم و مهار ارتجاع در افغانستان به اجرا گذاشته نه میگردید؛  حال مردم  و ملت دردمند و در هم شکسته افغانستان در کدامین گونه وضعیت  قبرستان گونه، حیات به سرمی بردند؟؟!!

بدون شک اگر دستان بزرگ و قدرتمند آزادی و بانیان دموکراسی، بر اساس درک و مسئولیت تاریخی خویش جسورانه و ریسک آمیز از آنسوی مرزها در چو کات سربازان صلح و امنیت، فرزندان   خویش را در  وادی طاعون زده استبداد  به استمداد مردم افغانستان رهنمون نه مینمودند؛ ملیت های تحت ستم،بخصوص ملیت هزاره  در آتش کینه و حیله  استبداد و جهالت  در یک نسل کشی هدفمند  دیگر، تا حال به اضمحلال میرفتند.

 میخواهم خاطر نشان بنمایم که: ضعف هزاره ها در معاد لات قدرت و سیاست در افغانستان، ناشی از چگونه گی کمیت و  مقدار کتله نیروی انسانی ان ها نه بوده، بلکه ناشی از عدم شناخت و تدبیر ان ها  در چگونه گی روند  اعمال سیاست گذاری ها در تاریخ این کشو بوده است.

 نشست بن، آغاز یک تعهد اخلاقی جامعه جهانی در قبال افغانستان ی در حال احتضار!        و؛   جوامع دموکراسی در قبال این تعهد تا حال صادقانه، وفادار بوده اند!

 آبیاری نهال آزادی در افغانستان توسط اهدا خون فرزندان آنها در گوشه و کنار این سرزمین گواه بر صداقت این مدعا  میباشد!! خون فرزندان این جوامع نهال دموکراسی را در بادیه به آتش کشیده شده استبداد (افغانستان) به آبیاری گرفته اند.

کشور های تعهد کننده،   در حالیکه خود با انبوه مشکلات تورم اقتصادی دست و پنجه نرم مینمایند. و بر اساس همین تورم شهروندان شان رنج برده و هر روز معترض تر میگردند.اما؛ ان ها باز هم  در امر تعهد شان همچنان تا  پابرجا و وفا دار میباشند!

  ارمغان دموکراسی و  جاری ساختن ان در پیکره نیم جان و استبداد زده  حیات سیاسی و  اجتماعی جامعه افغانستان، برای جوامع خارجی  متعهد در  امر نهادینه سازی این اصول ، حقیقتا هزینه های بس سنگینی را درپی داشته است. اگر  بار پسیکولوژی و تاثیرات روانی این  امر  را نا دیده انگاشته و فقط بر خسارات مالی و تلفات نیروی انسانی ان مکث ی  بنماییم، به اعداد و ارقام قابل توجه یی بر میخوریم.  

 بر اساس گزارش انستیتو ت تحقیقاتی بروان در ایالت متحده امریکا، کشور امریکا از آغاز حضور نظامی خویش در سرزمین افغانستان بیش از چهار تریلیون دلار صرف هزینه  نظامی  نموده، و همچنان در این نبرد بیش از  شش هزار نفر قربانی پرداخته و بیش از پنجاه هزار نفر از نیرو های کمک کننده این کشور در افغانستان معیوب گردیده  اند.

آمار  فوق خون بهای آزادی ملت ما است که،  از جانب ملت های بزرگ با اندیشه ها ی بزرگ تر و جهانی، در این برهه از تاریخ برای مردم ما اهدا میگردد.

 حال بر قشر درد دیده، باشعور و باورمند به امر دموکراسی  در کشور ما است تا دست آورد های ولو اندک موجود را که به قیمت جان فشانی سربازان آزادی به دست آمده است، آنرا کم بها نداده و در پی غنامندی آن مساعی صادقانه بخرج دهند.

 *  *  *

ده سال نبرد پیگیر جامعه جهانی؛ ده سال خون دل خوردن ان ها؛  و؛  ده سال بزرگ ترین قدرت جهانی در کنار مان!

 و ما در کجا موقعیت داریم؟؟

تلاش در جهت زنده شدن مان؛ جهت به تحرک وا داشتن مان؛ جهت سر پا ایستاده شدن مان، ره به جایی نه برده؛ و ما همچنان از همان حالت  لش بودن  خوی

1,385بازدید

۶ دیدگاه »

  1. سخن مردم سنبله ۱۶, ۱۳۹۰ در ۱۰:۲۰ ق.ظ -

    چهارشنبه ۱۶ شهریور۱۳۹۰ ساعت: ۱۰:۲۰

    بگیر که نگیرد==
    حکومت نامشروع وتبعیضگرا با وزیرهای قوم پرست تر خود به جای اینکه به مردم محروم و پناهنده به کابل، به صورت مجانی در ماستر پلان شهر کابل زمین مسکونی بدهد برعکس، برای انحراف افکار عمومی و توجیه تبعیضهای غیر انسانی خود شهرک های ساخته شده توسط مهاجرین بی پناه را غیرقانونی خواند شهرکهای مردمی که به قیمت جان شان از رابطین دولت بی نهایت فاسد و خائن زمین خریده اند و بدون هرگونه خدمات دولتی ساخته اند.
    دراین کشور متعفّن و آلوده تر ازهرآلوده ی حکام تبعیضگرا وقاچاقبر آنقدر چشم سفید شده اند که به جای خدمت به مردم بیچاره هرسال با بهانه های مختلف خون مردم را کامل می می کند و از ضعف و پراکندگی و بی کسی مردم ما به شدت سوء استفاده می کند.
    دولت باید حتما به هرخانوار ساکن در کابل زمین قانونی و تحت ماسترپلان با تمام امکانات شهری مجانی بدهد وخسارت وقیمت زمینهای ساخته شده در شهرکهای به قول خودشان غیر قانونی مردم ما را نیزبپردازد.
    دولت بی شرم و کور وکر، سالهای گذشته که در چندقدمی کاخ رئیس جمهورگفتنی شهرک غیرقانونی از مجبوری و بی زمینی ساخته می شد، نمی دید؟ چرا برای مردم بی سرپناه زمین در شهرکهای قانونی نداد و جلو ساخت شهرکهای به گفته خودشان غیرقانونی را نگرفت؟
    اینجا را بادقت بیبینید که چگونه چشم سفیدی می کنند http://www.afghanpaper.com/nbody.php?id=26575

  2. یک وطندار سنبله ۱۷, ۱۳۹۰ در ۱:۱۵ ق.ظ -

    پنجشنبه ۱۷ شهریور۱۳۹۰ ساعت: ۱:۱۵

    تشکر بسیار تشکر

  3. نصیر سنبله ۲۰, ۱۳۹۰ در ۱۱:۵۲ ق.ظ -

    یکشنبه ۲۰ شهریور۱۳۹۰ ساعت: ۱۱:۵۲

    واقعاً که به گفته خیام: " آواز دهل شنیدن از دور خوش است!! "

  4. عادل سنبله ۲۰, ۱۳۹۰ در ۴:۳۵ ب.ظ -

    یکشنبه ۲۰ شهریور۱۳۹۰ ساعت: ۱۶:۳۵

    نصیر جان برار کارد ملا عمر شاید از یاد تو رفته و یا هم شاید شما خودتان….

  5. نصیر سنبله ۲۱, ۱۳۹۰ در ۲:۲۶ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۱ شهریور۱۳۹۰ ساعت: ۱۴:۲۶

    لومانی گرامی؛ برعکس نظر مبارک شما، من کارد ملا عمر را همین اکنون برشاهرگ حیات و حرکت خود و همه مردم افغانستان احساس میکنم، که با خیمه شب بازیهای همین بانیان " بُن" که جناب شما آنهمه مدح و ثنایش میکنید، تیزتر شده؛ و به همین خاطر از توصیه های تان درحفظ نهال خجسته دموکراسی تعجبم میگیرد؛ چون می بینم که این نهال خجسته، درین ده سال همواره برای ما میوه تلخ داده است!
    باور ندارید به فرار مردم بخصوص جوانان افغان، از خشکی و دریا به خارج ازکشور بنگرید که دسته دسته از زیر چتر امنیت و دموکراسی طرح شده در بن شما، بیرون میپرند!!
    لازم نیست که نان را ارباب بخورد و شکرش را ما بکشیم!!!

  6. میراحمد لومانی سنبله ۲۲, ۱۳۹۰ در ۱:۵۶ ب.ظ -

    سه شنبه ۲۲ شهریور۱۳۹۰ ساعت: ۱۳:۵۶

    جناب نصیر گرامی سلام!
    شما واضح بفر مایید به جای گزینه معادلات بن، چی گزینه دیگری را برای مردم بدبخت مان پیشنهاد مینمایید؟
    دوم شما دموکراسی را در درون غژدی کوچی جستجو نکنید، و هم چنین در افغانستان. افغانستان کنونی تا حال صحنه نبردمیان دموکراسی و ارتجاع میباشد.که ارتجاع در قالب های گوناگون کوشش دارد تا کشور مملکت و مردم را به قهقرا نگهدارد و نیرو های طرف دار دموکراسی سعی بر نجات این کشور از همین رهگذر جنگ دوام دارد.
    شما از فرار جوانان حرف زده اید. دوست من خوب دقت نمایید جوانان از کیها در حال گریز میباشند و به کیها پناه میبرند. در گفته ها جناب شما تناقض وجود دارد تامل کنید . ممنون شما